امروز:
چهار شنبه 11 اسفند 1395
بازدید :
530
در مورد خصوصيات و چگونگي عالم ذر توضيح دهيد؟

حقيقت اين است كه درباره خصوصيات و چگونگي «عالم ذر» نه در آيات قرآن و نه در احاديث هيچكدام سخن روشن و صريحي وجود ندارد بلكه برخي از آيات و روايات به گونه اي است كه مفسرين برداشتهاي مختلفي در اين مورد كرده اند از جمله آيه 172 سوره اعراف: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ».
«به خاطر بياور زماني را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و (فرمود:) آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري، گواهي مي دهيم (چرا چنين كرد؟) براي اينكه در روز رستاخيز نگوييد ما از اين (  پيمان فطري توحيدي و خداشناسي  )  غافل و بی خبر بوديم.
چنانكه دانشمندان لغت گفته اند «ذريّه» در اصل به معناي «فرزندان كوچك و كم سن و سال» است ولي غالباً به همة فرزندان گفته مي شود، گاهي به معناي مفرد و گاهي به معناي جمع استعمال مي گردد.
دربارة ريشة اصلي اين لغت احتمالات متعددي داده شده است بعضي آن را از «ذرء» به معناي آفرينش مي دانند بنابراين مفهوم اصلي «ذريّه» با مفهوم مخلوق و آفريده شده برابر است.[1]
و بعضي آن را از «ذرّ» كه به معناي موجودات بسيار كوچك (همانند ذرات غبار و مورچه هاي بسيار ريز مي باشد) دانسته اند.[2] از اين نظر كه فرزندان انسان نيز در ابتدا از نطفة بسيار كوچكي آغاز حيات مي كنند.
بنابراين آية فوق سخن از پيماني به ميان مي آورد كه از فرزندان آدم گرفته شده، اما اينكه اين پيمان چگونه بوده است توضيحي دربارة جزئيات آن در متن آيه نيامده است ولي مفسرين به اتكاء روايات فراواني كه در ذيل اين آيه در منابع اسلامي نقل شده است نظراتي دارند كه از همه مهم تر دو نظر زير است:
1ـ هنگامي كه آدم آفريده شد فرزندان آيندة او تا آخرين فرد بشر از پشت او به صورت ذراتي بيرون آمدند (و طبق بعضي از روايات اين ذرات از گِل آدم بيرون آمدند) آنها داراي عقل و شعور كافي براي شنيدن سخن و پاسخ گفتن بودند، در اين هنگام از طرف خداوند به آنها خطاب شد (الست بربكم)«آيا من پروردگار شما نيستم؟!
همگي در پاسخ گفتند: (بلي شهدنا) «آري ما همگي بر اين حقيقت گواهيم.»
پس همة آن ذرات به صلب آدم (يا به گل آدم) بازگشتند و به همين جهت اين عالم را به «عالم ذر» و اين پيمان را پيمان الست مي نامند.
بنابراين، پيمان مزبور يك پيمان تشريعي و قرارداد خودآگاه در ميان انسانها و پروردگارشان بوده است.
2ـ منظور از اين عالم و اين پيمان همان «عالم استعدادها» و «پيمان فطرت» و تكوين و آفرينش است، به اين ترتيب كه به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت «نطفه» از صلب پدران به رحم مادران كه در آن هنگام ذراتي بيش نيستند خداوند استعداد و آمادگي براي حقيقت توحيد به آنها داده است، هم در نهاد و فطرتشان اين سِرّ الهي به صورت يك حس درون ذاتي به وديعه گذارده شده است و هم در عقل و خردشان به صورت يك حقيقت خودآگاه.
بنابراين ،همة افراد بشر داراي روح توحيدند و سؤالي كه خداوند از آنها كرده به زبان تكوين و آفرينش است و پاسخي كه آنها داده اند نيز به همين زبان است. ولي تفسير اوّل داراي اشكالاتي است كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم.[3]
1ـ در متن آيه سخن از خارج شدن ذرات از پشت فرزندان آدم است نه خود آدم.
2ـ اگر اين پيمان با خود آگاهي كافي و شعور و عقل گرفته شده چگونه همگان آن را فراموش كرده اند و هيچ كس آن را به خاطر نمي آورد؟ در حالي كه فاصلة آن نسبت به زمان ما بيش از فاصلة اين جهان با جهان ديگر و رستاخيز نيست با اينكه در آيات متعددي از قرآن مي خوانيم كه افراد انسان ـ اعم از بهشتيان و دوزخيان ـ در قيامت سرگذشتهاي دنيا را فراموش نكرده و به خوبي به ياد دارند. اين نسيان عمومي در مورد عالم ذر به هيچ وجه قابل توجيه نيست.
3ـ هدف از چنين پيماني چه بوده است؟ اگر هدف اين بوده كه پيمان گزاران با يادآوري چنين پيماني در راه حق گام نهند و جز راه خداشناسي نپويند بايد گفت چنين هدفي به هيچ وجه از اين پيمان به دست نمي آيد زيرا همه آن را فراموش كرده اند.[4]
ولي اگر تفسير دوّم را بپذيريم هيچ يك از اين ايرادها متوجه نخواهد شد زيرا سؤال و جواب و پيمان مزبور يك پيمان فطري بوده است كه الآن هم هر كس در درون و جان خود آثار آن را مي يابد و حتي طبق تحقيقات روان شناسان اخير، «حس مذهبي» يكي از احساسات اصيل روان ناخود آگاه انساني است، و همين حس است كه بشر را در طول تاريخ به سوي خداشناسي رهنمون بوده و با وجود اين فطرت هيچ گاه نمي تواند به اين عذر كه پدران ما بت پرست بودند توسل جويد.
روايات فراواني نيز در منابع مختلف اسلامي در كتب شيعه و اهل تسنن در زمينة عالم ذر نقل شده است كه در بدو نظر به صورت يك روايت متواتر تصور مي شود. ولی از نظر مضمون و دلالت مفاهيم آنها كاملا با هم مختلف است بعضي موافق تفسير اول و بعضي موافق تفسير دوّم است و بعضي با هيچكدام سازگار نيست.[5] بعضي از اين روايات مبهم و پاره اي از آنها تعبيراتي دارد كه جز به صورت كنايه و به اصطلاح در شكل سمبوليك مفهوم نيست.[6]
بنابراين و با توجه به متعارض بودن روايات فوق نمي توانيم روي آنها به عنوان يك مدرك معتبر تكيه كنيم و يا لااقل همانگونه كه علما در اين قبيل موارد مي گويند علم و فهم اين روايات را بايد به صاحبان آنها وا گذاريم و از هرگونه قضاوت پيرامون آنها خودداري كنيم.[7]
نتيجه اي كه مي توان از اين بحث بدست آورد اين است كه اصل مطلب، امري مسلم بوده و قرآن بر آن دلالت دارد ولي نه از آيات و نه از روايات نمي توان تصوير روشني از عالم ذر بدست آورد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 7، ص 6 به بعد و ج 17، ص 455.
2ـ محمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، ج8، ص 459.
3ـ جعفر سبحاني، منشور جاويد، ج2، ص 61 تا 82.

پي نوشت ها:
[1]. ر.ك: راغب اصفهاني، مفردات، ص 178.
[2]. ر.ك: المنجد، ص 233.
[3]. ر.ك: طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، ج 8، ص 459ـ461.
[4]. ر.ك: سبحاني، جعفر، منشور جاويد، ج 2، ص 67.
[5]. ر.ك: تفسير نور الثقلين، ذيل آيه شريفه.
[6]. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج 7، ص 9 و 10.
[7]. قابل ذكر است كه اين جواب طبق نظر تفسير نمونه بيان شد. و البته تفاسير ديگر نظرات ديگري داده اند.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :