امروز:
دوشنبه 9 اسفند 1395
بازدید :
454
آيا در حالي كه كشور ما نيازمند و در تنگناي مسائل اقتصادي است، كمك كردن به كشوري فقير ديگر درست است؟

در جواب اين سؤال بايد اين مسئله را از چند منظر مورد ارزيابي قرار داد:
الف) از منظر قانون اساسي
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه برگرفته از احكام نوراني اسلام و آيات قرآني و روايات ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ مي‎باشد در اين باره سخن گفته است. در مقدمة قانون اساسي چنين آمده است «قانون اساسي با توجه به محتواي اسلامي انقلاب ايران كه حركتي براي پيروزي تمامي مستضعفين بر مستكبرين بود زمينة تداوم اين انقلاب را در داخل و خارج كشور فراهم مي‎كند، به ويژه در گسترش روابط بين‎المللي با ديگر جنبش‎هاي اسلامي و مردمي مي‎كوشد تا راه تشكيل امت واحد جهاني را فراهم كند (ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون) و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامي جهان قوام يابد» و در اصل سوم قانون اساسي در بيان وظايف دولت اسلامي در بند 16 تصريح مي‎كند: «تنظيم سياست خارجي كشور بر اساس معيارهاي اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همة مسلمانان و حمايت بي‎دريغ از مستضعفان جهان.»
آنچه از قانون اساسي ذكر شد به اندازه كافي گوياست و اين سياست، پشتوانة‌ ديني و عقلي و توجيه سياسي هم دارد كه طي چند نكته، به طور اختصار، به ‌آنها نيز اشاره مي‎شود.
ب) از نظر فرهنگ اسلام و قرآن
امت اسلامي جامعة واحدي به حساب مي‎آيد كه مرزهاي جغرافيايي، آنها را از يكديگر جدا نمي‎كند و وظايف و حقوق متقابل آنها را ساقط نمي‎سازد. قرآن كريم مي‎فرمايد: «و اين امت شما، امت واحدي است و من پروردگار شما هستم پس مرا پرستش كنيد.»[1] قرآن حتي جامعة‌بشري را امت واحده‎اي به شمار مي‎آورد كه دچار تفرقه شده‎اند و اين تفرقه را مورد سرزنش قرار مي‎دهد.[2] حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ در عهدنامه معروف خود به مالك اشتر مي‎فرمايند: «قلب خود را با رحمت و محبت لطف نسبت به مردم بپوشان... چرا كه آنها دو گروهند يا برادر ديني تو هستند يا در آفرينش همنوع تو هستند.[3] آيات فراواني از قرآن كريم بر انسجام و به هم پيوستگي امت اسلامي و جامعة‌بشري تأكيد مي‎كنند و به ويژه مسلمين را برادر يكديگر مي‎دانند.[4] همه اين حرف‎ها براي اين است كه روشن شود كه ناسيوناليزم و ملّي‎گرايي ريشه ديني و شرعي ندارد و افراد جامعه جهاني نسبت به هم به ويژه، مسلمين در برابر يكديگر وظايف و حقوق متقابلي دارند. در همين زمينه حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ از حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل مي‎كند كه فرمود: «هر كس صبح كند و نسبت به امور مسلمين بي‎اهتمام باشد مسلمان نيست.»[5]
روايات ديگري نيز به همين مضامين وجود دارند كه جهت اختصار از آوردن آنها صرف‎نظر مي‎كنيم.[6] راجع به كمك به غير مسلمانان هم آيات و رواياتي وجود دارد كه فقط به چند مورد اشاره مي‎كنيم. خداي متعال در سورة تحريم مي‎فرمايد: «خداوند شما را نهي نمي‎كند كه نسبت به كساني كه در امر دين با شما پيكار نكردند،‌نيكي كنيد و به عدالت با آنها رفتار كنيد.»[7] و همين طور يك مورد از مصارف زكات را هم براي آن دسته از غيرمسلماناني تعيين مي‎كند كه با دادن زكات، به اسلام گرايش پيدا مي‎كنند.[8]
ج) با وجود فقر در كشور، كمك به ديگر كشورها چرا؟
از آنچه تاكنون گفته شد معلوم شد كه كمك‎هاي انساني مشروط به هم‎وطن بودن يا حتي هم‎كيش بودن نيست. امّا آيا كمك به ديگران (چه از سوي فرد يا جامعه) مشروط به اين است كه كمك كننده خود هيچ مشكلي نداشته باشد؟ باز هم از نظر دين مبين اسلام چنين شرطي وجود ندارد. و مكرراً‌ در قرآن كريم از كساني كه با وجود احتياج داشتن به ديگران و نيازمندان كمك مي‎كنند و ايثار مي‎كنند تمجيد و تكريم به عمل آمده است و آن را نشانه تقوي، و خداترسي بر مي‎شمارد و جريان ايثار حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ و حضرت زهرا (س) و حسنين ـ عليهما السّلام ـ در سورة انسان بيان شده است. [9]
البتّه اين به معني اين نيست كه انسان، مملكت يا خانواده خود را به مشقت و فلاكت بياندازد. بلكه در شرايط مساوي و با داشتن مشكلات دربارة صرف بعضي وجوهات، نزديكان و همسايگان در اولويت هستند. نظير آنچه فقهاي بزرگوار در مسئلة مصرف زكوة فطره بيان فرموده‎اند. و آنچه مهم است اين نكته است كه فقر و نيازمندي و همين طور غنا و بي‎نيازي نسبي هستند. مثلاً ممكن است كسي غذاي مورد نياز داشته باشد و گرسنه نماند ولي منزل شخصي ندارد. چنين كسي به منزل شخصي احساس نياز مي‎كند و درست هم هست، ولي آن طرف‎تر يك مسلماني (ولو غير هم‎وطن) به هر دليلي غذايي كه بتواند از مرگ خود جلوگيري كند، ندارد. در اين چنين موردي، هم وجدان بشري و هم دين الهي از باب رعايت اولويت‎ها حفظ جان عدّه‎اي را مهم‎تر از صاحب خانه شدن عدّه‎اي ديگر مي‎داند.
 
پي نوشت ها:
[1] . انبياء/92 و مؤمنون/52 هم شبيه همين آيه است.
[2] . مؤمنون/53.
[3] . نهج‎البلاغه، صبحي صالح، نامة 53.
[4] . حجرات/10، توبه/11، آل عمران/103 و بقره / 213.
[5] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 73، ص 337.
[6] . ر. ك: كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج 3، ص 245، باب ايمان و كفر.
[7] . تحريم/8.
[8] . توبه/60.
[9] . آل عمران/131 و 132، حشر/9 و انسان/5 تا 22.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :