امروز:
جمعه 5 خرداد 1396
بازدید :
1097
هم عبادت مقبول هم تقليد از عبارت...
هم عبادت مقبول هم تقليد از عبارت...
چندي پيش به مقاله اي با عنوان «عبادت مقبول يا تقليد از عبارت» برخوردم که وجود برخي ابهامات در آن اينجانب را به تأمل در آن واداشت. به هر حال در اين مقاله آمده بود: «اساس سنجش کردار در درگاه الهي قصد و نيت است... رابطه مخلوق و خالق در مذهب عوام و ديانت سنتي رايج، بس پيچيده و مشکل شده است. عبادت کننده بيش از آن که متوجه به باطن خود باشد بايد با ترس و وسواس متمرکز بر ظاهر قول و فعل خود باشد... بعضي از اين جماعت عقيده دارند و بيان مي کنند که حتي در ظاهر نيز بايد نيت را مثلا در نماز به زبان بياورند!!! البته آهسته!!!... اگر خداوند به نيت و قصد باطني فرد نگاه کند و اگر عبادت خارج از عبارت را پذيرا شود و مثلاً نماز غلط و اشتباه بي سوادي را بپذيرد و نماز سراپا درست برگرفته از عبارات دقيقه را نپذيرد کار بر اين جماعت دشوار مي شود...»[1] تمام ماجرا همين چند سطري است که مشاهده کرديد. خواهش من از خوانندگان منصف چيزي نيست جز حوصله مطالعه نقد وار آن چه در پيش رو داريم و آن گاه در بوته قضاوت عادلانه گذاردن هر دو نوشته (به ياري حق).
1. هيچ عاقلي ادعا نکرده و نمي کند که عباداتش را فقط و فقط به خاطر پاره اي الفاظ و اعمال خشک انجام مي دهد. بلکه همگان مدعي اند که قصد دارند به کنه عبادات نائل شده و به همين دليل تلاش مي کنند تا هر گونه شائبه ريا را از قصد و نيت خود پاک کنند.[2] بنابر اين همگان از جمله فقهاء و غير آن معتقدند که عبادت به منظور راضي کردن معبود است . و رضاي معبود مسير نيست مگر با انجام خواسته هايش که در مثل نماز علاوه بر تلفظ صحيح، شرائطي ديگر که همه آن مربوط به ظاهر است از جمله پاکي مکان از غصب و نجاست، پاکي بدن و لباس از غصب و خباثت به دقت و ظرافت بايد رعايت شود.[3] اصولاً توجه به ظاهر عبارت از دستوراتي است که از سوي خود خداوند وارد شده است. وقتي قرآن به صراحت مي گويد: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ»[4] به هنگام عبادت آراستگي داشته باشيد، ديگر جاي هيچ گونه شک و ابهام باقي نمي ماند.
2. مدعيان عبادت باطن هيچ گونه تعريف و شناختي دقيق از خود ارائه نداده اند. هم چنين نمونه و اسطوره اي هم ندارند تا صحت گفته هايشان را تاييد کند. از سويي به فقها و مقلدين ايشان انگ سطحي نگري و قشري و تحجري بودن مي زنند که بر اين ادعا هيچ گونه ادله محکمه پسند و منصفانه در اختيار، نمي گذارند. جهت آشنائي با متد مجتهدين بايد متعرض اين مطلب شد که فقها و مقلدين ايشان با دقت و اهتمام در انجام تکاليف علاوه بر توجه به ظاهر عبارت، به باطن آن نيز التفات تام دارند تا جايي که اينان به باطن و کنه عبادت اشراف بيشتري دارند تا مدعيان باطني. مجتهد مي داند که خداوند، عرب زبان و ترک زبانان را يکنواخت و مساوي نگاه مي کند و حرف هر دو را مي فهمد امّا غير عرب زبان معتقد است که خداوند از او خواسته است که عبادت را با الفاظ صحيح عربي تلفظ کند. و اين مقدار، مانعي از پرداختن به باطن عبادت نمي شود.
پس راه رسيدن به باطن، حساسيت در ظاهر است. چگونه مي توان ادعا کرد که به باطن عبادت نائل گشته ايم در حالي که پوسته عبادت را که مورد توجه خداوند است بدرستي نساخته ايم؟!
شايد نام فقيهان معاصر از جمله سيد محمد تقي خوانساري، سيد احمد خوانساري، سيد حسين بروجردي، سيد محمدرضا گلپايگاني، سيد ابوالقاسم خويي، سيد روح الله امام خميني، شيخ عبدالکريم حائري، شيخ الفقهاء اراکي، شيخ جواد تبريزي و... که همگي از دانشوران برجسته علم و فقاهت بودند و صاحب تأليفات فراوان، را شنيده باشيد. اينان در قصد و نيت الهي، هيچ گاه کوتاهي نکردند، در توجه به آداب ظاهر عبادت عنايت شديد داشتند و مي دانيد که مقام عرفاني آنان از حدّ بشر خاکي فراتر رفته و خود را تا مرز عصمت نزديک کردند.[5] تمام همّ و غمّ اينان بدست آوردن رضايت خداوند بود و آيا عبادت غير از اجرائي کردن دستورات معبود است؟ اين است که معتقديم اسطوره هاي پايبندي به صورت شريعت خود از باطن ترين عابدين اند و بر همين مقياس از ساير مدعيان، مطالبه دليل و اسطوره مي کنيم. وانگهي قصد و نيت الهي، يعني عبادت بدون هواي نفس و آيا کنار گذاشتن پوسته عبادت، و تلفظ صحيح و الضالين... و غور کردن در باطن و... با مدرک معتبر از طرف شارع است يا استنباط سليقه اي است؟ اگر مدرکي دارد خوب بايد رو کرده و گرنه عمل بدون مدرک چيزي جز هواي نفس نيست. و اين هواي نفس، با قصد و نيت اصيل که مقياس و اساسي سنجش است در تعارض است. قشريون و تحجري ها براي خود ادله کافي دارند آيا مدعيان باطنيه هم ادله اي دارند؟!
3. در شريعت اصيل نمونه هايي يافت مي شود که عابد و زاهد را به آراستگي ظاهر عبادت ترغيب کرده است. الف) از امام علي ـ عليه السلام ـ نقل شده است که فرمودند: حسن العقل جمال البواطن و الظواهر. [6] زيبا سازي صورت و سيرت همان حسن عقل و انديشه است. هم چنين در جايي ديگر فرموده اند: صلاح الظواهر عنوان صحة الضمائر[7] درستي صورت هاي عمل، تابلو و نشانه سلامتي باطن ها و خيرها است. و نيز فرموده اند، من خشع قلبه خشعت جوارحه،[8] خشوع قلب، نتيجه اش خشوع اعضا و جوارح عابد است، پس اين دو تفکيک ناپذيرند.
ب) در سيره اهلبيت ـ عليهم السلام ـ خصوصاً نبي گرامي اسلام است که وقتي عملي را انجام مي دادند آن را به گونه اي دقيق و ظريفانه به انجام مي رساندند، حتي ممکن بود که اين دقت در دفن ميتي باشد که با چيدن لحد و خاک ريختن و... باشد از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در ماجرائي پرسيدند که چرا اين قدر محکم کاري مي کنيد؟ فرمودند: مي خواهم در وقت کار آن را به نحو تمام و تام به اتمام برسانم. [9] و در تاييد اين سيره، در مواردي ديگر فرمودند: افضل الناس من عشق العبادة فعانقها و احبّها بقلبه و باشرها بجسده.[10] برتري مردم عشاقي اند که دست در گردن عبادت انداخته و آن را قلباً دوست داشته و با بدن آن را به انجام رسانند.
ج) از دستورات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به وقت وضو گرفتن، «اسباغ» است. که اين واژگان در سخن امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز آمده است. توضيح آن بدين قرار است که براي اطمينان درستي وضو، با شستن دو بار اعضاء وضو، حالتي از سر اطمينان حاصل مي شود که در پي آن با خاطري آسوده به نماز مي ايستم. پس با دو بار شستن در وضو که اصطلاحاً اسباغ گويند و عملي استحبابي است، از ظاهر به باطن سفر مي کنيم. اين سفارش صاحبان وحي و دين گواه بر توأم بودن ظاهر و باطن است. [11]
4. علت اصلي شيوه سخت گيري در عمل و فتاوي مراجع تقليد، ايفاء نقش صيانت و حفاظت از ميراث اهلبيت ـ عليهم السلام ـ است در عصر غيبت، تا تحويل آن به صاحب اصلي اش حضرت بقيه الله ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ. بنابر روايتي از امام عصر ـ عليه السلام ـ که در خصوص عصر غيبت وارد شده است، آنجا که فرمودند «امّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً دينه مخالفاً علي هواه مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان تقلّدوه...»[12]، مجتهدين و فقها عظيم الشأن نگهبانان اين گنجينه‌ي والا هستند.
ايشان نمي توانند از سر هواي نفس از آن کاسته يا بر آن بيافزايند. و فعل و قول فقها بر طبق مدارک موجود در کتب روايي و آيات قرآن است و عوام و خواص همگي بايد تبعيت کرده تا حضرتش به اراده خداوند ظهور کند. منابع فقه شيعه «قرآن، حديث، عقل و اجماع»[13] است و با توجه به توقيفي بودن اسناد و عبادات، فقيه نمي تواند از شيوه هائي چون قياس استحسان، استصلاح[14] که چيزي جز انحراف نيست را ملاک استنباط قرار دهد و اين عبادات همان است که در عصر نزول و تأويل بوده[15] و به دست ما رسيده است و همگان مکلف اند که به خواسته خداوند تن داده و طبق حديث پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ که فرمود: «صلّوا کما رايتموني أصلّي»[16] به شيوه و روشي که از من در نماز خواندن مي بيند، نماز بخوانيد. و پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نمازشان را به عربي خوانده اند. و ديگر نفرمودند که هر کس به زبان خودش هر کاري کرد، صحيح است.... بنابر اين ما مکلف به درست انجام دادن اعمال هستيم و اين قضيه، با مقوله درک مفاهيم دين تباين دارد در عين اين که در يک جا با هم جمع شده اند.
پس با اين توضيحات اگر ما به روح و فلسفه و حکمت برخي از احکام و عناوين ديني پي نبرديم، باز هم مکلّف هستيم که عبادت کنيم تا به درجه يقين برسيم. و سيره فقها نيز بر اين اصل استوار است، تا انحرافي در دين بوجود نيايد.[17]
5ـ آخرين نکته اي که نبايد از آن غفلت کرد، آسيب شناسي دين داري است. همان گونه که در بحث امامت، امام علي ـ عليه السلام ـ هشدار دادند که افراط و تفريط مضرّ است.[18] در مقوله دين مداري نيز همين افراط و تفريط موجب انحراف در آن مي شود. آن چه در عبارت خواني عبادات، هم است، صحيح خواني و درست ادا کردن الفاظ و عبارات است و افراط و وسواسي و به زحمت انداختن خود و ديگران در ادا کلمات به گونه اي که انگشت نما شود نيز مضرّ و غير مقبول است. دسته ديگر غفلت زدگاني اند که بدون توجه به کنه و مفهوم عبادت، چون کلاغ بر خاک زنان با سرعت نماز خوانده و معتقدند که بايد «دلت پاک باشد» «و کشيدن مدّ و الظالين» براي عوام است و... اين هم انحراف در دين است که مضرّ و غير مقبول است. اينان با توجيه رفتار خود مي گويند ما از ظاهر عبارت عبور کرده به باطنش رسيده ايم اين گونه برخورد سليقه اي با رفتار هاي عبادي نه مقبول شريعت است و نه منجر به رسيدن به باطن عبادت مي شود. اسلام در عين سفارش به تفکر و تعميق بخشيدن به داشته ها و يافته هاي ديني از بندگان الهي مي خواهد که به ظاهر عبادت همان گونه که مقبول شريعت است عمل کرده تا روح و فلسفه عبادت را درک کنند. [19] (ان شاء الله)

[1] . سياست مجذوب، مقاله: عبادت مقبول يا تقليد از عبارت، کداميک؟
[2] . در رساله هاي عمليه، مجتهدين در شرائط عبادات، قصد قربت را شمارش کرده اند. مثل نماز، روزه، خمس، زکات و .... .
[3] . بحث احکام نماز در رساله هاي عمليه.
[4] . اعراف / 31، و علي ـ عليه السلام ـ درباره کمال قرباني حج مي فرمايد: أمرنا ان نستشرف العين و الاذن و ذلک من کمال الاضيحه، نهج البلاغه، ج1، ص103.
[5] . مختاري، رضا، سيماي فرزانگان، چاپ بوستان کتاب.
[6] . علي بن محمد ليثي الواسطي، عيون الحکم و المواعظ، ص 228.
[7] . همان، ص 310.
[8] . عاملي، شيخ حرّ، وسايل الشيعه، ج5، ص 471.
[9] . درباره سيره پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مطالب فراواني نقل شده از جمله اين که ايشان سفارش کرده اند که کار را به اتمام برسانيد... به کتب سيره شناسي مراجعه شود.
[10] . کليني، محمد بن يعقوب، کافي، ج2، ص 83.
[11] . قال الصادق ـ عليه السلام ـ احب الاعمال الي الله عزوجل الصلاة و هي آخر وصايا الانبياء ـ عليهم السلام ـ فما احسن من الرجل ان يغتسل او يتوضا فيسبغ الوضو، شرح کافي، ج10، ص 388، مازندراني، و از امام علي ـ عليه السلام ـ که فرمود: اسبغ و ضوءک .... ، خصال، شيخ صدوق، ج2، ص 346.
[12] . عاملي، شيخ حرّ، وسايل الشيعه، ج27، ص 131.
[13] . منابع استنباط احکام، 4 تا است. که اجماع در آن زماني حجت است که کاشف از قول معصوم ـ عليهم السلام ـ باشد. و عقل نيز عقلي است سليم که خالي از سليقه و هوا و هوس باشد. اصول فقه، مظفر، ج2، آخوند خراساني، کفايه الاصول ج2؛ استاد علي دوست، فقه و عرف، ص93، پژوهش گاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چاپ 81.
[14] . واژه هاي قياس، استحسان، و استصلاح، از منابع اجتهاد اهل سنت است که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ مسلمانان را از اين خطر بر حذر داشته اند. و در روايات با نادرست خواندن اموري چون بدعت، فتوا دادن بدون علم. اِعمال رأي در دين و قياس، مردم را نهي کرده اند، وسايل الشيعه، تحف العقول، اصول کافي، مراجعه به ص 22 کتاب فقه و عقل استاد علي دوست.
[15] . دوره پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را عصر نزول قرآن و دوران حضرت علي ـ عليه السلام ـ را عصر تأويل قرآن مي گويند: در حديثي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به علي ـ عليه السلام ـ فرمودند: با تو بر تأويل قرآن جنگ خواهند همان گونه با من بر نزول قرآن جنگ کردند.
[16] . مجلسي، بحارالانوار ، ج79، ص 235.
[17] . وجود فرقه هاي گوناگون، با ايده ها و اعمال عجيب و غريب در اسلام از زماني آغاز شد که هر کس به خود اجازه داد در دين اظهار نظر کند و نتيجه آن تفرقه در مسلمانان شد. فرق و نحله هاي زيديه، کيسانيه، اسماعيليه، شيعيان غالي، خوارج، مرجئه، شافعي، حنبلي، حنفي، مالکي، وهابيت ـ بهائيت، معتزله، اشاعره، شعوبيه، زندقه و .... بخشي از بدعت ها و کج انديشه هاي عده اي قليل و پيروي کثيري از نادانان است. قرآن به صراحت اديان گذشته را چنين توصيف کرده: يا اهل الکتاب لا تغلو في دينکم.... و يهود با تعميق در ظاهر به نفي باطن و پايين آوردن مقام عيسي ـ عليه السلام ـ از نبوت پرداخت و نصاري با تعميق به باطن و نفي ظواهر و بالا بردن عيسي ـ عليه السلام ـ تا مقام الوهيت به تحريف دين پرداخت و به همين خاطر فقها شيعه سعي دارند که هم ظاهر احکام و دين و قرآن محفوظ بماند و هم مردم را به بواطن آن با کمک اهلبيت ـ عليهم السلام ـ راهنمايي کنند. مراجعه کنيد به کتب: رويدادهاي تاريخ ،دکتر عبدالسلام ترمانيني، ترجمه دانشگاه علوم و فرهنگ اسلامي و مستدرک، بحار، ج2، شيخ علي نمازي.
[18] . سيد رضي، نهج البلاغه، ج4، خطبه 6، ص 28
[19] . در پايان به اين نکته نيز بايد اشاره کرد که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمودند: «انما اقضي بينکم بالبينه...» من در ميان شما به بينه حکم مي کنم. و مي دانيم با آن که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به اسرار غيب هم آگاه بودند اما در قضاوت هيچ گاه از غيب استفاده نکرد و به قرائن و بينه حکم مي کردند و مي فرمودند که من مأمورم که به ظاهر حکم کنم و باطن را کاري نداشتند اين نيز مويدي است که غافل از باطن نمي توان بود. از اين نمونه ها در شريعت فراوان به چشم مي خورد. وسايل، ج18، کتاب قضاء ـ احکام بينّه، از تاليف شيخ حرّ عاملي.
محمد غفراني
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :