امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1193
بت‎پرستي نقطه مقابل خداپرستي
قرآن كريم اين كتاب هدايت بر اساس نيازمندي‎هاي تربيتي مردم در معارف و موضوعات گوناگون آمده است و همة آياتش هماهنگ، خالي از هرگونه تضاد و اختلاف مي‎باشد، اما به شرطي كه در مطالعة آن به آيات ديگر و ارتباط شان با همديگر، شأن نزول‎ها، روايات اسلامي و... نيز توجه شود وگرنه با رعايت نكردن اين موارد چه بسا خيال مي‎شود كه قرآن سخنان ناهماهنگ و ضد هم دارد و شايد بر اثر همين بي‎توجهي بوده كه سايت افشا تصور تناقض در قرآن را در سر پرورانده و گفته است: خداوند در سورة كافرون به پيامبرش دستور مي‎دهد كه به بت‎پرستان بگويد: هرگز خداي آنان را نخواهد پرستيد و آنان نيز خداي پيامبر را نمي‎پرستند.[1] ولي در آيات ديگر قرآن آمده است كه آنها خدا را قبول داشتند، پس قرآن متناقض حرف مي‎زند.[2]
در نقد و اثبات هر مطلبي بايد ديد كه اين مطالب در بيان چه چيزي هستند و آن چه در سورة كافرون آمده اين است كه عدّه‎اي از بت‎پرستان قريش، پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ را ديده و پيشنهاد كردند براي برطرف كردن كينه‎ها بين مسلمين و مشركان بيا خدايان‎مان را روي هم بريزيم، ما خداي تو را يك سال بپرستيم و سال ديگر تو خدايان ما را بپرست، دوباره به همين ترتيب.
در اين صورت اگر خدايان ما حق بود تو بي‎بهره نمانده‎اي و اگر خداي تو حق باشد ما هم سودي از آن برده‎ايم. خداي متعال در پاسخ اين پيشنهاد، سورة كافرون را نازل كرد كه بگو: اي كافران نه من خداي شما را مي‎پرستم و نه شما خداي مرا خواهيد پرستيد و.... .[3]
بنابراين بت‎پرستان هيچ وقت خداي متعال را عبادت و اطاعت نمي‎كرده‎اند و لذا رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ‌ با صراحت اعلام موضع كرده و فرمود: شما بت‎پرستان با اين لجاجتي كه داريد و با تقليد كوركورانه از پدران‎تان و با منافع‎ سرشار نامشروعي كه از بت‎پرستي داريد، هرگز حاضر به خدا پرستي خالص از شرك نخواهيد شد. و از اين سوره و آيات ديگر قرآن به روشني استفاده مي‎شود كه توحيد در عبادت، يك حقيقت غير قابل انكار بوده و هيچ انسان انديشمند و متفكري به خود اجازه عبادت غير خدا را نمي‎دهد و پيامبران نيز بايد واكنش نشان داده و بگويند: «قل افغير الله تأمروني اعبد ايها الجاهلون» آيا به من دستور مي‎دهيد كه غير خدا را عبادت كنم! اين خواسته جز از افراد نادان پيشنهاد داده نمي‎شود و مورد پذيرش نيست.[4] تنها شبهه‎اي كه در اينجا به ذهن مي‎آيد اين كه مگر بت‎پرستان منكر «الله» بودند؟‌در حالي كه قرآن به صراحت اعلام مي‎دارد اگر از اينها سؤال شود كه جهان هستي را، آسمان و زمين را و انسان‎ها را چه كسي آفريده است، البته خواهند گفت: «الله»[5] با اين وجود، چگونه پيامبر اسلام قاطعانه اعلام مي‎دارد كه من هرگز خداي شما را نخواهم پرستيد و شما نيز خداي مرا نمي‎پرستيد؟
در پاسخ مي‎گوييم: در حوزة كافرون بحث در خالقيت نيست كه اشكال شود بت‎پرستان نيز خالق بودن الله را قبول داشتند، بلكه مسئله عبادت است و روشن است كه بت‎پرستان هر چند «الله»‌ را خالق هستي مي‎دانستند، ولي باورشان بر اين بود كه پرستش خالق لازم نيست و تنها مي‎توان بت‎هاي خود ساخته و بي‎جان را عبادت كرد تا اينها شفيع ما باشند،[6] چنانچه خداوند متعال فرمود: «آنها غير از خدا، چيزهايي را مي‎پرستند كه نه به آنان زيان مي‎رساند و نه سودي مي‎بخشد و مي‎گويند: اينها شفيعان ما نزد خدا هستند. بگو: آيا خدا را به چيزي خبر مي‎دهيد كه در آسمان‎ها و زمين سراغ ندارد؟ او منزه و برتر است از آن همتاياني كه قرار مي‎دهند.[7]
اينجاست كه قرآن كريم خط بطلان بر اوهام و پندارهاي آنها كشيده و اعلام مي‎دارد كه: «آنها غير از خدا، موجوداتي را مي‎پرستند كه هيچ روزي را براي آنان نمي‎رسانند و توان اين كار را ندارند.[8]
بنابراين بت‎پرستان هيچ وقت خدا را پرستش نمي‎كردند تا گفته شود قرآن سخنان ضد و نقيض دارد هر چند خالق بودن خدا را قبول داشتند و اين از عجائب كارهاي بشري است كه خالق هستي را قبول مي‎كند، اما او را مدير،‌مدبر، روزي رسان و سزاوار عبادت نمي‎داند، قرآن كريم نيز از اينها مي‎پرسد: «فانّي يوفكون»[9] پس چگونه از عبادت خالق جهان سرباز مي‎زنيد و سپس خود جواب داده و براي عبرت ديگران گوش‎زد مي‎كند كه «بل اكثرهم لا يعقلون»[10] اينها افرادي بي‎فكر و بي‎انديشه هستند و جمود و تحجر نمي‎گذارد كه دست از خرافات بردارند و به جاي پذيرفتن حقيقت، در آيات الهي مجادله كرده و از راه حق منحرف مي‎شوند.[11]
[1] . كافرون / 3.
[2] . ر. ك: لقمان / 25، عنكبوت / 61 و 63؛ زمر / 38؛ زخرف / 9 و 87.
[3] . طباطبايي، محمد حسين، الميزان، ترجمه: محمد باقر موسوي، قم، اسلامي، 1363 هـ . ش، ج 30، ص 648.
[4] . زمر / 64، و ر. ك: مكارم شيرازي، ناصر،‌نمونه، تهران، دارالكتاب الاسلاميه، ج 27، ص 385.
[5] . ر. ك: لقمان / 25،‌عنكبوت / 61 و 63، زمر / 38، زخرف / 9 و 87.
[6] . تفسير نمونه، ج 27،‌ص 387.
[7] . يونس / 18.
[8] . نحل / 73 و ر. ك: هود / 109؛ حج / 71؛ فرقان / 17 و 55؛ صافات / 22؛ زخرف / 45 و... .
[9] . ر. ك:‌ عنكبوت / 61، زخرف / 87.
[10] . عنكبوت / 63.
[11] . غافر / 69 و ر. ك: ترجمة الميزان، ج 16، ص 223 و نمونه، ج 16، ص 336.
فرج الله عباسي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :