امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
691
حوزه علميه اصفهان

فتح اصفهان در سال 23 هجري در زمان خلافت عمر روي داد  و در سال 1000.ق پايتخت صفويه از قزوين به این شهر منتقل شد و اصفهان از آبادترين شهرهاي ايران گرديد و علاوه بر مركز سياسي ـ اجتماعي، مركز فرهنگي ـ علمي نيز به شمار آمد و حوزه‎اي بزرگ با دانشمنداني والامقام به جهان شيعه ارزاني داشت.
حوزه اصفهان پس ازتأسيس حوزه علميه قم تحت الشعاع واقع شد و از مركزيت سابق آن كاسته گرديد.

دوره اول
براساس آنچه در تاريخ نقل گرديده، نخستين دوره از ادوار حوزه علميه اصفهان به زمان سلطنت آل بويه مي‎رسد و برخی مدارس اصفهان از جمله مدرسه علایی یادگار آن دوره است.

دوره دوم
اين دوره همزمان با عصر سلجوقيان است. در اين عصر از طرف خواج نظام الملك، نهضت احداث مدارس و رقابتهاي مذهبي ـ سياسي مطرح شد، به اين سبب تاريخ حوزه شيعه چندان مشخص نيست. هرچند مؤلف تاريخ مدارس ايران، به شش مدرسه در اين عصر اشاره كرده است ولي شيعي بودن آنها محل ترديد است. مي‎توان گفت ايران از نيمه دوم قرن پنجم هجري تا يورش مغول از حمله مغول تا زمان غازان خان از پادشاهان ايلخاني (694ـ703) در آشفتگي سياسي و فرهنگي به سر مي‎برد. تا اينكه وي قدرت را به دست گرفت و از مذهب بودايي به آيين اسلام گرويد و محمود خوانده شد و از اطاعت خان بزرگ مغول مستقر در چين سرپيچيد. غازان خان براي بهبود وضع كشور يك سري اصلاحات دامنه دار و قوانين و قواعدي را وضع نمود كه نتايج درخشاني به بار آورد.[1]
به پيروي از غازان خان قريب صدهزار نفر از مغول اسلام آوردند[2] و جانشين وي اولجايتو (703ـ716) به مناسبت تعلقي كه به مذهب شيعه داشت، از سوي شيعيان، محمد خدابنده لقب يافت.[3]
بدين ترتيب تا انقراض سلسله ايلخان ايران، آيين اسلام مذهب رسمي دولت و حكومت ايلخان و بر اساس شرع و آداب اسلامي مبتني گرديد و اطاعتي كه تا اين تاريخ ايلخانان ايران نسبت به قاآن‎خانباليغ داشتند از ميان رفت و به تدريج رابطه بين خانباليغ و دربار ايلخاني مقطوع گرديد.[4]
مدارس حوزه علميه اصفهان در اين عصر بدين قرار است:
1ـ2. مدرسه باباقاسم ـ مدرسه اماميه
2ـ3. مدرسه جنب مسجد جمعه
3ـ4. مدرسه عصمتيه
4ـ5. مدرسه «در دشت»
5ـ6. مدرسه شهشان
6ـ7. مدارس صدالدين علي ـ شامل سه مدرسه
7ـ8. مدرسه اوزون حسن
8ـ9. مدرسه باقريه
9ـ10. مدرسه تركها
10ـ11. مدرسه درب كوشك
11ـ12. مدرسه خواجه ملك مستوفي

دوره سوم
اين دوره يكي از پر رونق ترين دوره هاي حوزه علميه اصفهان است. با دعوت علما و دانشمندان جبل عامل به ايران و مركزيت يافتن اصفهان در عهد صفوي، حوزه علميه اصفهان به اوج شكوفايي رسيد. نقطه مقابل دوره دوم ـ كه نهضت احداث مدارس از سوي خواجه نظام الملك براي ترويج مذهب شافعي به وجود آمده بود ـ در سومين دوره از حوزه اصفهان نهضت احداث مدارس علميه شيعي روي داد و دهها مدرسه در دورافتاده ترين نقاط ايران بنيان نهاده شد.
در این مقطع ش سوی علمای جبل عامل که از جمله مراکز علمی جهان تشیع به شمار می رفت به دعوت ايرانيان پاسخ مثبت داده شد و دانشمنداني از آن ديار به ايران آمدند. از آن جمله‎اند:
1. علي بن عبدالعالي الكركي (870ـ940.ق)
2. كمال الدين درويش محمد بن الحسن العاملي
3. علي بن هلال الكركي (متوفي 993.ق)
4. حسين بن عبدالصمد الجباعي (918ـ948.ق)
5. بهاء الدين العاملي (953ـ1030.ق)
همچنين براي نشر تفكر شيعي و مذهب تشيع در ايران لازم بود حركتي فرهنگي در پي ترجمه و تأليف فراهم آيد كه با حضور دانشمندان جبل عامل به ايران اين حركت سرعت پذيرفت.
از جمله كتبي كه در اين دوره ترجمه شد تا اصول اعتقادات شيعه را بيان دارد و به فروع احكام آشنا سازد كتابهاي زير است:
1. كشف الغمه في معرفة الائمه
2. وسيلة النجاة در معرفت اعتقادات، از شيخ صدوق، ترجمه زواره‎اي
3. صحيفه سجاديه، ترجمه ملامحمدصالح بن محمدباقر روغني قزويني
4. شرح اربعين حديث، ترجمه كتاب اربعين حديث شيخ بهايي، مترجم سيد محمدبن محمد باقر حسيني خاتون آبادي
5. تفسير «منهج الصادقين» فتح الله بن شكرالله كاشاني، به فارسي
6. شرح نهج البلاغه، فتح الله كاشاني به فارسي
7. مفتاح النجاح، ترجمه كتاب عدة الداعي، احمد بن فهد حلّي ـ از علي بن حسين زواره‎اي
اين دوره در گسترش اعتقادات شيعه و فقه و حديث و رياضيات و هيأت و ديگر علوم و نهضت فرهنگي و نشر مذهب تشيع گامهاي بلندي را برداشت، چنانكه كتب سه گانه حديث در اين عصر تأليف گرديد:
1. «وسائل الشيعة الي تحصيل مسائل الشريعة» محمد بن الحسن الحر العاملي (1033ـ1104.ق)
2. «الوافي» فيض كاشاني (1010ـ1090.ق)
3. «بحار الانوار» محمدباقر مجلسي ـ الثاني (1037ـ1111.ق)

حوزه فلسفي اصفهان
در دوره نخست حوزه علميه اصفهان شيخ الرئيس ابوعلي سينا مدتي در اصفهان به تدريس علوم عقلي پرداخته و در واقع از قرن چهارم و پنجم هجري اصفهان با علوم عقلي آشناست.
درخشش حوزه فلسفي اصفهان به عصر ميرداماد، شيخ بهايي و صدرالمتألهين شيرازي مي‎رسد كه در زمان حكومت صفويان حوزه اصفهان را اداره مي‎نمودند. به بيان ديگر، اصفهان از قرن يازدهم تا قرن سيزدهم درّ گرانبهاي فلسفه و علوم عقلي را در خود جاي داده بود. تا اينكه در قرن سيزدهم با عزيمت «ملا عبدالله زنوزي» معروف به «آقا حكيم» به تهران، مركزيت علوم عقلي به آنجا انتقال يافت.
لازم به يادآوري است كه با مهاجرت صدرالمتألهين از اصفهان به قم در حوزه فلسفي اصفهان وقفه‎اي پيش آمد كه موجب ركود علوم عقلي در اين شهر شد. البته ديگر شاگردان ميرداماد مكتب فلسفي را در اصفهان تا قرن سيزدهم ادامه دادند، ليكن حوزه قم با برخورداري از استاد فرزانه‎اي چون صدرالمتألهين شيرازي و شاگردان مبرّزش وامدار حكمت متعاليه شد.

رويارويي در دوره صفوي
يكي از مشكلاتي كه در اين دوره روي نمود، مقابله برخي از دانشمندان با بعضي ديگر بود؛ به گونه‎اي كه اخباريين در مقابل اصوليين و فلاسفه ايستادند و باعث گسيختگي فرهنگي و اعتقادي در جامعه شدند.
مدارس اين دوره عبارتند از:
1ـ13. مدرسه ذوالفقار
2ـ14. مدرسه اسفنديار بيك
3ـ15. پريخان خانم
4ـ16. زينب بيگم
5ـ17. عباس ناصري
6ـ18. سليمانيه
7ـ19. ميرزا خان
8ـ20. ساروتقي
9ـ21. فاطميه
10ـ22. آقا كافور
11ـ23. دده خاتون
12ـ24. شفيعيه ـ در محله «دردشت»
13ـ25. عربان
14ـ26. ملاعبدالله
15ـ27. گچ كنان
16ـ28. مقصود عصار
17ـ29. باغ سهيل
18ـ30. آقانور جولا
19ـ31. كوچه آقامله
20ـ32. آقا شيرعلي
21ـ33. وزير
22ـ34. جعفريه
23ـ35. دارالبطيخ
24ـ36. گلگوز
25ـ37. صفوي
26ـ38. خواجه محرّم
27ـ39. جدّه بزرگ
28ـ40. جدّه كوچك
29ـ41. ميرزا تقي
30ـ42. حاج باقر مه آبادي
31ـ43. كاسه گران
32ـ44. ايلچي
33ـ45. ميرزا حسين
34ـ46. الماسيه
35ـ47. شفيعيه ـ در محله احمد آباد
36ـ48. شيخ علي خان زنگنه
37ـ49. خواجه محبت
38ـ50. مباركه
39ـ51. محرميه
40ـ52. آقاكمال خازن
41ـ53. مرتضويه
42ـ54. نجفقلي بيك
43ـ55. جلاليه
44ـ56. نوريه
45ـ57. مريم بيگم
46ـ58. اسماعيليه
47ـ59. قاسميه هاشم
48ـ60. سلطاني چهارباغ
49ـ61. نيم آورد
50ـ62. شمس آباد
51ـ63. شاهزاده
52ـ64. افندي
53ـ65. ميرزا مهدي
54ـ66. صدربازار
55ـ67. صدرخواجو
56ـ68. پاقلعه
57ـ69. كلباسي
58ـ70. مسجد سيّد

دوره چهارم
چهارمين دوره از حوزه علميه اصفهان برابر است با حكومتهاي افشار، زند، قاجار و پهلوي. حكّام اين رژيمها، افرادي نالايق و فرومايه بودند و توجهي به فرهنگ و علوم نداشته‎اند و بلكه تنها هدفشان «انباشتن خزاين» و «دادن امتياز»[5] به كشورهاي خارجي است. فقر اقتصادي منجر به قبول هر نوع قراردادي با دولتهاي بيگانه شد و تهاجم فرهنگي را به همراه خود روانه كشور كرد. از جمله قراردادها قبول تأسيس مدارس خارجي در ايران بود كه برخي از كشورها چون انگليس، آلمان، فرانسه و روسيه در ايران داير كردند.
البته بايد خاطرنشان ساخت كه دانشمندان تقواپيشه و فرزانگان اصفهان در اين دوره بسان شمع سوختند تا پرچم علم و دين را افراشته نگاه دارند و استوار چون كوه به حيات علمي خويش ادامه دادند، چنانكه بزرگاني نيز چون آيت الله مجاهد شهيد سيدحسن مدرس و آيت الله العظمي بروجردي را در خود پروريد و به جهان ارزاني داشت.

دانشمندان حوزه علميه اصفهان
حوزه علميه اصفهان از جمله حوزه هاي نادري است كه بيشترين مهاجرت علمي علما و دانشمندان اسلامي را به خود پذيرفته و از حوزه هاي علميه شيعه بسان «جبل عامل لبنان»، «احساء» و «بحرين» بهره ها برده و دانشها اندوخته است. در اين مجال به برخي از رجال اين حوزه اشاره مي‎كنيم:

1. محمد باقر داماد (969ـ1041.ق)
فيلسوف فرزانه محمدباقر داماد فرزند ميرمحمد حسين استرآبادي و دخترزاده محقق ثاني علي بن عبدالعالي كركي (متوفي 940) از بزرگ دانشمندان حوزه علميه اصفهان است كه در عهد صفوي تربيت شاگرداني بسان ملاصدراي شيرازي را برعهده گرفته است.
«قَبَسات»، «جَذَوات»، «ايقاظات» و «شارع النجاة» از جمله تأليفات اين حكيم الهي است.

2. شيخ بهايي (1030.ق)
بهاء الملة والدين محمد بن حسين مشهور به شيخ بهايي در روستاي (جبع) به دنيا آمد و به همراه پدر، راه ايران را در پيش گرفت تا در نشر معارف علوي گام نهد و علاوه بر رسيدگي به امور سياسي ـ اجتماعي به تدريس فقه و اصول و فلسفه در حوزه علميه اصفهان مشغول بود و علوم نقلي و عقلي را به خوبي آموخته و در تدريس و تأليف دانشمندان موفق بود. دهها كتاب و رساله از وي باقي است كه مي‎توان به «جامع عباسي» و «حبل المتين» در فقه، «عروة الوثقي» و «عين الصلاة» در تفسير، «اربعين» و «شرح و حاشيه من لايحضره الفقيه» در حديث اشاره كرد. وي در رياضيات و نجوم و آنچه كه امروز به روان شناسي شناخته مي‎شود داراي تأليفاتي است و در هنر معماري دست داشت.

3. ملامحمدتقي مجلسي
وي پدر علامه محمدباقر مجلسي و از شاگردان شيخ بهايي است. «احياء الاحاديث»، «الاربعون حديثا»، «حاشيه صحيفه سجاديه»، «روضة المتقين في شرح من لايحضره الفقيه»، «شرح زيارت جامعه»، «شرح فارسي و عربي بر صحيفه سجاديه» از جمله آثار اوست.

4. علامه محمدباقر مجلسي (1037ـ1111.ق)
وي از دانشمندان عهد صفوي است كه در احياي احاديث اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تلاشي بسيار نموده است. علامه مجلسي به شرح و تفسير كتب اربعه چون اصول كافي دست زد كه «مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول» از اين نوع است. وي دست به تأليف كتاب وزين «بحارالانوار» زد كه جهاني از چنين همتي حيران است.
كتاب بحارالانوار بالغ بر يكصد جلد است كه در آن احاديث پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ جمع آوري شده است. وي براي نشر مذهب تشيع علاوه بر تأليف كتب عربي، برخي از تأليفاتش را به زبان فارسي نگاشت. «حق اليقين»، «عين الحيوة»، «حلية المتقين»، «حيوة القلوب»، «مشكوة الانوار» و «جلاء العيون» از آن قسم است.

5. سيد نعمت الله جزايري
از شاگردان علامه مجلسي بود كه در هنگام تأليف «بحارالانوار» از سوي استاد، وي در خدمت او به تحصيل و تدوين حديث اشتغال داشت. در دوران حياتش علاوه بر منصب شيخ الاسلامي در جنوب ايران، به تأليف بيش از پنجاه اثر پرداخت، كه «انوار النعمانية» و «نور المبين في قصص الانبياء و المرسلين» از آن جمله است.

6. آيت الله مجاهد سيد حسن مدرس (1287ـ1357.ق)
وي در قريه «سرابه كچو» از توابع اردستان تولد يافت و پس از فراگيري علوم از پدر در چهارده سالگي راهي حوزه علميه اصفهان گرديد و از مجتهدان عصر بهره برد و در علوم عقلي و نقلي به مدارج عالي نايل آمد و آنگاه راهي عتبات عاليات شد تا از محضر آيات عظام ميرزا حسن شيرازي و آيت الله سيد محمد كاظم يزدي استفاده نمايد. پس از چندي به اصفهان برگشت و در مدرسه «جدّه كوچك» به تدريس فقه و اصول اشتغال ورزيد. و برحسب امر آيات عظام نجف اشرف براي نظارت بر مجلس شوراي اسلامي به تهران آمد. بارها مورد حمله دشمن واقع شد و سرانجام مسموم و شهيد گرديد.

7. آيت الله ميرزا محمدجواد اصفهاني (1240ـ1312.ق)
وي در اصفهان متولد شد و در همان جا به تحصيل علوم اسلامي پرداخت و پس از چندي به عتبات عاليات رفت. از اساتيد حوزه علميه نجف بهره برد و از حضرت علامه آيت الله شيخ محمد حسن نجفي، صاحب جواهر، درجه اجتهاد گرفت و به اصفهان بازگشت. در سال 1304.ق ناصرالدين شاه وي را از اصفهان به تهران تبعيد كرد تا مانع اجراي حدود از سوي ايشان گردد، اما با اين تبعيد، مبارزات اين فقيه متقي پايان نيافت و در طول اقامتشان در تهران نيز ادامه پيدا كرد. معظم له پدر ميرزا محمدعلي ـ معروف به شاه آبادي ـ است.
وي داراي تأليفات عديده‎اي است كه مي‎توان به «بساتين الرياحين»، «كنوزالليالي»، «السراج الوهاب في شرح نتايج الاصول» و «الرياحين» اشاره نمود كه سه كتاب اول در اصول و كتاب چهارم در فقه است. وي در اصفهان دار فاني را وداع گفته است.

8. آيت الله ميرزا احمد بيدآبادي (1279ـ1357.ق)
وي در اصفهان متولد شد و به تحصيل علوم پرداخت و از آيات و اساتيد حوزه علميه اصفهان، «آيت الله سيد احمد باقر موسوي خوانساري»، «علامه سيد محمدهاشم موسوي خوانساري چهار سوقي» و والد معظمش «آيت الله ميرزا محمد جواد» اجازه اجتهاد دريافت داشت.

9. آيت الله ميرزا محمدعلي شاه آبادي (متوفي 1369.ق)
وي فرزند آيت الله ميرزا محمدجواد اصفهاني است كه در اصفهان متولد شد و از محضر پدر و برادر خويش كسب فيض نمود و در حوزه علميه تهران به تحصيل فقه و اصول و فلسفه و عرفان پرداخت و از اساتيدي چون «آيت الله ميرزاحسن آشتياني»، «ميرزا ابوالحسن حكيم» مشهور به «ميرزاي جلوه» و «ميرزا هاشم گيلاني» بهره برد و به درجه اجتهاد رسيد. آن گاه به حوزه علميه نجف رفته، از محضر آخوندخراساني، شيخ فتح الله شريعت اصفهاني، آيت الله ميرزاحسن خليلي كسب فيض كرد و پس از فوت آخوند خراساني در حوزه علميه سامرا به تدريس فقه و اصول و فلسفه پرداخت و خود در درس آيت الله ميرزا محمدتقي شيرازي ميرزاي دوم حاضر شد.
پس از مدتي به ايران آمد و در تهران اقامت گزيد. از آن همه، اجازه اجتهاد ميرزاي شيرازي كه به ايشان داده محفوظ مانده است. وي يكي از شش نفري است كه آيت الله ميرزامحمدتقي شيرازي به او اجازه اجتهاد داده است.[6]
«شذرات المعارف»، «رشحات البحار»، «مفتاح السعادة في احكام العبادة»، «حاشيه نجاة العبادة»، «رسالة العقل و الجهل»، «چهار رساله در نبوت و ولايت عامه و خاصه»، «منازل السالكين»، «حاشيه كفاية الاصول» و «حاشيه فصول الاصول» از جمله تأليفاتي اين فقيه، اصولي و عارف فرزانه است.

10. آيت الله حاج آقا حسين خادمي (1319ـ1405.ق)
وي فرزند آقا سيد جعفر خادم الشريعه بود كه در اصفهان تولد يافته و به تحصيل علوم پرداخته است. آن گاه در پي تكميل تحصيلات حوزوي راهي نجف اشرف شد و از آيات عظام ميرزا محمدحسين ناييني، آقا ضياء الدين عراقي و آقا سيد ابوالحسن اصفهاني و آيت الله سيد ابوتراب خوانساري و آيت الله شيخ محمد جواد بلاغي، فقه و اصول، رجال، درايه، كلام ملل و نحل را فرا گرفت. در 26 سالگي به مقام اجتهاد نايل آمد و به موطن خويش بازگشت و تدريس خارج فقه و اصول را آغاز كرد. وي معتقد بود «طلبه تا به درس مشغول نشده تحصيل علم برايش واجب كفايي است ولي پس از شروع بدان واجب عيني مي‎شود.»
در سال 1342 هنگامي كه حضرت امام به دست رژيم دستگير و به تهران اعزام شد، به پيشنهاد آيت الله ميلاني در تهران پيرامون مرجعيت امام سخن گفت و در پنجم رمضان 1357.ش خانه معظم له از سوي مأموران رژيم شاه تحت محاصره قرارگرفت و عده‎اي نزديك منزل ايشان به شهادت رسيدند. در دوره هاي اول و دوم مجلس خبرگان نماينده مردم استان اصفهان گرديد تا آنكه در 20 اسفند 1363.ش (1405.ق) به ديار ابدي شتافت.
تقريرات فقه مرحوم ناييني در صوم و صلاة، تقريرات اصول و حاشيه بر طهارت و صلاة حاج آقا رضا همداني از جمله تأليفات اين فقيه فرزانه است.

زنان دانش پژوه حوزه اصفهان
از دير باز بيوت آيات عظام و دانشمندان اسلامي، مراكز تعليم و تربيت بوده و اين آموزش به گروهي خاص، اختصاص داده نشده است. بر پايه همين امر از ميان اين خاندانها علم و فضيلت زنان دانشمندي در فقه و اصول و حديث و... برخاسته‎اند. خاندان پرفضيلت علامه مجلسي از اين قبيل است.
در دوره اخير از «بانوي مجتهد ايراني، بانو نصرت امين» كه از جمله دانشمندان و نويسندگان تواناي حوزه اصفهان است، بايد نام برد.
«اربعين الهاشميه»، «تفسير مخزن العرفان» در پانزده جلد، «ترجمه تهذيب الاخلاق»، ابن مسكويه و «نفحات الرحمانيّة» از جمله تأليفات اين بانوي دانشمند است.
بانوي اصفهاني پس از رسيدن به مدارج عالي به تأسيس مدارس نيز همت گمارد كه مي‎توان از دو مدرسه زير نام برد:
1. «دبيرستان دخترانه امين» تاسيس در سال 1344.ش
2. «مكتب فاطمه ـ سلام الله عليها ـ»، كه خود ايشان در آن تدريس مي‎كردند.
«علويه زينب السادات همايوني»، «علويه عفت الحاجيه افتخار امين» و «فخرالسادات ابطحي» از جمله شاگردان فاضل مكتب بانوي ايراني هستند.
اين بزرگ بانوي ايراني در سال 1403.ق (23 خرداد 1363.ش) دار فاني را وداع گفت.
---------------------------------
[1] . اصفهان، دكتر لطف الله هنرفر، ص160؛ تاريخ مغول در ايران، برتولد اشيولر،ؤ ترجمه دكتر محمود ميرآفتاب، ص315.
[2] . تاريخ مغول، عباس اقباس آشتياني، ص256.
[3] . همان، ص308.
[4] . همان، ص259.
[5] . از جمله امتيازات، اعطاي امتياز رويتر بود كه به نهضت تنباكو انجاميد.
[6] . استادزاده، از نشريات حوزه علميه شهيد شاه آبادي، ص39.

سيد عليرضا كباري - حوزه‎هاي علميه شيعه در گستره جهان، با اندکی تغییرات
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :