امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
817
حوزة علميه تهران

با يورش مغول شهر ري رو به ويراني نهاد و پيشينة فرهنگي ـ علمي آن فراموش گشت. در دورة قاجار تهران به عنوان پايتخت شناخته شد؛ شهري كه در زمان عظمت فرهنگي و رونق علمي شهر ري جز روستايي كوچك نبود.
پس از انتخاب تهران به عنوان مركز، رشد فعاليتهاي فرهنگي ـ اجتماعي آن سير صعودي پيدا كرد. «چنانكه تأسيس مدارسي به سبك جديد معمول شد و دارالفنون در ربيع الاول 1268 ق. ـ يعني مدت كمي پس از عزل اميركبير و اندكي پس از قتل وي ـ با هفت نفر معلم اتريشي و عده اي از دانشمندان فرانسوي و لهستاني كه از قبل در ايران بودند، افتتاح شد.
تأسيس اين مدارس را بايد نخستين اقدام دولتي به شيوه اي جديد در ايجاد آموزشگاهي زيرنظر حكومت و به عبارتي پذيرفتن مسؤوليت تعليم و تربيت به وسيله دولت در تاريخ اين مرز و بوم دانست.»[1]
ليكن مدارس علوم ديني و حوزة علمية تهران همچنان به فعاليت ادامه دادند و در تربيت دانش پژوهان و مروجان فرهنگ قرآن كوشيدند.  به طور کلی در بررسی تاریخچه فعالیت حوزه علمیه تهران می توان سه دوره را برای حیات و فعالیت اين حوزه در نظر گرفت :

دوره اول
سابقة حوزة علمية تهران به عصر صفوي بر مي گردد. چه قبل از آن روستايي بيش نبوده است و با يورش مغول به شهر ري مردم در روستاهاي اطراف از جمله تهران سكني گزيدند و همين امر باعث رونق تهران و موجب پيدايش مدارس ديني در اين ديار شد. برخي گويند، تهران از زمان شاه طهماسب مورد توجه قرار گرفت. وي در سال 961 فرمان داد تا بارويي به گرد شهر بسازند و به عدد سوره هاي قرآن كريم، صد و چهارده برج براي بارو در نظر گرفته شود.[2]
مدرسه ها:
1. امامزاده زيد
2. حكيم هاشم
3. خانم ـ خواهر شاه طهماسب
4. پامنار
از جمله مدارسي هستند كه در عهد صفوي در تهران تأسيس و به فعاليت مشغول شدند.
همچنين برخي ديگر از مدارس به اين دوره نسبت داده مي شوند:
5. مدرسه محمديه
6. مدرسه چال
7. مدرسه و مسجد چال حصار
8. مدرسه رضايي

دوره دوم
دوره دوم از حوزة تهران در عهد قاجار واقع شده كه برخي از رجال سياسي و شخصيتهاي اجتماعي به تأسيس مدارس در اين شهر همت گماشته اند. از جمله مدارسي كه در اين دوره راه اندازي شده است عبارتند از:
1ـ9. مدرسه دارالشفا
2ـ10. مدرسه حكيم
3ـ11. مدرسه مسجد رضاقلي خان
4ـ12. مدرسه ميرزا صالح
5ـ13. مدرسه صدر
6ـ14. مدرسه فخريه، مروي
7ـ15. مدرسه محسنيه
8ـ16. مدرسه آصفية
9ـ17. مدرسه و مسجد فرخ خان كاشاني امين الدوله
10ـ18. مدرسه حاج رجب علي
11ـ19. مدرسه ميرزا محمدخان قاجار ـ سپهسالار (مدرسه عالي شهيد مطهري)
12ـ20. مدرسه شيخ العراقين
13ـ21. مدرسه صنيعية
14ـ22. مدرسه معيرالممالك
15ـ23. مدرسه سعديه
16ـ24. مدرسه و مسجد كاظميه
17ـ25. مدرسه و مسجد سراج الممالك[3]
حوزه فلسفي تهران
با ورود انديشه هاي غربي در زمينه تجديد و دين زدايي از طريق اساتيدي كه در ايران تدريس مي كردند و يا از طريق اعزام دانشجو به خارج و ترجمه برخي متون خاصي كه دين را مورد حمله قرار داده بود، فيلسوفان و متفكران اسلامي را بر آن داشت تا به مقابله با تهاجم فرهنگي غرب برخيزند و از آنجا كه اين سخنان در تهران به عنوان پايتخت شايع بود و از آنجا به شهرهاي ديگر انتقال مي يافت، انديشمندان اسلامي با تقويت حوزة فلسفي تهران به مقابله با ترفندهاي دين زدايانِ غرب پذير برخاستند.
به تقاضاي محمدحسين خان مروي، حكيم نوري، «ملا عبدالله زنوزي» را براي تدريس فلسفه به تهران فرستاد و از اين زمان مركزيت حوزة فلسفي از اصفهان به تهران انتقال يافت.
«ملا عبدالله زنوزي» مقدمات را در آذربايجان تحصيل كرده و سپس عازم حوزة كربلا شد و از فقه صاحب رياض بهره مند شد، آنگاه به قم آمده و از مكتب ميرزاي قمي مجتهد معروف استفاده نمود. سپس از قم به اصفهان رفت تا مكتب فلسفي اصفهان را دريابد و از حوزة درس حكيم علي نوري حكمت آموخت و به اشاره استاد در سال 1237 وارد حوزة علمية تهران شد و پس از بيست سال تدريس و افاضه در مدرسه مروي در سال 1257 به رحمت حق پيوست.[4]
«آقا محمدرضا حكيم قمشه اي» نيز كه از اعاظم حكما و اساطين عرفان محسوب مي شد ده سال آخر عمر شريفش را با تدريس در مدرسه صدر به پايان رساند.[5]
«ميرزا ابوالحسن جلوه» از ديگر فلاسفه و مدرسين فلسفه در تهران است كه سالهاي متمادي به تدريس حكمت اشتغال داشت.
پس از سه مدرس نامدار حكيم قمشه اي، آقا علي مدرس، جلوه شاگردان ايشان حوزه فلسفي تهران را داير نگاه داشتند كه مي توان به موارد زير اشاره كرد:
ـ ميرزا هاشم اشكوري رشتي
ـ ميرزا حسن كرمانشاهي
ـ ميرزا شهاب الدين نيريزي شيرازي
ـ جهانگيرخان قشقايي
ـ ميرزا علي اكبر حكمي يزدي قمي
ـ حاج شيخ عبدالنبي نوري
ـ ملا محمد هيدجي زنجاني
«ميرزا علي اكبر حكمي يزدي قمي» پس از ورود مجتهد بزرگ حضرت آيت الله العظمي شيخ عبدالكريم حائري به قم مهاجرت نمود كه حضرت امام خميني، آيت الله سيد محمدتقي خوانساري و آيت الله سيد احمد خوانساري از وي فلسفه و حكمت آموختند.[6]
در امتداد حوزة فلسفي تهران «آيت الله ميرزا محمدعلي شاه آبادي»، «آيت الله شيخ محمدتقي آملي» «آيت الله ميرزا مهدي آشتياني»، «آيت الله ميرزا احمد آشتياني»، «آيت الله سيد ابوالحسن رفيعي قزويني»، «آقا شيخ محمد حسين فاضل توني»، «سيد محمد كاظم عصار» به تدريس فلسفه پرداختند. تا نوبت به «علامه ميرزا ابوالحسن شعراني»‌ و «علامه ميرزا مهدي الهي قمشه اي» رسيد.
هرچند حضور فلاسفه اسلامي در تهران مؤثر بود و به شبهات و القائات پاسخ داده مي شد، ليكن در سالهاي اخير كه رژيم پهلوي با ترويج مكاتب فلسفي غرب به اسلام ستيزي برخاسته بود، لازم مي نمود تا شيوه تدريس فلسفه تغيير يابد. لذا متفكران دردمندي چونان «علامه شهيد آيت الله مطهري»، «دكتر محمدجواد باهنر»، «دكتر محمد مفتح»، «دكتر سيد محمد حسيني بهشتي»، «علامه محمدتقي جعفري»، «استاد جلال الدين همايي» و «علامه ميرزا مهدي الهي قمشه اي» با حضور در دانشگاه و ارتباط نزديك با جو حاكم بر جامعه دانشجويي و آشنايي با شيوه هاي اسلام زدايي رژيم منحوس پهلوي در سبكي جديد به مقابله با انديشه هاي باطل كه از مادي گري تجربه گرايي و مكاتب نظير آن ريشه مي گرفت، برخيزند كه برخي با استقامت در راه و با شهادت خويش، صحيح بودن انديشه و تفكر اسلامي و غيرمنطقي بودن تفكر غرب را به اثبات رساندند.
 
دوره سوم
اين دوره با پيروزي انقلاب اسلامي ايران آغاز گشته است و از آنجايي كه اين انقلاب ريشه دار و فرهنگي بوده، پس از پيروزي، نهضتهاي فرهنگي به وجود آورده و در رشد و تعالي جامعه اسلامي كوشيده است.
حوزة علمية تهران نيز از اين نهضت بهره برده و به تأسيس مدارس و حوزه هايي اقدام نمود که منشا اثرات فراواني بوده اند از جمله مدرسه عالي شهيد مطهري که از كتب حوزه هاي شيعه در فقه و اصول و كلام و فلسفه و منطق و كتبي در روانشناسي و جامعه شناسي و زبانهاي خارجي و غيره و تلفيقي از علوم اسلامي و علوم انساني كه در دانشگاههاي ايران و خارج از كشور مورد بحث و بررسي است بهره مي برد .
مدرسه عالي شهيد مطهري پس از گذشت چند سال از انقلاب اسلامي، از طريق كنكور، دانشجويان خود را پذيرش مي نمايد و به آنها مدرك تحصيلي مي دهد
از دانشمندان و فرزانگاني كه در طول ادوار تاریخی حوزة علمية تهران به تدريس مشغول بودند يا در فعاليتهاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي ايفاي نقش كرده اند مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1. حاج ملاعلي كني: ديوانيان وي را «رئيس المجتهدين» مي ناميدند. وي كه در تهران مي زيست و توليت مدرسه فخريه را برعهده داشت.
2. شيخ عبدالحسين تهراني: وي «شيخ العراقين» لقب داشت و از مال الوصايای شادروان ميرزا تقي خان اميركبير در محله پاي چنار، مدرسه و مسجدي بنياد نهاد و مديريت آن دو را عهده دار شد.
3. آقا مجتهد دربندي: وي كه به «آقا آخوند» معروف بود، به سال 1286 ق. وفات يافت.
4. حاج ملا محمد جعفر چال ميداني: از مجتهدان سالمند عصر خويش بود كه در 25 صفر سال 1295 ق. به ديار باقي شتافت.
5. آقا اسماعيل مجتهد بهبهاني: وي صاحب رسالة عمليه و از علماي طراز اول و صاحب تقوي بود كه به سال 1295 ق. رحلت يافت.
6. ميرزا ابوالقاسم: امام جمعه دارالخلافه
7. ميرزا زين العابدين امام جمعه دارالخلافه: وي فرزند ميرزا ابوالقاسم بود كه پس از پدر به اين منصب رسيد.
8. حاج آقا محمد مجتهد نجم آبادي
9. ملا محمدتقي اردكاني: از مدرسان مدرسه فخريه.
10. شيخ جعفر بن محمد علي نوري.
11. حاج شيخ هادي نجم آبادي.
12. ميرزا محمد حسن آشتياني: وي در حمایت از تحريم تنباكو در تهران نقش فعالي داشت.
13. شيخ فضل الله نوري: در انقلاب مشروطيت طالب «مشروطه مشروعه» بود تا آن گاه به شهادت رسيد.
14. آقا ميرزا علي اكبر تفرشي: از مدرسان مدرسه كاظميه.
15. حاج ملا محمود نظام العلماء: معلم ناصرالدين شاه.
16. حاج ملا آقابزرگ.
17. آقا علي زنوزي: از مدرسان مدرسه سپهسالار.
18. آقا شيخ محمد اصفهاني: از مدرسان فقه در حوزة علمية تهران.
19. آقا سيد محسن سمناني.
20. آقا سيد عبدالكريم: مدرس مدرسه فخريه.
21. ميرزا محمدحسين خراساني.
22. حاج سيدمحمدباقر قاهاني.
23. آيت الله محمدتقي آملي: از مدرسان فلسفه و مفسران قرآن.
24. استاد فرزانه حكيم مهدي الهي قمشه اي: از مدرسان فلسفه و مفسران قرآن.
25. علامه خبير آيت الله شعراني: مفسر، حكيم و فقيه عصر خويش.
26. حضرت آيت الله العظمي محمدعلي شاه آبادي.
27. حضرت آيت الله العظمي سيد احمد خوانساري.
28. حضرت آيت الله مجاهد سيد حسن مدرس
اين حوزة علميه هم اكنون از وجود رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيت الله خامنه اي بهره مي برد. ايشان به تدريس فقه جعفري در اين حوزه مشغولند و رونق خاصي به حوزة علمية اين شهر بخشيده اند. تشنگان علوم اهل بيت ـ عليهم السلام ـ با برخورداري از چنين استاد فرزانه اي، از فقه استدلالي ايشان بهره برده، با معدن وحي و زلال معرفت آشنا مي گردند.
در پايان ليست اسامي مدارس عمده شهرستان تهران به همراه تلفن و نشاني آنها جهت استفاده علاقمندان ذکر مي گردد :
تهران آیت اله مجتهدی(ره) 704 33563581 021 خیابان 15 خرداد شرقی، کوچه موسوی کیانی
تهران آیت‌ اله‌ جلالی خمینی احمدیه سابق 176 77455052 021 خ آیت، بالاتر ازچهارراه‌سرسبز، نبش‌خیابان‌مینو (شهیدمظاهری)
تهران الامام القائم (عج) 485 33564068 021 میدان خراسان، خیابان خراسان، خیابان زیبا
تهران امام حسین (ع) 190 77500541 021 میدان امام‌حسین(ع)، خ برادران شهیدمحلاتی، جنب مسجد
تهران امام خمینی (ره) 602 22462866 021 خیابان اقدسیه،خ ‌ازگل، خیابان‌مسجدجامع
تهران امام رضا  (ع) 175 33900971 021 میدان بهارستان،خ شهید‌مصطفی‌خمینی(ره)، روبروی‌بیمارستان‌سپهر
تهران ایروانی 646 55387874 021 خیابان ولیعصر(عج)، تقاطع خیابان مولوی، مقابل‌پمپ‌بنزین
تهران پنج تن‌آل‌عبا (ع) 510 66230001 021 اول‌جاده‌ساوه، شهرک‌ولیعصر(عج)، خ‌شهیدمیرزائی، نبش‌چهارراه‌گلبو
تهران نبی‌اکرم (ص) 196 33169464 021 خیابان پیروزی ، خیابان نبرد، بلوار نبی اکرم (ص)
تهران ثقلین 613 7-77298886 021 خ رسالت، بزرگراه شهید باقری، جنب چهارراه وردشت،ک شهید احمدیان
تهران امام‌موسی‌بن‌ جعفر(ع) 720 88959157 021 میدان ولیعصر(عج) بلوارکشاورز بعد از فلسطین شمالی خ شهید کبکانیان
تهران حجت ابن الحسن(عج) 154 88747653 021 خ‌سهروردی‌شمالی،نرسیده‌به‌میدان‌پالیزی،مسجدحجت‌بن‌الحسن(عج)
تهران حجت (عج) 718 55732605 021 خیابان قزوین خ 16 متری امیری خ حسام الدین
تهران خاتم الاوصیاء (ص) 719 77552432 021 م امام حسین (ع) خ دماوند خ شهید رجبی روبروی مسجدخاتم الاوصیاء(ص)
تهران شیخ عبدالحسین 565 55637239 021 خیابان خیام، بازار پاچنار
تهران فیلسوف الدوله 632 55623975 021 خیابان مصطفی‌خمینی(ره)، جنب ‌امامزاده ‌سید اسماعیل
تهران قائم (عج) چیذر 203 22201120 021 چیذر، جنوب میدان شهیداندرزگو
تهران مروی و (مدارس تابعه) 648 33907112 021 خیابان‌ناصرخسرو، شمس‌العماره، بازار، کوچه‌مروی
 -------------------------------------------
 [1] . مقدمه اي بر تاريخ شهر و شهرنشيني، ص 143؛ تهران در گذشته و حال، دكتر حسين كريمان، ص 191.
[2] . همان.
[3] . به نقل از تاريخ مدارس ايران، سلطاني؛ تهران در آيينة زمان، مرتضي سفي، ص 94 و 95.
[4] . خدمات متقابل اسلام و ايران،‌ ص 523 و نيز ص 520 و 521.
[5] . همان، ص 529.
[6] . خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 533.

سيد عليرضا كباري، حوزه علميه در گستره جهان، ص 436-452.با اندکی تغییر و تلخیص
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :