امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
826
حوزه علميه قم

قم از نخستين شهرهايي است كه در ايران مذهب تشيع را پذيرفت و از ربع آخر قرن اول هجري، فرهنگ شيعي، فرهنگ مردم اين ديار شد. مردم آن نخستين كساني بودند كه براي امامان ـ عليهم السلام ـ خمس فرستادند[1] و ائمه شيعه بارها از اهل قم و اين سرزمين مقدس اسلامي به عظمت ياد كردند. این حوزه تا کنون پنج دوره را از سر گذرانده است .
 
دوره اول
 نخستين دوره از حوزه علميه قم به عصر امامت و شاگردان حوزه هاي درس ايشان اختصاص دارد كه پس از اخذ علم و توانايي در نشر فرهنگ اسلامي، قم را به عنوان پايگاه شيعه انتخاب نموده و در آن به ترويج مكتب علوي پرداخته اند. برخي از اين دانشمندان عبارتند از:
1. آدم بن عبدالله قمي، از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ
2. ابراهيم بن محمد الاشعري، از اصحاب امام كاظم و امام رضا ـ عليهما السلام ـ
3. ابراهيم بن هاشم ابواسحاق قمي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
4. احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن مالك بن الاحوص الاشعري، از اصحاب امام جواد، امام هادي و امام حسن عسكري ـ عليهم السلام ـ
5. احمد بن حمزه بن اليسع بن عبدالله القمي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
6. احمد بن محمد بن عيسي الاشعري القمي، از اصحاب امام رضا، امام جواد و امام عسكري ـ عليهم السلام ـ
7. اسماعيل بن سعد الاحوص الاشعري القمي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
8. جعفر بن عبدالله بن الحسين بن جامع القمي، از اصحاب امام علي النقي ـ عليه السلام ـ
9. حسن بن ابان، از اصحاب امام رضا، امام جواد و امام هادي ـ عليهم السلام ـ
10. حسين بن سعيد بن حماد بن مهران الاهوازي، از اصحاب امام رضا، امام جواد و امام هادي ـ عليهم السلام ـ
11. حسين بن مالك القمي، از اصحاب امام هادي ـ عليه السلام ـ
12. حسين بن محمد القمي، از اصحاب امام جواد ـ عليه السلام ـ
13. حمزه بن يسع القمي، از اصحاب امام صادق و امام كاظم ـ عليهما السلام ـ
14. حمزه بن يحيي الاشعري، از اصحاب امام رضا و امام جواد ـ عليهما السلام ـ
15. ريان بن الصلت البغدادي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
16. زكريا بن آدم بن عبدالله بن سعد الاشعري القمي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
17. زكريا بن ادريس، از اصحاب امام كاظم و امام رضا ـ عليهما السلام ـ
18. زكريا بن عبدالصمد القمي، از اصحاب امام كاظم و امام رضا ـ عليهما السلام ـ
19. سعد بن عمران القمي، از اصحاب امام كاظم ـ عليه السلام ـ
20. سعد بن سعيد، از اصحاب امام جواد ـ عليه السلام ـ
21. سهل بن يسع بن عبدالله بن سعد الاشعري، از اصحاب امام كاظم و امام رضا ـ عليهما السلام ـ
22. عبدالصمد بن محمد، از اصحاب امام عسكري ـ عليه السلام ـ
23. عبدالعزيز بن المهتدي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
24. عبدالله بن جعفر بن الحسين بن مالك بن جامع الحميري، از اصحاب امام عسكري ـ عليه السلام ـ
25. عبدالله بن صلت القمي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
26. عبدالملك بن عبدالله بن سعد الاشعري القمي، از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ
27. عبدالوهاب القمي، از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ
28. علي بن ريان بن الصلت الاشعري القمي، از اصحاب امام هادي ـ عليه السلام ـ و از وكلاي ايشان
29. عمران بن سليمان ابومحمد القمي الكوفي، از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ
30. عمران بن عبدالله القمي، از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ
31. محمد بن ابي يزيد رازي,  از اصحاب امام جواد ـ عليه السلام ـ
32. محمد بن اسحاق القمي، از وكلاي حضرت ولي عصر ـ عح الله تعالي و فرجه الشريف ـ
33. محمد بن الحسين بن ابي خالد الاشعري القمي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
34. محمد بن حمزه ـ اليسع ـ القمي، از اصحاب امام هادي ـ عليه السلام ـ
35. محمد بن الريان بن الصلت الاشعري القمي، از اصحاب امام علي النقي و امام حسن عسكري ـ عليهما السلام ـ
36. محمد بن سالم القمي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
37. محمد بن سليمان القمي، از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ
38. محمد بن سهل بن اليسع الاشعري القمي، از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ
39. محمد بن عبدالجبار، از اصحاب امام هادي ـ عليه السلام ـ
40. محمد بن عبدالله بن جعفر بن الحسين بن مالك جامع الحميري، با امام عصر ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ  مكاتبه داشته است.
41. محمد بن عبدالله بن الاشعري القمي، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
42. محمد بن علي بن عيسي الاشعري، از اصحاب امام هادي ـ عليه السلام ـ
43. محمد بن عيسي بن عبدالله بن سعد بن مالك الاشعري، از اصحاب امام رضا و امام جواد ـ عليهما السلام ـ
44. مصقله بن اسحاق القمي، از اصحاب امام علي النقي ـ عليه السلام ـ
45. نصر بن خادم القمي، از اصحاب امام علي النقي ـ عليه السلام ـ
46. مرزبان بن عمران، از اصحاب امام رضا ـ عليه السلام ـ
بدين ترتيب قم در قرن سوم هجري مركز نشر حديث اماميه گرديد و آن زماني است كه كوفه به عنوان نخستين پايگاه شيعي نفوذ خود را از دست داد و محدثاني بسان «حسين بن سعيد اهوازي» و برادرش ابتدا به اهواز و سپس از آنجا به قم آمدند.[2]
 
دوره دوم
اين دوره به دو قرن چهارم و پنجم هجري اختصاص دارد كه شاگردان دوره اول يا شاگرد شاگردان آنها مي باشند.
در قرن چهارم، رونق حوزه علميه ري، حوزه علميه قم را تحت الشعاع قرار داد. چرا كه با وجود شخصيتهايي چون شيخ صدوق در ري ، دانشجويان اسلامي ري را بر قم ترجيح مي دادند. ليكن نبايد از خاطر دورداشت كه سيره علمي محدثان اسلامي بر اين بوده است كه در شهري به خصوص ساكن نباشند و با مسافرتهاي خويش علاوه بر نشر احاديث معصومين ـ عليهم السلام ـ، به فراگيري احاديث از اساتيد فن همت گمارند. لذا دانشمندان حوزه ی ري و قم نوعي تبادل فرهنگي داشتند و شايد از اين روست كه مورخين تاريخ قم و ري برخي از دانشمندان اين دوره را به شهر خويش منسوب مي دارند.
با اين حال شيخ آقابزرگ تهراني در طبقات اعلام الشيعه نام دهها دانشمند قمي را در اين دوره ذكر كرده است.
«علي بن حسين بن موسي قمي» پدر شيخ صدوق (متوفي 329.ق) از فقهاي شيعه اماميه است كه پيشواي علماي قم در عصر خويش شمرده مي شد و طي نامه اي از حضرت ولي عصر ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ  خواسته بود دعا كند خدا پسري به وي كرامت فرمايد و شيخ صدوق به دعاي آن حضرت متولد گرديد. كتاب «الامامه و التبصره من الحيره» از تأليفات به جاي مانده اوست.
«ابن وليد قمي» از ديگر فقها و محدثان اين دوره است كه در سال (343 .ق) از دنيا رفته و «الجامع» و «التفسير» از كتابهاي اوست.
«ابوالحسن محمد بن احمد بن داود قمي» معروف به «ابن داود قمي» (متوفي 368 .ق) از ديگر دانشمندان نامي قم در اين دوره است كه كتاب مزار و كتاب ذخائر از آثار مهم اوست.
«جعفر بن محمد قولويه» (متوفي 368 .ق) و «شيخ صدوق، محمد بن بابويه قمي» (متوفي 381 .ق) از ديگر دانشمندان نامدار اين دوره مي باشند كه دهها كتاب از آنان برجاي مانده است از جمله كتاب «من لا يحضره الفقيه» که يكي از كتب اربعه شيعه است و بارها از سوي دانشمندان شيعه شرح و ترجمه شده است . علاوه بر این شیخ صدوق توانست آثار روايي شيعه از پيشينيان را به ارث برد و با تأليف سيصد كتاب مباني اسلامي را با مهارتهاي قابل تحسين تدوين نمايد.بدين ترتيب دوره دوم حوزه علميه قم را گروه كثيري از محدثان و فقهاي شيعه، شكل داده اند كه شاگردان دوره اول و اساتيد علماي شيعه قرن پنجم بوده اند.
دانشمند متتبع شيخ عبدالكريم رباني شيرازي 252 تن از اساتيد و 27 تن از شاگردان شيخ صدوق را در مقدمه «معاني الاخبار» (چاپ مكتبه صدوق) نقل كرده است.
مدارس اين دوره عبارتند از:
1. مدرسه سعد صلت
2. مدرسه اثير الملك
3. سيد سعيد عزالدين مرتضي
4. سيد امام زين الدين امير شرف شاه الحسني
5. ستي فاطمه بنت موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ
6. ظهير الدين عبدالعزيز
7. استاد ابوالحسن كميج
8. شمس الدين مرتضي
9. مرتضي كبير شرف الدين
10. ابي المعالي الكشاني[3]
 
دوره سوم
اين دوره از قرن ششم تا قرن نهم هجري را شامل است. حوزه علميه قم در اين دوره از وضع مناسبي برخوردار نبود و مردم آن بارها قتل عام شده و شهر رو به ويراني نهاد هرچند مدتي نيز پايتخت تيموريان بود.
در تاريخ قم به قتل عامها و تخريب شهر بر مي خوريم ولي شايد حمله ی  مغول در سال 631 از ويرانگرترين نوع آن قتل عامها و تخريبها به شما رود[4] كه تا عصر تيموريان باقي بوده و زكرياي قزويني[5] و حمدالله مستوفي[6] به آن اشاره كرده اند و تنها تأسيس «مدرسه رضويه» به اين دوره نسبت داده شده است.[7]
با اين حال شيخ آقابزرگ در طبقات اعلام الشيعه متجاوز از سي تن از دانشمندان قرن ششم را نام برده است[8] كه رقم آنان در قرن هفتم به سه نفر تقليل يافته است[9] و در قرن هشتم تنها يك نفر را نام برده[10] و هفت تن از علماي قم را در قرن نهم ذكر كرده است.[11] بدين ترتيب ركود علمي از قرن ششم شروع شد و در قرن هفتم و هشتم با حضور سلسله هاي ويرانگر مغول و تيموريان رشد كرد. در قرن نهم علماي قم با اخذ تدابير زيركانه به مقابله با ركود فرهنگي برخاستند و درصدد تحكيم پايه هاي علمي در حوزه پرسابقه قم برآمدند.
«قطب الدين ابوالحسن سعيد بن عبدالله بن الحسين بن هبه الله بن الحسن الراوندي» (متوفي 573 .ق) از جمله دانشمندان فاضل و متبحري است كه در اين دوره مي زيسته است. وي كه در قم به خاك سپرده شده از فقها و محدثان بزرگ شيعه است كه زماني در قم سكونت داشته و از محضر قريب به سي دانشمند از علماي فريقين بهره جسته بود با تربيت شاگردان در حفظ حوزه علميه قم و استمرار بخشيدن به حيات علمي آن كوشيده است.
شيخ محمد بن حسن طوسي، پدر حكيم الهي خواجه نصيرالدين طوسي از ديگر دانشمندان قم در اين دوره است كه فرزندش از او به نقل روايت پرداخته است.[12]
 
دوره چهارم
اين دوره از قرن دهم شروع مي شود و تا قرن سيزدهم معاصر با سلسله هاي صفويه، افاغنه، افشاريه، زنديه و قاجاريه امتداد مي يابد.
نخستين بخش از اين دوره معاصر با سلسله صفويه است كه با مهاجرت علماي شيعه جبل عامل لبنان به ايران و نشر تفكر اصولي شيعه همراه بوده است در این مقطع با تأسيس مدارس شيعي در اصفهان و ديگر شهرهاي ايران چون قم، شيراز، قزوين و مشهد دانشهاي ديني و تفكر شيعي و از آن جمله علوم عقلي ـ فلسفي و كلام ـ رو به رشد گذاشت.
با رشد اخباري گري در حوزه اصفهان نه تنها علماي اصولي، اين حوزه را ترك كردند بلكه برخي از دانشمندان علوم عقلي از جمله فيلسوف پرآوازه صدرالدين شيرازي مشهور به «ملاصدرا» نيز از اين ديار رانده شدند و حضور ملا صدرا در حوزه علمیه قم هرچند موجبات ركود علوم عقلي را در حوزه اصفهان به همراه داشت، ولي باعث رونق دانشهاي عقلي در حوزه علميه قم گرديد و با پرورش شاگردان و تأليفات خويش زمينه ی پذيرش تفكر اصولي را در اين حوزه فراهم ساخت؛ در حالي كه حوزه قم تا قبل از اين دوره بيشتر مهد پرورش محدثان شيعه بود.
ملامحسن فيض (متوفي 1091 .ق)، ملاعبدالرزاق لاهيجي مؤلف كتاب شوارق و شيخ حسين تنكابني (متوفي 1104 .ق) از شاگردان مكتب فلسفي صدرالمتألهين شيرازي و هر يك در سلوك علمي و مشي فلسفي، از تفكر آزاد برخوردار بودند. و اين بينش خود از مكتب صدرالمتألهين ريشه مي گيرد كه به تلاميذ خود اين اجازه را داد تا با انديشه اي باز به علوم و فلسفه بنگرند و خود را در علوم عقلي يا روش فلسفه استاد محصور ننمايند. بر همين اساس بود كه فيض كاشاني در فقه به روش اخباري ها به تأليف كتاب پرداخت و كتابهاي نفيسي چون «المحجه البيضا‌ء في احياء الاحياء» در علم اخلاق را تأليف كرد و در كتاب «وافي» ‌به تدوين احاديث شيعه همت گمارد و در فلسفه نيز «اصول المعارف» را نگاشت.[13]
قاضي سعيد قمي (متوفي 1103 يا 1104 .ق) از ديگر دانشمندان و مدرسان فلسفه و عرفان این دوره در حوزه علميه قم است كه از شاگردان فيض و فياض و ملارجبعلي تبريزي مي باشد.
از ديگر دانشمندان دوره صفويه در حوزه علميه قم، ملامحمد طاهر قمي است كه در فقه و كلام تبحري خاص داشت و به مقام شيخ الاسلامي قم منصوب شده است.
محقق رجالي سيد مصطفي تفرشي از ديگر دانشمندان اين دوره است كه «نقدالرجال» از آثار اوست.[14]
با يورش افغانان و پديد آمدن آشفتگي ها، دانش سير انحطاط آغاز نمود و رونق حوزه هاي علمي از ميان رفت و سران دولتها تنها به كشورگشايي توجه نموده، اصول تحكيم حكومت و پايداري آن را كه در فرهنگ و مردم ريشه داشت، از خاطر بردند، لذا افشاريه و زنديه و قاجاريه يكي پس از ديگري روي كار آمده، در اثر نداشتن بنيه فرهنگي از ميان رفتند.
شيخ آقا بزرگ تهراني بالغ بر بيست نفر دانشمند شيعي قمي را در قرن دوازدهم نام مي برد كه هر يك با تحقيق و تأليف كتب شيعي و قبول مسؤوليتهايي در مجامع شيعيان و حوزه علميه قم به ايفاي نقش پرداخته اند.[15] با اين همه اكثريت قريب به اتفاق مدارس اين دوره نيز در عصر صفوي بنا شده اند و تا زمان قاجار جز مدرسه مادرشاه به مدرسه اي بر نمي خوريم. مدارس اين دوره عبارتند از:
1. مدرسه فيضيه[16]
2. مدرسه شادقلي
3. ساروتقي
4. دارالشفا
5. مهدي قلي خان
6. جاني خان
7. مؤمنيه[17]
 
ظهور علم اصول
چنانكه گذشت حضور حكماي الهي در اين دوره از حوزه علميه قم باعث ظهور علم اصول در آن گرديد. چرا كه فلاسفه اي چون صدرالمتألهين شيرازي زمينه انديشه آزاد را در حوزه قم ايجاد كرده بودند. لذا ميرزاي قمي ـ قدس سره ـ (1151ـ1231) پس از تحصيل در عتبات عاليات و بهره مندي از اساتيد فقه و اصول حوزه علميه نجف اشرف و كربلا بسان وحيد بهبهاني، دامنه اصول فقه را از عتبات به قم كشاند و آن زماني بود كه پس از بازگشت از عراق، حوزه اصفهان و شيراز را مناسب مقام خويش نيافت و وقتي وارد حوزه علميه قم شد، تشنگان معارف جعفري را با فقه شيعي و مباني اجتهادي آن آشنا ساخت[18] و مرجع ديني شيعيان در عصر خود شد و با تأليف و تدريس اصول استنباط و منطق اجتهاد به «محقق قمي» مشهور گرديد. كتاب «القوانين المحكمه» في علم الاصول از مهمترين كتب وي مي باشد كه تا زمان ما از كتب درسي حوزه ها محسوب مي گرديد.
حضرت آيت الله العظمي ميرزا ابوالقاسم قمي ـ قدس سره ـ با سعي وافري كه در ايجاد جنبش اصولي از خود نشان داد، احياگر علم اصول در حوزه علميه قم شناخته شد و با پرورش شاگرداني بسان «سيد محمدباقر حجه الاسلام»، «حاج محمد ابراهيم كلباسي»، «آقا محمدعلي هزار جريبي»، «آقا احمد كرمانشاهي»، «سيد محمد مهدي خوانساري»، «سيد علي خوانساري»، «ميرزا ابوطالب قمي»، «حاج اسماعيل قمي»، «ميرزا علي رضا قمي»، «شيخ حسين قمي»، «حاج ملا اسدالله بروجردي»، «حاج ملا محمد كزازي»، تفكر اصولي را از حوزه قم به حوزه هاي اصفهان، قمشه و كرمانشاه انتقال داد و با نوآوري هاي خويش، تحولي شگرف به حوزه قم بخشيد و سالها ركود و سكوت را به عصر طلايي جهاد و اجتهاد تبديل نمود.[19]
 
دوره پنجم
اين دوره از اواخر قرن سيزدهم شروع مي شود و تا عصر حاضر امتداد مي يابد.
نقطه تحول اين دوره از زماني آغاز مي شود كه حضرت آيت الله العظمي حائري ـ قدس سره ـ در اين حوزه مسكن گزيد و با انفاس قدسيه خويش حوزه علميه قم را جاني تازه بخشيد و به «آيت الله مؤسس» شهرت يافت.
پيش از آيت الله حائري، علامه مجاهد آيت الله شيخ محمدتقي بافقي يزدي از نجف اشرف به قم مهاجرت كرد و با هماهنگي بين دانشمنداني چون، «آيت الله حاج شيخ ابوالقاسم كبير قمي» و «آيت الله حاج شيخ مهدي» و «آيت الله حاج محمد ارباب» مقدمات تأسيس حوزه را فراهم آورد. آنان پس از بحث و بررسي به اين نتيجه رسيدند كه فردي خارج از قم به اين شهر آمده، رايت علم و فقه را در حوزه برافرازد. شخصي كه خود از جهات علمي و تقوايي به مدارج عالي كمال نايل آمده و توانايي رهبري و رياست حوزه علمي شيعه را داشته باشد. اين شخصيت برجسته كسي جز آيت الله شيخ عبدالكريم حائري نبود. دانشمند فرزانه اي كه از محضر اساتيد عتبات عاليات بهره برده و به درياي علوم اهل بيت ـ عليهم السلام ـ پيوسته بود.
آيت الله حائري از سال 1332 .ق بنابر دعوت برخي، از كربلا به اراك هجرت كرد و در مدت هشت سال در آن شهر ساكن شد و حوزه علميه اراك را سامان بخشيد تا در 22 رجب سال 1340 .ق[20] (مصادف با نوروز 1301 .ش) به قصد زيارت حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ به قم آمد و با استقبال علما و مردم قم روبه رو شد و پس از تقاضاي مكرر حوزه، از اراك به قم انتقال داده و در قم ساكن شد.[21]
هجرت آيت الله حائري از اراك به قم و سامان بخشيدن به نظام آموزشي آن، به اندازه اي اهميت دارد كه حضرت امام ـ قدس سره ـ حضور نيافتن ايشان در آن دوره را برابر با از ميان رفتن اسم و رسم مسلماني دانسته اند.
نخستين سال تأسيس حوزه علميه قم مقارن با تبعيد برخي از مراجع عظام و نوابغ قرن چهاردهم هجري از عتبات به ايران بود. از جمله دانشمنداني كه به همراه برخي از شاگردانشان به ايران تبعيد و در حوزه قم ساكن شدند عبارت بودند از:
1. آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني
2. آيت الله ميرزاحسين ناييني
3. آيت الله حاج سيدعلي شهرستاني
4. آيت الله سيد عبدالحسين حجت كربلايي
5. آيت الله شيخ محمدحسين اصفهاني غروي
6. آيت الله شيخ مهدي خالصي[22]
حضور فرزانگان نجف مايه تحكيم حوزه علميه قم گرديد و يادآور اين معني شد كه حوزه هاي علميه شيعه، پايگاههاي جهاد و اجتهاد در دورافتاده ترين نقاط كشور پهناور اسلامي هستند و اگر حوزه نهصد ساله نجف مورد تهديد قرار گيرد، حوزه قم رسالت آن را برعهده مي گيرد.
از ديگر رويدادها و نهضتهاي اسلامي اين دوره حركتهاي پرخاشگرانه حاج آقا نورالله اصفهاني،‌ آيت الله بافقي، آيت الله حاج ميرزا صادق تبريزي و آيت الله حائري در مقابل موضع گيري هاي ضد ديني رضاخان است كه آرزوهاي مهاجمان فرهنگي را مورد خدشه قرار داد.
تلگرام حضرت آيت الله حائري به رضا خان بدين مضمون است:
«عرض مي شود، بنده با اينكه تاكنون در هيچ كاري دخالت نداشتم اكنون مي شنوم اقدام به كارهايي مي شود كه مخالفت صريح با طريقه ی جعفريه و قانون اسلامي دارد كه ديگر خودداري و تحمل برايم مشكل است.[23]»
«الاحقر عبدالكريم حائري»
آيت الله العظمي حائري كه در سال 1276 .ق تولد يافته بود در سال 1355 .ق از دنيا رفت و رياست علمي و مرجعيت شيعه به آيت الله العظمي سيد محمد حجت، آيت الله العظمي صدر و آيت الله العظمي خوانساري رسيد.
دانشمندان فرزانه، حكما و فلاسفه و فقها و اصوليان ديگري نيز در اين دوره در حوزه علميه قم به فعاليت علمي و پرورش اهل دانش اشتغال داشتند كه برخي از آنان عبارتند از:
1. آيت الله آقا ميرزا علي اكبر يزدي
2. آيت الله حاج ميرزا محمد كبير قمي
3. آيت الله ميرزا محمدعلي شاه آبادي
4. آيت الله شيخ ابوالقاسم صغير ـ معروف به ملامحمدكريم
5. آيت الله سيد فخرالدين برقعي
6. حجت الاسلام سيد محمد باقر قزويني
7. حجت الاسلام سيد حسين كوچه حرمي
8. حجت الاسلام سيد محمد برقعي
9. آيت الله ميرزا محمد ارباب
10. حجت الاسلام سيد محمد كماري تبريزي
11. حجت الاسلام شيخ ابراهيم جبل عاملي
12. حجت الاسلام ميرزا محمد همداني
13. آيت الله شيخ حسن نويسي
14. حجت الاسلام شيخ عبدالكريم خوئيني
15. حجت الاسلام سيد مهدي كشفي
16. حجت الاسلام آقا ميرزا محمدعلي اديب
17. آيت الله شيخ حسن فاضل
18. حجت الاسلام شيخ محمدحسين علامه
19. حجت الاسلام سيد محمد صدرالعلماء
20. حجت الاسلام سيد ناصرالدين قمي
21. حجت الاسلام ميرزا مهدي آشتياني
22. حجت الاسلام ميرزا حسين تبريزي
23. حجت الاسلام آقا سيد ضياء الدين خوانساري
24. حجت الاسلام شيخ حسن صالحي لاهيجي
سال 1363 .ق برابر با ورود حضرت آيت الله العظمي بروجردي ـ قدس سره ـ به حوزه علميه قم بود. هرچند ايشان در زمان آيت الله مؤسس از سوي وي به قم دعوت شده بود ليكن كناره گيري از مناصب اجتماعي را ترجيح داده، دعوت آيت الله حائري را اجابت نكردند تا در اواخر سال 1363 .ق دوران رياست سه مرجع بزرگوار ـ خوانساري، حجت، صدر ـ به قم آمده، در حوزه علميه قم اقامت اختيار کرده ، رياست حوزه را برعهده گرفت و به عنوان بزرگ زعيم عالم تشيع، شهرت جهاني يافت و علاوه بر ايران نمايندگاني به كشورهاي اسلامي فرستاد .
مكتب خاصي كه ايشان در تدريس فقه بنا نهاد اين بود كه اساس مسايل را استخراج و ادله ديگر را رها مي كرد. آن گاه با توجه به اقوال علماي اهل سنت و شيعه و سير تاريخي آن به مدارك اقوال مراجعه مي كرد و با بررسي اسناد احاديث نظر خويش را بيان مي فرمود.[24]
همچنين ايشان در علم رجال نيز روش خاصي داشت به گونه اي كه نخست تعداد راويان را مشخص نموده و به شخصيتهاي آنان مي پرداخت، آن گاه با به دست آوردن حذف واسطه و تعيين مشتركات و معلوم شدن تحريف و تصحيف، به تعيين طبقات راويان مي پرداخت و اعتبار سند حديث را مورد نقد و بررسي قرار مي داد.[25]
 
فعالیت ها و مبارزات امام خمينی ـ قدس سره ـ
یکی از مهمترین شخصیت های علمی و سیاسی این دوره حضرت امام خمینی ره بودند که سالها از اساتيد بزرگي بسان آيت الله حائري، آيت الله ميرزا محمدعلي شاه آبادي و آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي و آيت الله سيد ابوالحسن رفيعي قزويني و آقا سيد علي كاشاني بهره برده و خود تا سال 1368 .ق به تدريس دروس کفايه و منظومه و اسفار اشتغال داشت و از آن پس با تدريس خارج فقه و اصول در تربيت شاگردان مكتب علوي مي كوشيد.[26]
حضرت امام ـ قدس سره ـ در طول دوران پانزده ساله مرجعيت آيت الله بروجردي به تدريس خارج فقه و اصول مشغول بود و به مناسبت دروس و يا رخدادهاي سياسي به تأليف و تدوين كتاب و رساله هايي نيز مي پرداخت كه مشحون از نظريات جديد در باب فقه سياسي بود. ايشان براي وقوع يك انقلاب اسلامي، انقلاب اعتقادي و شكستن جو جمود و تحجر را لازم مي دانست. لذا با تأليف فقه سياسي در رساله هايي چون «اجتهاد و تقليد» و «رساله تقيه» اصول فلسفه سياسي اسلام را تبيين فرمود و در هر فرصتي انديشه هاي سياسي شيعه را بيان كرد و در درس خارج فقه كه محور و پايه آن كتاب مكاسب «شيخ انصاري» بود در بحث «مكاسب محرمه» مباحث معامله با حاكمان ستمگر، كمك به ظالم، پذيرش حكومت ستمگران و... را مطرح و رد مي نمود و در بحث «تقيه» به سبك شيخ اعظم انصاري معني حقيقي تقيه را بيان مي داشت. حضرت امام در اين عصر مرزبان حماسه جاويد بود و با تأليف «كشف الاسرار» به مبارزه با كج انديشاني رفت كه در صدد نشر مسلك وهابيت و عقايد كسروي بودند و با ادله كلامي، فقهي، تاريخي و سياسي ساختار حكومت استبداد رضاخان را مورد نقد و رد قرار داده و طرح حكومت اسلامي را بر مبناي «ولايت فقيه» ارائه داد.[27]
علاوه بر مراجع تقليد شيعه، در اين دوره رجال علم و دانشمنداني در علوم مختلف اسلامي حوزه علميه قم را مركز دانش پژوهي و تعليم و تربيت قرار داده اند كه برخي از آنان عبارتند از:
1. حضرت آيت الله علامه سيد محمدحسين طباطبايي
2. علامه شهيد آيت الله مرتضي مطهري
3. آيت الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي
4. حضرت آيت الله سيد علي خامنه اي
5. حضرت آيت الله سيد موسي شبيري زنجاني
6. حضرت آيت الله عبدالله جوادي آملي
7. حضرت آيت الله حسن حسن زاده آملي
8. حضرت آيت الله شيخ جواد تبريزي
9. حضرت آيت الله جعفر سبحاني
10. حضرت آيت الله محمد فاضل لنكراني
11. حضرت آيت الله سيد كاظم حائري
12. حضرت آيت الله سيد محمود هاشمي
13. حضرت آيت الله ناصر مكارم شيرازي
14. حضرت آيت الله شيخ علي پناه اشتهاردي
15. حضرت آيت الله وجداني
16. حضرت آيت الله محمد علي اراكي
17. حضرت آيت الله يوسف صانعي
18. حضرت آيت الله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي
19. حضرت آيت الله علي مشكيني
20. حضرت آيت الله رضا استادي
21. حضرت آيت الله محمدتقي بهجت
22. حضرت آيت الله حسين وحيد خراساني
23. حضرت آيت الله ابراهيم اميني
24. حضرت آيت الله ميرزا هاشم آملي
25. حضرت آيت الله حسين نوري همداني
26. حضرت آيت الله شيخ مرتضي حائري
27. حضرت آيت الله محمد مؤمن
28. حضرت آيت الله صافي گلپايگاني
كه اين دانشمندان در اواخر اين دوره به تدريس خارج فقه و اصول يا فلسفه و تفسير اشتغال داشته اند و مدرسان، مجتهدان و مبلغان دوره ی آتي را تربيت مي كنند و برخي از آنان تا آخرين ساعات عمر در آموزش و تربيت طلاب علوم ديني تلاش كرده و خود به ديار باقي شتافته اند.
آنچه كه در اين دوره از حوزه علمیه اهميت ويژه دارد، رشد تفكر فلسفه سياسي است كه شايد بتوان گفت در هيچ يك از دوره هاي فرهنگي، اين رشد و شكوفايي در حوزه هاي علميه روي نداده است.
در اين دوره مباني انديشه سياسي اسلام مورد بررسي قرار گرفته و اصول اوليه تدوين مي يابد تا نظريه ی «ولايت فقيه» به صورتي جامع و كامل مطرح شده و تا نقد مكاتب فلسفي غرب، جايگاه خويش را در متن جامعه پيدا مي كند.
در اين دوره  ديگر بار پس از هزار و چهارصد سال مباني عقيدتي و فلسفه ی سياسي اسلام از كتابها و كتابخانه ها و انديشه هاي فردي خارج شده و در متن جامعه پياده شده «مدينه فاضله اسلامي» برپا مي گردد.
--------------------------------------------
[1] . سفينة البحار، محدث قمي، ج 2، ص 447.
[2] . فهرست طوسي، ص 58.
[3] . تاريخ مدارس ايران، ص 139 و140؛ كتاب النقض، عبدالجليل رازي، ص 146؛ علما النظاميات، ص 101.
[4] . تاريخ مذهبي قم، ص 221ـ225؛ روضة الصفا، ج 5، ص 98.
[5] . آثار البلاد، ص 442.
[6] . نزهة القلوب، ص 51 و 74.
[7] . تاريخ مدارس ايران، ص 20.
[8] . طبقات اعلام الشيعة، ج 2، ص 225 و 226.
[9] . همان، ج 3، ص 138.
[10] . طبقات اعلام الشيعة، ج 3، ص 165.
[11] . همان، ج 4، ص 111.
[12] . تاريخ قم، ص 231.
[13] . رك: منتخباتي از آثار حكماي الهي ايران، سيد جلال الدين آشتياني، ج 2، ص 112ـ150.
[14] . تاريخ قم، ص 245.
[15] . طبقات اعلام الشيعة ـ الكواكب المنتثرة في القرن الثاني بعد العشرة ـ ج 6، ص 602.
[16] . وجه تسميه اين مدرسه سكونت و تدريس ملامحسن فيض كاشاني در آن بوده است.
[17] . تاريخ مدارس ايران، ص 337ـ339.
[18] . كرام البررة، ج 1، ص 52ـ55؛ روضات الجنات، ج 5، ص 369؛ گنجينة دانشمندان، ج1، ص 120ـ122.
[19] . تاريخ قم، ص 219.
[20] . ماده تاريخ ورود ايشان به قم اسم ايشان «الحاج شيخ عبدالكريم يزدي، 1340» مي باشد.
[21] . آثار الحجة، محمد شريف رازي، ص 13ـ17.
[22] . آثار الحجة، ج 1، ص 24.
[23] . آثار الحجة، ج 1، ص 51.
[24] . زندگاني زعيم بزرگ عالم تشيع، آيت الله بروجردي، علي دواني.
[25] . همان، ص 157ـ160.
[26] . آثار الحجة، ج 2، ص 45.
[27] . رك: كشف الاسرار، ص 223، 271، 274، 284، 281، 302 و 306.

سيد عليرضا كباري - برگرفته از كتاب حوزه هاي علميه شيعه در گستره جهان, ص365 – 406 با اندکی تغییر
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :