امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
700
حوزه علميه مشهد

خراسان يكي از مراكزي است كه مردمان آن از قرون اوليه به اسلام گرايش نشان داده اند و با فشارهايي هم كه از سوي حكام اموي و دست نشانده هاي آنان اعمال گرديده از اسلام دست برنداشتند.
در بررسی تاریخچه حوزه علمیه مشهد چهار دوره تاریخی را می توان برای آن در نظر گرفت :­

دوره اول
دورة اول حوزة علمية مشهد خاص اين شهر نيست، بلكه به خراسان بزرگ اختصاص دارد. چرا كه اين دوره عصر حضور امام رضا ـ عليه السلام ـ را در بر مي گيرد و امام تنها در يك شهر ساكن نبودند بلكه از مدينه تا خراسان در طي عبور از شهرهاي مختلف به نشر معارف علوي اهتمام داشتند و حديث «سلسلة الذهب»[1] كه در نيشابور ايراد شده يكي از آن موارد است.
اين حوزة علمي سيار در حالي به ايفاي نقش پرداخته كه امام از سوي رژيم غاصب عباسي، در محاصرة كامل قرار داشت و راههايي انتخاب مي شد كه امام از دسترس شيعيان دور باشد.
ورود امام رضا ـ عليه السلام ـ به مرو همزمان با توطئه ديگري بود كه مأمون براي از ميان بردن فرهنگ شيعي در خصوص «علم لدني» امام پي افكنده بود. تشكيل جلسات با حضور دانشمندان مذاهب و فرق مختلف اسلامي و ديگر اديان جز براي مخدوش جلوه دادن علم امام و از اعتبار انداختن منصب امامت چيز ديگري نبود. ولي از آنجايي كه تمام اين مناظرات علمي با پيروزي امام رضا ـ عليه السلام ـ همراه بود، ‌مأمون بر آن شد كه امام را در محدوديت قرار دهد و از برپايي جلسات مناظره خودداري كند.
عصر رضوي برابر با نهضت ترجمه بود و اين مسأله باعث رويارويي دو نوع انديشه ی متضاد شد كه امام رضا ـ عليه السلام ـ در مكتب توحيدي خويش با مباحث كلامي به آنها پاسخ مي فرمود. از جمله مواردي كه به دست ما رسيده است عناوين ذيل است:
ـ مقابله با تشبيه و تجسيم خداوند
ـ توصيف صفات الهي
ـ مقابله با انديشة رؤيت خداوند
ـ مسألة بداء
و...
كه همه اين مناظرات و احتجاجات امام تدوين و شرح شده و ديدگاه اسلام را در مبحث الهيات بيان داشته است.[2]
مكتب رضوي پس از وجود مبارك حضرت زيرنظر شاگردان برجسته شان تداوم يافت و در نشر تفكر شيعي مؤثر افتاد.

دوره دوم
پس از شهادت هشتمين پيشواي شيعيان در ايران، ايشان در قريه اي از قراء طوس به نام «سناباد» مدفون گرديد و شيعه از آن پس اين نقطه را مركز علمي فرهنگي خويش قرار داد و با ايجاد حلقات درس در كنار تربت آن امام بر رونق منطقه افزوده گشت. اين دوره از قرن سوم تا نهم هجري را شامل مي گردد كه در آن بزرگاني بسان شيخ طوسي و شيخ طبرسي (متوفي 584 .ق) مي زيسته اند.[3] ليكن اوضاع آشفتة اين دوره با روي كار بودن دولتهاي سني مذهب و رجال سختگير آنها مانند خواجه نظام الملك و وجود جنگها و حملات وحشيانه ی تيموريان و مغولان، باعث ركود علمي در اين حوزه گرديده است. با وجود اين همه حملات نظامي و فرهنگي كتاب وزين «مجمع البيان في تفسير القرآن» (اثر شيخ طبرسي) در اين دوره از حوزة علمية مشهد نگارش يافته است.
مدارسي كه در اين دوره در مشهد الرضا ـ عليه السلام ـ وجود داشت عبارت بودند از:
1. مدرسه مشهد امام رضا ـ عليه السلام ـ
2. مدرسه بالاسر
3. مدرسه پريزاد
4. مدرسه دو در
5. مدرسه امير سيدي[4]

دوره سوم
اين دوره از قرن دهم تا سيزدهم را شامل مي گردد. «گويا در قرن دهم با وجود توجه فراواني كه به مشهد از جنبه مذهبي مي شد، حوزه علمية اين شهر چندان رونق نداشته و علماي معروف در آن حوزه به تدريس اشتغال نداشته اند و شايد به همين جهت بوده كه مدارس علمي آن از دو يا سه مدرسة قديمي تجاوز نمي كرده و مدرسه جديدي در آن بنياد نشده است. علماي معروف مشهد در اين قرن، يكي «ملا عبدالله شوشتري» (متوفي 997 .ق) است كه به دست ازبكان در هرات به قتل رسيده و ديگري «مولانا محمد رستمداري» (متوفي اوايل قرن يازدهم) كه نامه اش به علماي ازبك به تفصيل در مجالس المؤمنين و مطلع الشمس نقل شده و گواه دانش و قدرت علمي اوست.
در قرن يازدهم وضع حوزه تفاوت زياد يافته و علما و مدرسان معروف در آن به تدريس مشغول شده اند. مدارس متعددي بنا شده و طلاب و محصلين براي استفاده از هر سو گرد آمده اند. در حقيقت قرن يازدهم را مي توان مبدأ اهميت و عظمت حوزة علمي مشهد دانست. مخصوصاً در نيمه دوم اين قرن، حوزه مشهد از لحاظ كثرت علما و مدرسين در رديف حوزه هاي مهم شيعه قرار گرفت و طلاب از شهرهاي ديگر به آن رو آوردند و حتي مدرس بزرگ و معروفي همچون «مولانا محمدباقر»، معروف به «محقق سبزواري» مؤلف دو كتاب «ذخيره» و «كفايه» در فقه كه در اصفهان داراي مقام رياست علمي و ملقب به شيخ الاسلام بود، در اواخر اين قرن به مشهد هجرت كرد و مدرسه قديمي «سميعيه» را ـ كه از آن پس به نام او «باقريه» ناميده شد و تاكنون به اين نام باقي است ـ تجديد بنا نمود و خود در آن به تدريس و تربيت شاگردان مشغول شد.»[5]
از ديگر رجال علم و دانشمند شيعه كه در اين دوره حوزة علمية مشهد را رونق بخشيدند، شيخ محمد حر عاملي (متوفي 1104 .ق) است كه با تأليفات خويش بسان «وسائل الشيعة» و «اثبات الهداة» در تدوين احاديث فقهي شيعه اماميه و اثبات حقانيت امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ تلاش بليغ نموده و كتاب حديثي او تا زمان ما مورد رجوع فقهاي اماميه است و محدث نوري با تدوين كتاب مستدرك به تكميل آن همت گمارده است.
حوزة علمية مشهد پس از يك قرن فعاليت پربار، در دو قرن 12 و 13 هجري رونق خود را از دست داد و دانش پژوهان پس از طي علوم مقدماتي و سطح، در حوزه هاي علمية اصفهان و نجف به ادامه تحصيل مي پرداختند.

دوره چهارم
اين دوره دو قرن چهاردهم و پانزدهم قمري را شامل مي گردد. در اين دوره حوزة علمية مشهد در علوم عقلي و ادبي پيشرو تمامي حوزه هاي علمية شيعه بوده است. هرچند فقه و اصول در حوزه ی نجف از رونق بيشتري برخوردار بوده و طلاب براي آموزش سطوح عالي و اخذ اجتهاد راهي حوزه نجف اشرف مي شده اند.
از ديگر مسايلي كه در اين دوره پيش آمد، تأسيس حوزة علمية قم در سال 1340 .ق است كه باعث تحت الشعاع قرار گرفتن حوزة علمية مشهد گرديد.
اساتيد علوم ادبي و فلسفه و حكمت حوزه مشهد در اين دوره عبارتند از:
1. شيخ عبدالجواد اديب نيشابوري (متوفي 1344 .ق) استاد ادبيات.
2. ملامحمد علي، معروف به «حاجي فاضل» (متوفي 1342 .ق) استاد فقه، اصول و فلسفه.
3. ميرزاي عسكري شهيدي، معروف به «آقابزرگ» (متوفي 1355 .ق) استاد فلسفه.
4. شيخ اسدالله يزدي (متوفي 1342 .ق) استاد فلسفه.
همان گونه كه شاگردان اديب نيشابوري به حضور در مكتب اديبي بسان او افتخار مي كنند شاگردان حوزه ی درس ميرزاي عسكري شهيدی نيز به استادي كه بالغ بر 23 سال از عمر شريفش را در تدريس حكمت الهي و فلسفه اسلامي گذرانيده است؛ مباهات مي نمايند.
حضرت آيت الله خامنه اي ـ مدظله العالي ـ در طي گزارشي كه از حوزة علمية مشهد دارند اشاره مي كنند كه در قرن چهاردهم حوزة علمية مشهد خالي از حوزه ی درس خارج فقه و اصول بود و دانشمندان مبرزي بسان سيدعلي سيستاني (متوفي 1340 .ق) و سيد عباس شاهرودي (متوفي 1341 .ق) و حاجي فاضل ـ ملا محمد علي ـ به تدريس دروس سطح قناعت مي ورزيدند، تا اينكه دو مدرس بزرگ كه از حوزة علمية نجف اشرف فارغ التحصيل شده و به مقام اجتهاد رسيده بودند در حوزه مشهد به تدريس خارج فقه و اصول همت گماردند.
1. حضرت آيت الله حاج آقا حسين قمي (متوفي 1366 .ق)
2. حضرت آيت الله حاج ميرزا محمد كفايي خراساني ـ آقا زاده ـ (متوفي 1356 .ق)
پس از اين دو بزرگ شيخ مرتضي آشتياني (متوفي 1356 .ق) نيز به تدريس خارج اشتغال ورزيد.
از دانشمندان و مدرساني كه به تدريس سطح اشتغال داشتند بايد از افراد زير نام برد:
1. شيخ حسن برسي (متوفي 1353 .ق)
2. شيخ حسن كاشي
3. شيخ حسين پايين خياباني (متوفي 1366 .ق)
4. ميرزا مهدي اصفهاني[6]
اين دوره مقارن با نهضت اسلامي تحریم تنباكو، انقلاب مشروطيت، قيام گوهرشاد و انقلاب اسلامي است. در حقيقت نام گوهرشاد از حوزة علمية مشهد برخاسته است. رهبري اين قيام اسلامي را حاج آقا حسين قمي مرجع تقليد مشهد برعهده داشتند. كه در سال 1331 .ق از نجف به خراسان آمد و به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال داشت؛ و در مقابل افكار غربگرايانه ی رضاخان ايستاد تا آنكه در سال (1354 .ق ـ 1314 .ش) از ايران به عراق تبعيد شد. حاج ميرزا محمد كفايي خراساني، معروف به «آقا زاده» (فرزند آخوند ملامحمد كاظم خراساني) نيز در اين نهضت نقش فعال داشت. از اين رو وي نيز به يزد تبعيد گرديد و آيت الله سيد يونس اردبيلي نيز زنداني و سپس به اردبيل تبعيد شد.[7]
تبعيد فقهايي چون حاج آقا حسين قمي و حاج ميرزا محمد كفايي خراساني حوزة‌ علمية مشهد را از دانشمندان درجه اول خالي کرده و دوران فترت و ركود علمي به اين حوزه ديگربار روي آورد. اين ركود علمي از ناحيه ديگري نيز تشديد شد و آن مخالفت «ميرزا مهدي اصفهاني» با فلسفه و عرفان اسلامي بود. چرا كه حوزة علمية مشهد پيش از آنكه حوزه اي فقهي و اصولي شناخته شود، حوزه اي فلسفي و عرفاني بود كه با بنيان گذاري مكتب ضد فلسفه، حوزه مشهد از اين فضيلت نيز بي بهره شد.[8] اين ركود تا ورود حضرت آيت الله العظمي سيد محمدهادي ميلاني ادامه داشت. تا اينكه ايشان در سال 1373 .ق به منظور زيارت به مشهدالرضا ـ عليه السلام ـ آمدند و خواهش علماي حوزه مشهد را پذيرفته با تدريس خويش به حوزه مشهد رونق بخشيدند. آيت الله ميلاني از شاگردان ميرزاي ناييني، حاج آقا حسين قمي و شيخ محمدحسين اصفهاني (كمپاني) بود. وي توانست با حضور خويش حوزه مشهد را به عصر شكوفايي رسانده و آن را در رديف حوزه هاي رايج شيعه قرار دهد.
علاوه بر قيام گوهرشاد كه به تبعيد آيت الله حاج آقا حسين قمي و آيت الله سيد يونس اردبيلي منجر گرديد و شهادت آيت الله زاده كفايي را در پي داشت در حوادث اخير ايران و قيام شكوهمند امام خميني در طي سالهاي 1341 به بعد مدارس علمية مشهد به كانونهاي مقاومت عليه نظام طاغوت تبديل گرديد و در پي همين رويدادها بسياري از طلاب روشنفكر و مبارز به زندان و تبعيد گرفتار شدند و رژيم سفاك پهلوي با تمام قدرت و توان، ‌نتوانست اين شعلة مقدس را خاموش سازد.
قيام طلاب مدارس علمية مشهد در سال 1354 .ش و درگيري آنان با مأموران و عمّال ساواك اوج اين مبارزه قهرمانانه است كه به دنبال آن گروهي از طلاب انقلابي دستگير شدند و تحت سخت ترين شكنجه هاي روحي و جسمي قرار گرفتند و در همين وقايع دانشمند بزرگوار شهيد هاشمي نژاد و حجت الاسلام و المسلمين آقاي واعظ طبسي و گروه ديگري از طلاب مبارز دستگير شدند و حضرت آيت الله خامنه اي كه از موقعيت و پايگاه عظيم اجتماعي در ميان مردم و روحانيون برخوردار بود، از مشهد به سيستان و بلوچستان تبعيد شد.
مبارزه ی روحانيون به موجب تأثيري كه در ميان اقشار مختلف مردم و به ويژه نسل جوان داشت، سبب شد كه رژيم ستم شاهي در يك عكس العمل ناانديشيده، مدارس علميه را كه به كانونهاي مبارزه بر ضد رژيم تبديل گرديده بود، به بهانه ی طرح توسعة اطراف فلكه ی حرم مطهر ويران و طلاب را آواره سازد تا به اين وسيله چند صباحي پايه هاي حكومت خود را استوار كند. ولي رژيم با تخريب مدارس، سركوب و تعقيب، شكنجه و زندان و تبعيد طلاب نتوانست اين خشم مقدس را خاموش سازد و بر حوزة علميه تسلط يابد. طلاب مبارز همچنان به مبارزة خود براساس خط رهبري و ولايت فقيه و پيروي از امام خميني تأكيد ورزيدند تا سرانجام اسلام بر كفر پيروز گرديد و نظام جمهوري اسلامي استقرار يافت.[9]
برخي از مدرسان دروس خارج حوزة علمية مشهد در اين دوره عبارتند از:
1. آيت الله سيد محمد هادي ميلاني
2. آيت الله ميرزا جواد آقا تهراني
3. آيت الله ميرزا حسنعلي مرواريد
4. آيت الله سيد عبدالله شيرازي[10]
حوزه مشهد داراي كتابخانه هاي نفيسي است كه برخي از آنها به قرار زير است:
1. كتابخانه آستان قدس رضوي
2. كتابخانه مدرسه نواب
3. كتابخانه مدرسه ميرزا جعفر
4. كتابخانه مدرسه خيراتخان
5. كتابخانه مدرسه عباسقليخان
6. كتابخانه دانشگاه علوم اسلامي رضوي.
در دورة اخير مدارسي بر تعداد مدارس علمية حوزة مشهد افزوده گشت كه عبارتند از:
1. دانشگاه علوم اسلامي رضوي
2. مدرسه ولي عصر ـ عليه السلام ـ
3. مدرسه سيد عباس سيدان
4. مدرسه موسوي نژاد
5. مدرسه موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ
6. مدرسه حجت ـ عليه السلام ـ
7. مدرسه مهديه
8. مدرسه حضرت صاحب الزمان ـ عليه السلام ـ
9. مدرسه حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ
10. مدرسه امام محمدباقر ـ عليه السلام ـ
11. مدرسه حجتية اصفهاني ها
12. مدرسه الهادي
13. مدرسه امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ
14. مدرسه قائم ـ عليه السلام ـ
15. مدرسه حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ
16. مدرسه خضراء
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ضرورت طرحي نو در حوزه ی اصيل مشهد رضوي احساس مي شد كه بتواند نيروهاي بالقوه ی حوزه را به منصه ی ظهور رساند, لذا نمايندة محترم حضرت امام ـ قدس سره ـ و حضرت آيت الله خامنه اي ـ مدظله العالي ـ , جناب حجت الاسلام و المسلمين واعظ طبسي در خرداد ماه سال 1362 .ش گامي اساسي در اين جهت برداشتند و عده اي از فضلاي حوزه را مأمور تشكيل هيأتي به منظور بررسي امور حوزة علميه نمودند تا به همت آنان گامي اساسي در جهت فوق و براساس آرمانهاي مقدس و ارزشمند برداشته شود.
از آغاز تأسيس اين هيأتها تلاشهاي زير صورت گرفته است:
1. تشكيل پرونده براي تمام طلاب حوزه
2. برگزاري امتحانات درس
3. چند نوبت پذيرش با برگزاري آزمون و مصاحبه و تحقيقات
4. شناسايي بعضي از عوامل نفوذي و طرد آنها از حوزه
5. جلوگيري از برخي اعمال خلاف شؤون روحانيت
6. معرفي تني چند از افراد شايسته براي تدريس در مراكز علمي و نهادها و دواير عقيدتي ـ سياسي
7. تحقيقات و برنامه ريزي به منظور معافيت مشمولان[11]
----------------------------------------
[1] . كتاب التوحيد، شيخ صدوق، ص 25، روايت 23 و صحيفة الامام الرضا ـ عليه السلام ـ ، ص 40، روايت اول.
[2] . رك: عيون اخبار الرضا ـ عليه السلام ـ و تفسيري بر احتجاج امام علي بن موسي الرضا ـ عليه السلام ـ با عمران صابي، استاد محمدتقي جعفري از مجموعه آثار دومين كنفرانس جهاني حضرت رضا، 489ـ582.
[3] . طبقات اعلام الشيعة، الثقات العيون في سادس القرون، ج 2،‌ص 216ـ217.
[4] . گزارشي از سابقه تاريخي و اوضاع كنوني حوزة علمية مشهد، حضرت آيت الله خامنه اي، ص 12 و 13 و تاريخ مدارس ايران، ص 204ـ209.
[5] . گزارشي از سابقه تاريخي و اوضاع كنوني حوزة علمية مشهد، ص 15 و 16.
[6] . گزارشي از سابقه تاريخي و اوضاع كنوني حوزة علمية مشهد، ص 25 و 26.
[7] . انديشه، نشريه حوزة علمية مشهد، سال اول، شماره دوم، 1370، ص 79.
[8] . گزارشي از سابقه تاريخي و اوضاع كنوني حوزة علمية مشهد، ص 26 و 27.
[9] . گزارشي از سابقة تاريخي و اوضاع كنوني حوزة علمية مشهد، ملحقات، ص 136 و 137.
[10] . رك: القضية العراقية من خلال مواقف الامام الشيرازي، المركز الثقافي الاسلامي.
[11] . مجلة انديشه، شماره سوم و چهارم، ص 109.

سيد عليرضا کباري، حوزه هاي علميه شيعه در گستره جهان، ص352-364 با اندکي ويرايش
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :