امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
709
چرا شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران به اين اندازه حساسيت و نگراني از خود نشان مي دهد اما در مقابل هيچ بحثي درباره فعاليت‌هاي غير قانوني كشورهائي هم چون اسرائيل، كره شمالي، هند، پاكستان و ... نمي كند؟ علت اتخاذ اين سياست دوگانه چيست؟

براي تبيين مطلب در ابتدا بايد گفت كه سازمان ملل 6 ركن اصلي دارد كه مهمترين ركن آن شوراي امنيت است بر اساس ماده 23 منشور ملل متحد اعضاي شورا به دو دسته تقسيم مي‌شوند. 1. اعضاي دائم كه عبارتند از: چين، آمريكا، انگليس، روسيه و فرانسه2. اعضاي غير دائم كه 10 عضو هستند و براي مدت دو سال توسط مجمع انتخاب مي‌شوند. به موجب منشور سازمان ملل، اعضاي سازمان وظيفه اصلي حفظ صلح و امنيت بين المللي را طبق اصول و مقاصد سازمان بر عهده شوراي امنيت گذاشته اند.[1]
اَعمال تبعيض آميز شوراي امنيت با كشورهايي كه زير بار خواسته هاي نامشروع كشورهاي حاكم و مسلط بر شورا نمي روند، مساله تازه اي نيست. مردم ما شاهد موضعگيري هاي تبعيض آميزانه اين شورا را در مقايسه با حمله عراق به دو كشور ايران و كويت بوده اند. وقتي صدام حسين با چراغ سبز غربي ها، به قصد از بين بردن نظام تازه تأسيس جمهوري اسلامي، خاك كشور ما را مورد هجوم قرار داد با بي خيالي اين شورا مواجه شد. لذا بعد از مدتي كه از جنگ گذشته بود در اولين قطعنامه شوراي امنيت يعني «قطعنامه 479» از ايران و عراق خواسته شده بود كه از كاربرد بيشتر زور خودداري كنند و اختلافات خود را از راه‌هاي مسالمت آميز حل نمايند. آنچه در اين قطعنامه علاوه بر تأخير زياد در صدور آن جلب توجه مي‌كند آن است كه با گذشت 6 روز از آغاز جنگ و گواهي تمامي شواهد و قرائن بر متجاوز بودن عراق شورا هيچ توجهي به مسئوليت خود در احراز عمل تجاوز، تعيين متجاوز و پايان دادن به تجاوز نمي كند. مضافاً بر اينكه در يك برخورد يكسان با متجاوز و كشور مورد تجاوز از هر دو طرف مي‌خواهد از كاربرد بيشتر زور خودداري كنند. درواقع شوراي امنيت با تصويب قطعنامه 479 كه مهمترين وظيفه قانوني خود را در آن ناديده گرفته بود، تلويحاً تصميم خود را به لزوم ادامه جنگ عراق و ايران اعلام داشت و با سكوت طولاني بعدي، ايستادگي بر تصميم قبلي را آشكار ساخت. [2] اين در حالي است كه در جريان تجاوز عراق به كويت جامعه جهاني شاهد عكس العمل سريع، قاطع و تعيين كننده شورا بود. در روز 11 مرداد 1369 ش يعني همان روزي كه تهاجم عراق به كويت آغاز شد شوراي امنيت بلافاصله تشكيل جلسه داد. در اين جلسه در قالب قطعنامه 660 مطابق ماده 39 منشور ملل متحد به اتفاق آراء عمل تجاوز و نقض صلح و امنيت بين المللي را احراز كرد و از عراق خواست فوراً و بدون قيد و شرط كليه نيروهاي خود را از مواضعي كه در كويت اشغال كرده بود، عقب بكشد.[3] بعد از آن هم وقتي صدام به اشغالگري خود ادامه داد، تمام دنيا به خليج فارس لشكر كشي كردند تا كويت را پس بگيرند. اين مقايسه يكي از هزاران بي عدالتي و تبعيضاتي است كه شوراي امنيت بر عليه كشورهاي مستقلي مانند ايران عمل كرده و خواهد كرد.
در حال حاضر هم در ادامه اين روند شاهد جبهه گيري مغرضانه اين شورا بر ضد برنامه هاي هسته اي ايران مي‌باشيم. اما بايد ديد كه حقيقت امر واقعاً چيست؟ در اين مورد بايد گفت كه از اواخر دهه 1980 م بعد از جنگ ايران و عراق، دولت ايران تصميم گرفت برنامه انرژي هسته اي خود را از سر بگيرد كه كارهاي اجرائي آن در زمان حكومت شاه در بوشهر آغاز شده بود. 70 درصد كار اين نيروگاه به قدرت توليد 1300 مگاوات برق را قبل از انقلاب شركت آلماني زيمنس انجام داده بود.  بعد از انقلاب شكوهمند جمهوري اسلامي در سال 1992 م. رضا امراللهي رئيس سازمان انرژي اتمي ايران گفت: ايران مايل است اين دو رآكتور را در بوشهر تكميل كند.... تا از اين طريق 10 الي 20 درصد برق مورد نياز كشور تأمين شود. غير از اين ايران مايل است با كاربرد فن آوري اتمي در علوم پزشكي، كشاورزي و صنعت آشنا شود. و براي اين كه بهانه اي دست دشمنان نيايد، ايران به عنوان عضو قراردادهاي بين المللي در زمينه سلاحهاي هسته اي از جمله n.p.t و قرارداد منع آزمايش هاي همه جانبه هسته اي(ctbt) برنامه هسته اي خود را كاملا شفاف نمود. در سال 1992«1371» كارشناسان سازمان انرژي اتمي از 6 مقر مظنون بازديد كرده و نتيجه گيري كردند كه مقامات ايراني با بازديد ما از هر مركز و تأسيساتي كه سازمان مشخص كرده بود موافقت كردند و فعاليت هاي آن مراكز با كاربرد صلح آميز انرژي هسته اي و تشعشعات هسته اي منطبق بود.
علاوه بر تمام موارد فوق بايد گفت كه از لحاظ مسائل اخلاقي نيز مسئولين ما تمايل به تكثير و يا ساخت سلاح اتمي ندارند در اين ميان سخنان آقاي كمال خرازي وزير خارجه ايران در شهريور ماه 76 در پنجاه و دومين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل جلب توجه مي‌كند: «جمهوري اسلامي ايران بر اساس اعتقادات اسلامي سلاحهاي كشتار جمعي را غير انساني و غير قانوني» مي‌داند اين سخنان در واقع برخاسته از تعاليم امام خميني (ره) است كه استفاده از اين سلاح‌ها را خلاف اسلام مي‌دانستند به طوري كه در زمان جنگ گرچه عراق به طور گسترده از سلاحهاي شيميايي عليه ايران استفاده كرد و حدود ده هزار نفر را از اين طريق مجروح و يا شهيد كرد اما ايشان با در نظر گرفتن جنبه هاي اخلاقي اجازه ندادند ايران به تلافي، به اين سلاحها متوسل شوند. غير از اين، مسئولين درجه اول كشور ما هم به تأسّي از امام خميني (ره) اين امر را تقبيح كردند، همان طوري كه رهبر عزيز انقلاب به اين مسئله اشاره كردند و رئيس محترم جمهوري هم در مصاحبه تلويزيوني با شبكه سي ان ان در تاريخ 18 دي ماه 1377 صراحتاً گفت: «ما قدرت اتمي نيستيم و قصد نداريم قدرت اتمي باشيم».[4]
با اين حال هنوز هم شوراي امنيت دست از بر خورد كاملاً تبعيض آميز و ظالمانه خود نسبت به مسائل ايران بر نمي‌دارد به عنوان مثال در حاليكه رژيم صهيونيستي بدون توجه به كنوانسيون‌هاي منع توليد سلاحهاي هسته اي اقدام به تكثير اين نوع سلاحها مي‌نمايند، ايران با عضويت در كنوانسيون فوق بارها اعلام كرده است كه آمادگي همكاري با مراجع ذي ربط را دارد. آمريكا در تلاش جهت جلوگيري از پيشرفتهاي تكنولوژيك و فني ايران به بهانه ممانعت از دستيابي ايران به سلاحهاي هسته اي حتي با فعاليتهاي علمي و دانشگاهي ايران نيز مخالفت مي‌ورزد. اين در حالي است كه كشورهاي ديگري از جامعه جهاني اكنون درگير رقابت هسته اي بوده و تلاش گسترده اي جهت دست يابي به تسليحات اتمي دارند، لذا اين گونه فشارها و سياست‌هاي نهادهايي مانند شوراي امنيت تنها بيانگر عزم ابرقدرت ها به ويژه آمريكا جهت تحت فشار قرار دادن ايران مي‌باشد. زيرا دستيابي ايران حتي به فن آوري صلح آميز اتمي هرگز مطابق ميل آمريكا نخواهد بود لذا اين دولت سعي دارد با تحت فشار قرار دادن مراكز بين المللي ذيربط و با حربه هاي سياسي و نه واقعيات و اسناد موجود در برنامه هاي صلح آميز هسته اي ايران خلل ايجاد نمايد.[5]
اما در موضع شوراي امنيت درباره برخي از كشورهاي ديگر مانند كره شمالي، هند، پاكستان و اسرائيل بايد گفت:
الف: كره شمالي: اين كشور ابتدائاً عنوان مي‌كرد هدفش توليد برق است ولي مدتي است كه موضع خود را تغيير داده و تلاش مي‌كند به شكل هاي مختلف به آمريكا نشان دهد كه سلاح اتمي دارد و به صورت رسمي نيز اعلام كرده است كه دستيابي به بازدارندگي اتمي براي اين كشور تنها راه ممكن براي مقابله با تهديدات آمريكاست اما با اين حال نه آمريكا و نه شوراي امنيت آن فشاري كه به ايران وارد مي‌كنند به كره شمالي وارد نمي كنند آن هم به دو دليل:
1. كره شمالي داراي حاميان قدرتمند مانند روسيه و چين است كه اخيراً حداقل در يك مورد در شوراي امنيت از طرح مسئله هسته اي كره شمالي جلوگيري نموده اند در حالي كه ايران از حاميان قدرتمندي در سطح جهاني مانند چين يا روسيه برخوردار نيست. روسيه كه خود در حال همكاري هسته اي با ايران مي‌باشد نيز اخيراً به صورت تلويحي تغيير موضع داده و تا حدودي با فشارهاي ايالات متحده عليه كشورمان همنوا شده است. نمود آشكار اين چنين فشاري را بايد در سران گروه 8 در فرانسه دانست كه پوتين رئيس جمهور روسيه در آن حاضر بود و بر بيانيه هشدار آميز و تند گروه 8 در خصوص برنامه هاي هسته‌اي ايران مهر تاييد نهاد.
2. دليل ديگر آنكه كره شمالي واقعاً به سلاح هسته اي دست يافته و آمريكا مايل به درگيري نظامي احتمالي با كشوري كه مسلح به سلاح اتمي است و به دليل اقتصاد ويران خود چيزي را براي از دست دادن ندارد، نمي باشد لذا در مورد كره شمالي كمي با مماشات و عدم سختگيري برخورد مي‌كند.[6]
ب: هند و پاكستان: در مورد اين دو كشور هم بايد گفت سياست آمريكا در برخورد با آنها در مورد سلاح اتمي تا زماني هست كه منافع امريكا تامين شود. آزمايشات هسته اي هند و پاكستان در سال 1998 م توانائي هسته اي آن‌ها را تأييد كرده است. از آن پس «بمب اسلامي» پاكستان به واقعيت پيوسته است كه اين امر موجب نگراني شديد آمريكا و اسرائيل در مورد به خطر افتادن اسرائيل شد اين امر باعث شد كه از سوي امريكا و اقمارش اين دو كشور در ماه مه 1998«خرداد 1377» با تحريم روبه رو شوند اما واقعاً چه شد كه شوراي امنيت و آمريكا حساسيت زيادي در مورد فعاليتهاي هسته اي اين دو كشور نشان نمي دهند؟
واقعيت آن است كه بعد از آنكه آمريكا تصميم به جنگ علني عليه طالبان و جريان القاعده گرفت در اين بين هند و پاكستان به عنوان متحدين آمريكا به ائتلاف بين المللي عليه تروريسم پيوستند. آمريكا بخاطر نزديكي و ارتباط بيشتر پاكستان به طالبان روي همكاري آنها حساب ويژه اي باز كرد. پاكستان نيز با وجود شرايط سخت و دشوار تصميم گرفت كه در كنار آمريكا قرار بگيرد. در نتيجه تحريم هاي پاكستان و هند كه در پي آزمايشات هسته اي وضع شده بود برداشته شد و امتيازات ويژه اي به آنها اهدا شد در حقيقت علت عدم حساسيت آمريكا نسبت به برنامه هاي تسليحاتي هند و پاكستان همراهي اين دو كشور با آمريكا و حفظ منابع اين كشور مي‌باشد.[7]
3. اسرائيل: اين كشور غير قانوني عليرغم اينكه بيشترين سلاح اتمي در خاورميانه را دارد، ولي با اين حال نه تنها مورد شماتت و تحريم شوراي امنيت قرار نمي گيرد بلكه مورد لطف و كمكهاي مالي آمريكا و حاميانش مواجه مي‌شود. امريكائي ها مدعي اند كه از خاورميانة عاري از سلاحهاي كشتار جمعي حمايت مي‌كنند. و بر اين اساس تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي به صورت مستقيم منافع ملي آنها را تهديد مي‌كند. اين در حالي است كه آنها همواره از كمك هاي خويش جهت توسعه سلاحهاي كشتار جمعي و اتمي اسرائيل دريغ نكرده است. به عنوان مثال ديويد نيوتن، فرستاده ويژه آمريكا در سوريه، از اسرائيل به خاطر داشتن جنگ افزارهاي كشتار جمعي حمايت كرد. او گفت: بسياري از كشورها داراي چنين جنگ افزارهايي مي‌باشند كه بر ضد كسي استفاده مي‌كنند.[8]در حاليكه اسرائيل و آمريكا توافقنامه اي نظامي به ارزش يك ميليارد و ششصد ميليون دلار براي سرمايه گذاري در طرح سيستم جنگ افزارهاي پيشرفته ضد موشك در اوائل فروردين 1377ش امضا كردند. اين توافقنامه را اسحاق مردخاي وزير جنگ اسرائيل و كوهن، وزير دفاع آمريكا در واشنگتن امضاء كردند. راديو رژيم صهيونيستي هم چنين گفت: هم اكنون 250 ميليون دلار در چارچوب موافقتنامه تجهيز جنگ افزارهاي نيروي هوائي در اختيار اسرائيل قرار داده است.[9] در اين مورد رئيس جمهوركشورمان اين عمل را مورد انتقاد شديد قرار داد: «عجيب است كساني كه دلشان براي بشريت مي‌سوزد در حالي كه اسرائيل يك نيروي اتمي است و به هيچ وجه هم حاضر نيست به قواعد آژانس بين المللي انرژي اتمي تن بدهد، مورد حمايت قرار مي‌گيرد ولي ايراني كه هنوز هم نتوانسته نيروگاه اتمي اش را كه قبل از انقلاب شروع كرده به ثمر برساند مورد حمله قرار مي‌گيرد[10] اين انتقاد رئيس جمهور در حقيقت در امتداد انتقادات و فرمايشات رهبر بزرگوار ايران اسلامي بود كه بارها و بارها اين عمل تبعيض آميز مدعيان حقوق بشر را مورد انتقاد شديد خود قرار داده بودند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. جنگ خليج فارس در اسناد محرمانه، پير سالينجر، اريك لوران، ترجمه هوشنگ لاهوتي، شركت انتشارات پاژنگ، 1370.
2. تحريم ايران، شكست يك سياست، حسين عاليخاني، مترجم، محمد تقي نژاد، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي.
3. چالش هاي ايران و آمر يكا بعد از پيروزي انتقلاب، حميد معبادي، مركز اسناد انقلاب اسلامي، پاييز 1381.

پي نوشت ها:
[1] . مهرداد، محمود، فرهنگ جديد سياسي، انتشارات هفته، مهر 1363
[2] . پارسا دوست، موچهر نقش عراق در شروع جنگ تهران: شركت سهامي انتشار، 1369 ص 432
[3] . پيرسالينجر، اريك لوران، جنگ خليج فارس در اسناد محرمانه، ترجمه هوشنگ لاهوتي، شركت انتشارات پاژنگ، 1370 ص 96
[4] . عاليخاني، حسين، تحريم ايران، شكست يك سياست، مترجم: محمد متقي نژاد، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي صص 331 و 332
[5] . ماهنامه زمانه، صاحب امتياز مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر ش 14، آبان 82، صص 50 و 51
[6] . ماهنامه ديدگاهها و تحليلها، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، شماره 173، مهرماه 82، ص 52 الي 55
[7] . مقاله، جي كي بادال و جي ان ماهانتي، مجله تحليل استراتژيك ش 26، پائيز 2002 به ترجمه پريوش مظفري، در ماهنامه ديدگاهها و تحليل ها، ش 173 ص 45 الي 51
[8] . روزنامه جمهوري اسلامي، 11/ 12/ 1376
[9] . روزنامه كيهان، 26/1/1377
[10] . معبادي، حميد، چالش هاي ايران و آمريكا بعد از پيروزي انقلاب، مركز اسناد انقلاب اسلامي، پائيز 1381، ص 195

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :