امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1150
آفرينش براي تكامل
دربارة هدف آفرينش در آيات قرآن، بيانات مختلفي آمده كه در حقيقت هر كدام به يكي از ابعاد اين هدف اشاره دارد از جمله مي‎گويد: «من جن و انس را نيافريدم، مگر اين كه مرا پرستش كنند»[1] يعني در مكتب بندگي و عبادت تكامل يابند و به عالي‎ترين مقام انسانيت برسند. در جاي ديگر مي‎خوانيم: «آن خدايي كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان بهتر عمل مي‎كنيد.[2] و باز مي‎فرمايد: «براي پذيرش رحمت،‌رحمتي آميخته با هدايت و قدرت تصميم‎گيري، مردم را آفريد.»[3] و همه اين خطوط به يك نقطه منتهي مي‎شود و آن، پرورش، هدايت، پيشرفت و تكامل انسان‎هاست كه هدف نهايي آفرينش محسوب مي‎شود، هدفي كه بازگشتش به خود انسان است نه خدا، زيرا خداوند وجودي بي‎نهايت از تمام جهات است و چنين وجودي كمبودي ندارد تا بخواهد با آفرينش خلق، آن را برطرف سازد. بي‎توجهي به هدف نهايي از آفرينش سبب گشته برخي همانند سايت افشاء تصور كنند كه آية 56 سورة ذاريات كه مي‎گويد: من جن و انس را براي پرستش آفريدم با آية 179 سورة اعراف در تناقض است كه مي‎گويد:‌به يقين گروهي را از جن و انس براي دوزخ آفريديم.
مفسران در حل ظاهري اين تناقض مي‎نويسند: اگر آيات قرآن را كنار هم قرار داده و از سطحي‎نگري پرهيز كنيم پاسخ اين اشكال روشن مي‎شود، زيرا وارد دوزخ شدن جن و انس يك هدف نيست،‌بلكه بعد از آمدن نشانه‎هاي هدايت، اگر كسي برخلاف آن مسير حركت كرد گرفتار عذاب الهي خواهد شد برخلاف بندگي كه هدف اصلي براي رسيدن به تكامل است و بهترين دليل براي هدف نبودن ورود به دوزخ، صفاتي است كه براي گروه اهل جهنم و بهشت در همين آيات مي‎خوانيم و نشان مي‎دهد كه كارهاي خودشان سرچشمه اين گروه‎بندي مي‎باشد و اين صفات چنين ترسيم شده است: «آنها دل‎هايي دارند كه با آن انديشه نمي‎كنند،‌چشماني دارند كه با آن نمي‎بينند و گوش‎هايي دارند كه با آن نمي‎شنوند، آنها هم چون چارپايان و بلكه گمراه‎ترند، اينان غافلانند. و براي خدا نام‎هاي نيكي است،‌خدا را با آنها بخوانيد و آنها را كه در نام‎هاي خدا دست‎برد مي‎زنند،‌رها سازيد، آنان به زودي سزاي كارهاي خويش را خواهند ديد و از آنها كه آفريديم گروهي به حق هدايت مي‎كنند و به حق اجراي عدالت مي‎نمايند.»[4]
از اين آيات به روشني استفاده مي‎شود اگر هدف از آفرينش جن و انس، دوزخ بود چگونه گروهي از آنها به سوي حق رفته و ديگران را نيز راهنمايي كرده و عدالت را اجرا مي‎كنند و به تعبير ديگر خداوند طبق صريح آيات مختلف قرآن، همه را پاك آفريده و اسباب سعادت و تكامل را در اختيار همگي گذاشته است ولي گروهي با اعمال خويش خود را نامزد دوزخ كرده و سرانجام شوم و تاريك را اختيار كردند و گروهي با كارهاي شايسته، خود را نامزد بهشت مي‎سازند و عاقبت كارشان خوش‎بختي و سعادت است.[5]
آري عالم هستي دانشگاهي است براي تكامل بشريت در زمينة علم، پرورش‎گاهي است از نظر تربيتي براي تهذيب نفس،‌تجارت خانه‎اي است براي كسب درامدهاي معنوي و سرزمين زراعت پرباري است براي پرورش انواع محصولات، ‌براي همين قرآن كريم از يك سو به اصل داشتن هدف آفرينش اشاره دارد و از سويي اين هدف را به طور مشخص بيان مي‎كند و لذا در آياتي براي اثبات هدف‎دار بودن مي‎گويد: «آيا انسان گمان مي‎كند كه مبهم و مهمل آفريده شده و بيهوده رها مي‎شود.» و «آيا چنين پنداشتند كه ما بيهوده شما را آفريديم و به سوي ما بازگشت نمي‎كنيد.»[6] و سپس اين هدف را توضيح مي‎دهد كه بندگي خدا و رسيدن به تكامل راز آفرينش است. آنجا كه مي‎فرمايد: «من جن و انس را نيافريدم مگر براي پرستش» بنابراين هيچ تناقضي بين آيات آفرينش وجود ندارد چرا كه اصل آفرينش براي تكامل بشريت بوده، ولي هر كس حقيقت را قبول نكند گرفتار عذاب الهي مي‎شود كه اين هم در كنار اهداف اصلي آفرينش لحاظ شده است نه اين كه از اول خداوند عدّه‎اي را براي دوزخ بيافريند و لذا در همين آيه 179 سورة اعراف پنج خصوصيت براي اهل دوزخ شمرده است: قلبي نفهم، چشم ظاهربين، گوش ناشنواي حقيقت، همانند چارپايان كه به فكر تعالي روح نيستند، غفلت.[7]
از سوي ديگر آيات فراواني وجود دارد كه مي‎رساند خلقت بشر براي دوزخ نبود، بلكه اهل دوزخ خود به بيراهه رفته و نتيجه كج راه رفتنشان را مي‎بينند چرا كه خداوند انگيز بعثت پيامبران را چنين ترسيم مي‎كنند: «ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر براي اينكه به فرمان خدا از وي اطاعت شود...»‌و «ما اين آيات را به صورت‎هاي گوناگون براي آنان بيان كرديم تا متذكر شوند، ولي بيشتر مردم از هر كاري جز انكار و كفر ابا دارند.» و «ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم به آنها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.» و....[8]
همة‌ اين آيات بيانگر اين است كه خداوند براي دوزخي كردن، كسي را نيافريده، بلكه اين انسان‎ها هستند كه با بيراهه رفتن، خود را گرفتار عذاب مي‎كنند.[9] و چنان راه‎هاي سعادت را بر خود مي‎بندند كه گويا براي رفتن به دوزخ آفريده شده‎اند زيرا چارة ديگري نمانده است.
[1] . ذاريات / 56.
[2] . ملك / 2.
[3] . هود / 119.
[4] . ر. ك: اعراف / 181 ـ 179.
[5] . مكارم شيرازي، ناصر؛ نمونه، تهران،‌دارالكتب الاسلاميه، ج 7، ص 20.
[6] . ر. ك: قيامت / 36 و مؤمنون / 115.
[7] . طيب،‌عبدالحسين،‌اطيب البيان في تفسير القرآن،‌تهران،‌اسلام ، ج 6،‌ص 35 .
[8] . نساء / 64، فرقان / 50، حديد / 25 و...
[9] . طبرسي،‌فضل؛ مجمع البيان، بيروت، دارالمعرفه، ج 6،‌ص 772 و تفسير هدايت، ترجمه: گروهي از مترجمان، مشهد، آستان قدس، ج 3، ص 424. و ر. ك: اعراف / 183 ـ 179.
فرج الله عباسي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :