امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
853
حوزه علميه ري

تا پيش از روي كار آمدن عباسيان، «ري»‌ از مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ دور بود و مذهب تشيع نمي توانست مذهب اكثر مردم آن ديار باشد. پس از سقوط امويان ـ كه نخستين حاكمان شهر ري پس از گسترش اسلام بودند ـ ممانعت از نقل رواياتي كه در فضايل اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بود، كاهش يافت و جو سياسي حكومت بر وفق «آل محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ» درآمد.

دوره اول
نخستين دوره از حوزه شيعه در ري را بايد در عصر امامان ـ عليهم السلام ـ جست كه برخي از مردم ري از اصحاب آن بزرگ مردان علم و تقوي بودند و از آنان نقل روايت نموده اند.
از  اصحاب امام كاظم ـ عليه السلام ـ
1. حسين محمد رازي
2. علي بن عثمان رازي
3. عمرو بن عثمان رازي
4. بكر بن صالح رازي[1]
از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
1. ابوالحسن رازي
2. حسن بن عبدالله رازي
3. عبدالله محمد رازي[2]
از اصحاب امام جواد ـ عليه السلام ـ
1. محمد بن اسماعيل رازي
2. منصور بن عباس رازي[3]
از اصحاب امام هادي ـ عليه السلام ـ
1. حسين بن محمد رازي
2. ابوبكر رازي
3. ابومحمد رازي
4. احمد بن اسحاق رازي
5. سهل بن زياد آدمي
6. حضرت عبدالعظيم حسني ـ از اصحاب امام رضا و جواد ـ عليهم السلام ـ
اصحاب ائمه ـ عليهم السلام ـ كه نامشان در كتب اربعه به عنوان راوي نقل گرديده است:
1. الجاموزاني الرازي
2. محمد بن اسماعيل رازي
3. ابوالقاسم بن مخلد رازي
4. ابوعبدالله رازي
5. ابواسحاق ابراهيم بن محمد بن عبدالله رازي
6. محمد بن عبدالله رازي
7. موسي بن حسين رازي
8. موسي بن حسن رازي
9. علي بن سليمان رازي
10. علي بن نعمان رازي
11. علي بن عثمان رازي
12. ابويحيي رازي
13. ابن ابي يحيي رازي
14. يحيي بن ابي العلاء رازي
15. عبدالله بن احمد رازي
16. قاسم بن محمد رازي
17. حسين بن محمد رازي
18. ابومحمد رازي
19. جعفر بن محمد بن ابي زيد رازي
20. محمد بن ابي زيد رازي
21. احمد بن اسحاق رازي
22. ابواسماعيل صيقل رازي
23. ابوهلال رازي
24. محمد بن حسان رازي[4]
نفوذ تشيع در اواخر قرن دوم هجري در ري چنان بود كه حاكم شيعه اي چون «علي بن يقطين» در دستگاه عباسيان راه يافت و والي آن سامان شد.

دوره دوم
از حاكميت ابوالحسن مادراني (مادرائي)در قرن سوم تشيع در ري گسترش يافت.[5] در این مقطع ري و طبرستان، دو مركز عمده استقرار علويان در ايران بوده و با حكومت هشتاد ساله «آل بويه» گرايشهاي شيعي در اين شهر فزوني گرفت.
وجود خاندانهاي اصيل شيعي چون «آل بابويه» در ري يكي ديگر از علل گسترش تشيع در اين شهر است . «علي بن حسين بن موسي بن بابويه»، پدر شيخ صدوق و بزرگ اين خاندان است.
صدوق و برادرش «حسين بن علي» هر يك به ترتيب كتابهاي «عيون اخبار الرضا ـ عليه السلام ـ» و « نفي شبيه» را به «صاحب بن عباد» وزير دانشمند و قدرتمند آل بويه تقديم داشته اند كه بي نهايت به خاندان نبوت علاقه مند بوده و در اشعارش به ستايش آنان برخاسته است.
آخرين شخص از خاندان آل بابويه، «شيخ منتخب الدين» صاحب «الفهرست» است. اين خاندان تا قرن ششم هجري خانداني شناخته شده اند.
«ابوجعفر ابن قبه رازي» مؤلف «الانصاف في الامامة و المستثبت في الامامة» از ديگر دانشمندان شيعي شهر ري مي باشد كه در نشر تفكر شيعي فعاليتي چشمگير داشته اند.

دوره سوم
با روي كار آمدن «غزنويان» شيعيان تحت فشار قرار گرفتند و حوزه هاي شيعه نيز به سختي به حيات خويش ادامه دادند. چنانكه هم مورخان و هم خود سلطان، انگيزه حمله به «ري» را سركوبي تشيع و اعتزال معرفي كرده اند.[6] شيعه در عهد سلجوقي نيز همانند عهد غزنويان تحت انواع فشارها به حيات خويش ادامه داد زيرا آنان جانبدار مذهب حنفي و خلافت عباسي بودند و نمي توانستند تفكر شيعي را تحمل كنند. ولي حكومت شيعي آل بويه توانسته بود جواناني تربيت كند كه از لحاظ علمي و فرهنگي فرزانگان عصر خويش باشند. لذا دولتهاي بعد به آساني نمي توانستند آنان را كنار نهند و به وجودشان احتياج داشتند. همين امر باعث شده بود تا تشيع در ساختار اداري دولت سلجوقي نفوذ كند و از مذهب شيعه و شيعيان ري حمايت نمايد.
تسامح شيعه در برخورد با پيروان مذهب تسنن، در بقاي شيعه ري و حوزه علميه آن تا حدودي مؤثر بود و مي توانستند نوعي همزيستي مسالمت آميز بين دو مذهب ايجاد كند.[7]

مدارس شناخته شده حوزه علميه ری
نصيرالدين ابي الرشيد عبدالجليل رازي در كتاب «النقض» نام تعدادي از مدارس شيعه را در ري بدين گونه ذكر كرده است:
1. مدرسه سيد تاج الدين محمد كيكي
2. مدرسه شمس الاسلام حسكا بابويه
3. مدرسه خانقاه ريان
4. مدرسه سيد زاهد ابوالفتوح
5. مدرسه فقيه علي جاستي
6. مدرسه محله در زان مهران ـ زاد مهران
7. مدرسه خواجه عبدالجبار
8. مدرسه كوي فيروزه
9. مدرسه خواجه امام رشيد رازي
10. مدرسه شيخ حيدر مكي
11. مدرسه ابي الوفا رازي
12. مدرسه مشاط رازي
13. خواجه شرف مرادي
14. مدرسه عبدالجليل رازي
15. مدرسه قطب الدين راوندي[8]
با يورش مغول و قتل عام وحشيانه آنان بسياري از شهرها و روستاهاي ايران اسلامي رو به ويراني نهاد و برخي از اين شهرها ديگر هيچ گاه مقام و موقعيت پيش را به دست نياورد.
شهر «ري»‌كه به سبب قدمت به «شيخ البلاد» و از نظر اعتبار به «ام البلاد» ايران مشهور بود[9]، پس از آن كه در عهد مغول ويران شد ديگر در هيچ زمان موقعيت سابق را كسب نكرد.[10]
هم اكنون شهرري به سبب وجود آرامگاه حضرت حمزة بن موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ و حضرت عبدالعظيم، زيارتگاه شيفتگان اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ است و همين امر باعث رونق شهر شده و حوزه علميه آن ديگر بار به فعاليت فرهنگي مشغول بوده و چندين مدرسه در آن در حال فعاليت هستند که از جمله آنها بايد به مدرسه علميه حضرت عبدالعظيم حسني اشاره کرد . قدمت حوزه علمیه آستان حضرت عبدالعظیم(ع) به سال های اوایل پیروزی انقلاب اسلامی بر می گردد. در اواسط شهریور 1359 بنای مقبره رضاخانی تخریب و به جای آن حوزه علمیه احداث شد و در 1366 حدود هفتاد نفر طلبه برای سال اول پذیرفته شدند. از آن تاریخ تا کنون 1525 نفر در این حوزه اشتغال به تحصیل داشته اند.
حوزه علمیه آستان حضرت عبدالعظیم(ع) ظرفیت پذیرش سیصد طلبه علوم دینی را به طور شبانه روزی داراست و ساختمان آن از کلّیه امکانات آموزشی و رفاهی برخوردار است و از این جهت جزء معدود حوزه های کشور است. زیر بنای کلّ ساختمان 11 هزار و 500 متر مربع و محوطه، 6500 متر مربع و مساحت کلّ مدرسه 18 هزار متر مربع است. حوزه شامل 68 حجره (اتاق) در بخش خوابگاه و 45 اتاق در سه ساختمان جنوبی است. مساحت کتاب خانه و سالن مطالعه هر کدام سیصد متر مربع است. در حال حاضر 120 طلبه در 6 پایه درسی زیر نظر 18 نفر از اساتید مجرّب تحصیل می کنند.[11]
----------------------------
[1] . رجال النجاشي، ص 109، تحقيق حضرت آيت الله شبيري زنجاني.
[2] . مسند الرضا ـ عليه السلام ـ، ج 2، ص 515، 525 و 573، «راويان امام رضا ـ عليه السلام ـ»
[3] . مسند الامام الجواد ـ عليه السلام ـ، ص 330.
[4] . تاريخ گسترش تشيع در ري، رسول جعفريان، ص 22، به نقل از «مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي».
[5] . معجم البلدان، ج 3، ص 121.
[6] . سياستنامه، انتشارات علمي و فرهنگي، ص 87 و 88.
[7] . رك. كتاب النقض، ج 1، ص 83ـ86 و 264؛ تشيع در ري، رسول جعفريان، فصل هشتم.
[8] . النقض، ص 47 و 48؛ تاريخ مدارس ايران، حسين سلطان زاده، صص 133ـ136.
[9] . نزهة القلوب، حمدالله مستوفي، ص 52.
[10] . كلاويخو كه در زمان تيمور (دهه اول قرن پانزدهم ميلادي) اين شهر را ديده است، بسياري از بناهاي ري را به صورت ويرانه و مخروبه و شهر را خالي از سكنه ذكر كرده است. سفرنامه كلاويخو، ترجمه مسعود رجب نيا، ص 176.
[11] پايگاه اطلاع رساني حوزه ، حوزه علمیه برادران آستان حضرت عبدالعظیم(ع)

سيد عليرضا كباري - حوزه هاي علميه شيعه در گستره جهان، ص430 – 436 با اندکی تغییر ، تلخیص و پاره اي اضافات
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :