امروز:
پنج شنبه 4 خرداد 1396
بازدید :
1231
عزاداري آري، خرافات هرگز!
برپايي مراسم عزاداري سالار شهيدان، حضرت حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ از ديرباز تاكنون ادامه دارد. اين مراسم ريشه در اعتقادات اصيل ملت ايران دارد. اما با اين همه برخي درصددند تا اصل اين واقعيت را انكار نموده و ريشة اين مراسم را به مسائل موهوم و بي‌مستند متصل سازند. از جمله در يكي از سايت‌ها در اين مورد آمده است: «در زمان صفويه، وزير امور روضه خواني و تعزيه داري به اروپاي شرقي رفته و دربارة مراسم ديني و تشريفات مذهبي آنجا تحقيقاتي نمود. ايشان بسياري از سنتهاي آنجا را به ايران آورد و توسط روحانيون وابسته به دستگاه حكومتي، آن را با رسوم و قوانين تشيع تطبيق داد... تعزيه گرداني، شبيه سازي، علم و كتل و شمايل كشي، معركه گيري، قفل بندي، زنجير زني و تيغ زني، سنج زني و نوحه سرايي، نمونه هايي از آن مراسم هاي وارداتي بودند..»!
مشاهده مي‌‌‌‌‌شود كه نويسنده در صدد است برپايي مراسم ويژة عزاداري را ساخته و پرداخته حاكمان صفوي، و يك امر تزريقاتي و وارداتي آن هم از اروپاي شرقي!! قلمداد كند بدون آن كه سند متقني بر مدعاي خود ارائه دهد. در اين مقال خواهم كوشيد تا بطلان ادعاي مطرح شده را اثبات كنم:
1. اصل عزاداري براي اهل‌بيت، نه ساخته و پرداختة ذهن كسي است و نه آن كه يك امر وارداتي به شمار مي‌آيد. بلكه اين مسئله ريشه در سنت اهل‌بيت و كلام آن بزرگواران دارد و ملت ما با تأسي از فرمايشات خاندان عترت، اين مهم را گرامي مي‌دارند و آن را با شكوه برگزار مي‌كنند، در فرهنگ ديني ما، يكي از برنامه‌هايي كه نشان دهندة پيوند و دوستي شيعه با اولياي دين و امامان معصوم است، عزاداري است. عزاداري از آغاز، با دستور و تأكيد و توصية خود پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و امامان شكل گرفته و رفته رفته ميان امت وفادار به خاندان پيامبر و علاقه مندان به عترت به صورت يك «سنت ديني» درآمده است. سابقة عزاداري و سوگواري بر مظلوميت خاندان پيامبر، بسيار ديرينه است. خود پيامبر و حضرت علي و فاطمه زهرا و فرشتگان و كروبيان و جن و انس بر مظلوميت «آل الله» گريسته و مجلس عزا برپا كرده‌اند، انبياي گذشته هم كه پيش از به وقوع پيوستن حادثة عاشورا و مصائب خاندان پيامبر مي‌زيستند. چون از اين ماجراها آگاه شدند، اشك ريختند. اما بعدها اين مراسم عزاداري به شكل و شمايل خاص صورت پذيرفت كه هر چند برخي از آنها از ديد اسلام مطرود و نادرست است اما برخي ديگر از آنها نيز مورد تأييد اسلام بوده است در اين مورد به ذكر برخي از اين موارد اشاره مي‌‌‌‌‌شود:
1 ـ 1. دسته روي: پيش از قرن چهارم، برگزاري مراسم عزاداري براي امام حسين ـ عليه السّلام ـ آشكار نبود و پنهاني انجام مي‌گرفت. اما از اوائل قرن چهارم به بعد، عزاداري‌ها از گوشة خانه‌ها و كنج خفا بيرون آمده و عيان گشت و پديداري آن به صورت دسته جمعي و با حركت هيأت‌هاي عزاداري در خيابان‌ها نمايان شد و شيعيان در اين ايام به صورت آشكار به عزاداري پرداختند. مرحوم كاشف الغطاء در اين مورد مي‌نويسد: «... آغاز بيرون آمدن دسته‌هاي عزاداري براي سيدالشهدا بيش از هزار سال، در زمان معزالدوله و ركن الدوله بود، كه دسته‌هاي عزاداران، در حالي كه براي حسين ـ عليه السّلام ـ ندبه مي‌كردند و شب مشعل‌هايي به دست داشتند، بغداد و راه‌هايش يكباره پر از شيون مي‌شد. و اين به نقل «ابن اثير» در تاريخ خودش، اواخر قرن چهارم بود...»[1]
1 ـ 2. نوحه سرائي: نوحه سرائي و نوحه خواني نيز در زمان اهل‌بيت رواج يافت. تأكيد فراوان پيامبر و امامان شيعه در مورد گريستن بر اهل‌بيت به ويژه حضرت سيدالشهداء و ياد كردن مصائب خاندان پيامبر و عزاداري براي آنان و مرثيه سرودن بر ايشان، بيانگر ريشه‌اي بودن مسئله نوحه سرايي در وصف اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ است. امام باقر ـ عليه السّلام ـ به كساني كه نمي‌توانند روز عاشورا به زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ در كربلا بروند، دستور مي‌‌‌دهند كه در خانه‌ها براي امام حسين ـ عليه السّلام ـ گريه و ندبه كنند و اهل خانه را هم به گريستن و اقامة سوگواري براي آن حضرت سفارش كنند.[2] اما اين مراسم، با توجه به فشار حكومت عباسي و خفقان موجود، در خفا صورت مي‌پذيرفت. تا آنكه ـ همان طوري كه گفته شد ـ معزالدوله ديلمي دستور به برپايي مراسم علني عزاداري را صادر كرد. وي مرام بغداد را به نوحه، ماتم و عزاداري بر امام حسين ـ عليه السّلام ـ تشويق مي‌كرد و در زمان او اين آداب سال‌ها ادامه داشت.[3] البته روش او به معناي آن نيست كه عزاداري در آن زمان پديد آمد، بلكه با پيدا شدن زمينه‌هاي مناسب، مجالس عزاداري از حالت پنهاني خارج شده و نمود اجتماعي يافت. از سال 352 تا اواسط قرن پنجم كه حكومت آل بويه از ميان رفت ـ در بيشتر سال‌ها مراسم عاشورا به ترتيب مزبور كم و بيش انجام مي‌گرفت.
1 ـ‌3. تعزيه خواني: تعزيه خواني نتيجه و شكل تجسم يافته و صورت نمايشي اعتقادات مذهبي مردم شيعة ايران بوده است. دربارة خاستگاه و پيدايي تعزيه خواني هنوز هم هيچ يك از تعزيه پژوهان به يك نتيجه و نظر قطعي نرسيده‌اند ولي قدر متيقن آن كه ايرانيان شيعه، درساختن تعزيه و به نمايش در آوردن واقعه‌هاي كربلا و حديث مصايب سيدالشهداء ـ عليه السّلام ـ به سنت نمايش‌هاي آييني ايرانيان قديم و شيوة اجراي مناسك و آيين‌هاي نياكان خود و پاره‌اي از عناصر اسطوره‌اي و حماسي سازندة نمايش‌هاي آييني نظر داشته و از آنها بهره گرفته‌اند.[4]
2. با اين همه اما: شرع مقدس مخالفات شديد خود را با ورود برخي خرافات به مراسم عزاداري اعلام كرده است به ويژه هر گاه مصداق «اضرار بر نفس» باشد. مرحوم سيد محمد كاظم يزدي صاحب كتاب معروف عروة الوثقي، در بخش مكروهات دفن خاطرنشان مي‌كند كه براي شخص مرده، گريه جايز است ولي زدن صورت، خراشيدن و كندن موي و... جايز نيست. امام خميني (ره) نيز در كتاب تحريرالوسيله جلد اول بحث كتاب الجنائز مي‌نويسد: جايز است نوحه سرايي خواه با شعر يا با نثر، اما با اين شرط كه همراه با دروغ و محرمات ديگر نباشد و هم‌چنين سيلي زدن به صورت، زخمي كردن، بريدن و كندن موي و... جايز نمي‌باشد.
اين فتاوا بيانگر رعايت مسائل ابتدايي در مراسم است كه جهت اموات برگزار مي‌‌‌‌‌شود بر همين اساس فقها ورود خرافات به مراسم عزاداري را ممنوع اعلام كرده و آن را موجب وهن مذهب دانستند. برخي آداب و مراسم‌هايي وجود دارد كه عوام مردم به مرور زمان و در اثر سهل انگاري‌ها در عزاداري وارد كرده‌اند كه بي‌ترديد از مصاديق عزا و سوگواري به شمار نمي‌آيد بلكه از آفت‌ها و منكرات آن مي‌باشد، مانند:
1. نواختن شيپور و ني و اجراي آهنگ‌هاي مبتذل، اين امور مورد تأييد فقها نمي‌باشد.
2. انجام كارهاي ساختگي و خرافي كه آنها نيز به تأييد فقها نرسيده است؛
3. قمه زني، كه از نظر شرعي پايه و مبناي ديني ندارد؛
5. اشعار غلوآميز و به كار بردن واژه‌هايي كه خلاف اعتقادات مذهبي است.[5]
با ذكر موارد فوق مي‌توان نتيجه گرفت كه اولاً: مراسم عزاداري و برخي از سنت‌هاي آن مانند نوحه‌سرايي، از آن دست مسائلي مي‌باشد كه مورد تأكيد و تاييد اهل‌بيت بوده است و امري وارداتي به حساب نمي‌آيد ثانياً:: ورود برخي از خرافات از قبيل قمه زني و علم گرداني و... را نمي‌توانند به نام دين ثبت كرد، بلكه همان طوري كه خود نويسنده نيز به آن اذعان دارد اين گونه مسايل خرافي امري وارداتي بوده است و هيچ ربطي به آموزه‌هاي اسلامي ندارد. البته اين‌كه چه كساني اين مسئله را وارد كرده‌اند، در آن مناقشه جدي وجود دارد.

[1] . محمد حسين كاشف الغطاء، مواكب الحسينيه، ص 15.
[2] . كامل الزيارات، ص 175.
[3] . شمس الدين ذهبي، دول الاسلام، ص 195.
[4] . علي بلوكباشي، تعزيه خواني (حديث قدسي مصايب در نمايش آييني)، نشر امير كبير، ص 44 ـ 41.
[5] . حسين رجبي، پاسخ به شبهات عزاداري، نشر دفتر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت استان سيستان و بلوچستان، ص 27.
علي اكبر عالميان
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :