امروز:
يکشنبه 4 تير 1396
بازدید :
1013
آنجا که خدامحوري فضيلت است
چندي بيش آقاي علي محمد طباطبائي نوشته اي با عنوان «آنجا که بي خدايي فضيلت است» به صورت ترجمه از اثر آقاي فيل سوکرمن[1] ارائه نمود. نامبرده بر اين باور است که: بسياري از انسان ها بر اين تصورّند که دين همان چيزي است که اخلاقيات مردم را سر پا نگاه مي دارد و اين که جامعه اي بدون خدا، جهنمي، بر روي زمين است آکنده از فساد اخلاقي و انواع شرارت ها و مالامال از گمراهي و انحراف، هر چند درباره اين دوکشور اسکانديناوي «سوئد و دانمارک» هيچ کدام از اين اتهام ها صحّت ندارد. علي رغم اين که اين کشورها ممکن است داراي نرخ هاي نسبتا بالايي در دزدي و جرم هاي کوچک باشند، و اگر چه نرخ اين جرائم به نظر مي رسد که در سال هاي اخير درحال افزايش است امّا نرخ جرائم همراه با خشونت از جمله قتل، حمله و تجاوز در آنها بسيار پايين است با اين وجود اکثريّت مردم دانمارک و سوئدبر اين باور نيستند که خدايي در آسمان وجود دارد که دائم رفتار آن ها را زير نظر گرفته و افراد خوب را به بهشت و بدها را به جهنم بفرستد... حتّي مي توان گفت که بيشتر دانمارکي ها و سوئدي ها اعتقادي به مفهوم گناه ندارند.
نامبرده در بخش ديگري از مقاله مي نويسد: در سطح جهان کشوري که مردمش از جهت سطح کلّي شادکامي در رده اوّل قرار دارد دانمارک کوچک، صلح جو، و نسبتا بي خداست.
وي در ادامه مي آورد: هر چند از جهت هاي ديگر دين چه بسا داراي چنين اثرات نسبت اجتماعي نباشد.در واقع دين اغلب يکي از علت هاي اصلي تنش هاي اجتماعي، خشونت، فقر، سرکوب، نابرابري و هرج و مرج در جهان بوده است مگر نه آنکه بيشتر کشورهايي ديني با ايمان در جهان در عين حال در ميان خطرناکترين و فقيرترين کشورها قرار مي گيرند. در جهان امروز نه ديني ترين کشورها بلکه سکولارترين ها هستند که در ابعاد مدني ترين، عادلانه ترين ايمن ترين، منصفانه ترين، انساني ترين و شکوفاترين، موفق بوده اند نمونه هاي درخشان آن ها سوئد و دانمارک است. هنگامي که ما انديشه هاي بنيادين و دستورات اخلاقي را مورد توجه قرار مي دهيم با طنز ديني اجتماعي بزرگي رو برو مي شويم، ارزش هايي سنتي دين در بي دين ترين جوامع استقرار يافته و نهادينه شده و به اجرا گذارده شده اند.[2]
قبل از شروع به پاسخ مطالب آقاي علي محمد طباطبائي، چند سطري را به عنوان مقدمه بيان مي کنم:
امروزه بسياري از برجسته ترين صاحب نظران مدافع ايدة دنيوي شدن (سکولاريزم) دست از آراء خدا برداشته و اعلام کرده اند که دنيا، امروز، همان قدر ديني است که هميشه بوده است.
پيتر برگر جامعه شناس برجسته آمريکائي، بهترين نمونه است؛ وي عليرغم ارائه برجسته ترين نظريه درباره فرآيند دنيوي شدن با شجاعت علمي ستودني اعلام کرد که اساس ايدة دنيوي شدن مبتني بر سوء تفاهم است، سوء تفاهمي ناشي از آموزه ها و تعاليم فلسفه روشنگري که امروزه در پي باز انديشي و انتقادات وارد شده به مدرنيته، بيشتر در هر زمان ديگري بطلان آن ها روشن شده است.[3]
امّا در پاسخ به آنچه طرح شد بايد گفت: کسي بر اين باور نيست که جامعه بدون خدا، جهنّمي بر روي زمين است چرا که اساسا جامعه بدون خدا معنا ندارد زيرا خداجويي امري فطري است و هر شخصي با هر مذهب و عقيده اي هنگامي که ميان امواج خروشان مشکلات قرار مي گيرد، ناخودآگاه، دست تضرّع به دامن حقيقت بزرگي، دراز مي کند که او خداوند متعال است. حتّي کشور دانمارک هم داراي مذهب لوتري است که شاخه اي از پروتستان مسيحي مي باشد.[4]
امّا اينکه گفته شد نرخ جرائم همراه با خشونت از جمله قتل، حمله و تجاوز در دانمارک و سوئد بسيار پايين است، آمارهاي معتبر علمي خلاف آن را ثابت مي کند. چنانکه در مقاله جرم و جنايت جهاني آمده است:
جرائمي مانند قتل در خيابان پس از آمريکا در کشورهاي اروپايي مانند دانمارک و فنلاند نيز بسيار ديده مي شود و در بخشي ديگر از آن مقاله آمده است: بررسي آمارهاي مراکز معتبر جهاني نشان مي دهد: در ظرف 2 دهه و از سال 1981 تا 2000 برخي جرائم در برخي کشورها افزايش قابل ملاحظه اي داشته است... امّا از بالاترين جرايم مي توان به 6 مورد اشاره کرد: سرقت از مجتمع هاي مسکوني، سرقت خودرو، سرقت هاي سازماندهي شده و گروهي، قتل، تجاوز و خودکشي که اين موارد در 8 کشور جهان، بيشتر از بقيه ديده مي شود که عبارتند از:انگلستان، آمريکا، استراليا، کانادا، هلند، اسکاتلند، سوئد و سوئيس.[5]
امّا اينکه ايشان خود را درجاي افراد کشور دانمارک قرار داده و با احتمال و تخمين سعي کرده عدم اعتقاد به خدا را به آن ها نسبت دهند کاري بس عجيب و غير علمي است و جاي بسي تأمّل دارد، عجيب است چون هيچ گاه نمي توان خود را به جاي کسي قرار داد و از ناحيه او اظهار نظر کرد و غير علمي است زيرا مستند به آمارهاي مراکز معتبر جهاني نيست.
امّا در بخشي ديگر گفته شد دانمارک از جهت سطح کلي شاد کامي در رده اول است تا در اين باره بايد گفت: وقتي جرائمي مانند قتل خياباني در دانمارک، بسيار است چگونه مي توان آن را در رده اوّل شادکامي قرار داد.
ثانيا: بر فرض که بپذيريم دانمارک در رده اوّل شادکامي قرار دارد، از کجا معلوم که عامل شادکامي مردم دانمارک، عدم اعتقاد به خداوند باشد، چرا که اصلا هيچ تلازمي بين عدم اعتقاد به خدا و شادکامي وجود ندارد. اما از زاويه ديگر، مقصود ايشان از دين چيست؟ اگر در مقصود ايشان دين مبتني بر خلاف سکولار است،به لحاظ عملي مي بينيم که نتايج بس زيانباري براي بشريّت به ارمغان آورده است: در بوسني، مسلمانان که اکثريت جمعيت آن کشور را تشکيل مي دهند، حق حاکميّت بر سرنوشت خويش را ندارند زيرا بوسني در قلب اروپا قرار دارد و اروپائيان دوست ندارند کشوري با اکثريّت مسلمان در همسايگي آنان و در جمع کشورهاي اروپايي وجود داشته باشد هر چند بوسنيايي ها، پايبند به قواعد اخلاق سکولار هم باشند.
ميليون ها انسان در سراسر جهان از گرسنگي و سوء تغذيه رنج مي برند و اموال به غارت رفته آن ها در کشورهاي استعمار گر جهان اوّل تبديل بر خوراک کنسرو شدة گربه ها و سگان سرمايه داران غربي مي شود، يا به صورت اهدايي نصيب ماهيان و آبزيان سواحل آمريکا مي شود تا مبادا قيمت گندم در جهان، اندکي ارزان شود. اين اخلاق سکولار غربي است که تاکنون به اين صورت متبلور شده و گمان نمي رود در آينده فعليّتي ديگر يابد.[6]
اما اگر مقصود ايشان دين اصيل باشد مطالبي که در مقاله شان آورده است هيچ گاه با دين اصيل سازگار نيست، دين اصيل، ديني است که از جانب منبعي معتبر (خداوند متعال) و به طريقي معتبر (وحي) به ما رسيده باشد، اين دليل، دنيايي با آرامش و خوشي براي پيرامون خود فراهم مي آورد. شادي واقعي و پايدار، در آرامش و اطمينان و بر طرف شدن اضطراب و دلهره و ترس است. اين امور روحاني و رواني، مي تواند انسان را در دنيا سعادتمند گرداند که به خوبي در دين اصيل، تأمين مي شود.
ديندار اصيل به دليل عشق به خدا، به خلق خدا هم عشق مي ورزد و از اين رو در فکر ديگر انسان ها نيز هست. او سعي مي کند با اصلاح اجتماع و نهادهاي آن در وضع زندگي، معيشت، روحيات و اخلاقيات مردم، تغيير ايجاد کند. از اين رو به مسائل اجتماعي حساس است و از جمله مسئوليت هاي خود مي داند که در امور اجتماع در حدّ توان و فکر خود، دخالت کند.[7]
امّا اينکه دانمارک و سوئد را از ايمن ترين و انساني ترين نمونه هاي درخشان سکولاريسم دانسته ايد با نرخ بالاي قتل در دانمارک و نرخ افزايش قتل و تجاوز و خودکشي در سوئد که مورد تأييد آمارهاي مراکز معتبر جهاني قرار گرفته است سازگاري ندارد.
رواج ارزش هاي سنتي دين در برخي بي دين ترين جوامع مانند نگهداري از ناتوان غير قابل انکار است، امّا بايد دانست اين ارزش ها از انسانيت انسان سرچشمه مي گيرد و هر که داراي اين خصلت باشد به ياري همنوعان خود مي شتابد، بلکه اين انسانيت انسان در دين اصيل ما تقويت مي شود و انسان با اعمال نيک برخوردار از پاداش الهي مي گردد. پس نمي توان به بهانه هاي غير قابل قبول از دين و دينداري دست برداشت و خود محور شد چرا که خود محوري اساس بدبختي هاي بشر است. بلکه بايد خدا محور شويم که اساس فضايل بشري است.

[1]. کتاب جاهد بدون خدا، فيل سوکرمن.
[2]. مقاله، آنجا که بي خدايي فضيلت است علي محمد طباطبائي سايت ايران امروز.
[3]. تأملاتي جامعه شناسانه درباره سکولار شدن، هادي جليلي، ص8.
[4]. نقد مباني، سکولاريزم، علي رباني گلپايگاني، ص13.
[5]. سايت روز نامه جام، مورخه 14 / 2 / 88.
[6]. در آمدي بر کلام، هادي صادقي، ص183 و 284.
[7]. همان، ص307 به بعد.
علي کارشناس
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :