امروز:
يکشنبه 8 اسفند 1395
بازدید :
493
ديدگاه قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، در مورد نحوه رفتار با ملّت ها و دولت هاى جهان چيست؟

همزيستى مسالمت آميز از اصولى است كه پيوسته جمهورى اسلامى ايران در سياست خارجى خود با دولت ها و ملت هاى ديگر، روى آن پافشارى نموده است. در همين راستا اصل يازدهم، اصل چهاردهم و فصل دهم قانون اساسى،[1] اهداف، اصول و آرمان هاى ذيل را در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران بيان مى دارد:
1. نفى هرگونه سلطه جويى، سلطه پذيرى ،ستم گرى و ستم كشى (اصل يكصد و پنجاه و دوّم).
2. حفظ استقلال همه جانبه، وحدت و تماميت ارضى كشور (اصل يكصد و پنجاه و دوّم).
3. ائتلاف و اتحاد ملل اسلامى و كوشش در جهت تحقق بخشيدن به وحدت سياسى، اقتصادى و   فرهنگى جهان اسلام (اصل يازدهم).
4. دفاع از حقوق همه مسلمانان و رفتار مبتنى بر اخلاق حسنه، قسط و عدل اسلامى با غير مسلمانان (اصل چهاردهم).
5. عدم تعهد در برابر قدرت هاى سلطه گر (اصل يكصد و پنجاه دوّم).
6. داشتن روابط صلح آميز متقابل با دول غيرمحارب (اصل يكصد و پنجاه و دوّم).
7. ممنوعيت انعقاد قراردادهايى كه به نحوى موجب سلطه بيگانه بر منابع طبيعى، اقتصادى، فرهنگ، ارتش و ديگر شؤون كشور گردد (اصل يكصد و پنجاه و سوّم).
8. سعادت انسان در كل جامعه بشرى (اصل يكصد و پنجاه و چهارم).
9. شناسايى و آزادى حكومت حق و عدل به عنوان حق همه مردم جهان (اصل يكصد و پنجاه و چهارم).
10. حمايت از مبارزات حق طلبانه مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان، در عين خوددارى كامل از هرگونه دخالت در امور داخلى ملت هاى ديگر (اصل يكصد و پنجاه و چهارم).
11. اعطاي پناهندگى سياسى به متقاضيان به پناهندگى در صورتى كه بر طبق قوانين ايران خائن و تبهكار شناخته نشوند (اصل يكصد و پنجاه و پنجم).
در اينجا سياست صلح آميز و مسالمت آميز ايران را در ضمن سه قسمتِ ذيل بررسى مى نماييم:
الف) كوشش براى وحدت جهان اسلام:
اصل يازدهم قانون اساسى مى گويد: «به حكم آيه كريمه « اِنّ هذِهِ اُمَّتُكُمْ اُمُّة واحدة وَ اَنَا رَبُّكُم فاعبدونَ[2]» همه مسلمانان يك امت اند و دولت جمهورى اسلامى ايران موظف است سياست كلى خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامى قرار دهد و كوشش پى گير به عمل آورد تا وحدت سياسى، اقتصادى و فرهنگى جهان اسلام را تحقق بخشد.»
نيز در اصل سوّم (بند 16) آمده است: «تنظيم سياست خارجى كشور بر اساس معيارهاى اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمايت بى دريغ از مستضعفان جهان.» و بالاخره در اصل يكصد و پنجاه و دوّم، ضمن تشريح سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران يكى از اصول سياست خارجى را دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان متذكر شده است.
يكى از اهداف مهم سياست خارجى، دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان است، بدين معنى كه خود را متعهد و ملتزم مى داند تا در هر گوشه اى از دنيا كه به حق مسلمانى تجاوز و تعدى شود، از حقوق آن ها دفاع كند و جلوى تجاوز و تعدى به آن ها را در حد توان و قدرت خود بگيرد.[3]
اين رويه و عملكرد، هيچ گاه منافاتي با اصل همزيستى مسالمت آميز ندارد چه اين كه تشكيل اتحاديه هاى منطقه اى يا بين المللى امرى است كه منشور سازمان ملل از آن حمايت مى نمايد و يكى از اهداف مهم حقوق بين الملل معاصر، جلوگيرى از ستم ها و تجاوزاتى است كه به پيروان مذاهب صورت مى پذيرد. «البته دكترين برادرى با مسلمانان و حمايت از مستضعفان جهان را نبايد به معنى مداخله در امور داخلى كشورهاى مسلمان و تحريك جنبش هاى رهايى بخش گرفت، زيرا اين دكترين در چارچوب مقررات حقوق بين الملل به معنى اين است كه جمهورى اسلامي مى تواند همبستگى خود را با مسلمانان، از طريق پيوستن به اتحاديه ها يا پيمان هايى ظاهر سازد كه به نحوى در تحقق اين هدف دخيلند.»[4]
ب) حمايت از مستضعفان:
حمايت از مستضعفان و محرومان جهان، در اصل سوّم (بند 16) و اصل يكصد و پنجاه چهارم قانون اساسى مورد تاكيد قرار گرفته است. دليل اتخاذ چنين سياستى اين است جمهورى اسلامى ايران، بر اساس تعاليم اسلام، سعادت انسان را در كل جامعه بشرى مورد توجه قرار مى دهد. بنا بر اين، در عين خوددارى كامل از هرگونه دخالت در امور داخلى ملت هاى ديگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان حمايت مى كند.[5]
نكته ديگر آن است كه هيچ گاه اصل همزيستى مسالمت آميز، به صورت مطلق و بدون قيد و شرط مورد پذيرش نيست و در مواردى اين اصل، محدود و مقيد مى گردد و آن جايى است كه ادامه سياست همزيستى مسالمت آميز، منافع حياتى مسلمانان جهان يا عموم انسان ها را به مخاطره اندازد.
نيز دفاع مشروع در حقوق بين الملل اسلامى صور گوناگونى به خود مى گيرد:
اوّل : جايى كه كشورى در روابط خود با كشور اسلامى، نقض بى طرفى كرده و مثلا چون بنى قريظه و قريش، دشمنان را تحريك يا يارى كرده باشد. در اين صورت، چه بسا كه دولت اسلامى نيز براى پاسدارى از حريم و منافع خويش، خود را ناگزير از اقدام متقابل مى بيند.
دوّم : مداخله بشر دوستانه، حمايت از اصيل ترين آرمان انسانى،می باشد. هم اكنون سازمان ملل با آن كه اعلام داشته است كه اصولى همچون همزيستى مسالمت آميز، تحريم توسل نامشروع به زور و نيز تحريم مداخله در امور خاص كشورها، پايه هاى اساسى اين سازمان را تشكيل مى دهند، با اين وصف در مواردى كه صلح و امنيت جامعه بين المللى به مخاطره افتاده باشد، به تعطيل همه ى اين اصول فرمان مى دهد، (فصل هفتم منشور سازمان ملل، ماده 39 ـ 51).[6]
ج) همزيستى مسالمت آميز با دولت هاى غير محارب:
در اصل چهاردهم قانون اساسى آمده است: «به حكم آيه شريفه "لايَنهيكُمُ اللّهُ عَنِ الّذينَ لَمْ يُقاتِلوكُمْ فِى الدّينِ وَ لَمْ يُخْرِجوكُم مِنْ ديارِكُمْ اَنْ تَبَروّهُمْ وَ تُقْسِطوا اليهم اِنّ اللّهَ يُحِبُ المُقسِطينَ"[7]، دولت جمهورى اسلامى ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غيرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامى عمل نمايند و حقوق انسانى آنان را رعايت كنند. اين اصل در حق كسانى اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى ايران توطئه و اقدام نكنند.»
و در بخشى از اصل يكصد و پنجاه و دوّم همين مطلب مورد تاكيد قرار گرفته است: «سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، بر اساس نفى هرگونه سلطه جويى و سلطه پذيرى، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضى كشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاى سلطه گر و روابط صلح آميز متقابل با دول غيرمحارب استوار است.»
سياست همزيستى جمهورى اسلامى با ديگر جوامعِ غير مسلمان، بر اساس دستور صريح اسلام و تعاليم قرآن كريم مى باشد. صلح در روابط بين الملل به عنوان يك اصل اساسى بوده و سياست جنگ طلبانه محكوم است. از آن جايى كه صلح بين دولت ها به نفع همه مى باشد دولت اسلامى موظف است از طريق گفت و گو و رفتار مسالمت آميز مشكلات خود را حل و فصل نمايد و در همه حال، صلح، گفت و گو و همزيستى مسالمت آميز را بر جنگ و كشمكش هاى نظامى ترجيح دهد.
همان طور كه از دو اصل بالا به دست مى آيد سياست صلح طلبى و همزيستى مسالمت آميز جمهورى اسلامى ايران به صورت مطلق، آن هم با تمامى دولت ها نمى باشد چه اين كه اولا، رابطه صلح آميز با دولت ها بايد «متقابل» باشد. بنا بر اين، چنانچه كشورى به سياست جنگ طلبى و كشمكش نظامى روى آورد، دولت اسلامى موظف به حفظ چنين رابطه اى نيست.ثانياً، واژه «دولت هاى غيرمحارب» مى رساند كه رابطه با دولتى مجاز است كه از اساس نامشروع نباشد و همچون رژيم اشغالگر قدس ماهيتى ضدبشرى و ضدقانونى نداشته باشد.

معرفي منبع جهت مطالعه بيشتر:
1. محمدي, منوچهر؛ اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، نشر امير كبير.

پي  نوشت ها:
[1]. ر. ك: قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، اصل يكصد و پنجاه و دوّم الى يكصد و پنجاه و پنجم.
[2]. انبياء/92: «اين است امت شما كه امتى يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.»
[3]. ر.ك: منصورى، جواد، نظرى به سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، تهران، انتشارات اميركبير، 1365، ص 51.
[4]. فلسفى، هدايت الله، حقوق بين الملل عمومى، جزوه دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتى، سال تحصيلى 74ـ1373، ج 2، ص 120.
[5]. ر. ك. محمّدى، منوچهر، اصول سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، تهران، انتشارات اميركبير، 1366، ص 39.
[6]. خليليان، سيد خليل، حقوق بين الملل اسلامى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دوّم، 1366، صص 232 ـ 233
[7]. ممتحنه/8: «خدا شما را از كسانى كه در (كار) دين با شما نجنگيده اند و شما را از ديارتان بيرون نكرده اند، باز نمى دارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد، زيرا خدا دادگران را دوست مى دارد.»

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :