امروز:
پنج شنبه 29 تير 1396
بازدید :
639
آيا محدوديت هايي كه دين براي انسان به وجود مي آورد مخالف آزادي اوست؟

آزادي را مي شود از سه بُعد نگاه كرد و هر سه با هم فرق كرده و جواب ها هم متفاوت خواهد بود. فلذا مقدمتاً ابعاد آزادي مشخص شده و توضيح داده مي شود بعد جواب سؤال داده خواهد شد.
براي آزادي سه معنا مي توان تصور كرد:
1ـ آزادي به معناي ولنگاري: در اين آزادي قانون و محدوديت براي انسان وجود ندارد. هر كس هر كاري دلش خواست انجام مي دهد و هيچ كس حق ندارد به او اعتراض كرده و برايش مانع ايجاد كند. زندگي كردن در زير چتر اين آزادي از زندگي حيوانات وحشي در جنگل بدتر است، چون كه حيوانات ميان خود قوانين را بايد رعايت كنند كه اگر مراعات نكنند مورد حمله ديگران قرار مي گيرند و اين آزادي را هيچ عاقلي تأييد نكرده و نمي كند و هيچ نظام سياسي نپذيرفته و نمي تواند بپذيرد.
2ـ آزادي در محدوده قانون: در اين قسم براي انسان احترام قائل شده و آزادي هايي در محدوده قانون براي هر فردي در نظر گرفته مي شود. يعني هر كسي در آن محدوده اي كه قانون مشخص كرده آزادي دارد، امّا اگر از حريم آزادي جلوگيري مي شود اساس اين آزادي آن است كه اصولاً انسانها نمي توانند با آزادي به معناي ولنگاري زندگي كنند و بشريت در اين صورت نابود مي شود و بايد قانون آزاديها را محدود كند كه اين را هر عاقلي پسنديده و تمام نظام هاي سياسي دنيا تن داده اند و قانوني براي كشور خود وضع كرده اند كه تخطي از آن جرم محسوب مي شود.
3ـ آزادي از امارت نفس: در اين آزادي انسان تلاش مي كند تا خود را از اسارت شيطان دروني و بيروني آزاد كند و با آزادي در اين دنياي فاني زندگي كند و هر كسي را كه به اين آزادي دست نيابد اسير مي داند و نظام سياسي كه معتقد به اين آزادي است مي خواهد جامعه را از چنگال شيطان دروني و بيروني حفظ كند كه تنها حكومت هاي الهي به اين آزادي معتقدند.

اما جواب ها:
1. محدوديت هايي كه دين براي انسان به وجود مي آورد مخالف آزادي به معناي اولي مي باشد و اساساً دين لحظه به لحظه انسان را از منظر اين آزادي به قيد و بند كشيده است. چنانكه حضرت آيت اللّه مصباح يزدي مي فرمايند: «دين مشتمل بر قوانين اجتماعي و سياسي است كه رفتارهاي اجتماعي و سياسي انسان را كاناليزه و محدود مي كند و مي گويد بايد در چارچوب خود انجام پذيرد».[1]
2. محدوديت هايي كه دين براي انسان به وجود مي آورد مخالف آزادي به معناي روحي نمي باشد بلكه دين مي گويد «انسان آزاد است. آزاد است يعني چه؟ يعني آزاد است تا از تمام حقوقي كه قانون برايش مشخص كرده بهره مند شود. مثلاً يكي از قوانين شرع يعني قوانين اسلامي اين است كه انسان مي تواند تا هر جا كه دلش بخواهد در علم و دانش پيش برود. يعني آزاد است هيچ محدوديتي برايش قرار نداده، يعني نگفته تو كه پسر بقالي فقط تا متوسطه بخوان، تو كه پسر تاجري تا دانشگاه و ليسانس! اسلام مي گويد هر فردي از آحاد مسلمين مي تواند در دانش تا هر كجا كه خواست برود و حتي وظيفه دولت اسلامي است كه امكانات براي تك تك افراد فراهم كند كه از اين حق بهره مند شوند».[2]
3. دين نه تنها آزادي به معناي سومي را محدود نمي كند، بلكه به آزادي مطلق در اين زمينه توصيه مي كند و هدف دين آوران الهي براي همين است و هر كس آزادي مطلق نداشته باشد از منظر اين آزادي اسير است، چنان كه آيت اللّه جوادي آملي مي فرمايند: «آنكه مي گويد من هر چه بخواهم مي كنم، هر جا بخواهم مي روم و هر چه بخواهم مي گويم او اسير است، آزاد نيست. آنكه گرفتار هوس و آز است او برده است و آزاد نيست»[3] پس كليه محدوديت هايي كه دين براي انسان به وجود آورده براي اين است كه انسان را از اسارت نجات داده و آزاد كند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ جامعه مدني، آيت الله معرفت.
2ـ اسرار عبادت، آيت الله جوادي آملي.
 
پي نوشت ها:
[1] . مصباح يزدي، محمد تقي، سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت، ج3، ص 75 (تهيه و تنظيم: دفتر مطالعات و بررسي هاي سياسي سازمان تبليغات اسلامي، چاپ مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، تابستان 1378.)
[2] . معرفت، محمد هادي جامعه مدني، قم، اسوه، نوبت اول، 1378.
[3] . جوادي آملي، عبدالله، اسرار عبادات، انتشارات الزهراء، چاپ هفتم، 1376.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :