امروز:
پنج شنبه 10 فروردين 1396
بازدید :
840
در خصوص آيات محكم و متشابه كه خداوند فرموده: «تأويل آن به عهدة خداوند است...[1]» توضيح دهيد؟

خداوند مي‌فرمايد: «او كسي است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه قسمتي از آن آيات محكم است كه اساس اين كتاب مي‌باشد و قسمتي از آن متشابه است. اما آن‌ها كه در قلوب شان انحراف است، پيروي از متشابهات مي‌كنند تا فتنه‌انگيزي ‌كنند و تفسيرنادرستي به آن مي‌طلبند. در حالي كه تفسير آنها را جز خدا و راسخان در علم نمي‌دانند ...»[2]

اصطلاحات آيه
1. محكم
 از «حكم» به معناي «منع و استواري» است، به همين دليل موضوعات پايدار و استوار را «محكم» مي‌گويند. آيه محكم، آيه‌اي است كه دلالت بر مراد و مقصودش، متقن، صريح و مستحكم باشد.
2. متشابه
 در اصل به معناي شبيه بودن چيزي به چيز ديگر است و در اصطلاح به جمله‌ها و كلماتي مي گويند كه احتمالات مختلف دربارة معناي آن ها داده شود.
3. تأويل
 در لغت به معني «بازگشت دادن چيزي» است؛ بنابراين هر كار و يا سخني را كه به مقصود اصلي برگردانيم، تأويل ناميده مي‌شود.[3] و در اصطلاح قرآني،رجوع آيات مشابه به معناي حقيقي و واقعي است.[4]
تأويل متشابهات را چه كسي مي‌داند؟
علامه طباطبائي (ره) مي‌فرمايد: از ظاهر تعبير قرآن انحصار استفاده مي‌شود و روشن مي گردد كه علم به تأويلات متشابهات، فقط مخصوص خداست.[5]
يعني تأويلات قرآن را فقط خدا مي‌داند و به هركسي بخواهد مي‌آموزد، مانند پيامبران و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ،اما بيشتر مفسرين از ظاهر آيه اين طور نتيجه گرفته‌اند كه تأويل متشابهات را خدا و راسخان در علم مي‌دانند. راسخان در علم؛ كساني هستند كه در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب نظراند. روايات متعددي وارد شده است كه راسخان در علم را پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ  و ائمة هدي ـ عليهم السّلام ـ تفسير نموده‌اند.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «پيامبرخدا ـ صلي الله عليه و آله ـ  بزرگ ترين راسخان در علم بود و تمام آنچه را كه خداوند نازل فرمود از تأويل و تنزيل قرآن مي‌دانست، خداوند هرگز چيزي به او نازل نكرد كه تأويل آن را به او تعليم نكند، او و اوصياي وي همه اين‌ها را مي‌دانسته‌اند».[6]
منشاء اختلاف واو «وَالرَّاسِخُونَ» در تفسير آيه «...وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ»[7] است.
بعضي از مفسّرين که اين آيه را انحصاري تفسير مي‌كنند و علم تأويل را مخصوص خدا گرفته‌اند؛ «واو» را استيناف مي‌دانند و قائل هستند كه هرچندراسخان در علم، اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ هستند و تأويل قرآن را مي‌دانند ،ولي دليل اين تفسير را آيه هاي ديگر و روايات مي دانند نه همين آيه. [8]
 امّا كساني كه معتقدند معناي آيه اين است که علم به تأويل را خدا و راسخان در علم مي‌دانند؛ «واو» را در « وَالرَّاسِخُونَ » عاطفه انگاشته اند نه استيناف.[9]

نتيجه
تشابه در قرآن به سبب معناي بلند آيات قرآن و محدود بودن افكار ما به وجود آمده و تأويل اين تشابه را خدا با فرستادن وحي قرآن و وحي قدسي به پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اعطاء كردن علوم بر پيامبر و ائمه هدي ـ عليهم السلام ـ روشن ساخته و دانشمندان معاصر نيز، تأويل صحيح را مي توانند از کلام اهل بيت ـ عليهم السلام ـ برگيرندو تفاوتي نمي کند که بگوييم علم تاويل براي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ از اين آيه استفاده مي شود و يا اينکه از آيات ديگر و روايات مستند مي توان به عالم بودن رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ برتاويل قرآن يقين پيدا کرد ، ون نتيجه هر دو اين است که معصومين ـ عليهم السلام ـ بر تاويل قرآن آگاهي دارند و اين آگاهي را خداوند متعال داده است .

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ تفسير نمونه، حضرت آيه الله مكارم شيرازي، ج 2، ص 319.
2ـ علوم قرآني، محمد هادي معرفت، ص 377.
3ـ الميزان، علامه طباطبائي، ج 3، ص 58.

پي نوشت ها:
[1]  . آل عمران / 7 .
[2] . آل عمران/ 7.
[3] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، انتشارات تهران، دار الكتب السلاميه، ج 26، 1373، ج 2، ص 32.
[4] .  معرفت، محمد هادي، التفسير والمسفرون، آستان رضويه مقدسه، 1418، ج 1، ص 19.
[5] . طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان فی علوم القرآن، انتشارات اسراء، ج 3، ص 58 .
[6] . ر. ك: العروسي الحويزي، نور الثقلين، انتشارات اسماعيليان، ذيل سوره ال عمران آيه 7  ؛ و ر. ك: البحراني،هاشم ،  البرهان، ذيل آيه 7 سوره آل عمران.
[7] . آل عمران/ 7
[8] . ر .ك؛ الميزان، ج 3، ص 62 ـ 58.
[9] . ر .ك؛ تفسير نمونه، ج 2، ص 325.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :