امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
699
حوزه علميه زنجان

زنجان شهري است كه در دوران خلافت عثماني فتح و به «زنجان» تغيير نام داد. به طوري كه در كتب اوليه اسلامي نظير حدود العالم و احسن التقاسيم قيد گرديده، شهري آباد و پرنعمت و از جمله شهرهاي مفتوحة العنوة[1] بوده است. در قرن چهارم و پنجم كه سال مهاجرت قبايل ترك نژاد به ايران است، به علت چراگاههاي وسيع و گسترده مورد توجه قبايل مذكور قرار گرفته و قبايل مختلفي از تركان در زنگان و نواحي مختلف آن به خصوص در چمن «كنگرلند» كه بعدها به «سلطانيه» معروف شده است، مسكن گزيدند.[2]
 
دوره نخست
نخستين دوره حوزه علميه زنجان نيز همزمان با اسكان قبايل ترك در اين سامان است. حال آيا در بين مهاجران عالمان بزرگ شيعي بودند تا حوزه زنجان را به پا دارند يا خود شهر در اين دوره به چنان مرحله علمي رسيده بود، دقيقاً معلوم نيست.
شيخ آقابزرگ تهراني در بين عالمان قرن پنجم هجري از «نصير بن هبة الله بن نصر زنجاني» ياد مي‎كند كه از اديبان متبحر عصر خويش بوده است. برخي از تصانيف وي به قرار زير مي‎باشد:
1. المقامات الطيبة
2. المقامات الحكمية
3. الرسالة السعدية
4. الجواهر في النحو[3]
لازم به ذكر است كه در اين دوره حكومت شيعي حسن بن قاسم علوي (داعي صغير) برخي از شهرها چون گيل،‌ ديلم، ري، قزوين، زنجان، قم و ابهر را تحت پوشش داشت[4] و موجب شكوفايي علوم اسلامي در اين سامان گشت و حوزه شيعي زنجان تا قرن هفتم تداوم يافت چنانكه «حسين بن محمد زنجاني» مجاور حرمين شريفين[5] و «ناصر» فرزند «نصر بن هبة الله بن نصر زنجاني»[6] از عالمان شيعه قرن ششم زنجان مي‎باشند. «ابوالبقاء هبة‌ الله بن ناصر» از پدرش نقل حديث مي‎كند.
«شيخ ابومظفر ليث بن سعد بن ليث اسدي»، ساكن زنجان از ديگر عالمان حوزه علميه زنجان است كه شيخ منتجب الدين در فهرست خود از وي به عنوان فقيه، صالح، ناظم و ناثر ياد مي‎كند. كتابهاي وي عبارتند از:
1. كتاب الطهارة
2. الايمان
3. الامالي في مناقب اهل البيت ـ عليهم السلام ـ
4. روايات الاشج[7]
در اين دوره حوزه اهل سنت زنجان نيز مفاخري چون «شيخ شهاب الدين سهروردي» (539ـ632.ق) مؤلف «عوارف المعارف» را در خود پروريد. وي كه از فقهاي شافعي مذهب و عارفان عصر خويش محسوب مي‎شود، يكي از اساتيد شيخ اجل سعدي شيرازي مي‎باشد.[8]
 
دوره دوم
اين دوره كه از قرن هفتم تا دوازدهم را شامل است دوره ركود حوزه علميه زنجان است. قتل و غارت مغول به فجيع ترين وضعي كه خاص خودشان بود، از عوامل عمده اين ركود علمي است.[9]
 
دوره سوم
اين دوره كه از قرن دوازدهم تا قرن پانزدهم را شامل است، عصر شكوفايي اين حوزه شيعي تلقي مي‎گردد. در اين دوره فقهاي بزرگي پا به عرصه حيات مي‎گذارند و حوزه علميه زنجان علاوه بر تربيت طلاب شهر به پرورش دانشجويان علوم ديني كه از آذربايجان و قفقاز به اين حوزه مهاجرت كرده‎اند همت مي‎گمارند. و تعداد قابل توجهي مدرسه علميه تأسيس مي‎گردد، برخي از اين مدارس عبارتند از:
1. مدرسه ميرزايي
2. مدرسه خانم
3. مدرسه آخوند (چهل ستون)
4. مدرسه سيد فتح الله
5. مدرسه ملا
6. مدرسه حسينيه
7. مدرسه ميرزايي پايين
8. مدرسه سيد
9. مدرسه اسحاق ميرزا
10. مدرسه نصرالله خان[10]
محمدتقي پسر حيدرعلي زنجاني كه از شاگردان خليل قزويني است از عالمان قرن دوازدهم اين دوره است.[11] محمد سليم، محسن زنجاني و علي زنجاني از ديگر مفاخر اين عصر است.[12]
بعضي از عالمان قرن سيزدهم هجري حوزه زنجان به قرار زير مي‎باشند:
1. مولي دوست محمد زنجاني (متوفي بعد از 1235.ق)[13]
2. سيد محمد صادق زنجاني (متوفي بعد از 1274.ق)[14]
3. سيد علي زنجاني (متوفي حدود 1290.ق)[15]
4. شيخ اسدالله فرزند علي اكبر زنجاني (1354ـ1282.ق)
5. شيخ محمدباقر زنجاني (متوفي 1341.ق)
6. ميرزا محمدباقر زنجاني (متوفي 1322.ق)
7. سيد محمدجواد زنجاني
اغلب دانشيان اين دوره كه سطوح عالي را در حوزه نجف اشرف از شيخ انصاري و مجدد شيرازي فراگرفته‎اند، در نجف مانده و به زادگاه خويش بازنگشته‎اند. در عين حال حوزه زنجان در قرن چهاردهم عالمان بيشتري را در خود پرورش داده و به غناي قابل توجهي دست يافته است.
در قرن دوازدهم كه اغلب عالمان اين حوزه تا دوره سطوح را طي كرده و اشتهار آنها در علوم ادبي و فنون شعري است،‌ در قرن چهاردهم به علومي چون فقه و رياضيات و فلسفه آراسته مي‎گردند. شماري از اين فرزانگان به قرار زير هستند:
1. شيخ ميرزا ابراهيم زنجاني (متوفي 1351.ق) فقيه، رياضيدان و حكيم الهي.[16]
2. سيد ابوتراب زنجاني[17]
3. سيد ميرزا ابوطالب زنجاني (1329ـ1257.ق) مؤلف كتب عديده‎اي چون «التنقيد».[18]
4. سيد ميرزا ابوعبدالله فرزند ابي القاسم زنجاني (1313ـ1262.ق) مؤلف «مطالع الشموس في شرح الدروس».[19]
5. سيد ميرزا ابوعبدالله فرزند نصرالله زنجاني (1360ـ1309.ق)، مؤلف «زندگاني محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ» و...[20]
6. سيد ميرزا ابوالمكارم زنجاني (1330ـ1255.ق) مؤلف رسائل فقهي و تاريخي چون «رسالة في حرمة الخمر».[21]
7. سيد احمد زنجاني (1393ـ1308.ق)
8. شيخ اسدالله فرزند محمدجعفر زنجاني (متوفي 1371.ق)[22]
9. شيخ اسدالله فرزند نظرعلي زنجاني (متوفي 1320.ق) مؤلف «لغات القرآن».[23]
10. شيخ باقر زنجاني (1394ـ1312.ق) مؤلف كتابهاي مختلف فقهي و اصولي چون «تنقيح القواعد» در اصول فقه.[24]
11. شيخ جواد زنجاني (متوفي قبل از 1350.ق)، مؤلف «التمهيد» در قواعد زبان عربي.[25]
12. شيخ محمد حسن زنجاني (متوفي حدود 1340ـ1256.ق) مؤلف «تبيان البيان في قواعد القرآن» «انيس الطالب»، «روشن ضمير در شرح دعاء جوشن صغير» و...[26]
13. شيخ عباس زنجاني (متوفي 1344.ق)[27]
14. شيخ عبدالعلي فرزند عبدالصمد زنجاني (1349ـ1268.ق) نويسنده «شرح دعاء صباح».[28]
15. شيخ عبدالعلي فرزند علي نقي زنجاني (متوفي حدود 1357.ق)[29]
16. شيخ عبدالله فرزند مولي احمد زنجاني (متوفي 1327.ق)، مؤلف «تسهيل الوصول الي علم الاصول»، «الرسائل»، «رسالة في الاخلاق»، «شرح نجاة العباد»، «حاشيه بر قوانين» و...[30]
17. شيخ عبدالمجيد زنجاني (متوفي بعد از 1320.ق) از فلاسفه و حكماي الهي ايران.[31]
18. شيخ غلامرضا زنجاني (متوفي 1350.ق)[32]
 
فتنه باب و حكم جهاد
سيدعلي محمد شيرازي (1266ـ1236.ق) كه پس از ادعاي بابيت از طرف حاكم شيراز بازداشت شد، به ترتيب به شيراز، اصفهان، تهران، قلعه ماكون قلعه چهريق اروميه و تبريز زنداني گشت.[33]
داعيان وي از جمله محمدعلي زنجاني كه در تهران به سر مي‎برد با لباس مبدل به زنجان آمد و سر به شورش نهاد.[34] در پي اين شورش حجت الاسلام و المسلمين حاج سيدمحمود حسيني موسوي، امام جمعه زنجان حكم جهاد بر عليه بابيان را صادر كرد.[35]
و اين فتنه را خاموش ساخت. پس از اين واقعه، باب در سال 1266.ق به دار آويخته شد و تيرباران گرديد.
امام جمعه زنجان كه در سال 1309.ق تولد يافته بود از فرزانگاني چون ملاسبزعلي و شيخ جواد طارمي، فقه و اصول و از علامه ميرزا مجيد زنجاني، منظومه حكمت و اسفار را آموخته، آن گاه در درس خارج آقا شيخ غلامحسين فقيه زنجاني و آخوند ملاقربان علي، مجتهد معروف زنجان حاضر شد. سپس به نجف اشرف مهاجرت و درس خارج آقا سيد كاظم يزدي، شريعت اصفهاني و ناييني را درك كرده و به جهت رحلت پدرش به زنجان بازگشت. ليكن وي به جهت اشتياق زايدالوصفي كه به علوم ديني داشت ديگربار به نجف مراجعت و به مقام اجتهاد نايل آمد. آنگاه به زادگاه خويش بازگشته و به ارشاد مردم پرداخت.
مبارزه با حزب توده و پيشه وري از ديگر فعاليتهاي دوره مرجعيت محلي وي محسوب مي‎گردد.
برخي از تأليفات ايشان عبارتند از:
1. رساله‎اي در جبر و تفويض
2. ذخر البشر في شرح باب حادي عشر
3. تعليقات بر صحيفه مباركه سجاديه
4. حاشيه بر تقريرات كاظميني[36]
آيت الله ميرزا عبدالرحيم مجتهد زنجاني (1365ـ1282.ق) از ديگر عالمان و عارفان و فقيهان عالم اسلامي است كه عمر را به رياضت، جهاد و اجتهاد پرداخته و به مقامات معنوي و علمي نايل آمد. وي از دانشمنداني است كه علاوه بر حوزه زنجان، حوزه نجف و سامرا را درك كرده و در درس آيات عظام شيخ حسن مامقاني، ميرزا حبيب الله رشتي و ميرزا محمد حسن شيرازي و آخوند خراساني حاضر شد و در سال 1312.ق از آيت الله آخوند خراساني اجازه اجتهاد گرفت و راهي زنجان گرديد.
وي در زنجان به جبهه طرفداران مشروطيت پيوسته و به تدريس مباحث فقه و اصول پرداخته و قضاوت در زنجان را برعهده گرفت. كتاب «قضا و شهادات» شرحي بر صلوة از منظومه علامه بحرالعلوم، و «تقريرات اصول آخوند خراساني» و حاشيه بر رساله عمليه آيت الله ميرزا محمدتقي شيرازي برخي از تأليفات ايشان است.[37]
«آيت الله سيد محمد بن سيد محسن موسوي (1355ـ1284.ق)» از ديگر فقها و حكماي الهي زنجان در اين دوره هستند كه حوزه زنجان، تهران و نجف را درك كرده و از آخوند خراساني اجازه اجتهاد دريافت داشته است. آنگاه به زنجان مراجعت نموده و با تشكيل حوزه درس در تقويت حوزه علميه زنجان كمال سعي را انجام دادند. تا در سال 1355.ق از دنيا رفته و جنازه‎اش به كربلا منتقل و در رواق حضرت ابوالفضل ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شد.
«آيت الله آقا شيخ فياض (1360ـ1285.ق)» هم از جمله عالمان فرزانه‎اي است كه جامع معقول و منقول بوده و تأليفاتي در فلسفه و فقه داشته است.
ثقة المحدثين و جمال السالكين حاج ملا آقاجان از ديگر عالمان وارسته اين خطه است كه صاحب كرامات عديده است.[38]
حضرت آيت الله حاج سيد موسي شبيري زنجاني (متولد حدود 1347.ق) از ديگر عالمان سترگ اين ديار هستند كه اينك در حوزه علميه قم به تدريس درس خارج و تحقيق و تأليف اشتغال دارند.[39]
«آقا شيخ فاضل قفقازي (متولد 1309.ق)» از دانشوران مهاجري است كه در اين دوره از لنكران، به اردبيل آمده و سطوح فقه و اصول را نزد آخوند ملامحمدتقي و حاج ميرزا علينقي تحصيل كرده است.[40]
 
وضع فعلي حوزه علميه زنجان
هم اكنون در زنجان حدود چهارصد و پنجاه روحاني وجود دارد. حوزه علميه آن به صورت شورايي اداره مي‎شود و برنامه هاي آن با حوزه علميه قم هماهنگ است. مركز حوزه علميه زنجان، مدرسه جديد التأسيس امام صادق ـ عليه السلام ـ است. نظارت عالي بر حوزه، با امام جمعه محترم آنجاست و اساتيد آن همه بومي هستند. در اين حوزه 60 نفر از خواهران طلبه نيز به تحصيل اشتغال دارند. 11 نفر از طلاب زنجان در جنگ تحميلي به شهادت رسيدند كه مرحوم حجت الاسلام حاج شيخ اكبر بيگدلي با 62 سال سن كهن سالترين آنهاست.[41]
-------------------------
[1] . سرزمينهايي كه با پيروزي هاي نظامي به دست آمده‎اند.
[2] . جغرافياي كامل ايران، ج 1، صص 723ـ724.
[3] . طبقات اعلام الشيعه، النابس، ج 2، ص 199، فهرست، منتخب الدين ابن بابويه، ص 192.
[4] . تاريخ نهضتهاي ملي ايران، عبدالرفيع حقيقت، ص 107.
[5] . طبقات اعلام الشيعه، الثقات العيون، ج 2، ص 81.
[6] . همان، ص 317، علامه طهراني احتمال ديگري هم در مورد اين شخصيت علمي مي‎دهد، كه شايد او از اكراد حله باشد.
[7] . اشج، ابودنيا معمر، ابوعمرو عثمان و يا علي بن عثمان بن خطاب بلوي مغربي متوفي سال 327.ق است.
[8] . رك: مقدمه عوارف المعارف، از قاسم انصاري.
[9] . تاريخ نهضتهاي ملي ايران، ص 528.
[10] . گنجينه دانشمندان، ج 5، ص 227، پس از پيروزي انقلاب مدرسه نصرالله خان بازسازي شد و به مدرسه امام صادق ـ عليه السلام ـ ناميده شد.
[11] . طبقات اعلام الشيعه، الكواكب المنتشره، ج 6، ص 121.
[12] . همان، ص 295.
[13] . الكرام البررة، ج 2، ص 523.
[14] . همان، ص 643.
[15] . همان، ص 827.
[16] . نقباء البشر، ج 1، ص 7.
[17] . همان، ص 26.
[18] . همان، ص 49.
[19] . همان، ص 50.
[20] . همان، ص 52.
[21] . همان، ص 80ـ81.
[22] . نقباء البشر، ص 136.
[23] . همان، ص 143.
[24] . همان، ص 226.
[25] . همان، ص 319.
[26] . همان، صص 426 و 427.
[27] . همان، ج 3، ص 1015.
[28] . همان، ص 1141.
[29] . همان، ص 1142.
[30] . همان، ص 1191.
[31] . همان، ص 1223.
[32] . همان، ج 4، ص 1655.
[33] . فرهنگ فرق اسلامي، صص89ـ91.
[34] . تحقيق در شيخي گري، بابيگري، بهائيگري و كسروي گرايي، صص 110ـ111.
[35] . گنجينه دانشمندان، ج 5، ص 135، به نقل از ناسخ التواريخ بخش قاجار.
[36] . گنجينه دانشمندان، ج 5، صص 235ـ239.
[37] . همان، صص 244ـ249.
[38] . حجة الاسلام محمد شريف رازي از خادم مدرسه‎اي هم نام مي‎برند كه چون حاج ملا آقا جان به حضرت ولي عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ عشق مي‎ورزيده به ملاقات آن جناب نايل آمده است. گنجينه دانشمندان، ج 5، صص 228ـ230.
[39] . آشنايي با ستارگان هدايت، ص 103ـ104.
[40] . آينه دانشوران، سيد علي رضا ريحان يزدي، ص 232.
[41] . پيام حوزه، شماره 8، ص 93ـ103.

سيد علي رضا كباري - حوزه‎هاي علميه شيعه در گستره جهان، ص 492 - 500
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :