امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
931
حوزه علميه اروميه

اروميه مركز استان آذربايجان غربي در خلافت عمر و احتمالاً به دست «صدقة بن علي بن صدقة بن دينار» گشوده شد. صدقه و برادرانش در اين شهر كاخهايي بنا نمودند و برخي از قبايل عرب در اين دشت سكونت كردند.[1]

دوره نخست
در قرن چهارم هجري اروميه شهري خرم بود. تاكستانهاي بسيار و بازرگاني پررونقي داشت. در اوايل سده پنجم هجري ابوالهيجا ربيب الدولة رئيس كردان هذباني بر اروميه استيلا داشت و در همين ايام بود كه پاي تركان اغز به اين ناحيه رسيد.
نقطه آغاز حوزه علميه اروميه نيز به اين دوره مي‎رسد. ليكن به جهت تسلط كردان، تاريخ دقيقي از حوزه شيعي اروميه در دست نيست. تنها مدرك ما گفته شيخ آقابزرگ تهراني است كه «قطران بن منصور» را به شهر اروميه نسبت داده است كه گويا به سبب همين آشفتگي ها به شهر تبريز مهاجرت نموده و در آنجا سكونت اختيار كرده است. قطران حكيم و شاعري است كه با ناصرخسرو نيز ملاقات داشته است.[2]
شيخ آقابزرگ در قرن ششم نيز به ذكر دو نفر به نامهاي «ذوالفقار بن ابي طالب (ابي طاهر) بن خليفه» و «الرضا بن احمد بن خليفه» مي‎پردازد كه ارومي بوده‎اند.[3] كه ذوالفقار بن ابي طالب نقيب سادات ارومي و «الرضا» از شاگردان شيخ عمادالدين طبري و متكلمان و فقيهان آن ديار بوده است.

دوره دوم
دوره دوم حوزه علميه اروميه به قرن دوازدهم هجري مي‎رسد و در بين اين دو دوره، شهر اروميه دچار انقلابات و جنگهايي بوده كه نتوانسته آنچنان كه بايد دانشوران شيعي تربيت كند. و گويا از سده هشتم تا يازدهم هجري بيشتر مردم اروميه سني و پيرو مذهب شافعي بودند تا پس از تشكيل دولت صفوي مذهب شيعه در آن رواج يافت.
محمدباقر ابن محمدتقي ارومي متوفي حدود 1179.ق از دانشمندان قرن دوازدهم اين حوزه است.[4]
در قرن سيزدهم هجري با شخصيت علمي چون «شيخ اسماعيل فرزند علي نقي ارومي» روبه رو هستيم كه بر رسائل شيخ انصاري، بخش استصحاب آن حاشيه زده است.[5]
«سيد ابراهيم ارموي» فرزند سيد علي حسيني ارموي از ديگر فرزانگان و فقهاي اماميه و حوزه علميه اروميه است كه كتاب «الضمان» در شرح شرايع را نگاشته است.[6]
«سيد آقا ارومي» زنده به سال 1306.ق از ديگر عالمان اين ديار است كه در عصر خويش شيخ الاسلام اروميه بوده است.[7]
«شيخ عبدالكريم ارومي» متوفي 1358.ق فرزند مولي ابوطالب نيز از دانشمندان حوزه اروميه است كه پس از اخذ علوم مقدماتي به حوزه تبريز رفته و مدارج عالي اجتهاد را طي كرد.
سيد عطاء الله ارومي متوفي 1321.ق نیز از عالمان برجسته شيعه است كه در اروميه متولد و پس از فراگيري مقدمات به حوزه علميه قزوين رفت و فقه و اصول را از محضر درس ملا محمد حسين برغاني و حكمت و فلسفه را از ميرزا عبدالوهاب برغاني (متوفي 1294.ق) آموخت سپس به كربلا رفت و به حوزه درس ميرزا علي نقي برغاني (متوفي 1320.ق) پيوست و علوم عقلي را نزد علامه برغاني (متوفي 1310.ق) تكميل نمود. بعد به حوزه نجف رفته و به حوزه درس حضرت آيت الله العظمي سيد حسين كوه كمري ملحق شد و از محضر شيخ محمدحسن مامقاني بهره مند گشت. وي با يك واسطه از شهيد ثالث نقل روايت مي‎كند.
سيد عطاء الله ارومي در نجف اشرف به تدريس و افتاء پرداخت و از مراجع امور شرعيه بود. تقريرات درس ميرزا علي نقي برغاني و كتاب طهارت و صلاة در فقه از آثار علمي اوست.[8]

حماسه ديني
در اواخر سده نوزدهم ميلادي در ميان آسوريان ارومیه فرزندي تولد يافت كه نخست در سلك روحانيت كليساي نسطوري ها (آسوري ها) درآمد، ولي پس از چندي به دور از ترغيب كسي بر پايه تحقيق شخصي، اسلام آورد و مذهب جعفري اختيار نمود. وي پس از تشرف به اسلام نام «محمد صادق» را بر خود نهاد و به «فخرالاسلام» اشتهار يافت.
«شيخ محمدصادق فخرالاسلام» تولد و حيات علمي خويش را در آغاز كتاب «انيس الاعلام» به تصوير كشيده است. وي نخست از رابي يوحناي بكير، يوحناي جان و رآبي عاژ كسب دانش كرد و مدرسه عالي آسوري ها را به پايان رساند، آن گاه به واتيكان رفت و در آنجا به خدمت قسيس ها و مطران هاي والامقام مانند رآبي تالو و كوركز رسيد و چون در واتيكان درس خواند عقايد كاتوليكي در او اثر نهاد.
پس از پيشامدي حقيقت را از زبان قسيس بزرگي شنيد و به حقانيت اسلام پي برد. تفسير واژه «فارقليط» در سرياني و «پيركلوطوس» در يوناني كه يوحناي صاحب انجيل چهارم آمدن او را در باب 14 و 15 و 16 از حضرت عيسي ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ نقل نموده، چنان در وي اثر نهاد كه از محضر استاد رخصت طلبيد و به اروميه بازگشت تا در خدمت اين نام شريف و ديني كه او آورده، باشد. استاد تفسير واژه فارقليط را احمد و محمد معني كرده و حقانيت دين اسلام را به وي گوشزد نموده بود. لذا در نخستين فرصت به حضور حاج ميرزا حسن مجتهد رفته و دين اسلام را پذيرفت و به مذهب تشيع شرفياب گرديد. در پي اين تحول دوره ديگري از زندگي شيخ محمدصادق فخرالاسلام آغاز شد. او نخست متون فارسي و عربي را از محضر حاج ميرزا حسن مجتهد فراگرفت سپس راهي عتبات عاليات گرديد و در كربلاي معلا و نجف اشرف و كاظمين و سرّ من راي به زيارت و عبادت پرداخت و حقايقي بر وي كشف شد تا در حوزه اشرف استقرار يافت و شانزده سال از محضر عالمان فرزانه آن ديار بهره برد و به اروميه بازگشت.
وي در اروميه در فضاي باز مسجد جامع به ايراد سخن مي‎پرداخت و گروه زيادي از طبقات مردم از مسلمانان و اقليتهاي مذهبي از بيانات گيرا و دلنشين وي استفاده مي‎كردند. وي در سال 1305.ق به زيارت مرقد شريف امام هشتم ـ عليه السلام ـ نايل آمد و در صحن مقدس رضوي سخنراني ها نمود تا به هنگام بازگشت در تهران اقامت گزيد و عمر خويش را به تحقيق و تأليف گذراند و سرانجام حدود 1330.ق درگذشت. وي كه از متكلمين بنام اسلامي شد، تأليفات زير را به رشته تحرير درآورد:
1. انيس الاعلام في نصرة الاسلام (هشت جلد)
2. برهان المسلمين
3. بيان الحق و الصدق المطلق (ده جلد)
4. تعجيز المسيحيين
5. خلاصة الكلام في افتخار اسلام
6. فارقليط
7. كشف الاثر
8. السياسة الاسلامية
تمام اين كتابها در ردّ نصاري نگاشته شده است.[9]
آقا سيد محمدحسين عرب باغي از علماي اخباري، آيت الله حاج شيخ محمد ركعي جوادي (متوفي 1392.ق) و حجت الاسلام و المسلمين شيخ محمد امين رضوي (متولد 1344.ق) از ديگر علماي اين حوزه مي‎باشند.[10]
حضرت حجت الاسلام و المسلمين حسني امام جمعه محترم اروميه در سالهاي اخير پس از پيروزي انقلاب اسلامي ـ در كنار مسجد جامع، مدرسه تازه‎اي را بنياد نهادند كه اينك جمعي از برادران و خواهران طلبه را تحت پوشش قرار داده است. اميد مي‎رود اين حركت مقدس در تقويت حوزه علميه اروميه و تربيت دانشجويان علوم اسلامي مؤثر باشد.
«حضرت آيت الله سيد علي اكبر قرشي» از ديگر علماي سترگ حوزه علميه اروميه هستند كه به سال 1347.ق در بناب متولد و تحصيلات مقدماتي را در حوزه علميه بناب و دوره عالي را در حوزه علميه قم طي كردند و پس از ارتحال آيت الله بروجردي در اروميه استقرار يافته و به تأليف و تدريس و تحقيق پرداختند. ايشان كه از فقها و مفسران حوزه علميه اروميه محسوب مي‎گردند تأليفات عديده‎اي در اين حوزه تحقيق نموده و منتشر ساخته‎اند.
برخي از آنها به قرار زير است:
1. قاموس قرآن
2. احسن الحديث، در تفسير قرآن كريم
3. المعجم المفهرس لألفاظ الصحيفة الكاملة
4. شخصيت حضرت مجتبي ـ عليه السلام ـ
5. مرد مافوق انسان، حسين بن علي ـ عليه السلام ـ
6. معاد از نظر قرآن و علم
7. سيري در اسلام
8. الاخلاق و الآداب
9. خاندان وحي
10. اعلام نهج البلاغه[11]
 --------------------------
[1] . دايرة المعارف تشيع، ج2، ص82.
[2] . طبقات اعلام الشيعه، النابس في القرن الخامس، ج2، ص140.
[3] . طبقات اعلام الشيعه، ج2، صص18، 99 و 105 به احتمال قوي اشخاص مذكور در اين كتاب دانشمنداني از شمال ايران باشند، چه اينكه در نزديكي ساري شهري به نام «اروم» بوده است. رك: دايرة المعارف تشيع، ج2، ص80.
[4] . طبقات اعلام الشيعه، ج6، ص84.
[5] . زندگاني و شخصيت شيخ انصاري، ص358.
[6] . نقباء البشر، ج1، ص18.
[7] . همان، ص167.
[8] . نقباء البشر، ج3، صص1271ـ1272، دايرة المعارف تشيع، ج2، ص82.
[9] . انيس الاعلام، ج1، مقدمه و صص6ـ20، نقباء البشر، ص1367، لازم به ذكر است كه محقق محترم جناب آقاي حسين عبداللهي‎خروش در «فرهنگ اسلام شناسان خارجي»، نام يكصد و نود و شش تن از دانشمندان غربي را نام مي‎برد كه به اسلام گراييده‎اند. رك: ج2، صص556ـ563.
[10] . گنجينه دانشمندان، ج5، صص197ـ201.
[11] . حوزه، شماره 35، صص31ـ50.

سيد علي رضا كباري - حوزه‎هاي علميه شيعه در گستره جهان با اندکی تغییرات
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :