امروز:
جمعه 4 فروردين 1396
بازدید :
436
مردم ولي نعمت حاكمان هستند، يعني چه؟

نوع رابطة حاكمان و مردم در فلسفه هاي مختلف به گونه هاي متفاوتي بيان شده است.
گاهي اين رابطه به رابطة «مالك و مملوك»، و «چوپان و گوسفند» تفسير مي گردد. بنابر اين تئوري، مردم در برابر حاكم برده و مملوك هستند و اصلاً وجود آنها به خاطر رفاه و آسايش حاكم است و مردم جز اداي تكليف و وظيفه حقي ندارند و حق فقط براي حاكم منحصر شده است.
در مقابل اين نظريه نظريه اسلام ميگويد اگر حقي هست دو طرفه است و در منطق قرآن كريم امام و حكمران، امين و پاسبان حقوق مردم و مسئول در برابر آنها است و اگر بنا باشد يكي از اين دو (مردم و حكمران) براي ديگري باشد اين حكمران است كه براي تودة مردم است نه تودة مردم براي حكمران[1] در اسلام حكومت يك امانت الهي است كه مردم آن را به حاكم مي سپارند.[2] حكومت امانتي است كه مردم آن را به حاكم مي سپرند زيرا اين خواست الهي است كه اين امانت به دست حاكمان سپرده شود البته حاكماني كه امين باشند و اهليت و شايستگي اين امر را داشته باشند همانگونه كه در آيه شريفه آمده است كه امانات را بر دست اهلشان بسپاريد: «ان الله يأمركم إن تودو الامانات الي اهلها»[3] چون كه قرآن كريم حاكم و سرپرست اجتماع را به عنوان امين و نگهبان اجتماع مي شناسد و حكومت عادلانه را نوعي امانت كه به او سپرده شده است و بايد ادا نمايد تلقي مي كند.
ديدگاه ائمه دين و بالخصوص شخص اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ همان چيزي است كه از قرآن كريم استنباط مي شود.[4] چنانكه امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ به حاكم آذربايجان فرمودند: حكومت براي تو طعمه نيست كه به چنگ آورده باشي بلكه امانتي است كه بر گردنت نهاده شده است. تو بايد به مافوق خود پاسخگو باشي و اجازه نداري كه در ميان مردم به استبداد و خودسري، رفتار كني.[5] و نيز به مأموران مالياتي فرمودند: با مردم به عدالت رفتار كنيد و به مردم دربارة خودتان حق بدهيد. پر حوصله باشيد و در برآوردن حاجات مردم بي حوصلگي نكنيد كه شما خزانه داران مردم و نمايندگان ملت و سفيران حكومتيد.[6]
بنابراين حاكمان در واقع نعمت حكومت را از مردم به امانت گرفته اند و بايد بدانند كه به درستي بايد اين نعمت الهي را ادا كنند و در برابر مردم بايد پاسخگو باشند كه از حدود الهي اين نعمت تجاوز نكرده باشند. پس در واقع مردم ولي نعمت مسئولان نظام اسلامي هستند چون اگر مردم نبودند حكومت حاكماني معنا نداشت پس علت اين نعمت خود مردم هستند.

پي نوشت ها:
[1] . ر. ك: مطهري، مرتضي، سيري در نهج البلاغه، ص 89.
[2] . ر. ك: سبحاني، جعفر، مباني حكومت اسلامي، ص 182.
[3] . نساء/85.
[4] . ر. ك: مطهري، سيري در نهج البلاغه، ص 91.
[5] . همان، ص 92.
[6] . نهج البلاغه، نامة 51.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :