امروز:
دوشنبه 4 ارديبهشت 1396
بازدید :
916
آيا در قرآن آيات متشابه وجود دارد؟

تعريف محكم و متشابه
محكم - در مقابل متشابه - به معناي استوار و خلل ناپذير، از ريشه‏ي «حَكَمَ حَكْماً» به معناي «مَنَعَ مَنعاً» است و معناي بازداشتن و جلوگيري از هرگونه اخلال‏گري و تباهي را مي‏رساند.
راغب اصفهاني مي‏گويد: حَكَم در اصل به معناي منع نمودن و جلوگيري به كار رفته است، البته جلوگيري از افساد به جهت اصلاح.
بنابراين، به هر گفتاري كه رسا و شبهه ناپذير باشد و مورد كج فهمي قرار نگيرد، مستحكم و خلل ناپذيرباشد،[1] محكم مي‏گويند.
 آيات محكم، آياتي است كه مفهوم آن به قدري روشن باشد كه جاي گفت و گو و بحث در معناي آن وجود نداشته باشد؛ مثل آيات «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ[2]؛ بگو: خداوند، يكتا و يگانه است» ، « فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ[3]؛ او آفريننده آسمانها و زمين است و از جنس شما همسرانى براى شما قرار داد و جفت هايى از چهارپايان آفريد؛ و شما را به اين وسيله [= بوسيله همسران‏]زياد مى كند؛ هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست‏! »، « ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ[4]؛ اين است پروردگار شما! هيچ معبودى جز او نيست‏؛ آفريدگار همه چيز است‏؛ او را بپرستيد و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است‏.» و...
آيات محكمات در قرآن «ام الكتاب»[5] ناميده شده  است. ام‏الكتاب يعني ريشه، مرجع و مفسّر آيات متشابه.[6]
متشابه از ريشه‏ي «شُبْه» (اسم مصدر)، به معناي «مثل و همانند» يا «شَبَه» (مصدر)، به معناي «همانند بودن» است، به گونه اي كه اين همانندي، مايه‏ي شبهه گردد. زيرا حقيقت پنهان گرديده و حق و باطل به هم آميخته ،مايه‏ي اشتباه است. از اين رو گفتار يا يك كردار حق‏گونه به صورت باطل جلوه‏گر شده است و همچنين بالعکس.
راغب اصفهاني درباره‏ي متشابه در قرآن مي‏گويد: متشابهات قرآن آن است كه تفسيرش مشكل مي‏باشد، زيرا نمودِ آنچه هست را ندارد و به چيز ديگري شبيه است.[7] پس كلام حق (قرآن كريم) هرگاه نمودي جز حق داشته باشد و به باطل شباهت داشته باشد، آن را متشابه گويند.[8]

وجود آيات متشابه در قرآن
طبق آيه‏ي شريفه « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...[9]؛ او كسى است كه اين كتاب [آسمانى‏] را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن‏، آيات (محكم‏) [= صريح و روشن‏] است‏؛ كه اساس اين كتاب مى‏باشد؛ [و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.] و قسمتى از آن‏، (متشابه‏) است ...» بخشي از آيات قرآن،محكم و بخشي ديگر متشابه مي‏باشد ،پس بي‏ترديد آيات متشابه در قرآن وجود دارد.
حال كه معناي محكم و متشابه روشن شد و قرآن كريم نيز به وجود آيات متشابه تصريح نموده است، به اقسام تشابه در قرآن اشاره مي‏كنيم:
1 - تشابه اصلي
تشابه در آيات قرآن، دو گونه است: تشابه اصلي و عرضي.
تشابه اصلي آن است كه به جهت كوتاهي لفظ و بلندي معنا به وجود آمده است. از يک سو الفاظ و كلمات موضوعه در زبان عرب، بيش‏تر براي افاده‏ي معاني كوتاه و سطحي ساخته شده و گنجايش و كشش معاني گسترده و عميق را ندارد. و از سوي ديگر قرآن ملتزم بود از واژه‏هاي عرب و شيوه‏هاي كلامي آنان استفاده كند « إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ[10]؛ كه ما آن را قرآنى فصيح و عربى قرار داديم‏، شايد شما [آن را] درك كنيد! » از اين رو براي معاني والا به ناچار راه كنايه و مجاز و استعاره را پيمود و اين خود، بر عرب غريب مي‏نمود، براي نمونه آيه‏ي « فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[11]؛ اين شما نبوديد كه آنها را كشتيد؛ بلكه خداوند آنها را كشت‏! و اين تو نبودى [اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت آنها] انداختى‏؛ بلكه خدا انداخت‏! و خدا مى‏خواست مؤمنان را به اين وسيله امتحان خوبى كند؛ خداوند شنوا و داناست‏. » اشاره به قدرت ناچيز انسان در انجام افعال اختياري است. در مقابلِ عومل مؤثر در به‏وجود آمدن آن، كه همگي با اذن الهي انجام مي‏گيرد. درك اين معنا براي عرب آن روز دشوار بود، بنابراين بوي جبر از آن استشمام مي‏گرديد.
2 - تشابه  عَرَضي
تشابه عَرَضي در آن دسته از آيات است كه درآغازِ اسلام متشابه نبوده، مسلمانان با سلامت طبع و خلوص نيت با آن برخورد مي‏كردند. بدين لحاظ معنا و مراد آن را به خوبي درك نموده، هيچ گاه اين آيه شبهه‏اي ايجاد نمي‏كرد.
ولي پس از به وجود آمدن مسائل كلامي و رايج شدن برخي مطالب فلسفي كه جسته و گريخته به گونه‏اي ناپخته از يونان به اين ديار راه پيدا كرده بود، بر چهره‏ي بسياري از آيات هاله‏اي از غبار ابهام نمودار گشت. آياتي كه تا ديروز از محكمات بود، امروز بخاطر شبهاتی که مردم عوام توان شناخت آن و تشخیص آن از ح را نداشتند ،در زمره‏ي متشابهات درآمد.
به عنوان مثال، در آيه‏ي شريفه‏ي « يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ[12]؛[به خاطر بياوريد] روزى را كه ساق پاها [از وحشت‏] برهنه مى‏گردد و دعوت به سجود مى‏شوند، امّا نمى‏توانند [سجود كنند]. »كه كلمه‏ي «سَاقٍ»در آن به كار رفته است؛ استعمال لفظ «سَاقٍ» در متعارف عرب، كنايه از شدت و وخامت امر است، چنان‏چه گفته‏اند: «و قامت الحرب علي ساق؛ جنگ بر پا ايستاد» يعني شدت گرفت. «كشف ساق» كنايه از آمادگي كامل براي انجام كار است، يعني دامن به كمر زدن. زيرا لازمه‏ي آن، كشف ساق پا است. اين آيه طبق استعمال متعارف، دلالت بر آن دارد كه روز قيامت اوضاع شدت يافته، رو به وخامت مي‏گذاردوكفار در حالت سختي قرار مي‏گيرند.[13] ولي اشاعره و اهل تجسم آن را به ظاهر لفظ گرفته ،گفته‏اند: «مقصود، ساق پاي خدا است كه در آن روزبرهنه شود و كفار مأمور به سجود گردند و نتوانند.»[14]
بنابراین این آیه در اصل از محکمات بوده ولی عده ای باانحراف از مسیر حق آن را تفسیر به رای کردند و مردم عادی را در فهم آیه به شک انداختند.

فلسفه‏ي وجود آيات متشابه در قرآن كريم
با اين‏كه قرآن نور و روشنايي و سخن حق و آشكار است و براي هدايت عموم مردم آمده است، چرا آيات متشابه دارد و چرا محتواي بعضي از آيات آن چند وجه دارد كه موجب سوء استفاده‏ي فتنه انگيزان شود؟
ممكن است جهات زير، سرّ وجود آيات متشابه باشد:
1ـ الفاظ و عباراتي كه در گفت و گوهاي انسان‏ها به كار مي‏رود، تنها براي نيازمندي‏هاي روزمره به‏وجود آمده و به همين دليل، به محض اين كه از دايره‏ي زندگي محدود مادي بشر خارج شويم و سخن درباره‏ي ماوراء الطبيعت، به ميان آيد، به روشني مي‏بينيم كه الفاظ ما قالب آن معاني نيست و ناچاريم كلماتي را به كار بريم كه از جهات مختلفي نارسايي دارد،همين نارسايي‏هاي كلمات، سرچشمه‏ي قسمت قابل توجهي از متشابهات قرآن است.[15]
2ـ بسياري از حقايق، مربوط به جهان ديگر يا جهان ماوراي طبيعت است كه از افق افكار ما دور مي باشد و ما به حكم محدود بودن در زندان زمان و مكان، قادر به درك عمق آن‏ها نيستيم. اين نارسايي افكار ما و بلند بودن افق آن معاني، سبب ديگري براي تشابه قسمتي از آيات است؛ مانند بعضي از آيات مربوط به قيامت و امثال آن.[16]
علامه‏ي طباطبايي‏رحمه الله مي‏فرمايد: «سراسر قرآن محكم است، ولي چون در نزول به نشئه‏ي فكر بشر غير معصوم مي‏رسد، تشابه صورت مي‏گيرد. همان‏گونه كه باران پيش از فرود آمدن بر زمين، كف ندارد، ولي پس از فرود و حركت بر زمين در آن كف ايجاد مي‏شود؛ از آسمان معرفت نيز كفِ متشابه نازل نشده است بلکه با بارش آن بر درک ناقص بشری تشابه ایجاد شده است».[17]
3ـ صاحبان عقل و علما، انديشه‏هاي خود را به كار گرفته و با تلاش و كوشش و دقت و استدلال به مقصود حقيقي خداوند پي برند و بدين وسيله مراتب فضل و برتري آنان، بر ساير مردم روشن شود و به مراتب عالي برسند.[18]
4ـ سري ديگر كه اخبار اهلبيت ـ عليهم السلام ـ نيز آن را تأييد کرده اند، اين است كه وجود اين گونه آيات در قرآن، نياز شديد مردم را به پيشوايان الهي (راسخان در علم) و پيامبرصلي الله عليه وآله و اوصياي او روشن مي‏سازد و سبب مي‏شود كه مردم، به جهت نياز علمي به سراغ آنان بروند و رهبري ايشان را به رسميت بشناسند و از علوم ديگر و راهنمايي‏هاي مختلف آنان نيز استفاده كنند.[19]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. آشنايي با علوم قرآني، محمد رادمنش.
2. درآمدي برتاريخ و علوم قرآني، علي حجتي کرماني.
3. درسنامه علوم قرآني، حسين جوان آراسته.

پي نوشت ها:
[1] . معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، ص 271.
[2]  . اخلاص / 1 .
[3]  . شوری / 11 .
[4]  . انعام / 102 .
[5]  . آل عمران / 7 .
[6] . مکارم شيرازی ، ناصر ؛ تفسير نمونه، ج 2، ص32.
[7]  . راغب اصفهانی ، مفردات الفاظ القرآن ، بيروت ، دارالصاميه ، اول ، 1416 ه ق ، ص443 .
[8] . معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، ص 273.
[9]  . آل عمران / 7 .
[10] . زخرف/ 3.
[11] . انفال/ 17.
[12] . قلم/ 42.
[13] . اكتشاف، ج 4، ص 592.
[14] . معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، ص 285.
[15] . تفسير نمونه، ج 2، ص 323.
[16] . همان.
[17] . جوادي آملي، قرآن در قرآن، ص 416.
[18] . طوسي، التبيان، ج 2، ص 9؛  نهاوندي، نغمات الرحمن، ج 1، ص 20.
[19] . تفسير نمونه، ج 2 ص 324 ؛  جوادي آملي، قرآن در قرآن، ص 418.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :