امروز:
چهار شنبه 4 اسفند 1395
بازدید :
975
توضيحي دهيد كه جنيان از كي خلق شده اند و در چه زماني مي زيسته اند و آيا داراي دين و زبان خاصي هستند؟

ضمن عرض سلام و آرزوي توفيق و سلامتي براي جنابعالي. در جواب به اين سؤال به محضر قرآن كريم و اهل بيت عصمت و طهارت رفته و از آنان كمك مي گيريم. قرآن كريم، زمان آفرينش و خلقت جنيان را قبل از خلقت و آفرينش آدميان معرفي نموده و در اين باره اعلام مي نمايد كه:
(و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حماً مسنون و الجان خلقناه من قبل من نار المسموم)[1] «و در حقيقت انسان را از گِلي خشك، از گِلي سياه و بدبو، آفريديم و پيش از آن، جن را از آتشي سوزان و بي دود خلق كرديم».
هر چند ما نمي توانيم، تاريخچه دقيق آفرينش جنيان را از اين آيه شريفه به دست آوريم، لكن صراحت كامل آيه ما را به زمان كلّي خلقت جنيان كه قبل از خلقت انسانهاست، راهنمايي مي نمايد و مفسرين قرآن كريم نيز با توجه به اين آيات، همگي زمان خلقت جنيان را به زماني قبل از آفرينش آدميان، دانسته اند.[2]
اما از طريق روايات نوراني كه از اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ رسيده است، مي توانيم زمان دقيق تري را براي خلقت جنيان معرفي و اعلام نمائيم. از جمله روايتي كه امام باقر ـ عليه السلام ـ از آباء و اجداد طاهرينش از امام الموحدين اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ نقل مي نمايد كه:
(انّ الله تبارك و تعالي «لما» اراد ان يخلق خلقاً بيده و ذلك بعد ما مضي من الجن و النسناس في الارض سبعة الاف السنة)[3] «همانا (هنگاميكه) خداي تبارك و تعالي اراده نمود تا موجودي را بيافريند. (يعني انسان را خلق نمايد) و اين در زماني بود كه از خلقت و آفرينش جن و نسناس هفت هزار سال گذشته بود.
در اين روايت زمان آفرينش جنيان را هفت هزار سال قبل از آفرينش آدميان معرفي مي نمايد. اما در روايت صحبت از موجود ديگري به نام «نسناس» هم گرديده است كه آنهم از مخلوقات عجيب و شگفت آور خداي سبحان بوده كه به طور كلي برچيده شده و زمين از وجود آنها پاك گشته و ظاهراً بواسطه فساد و فتنه بزرگي كه در زمين انجام مي داده اند، بواسطه عذاب هاي الهي نابود شده اند و نامي از آنان نبوده و اثري از آنها نيست.[4]
و اما در جواب قسمت بعدي سؤال كه فرموده ايد: آيا جنيان داراي زبان و يا دين خاصي هستند؟ جواب مي دهيم كه خير. جنيان با توجه به آن قدرت و نيرويي كه خداي تبارك و تعالي در نهاد آنان قرار داده است، مي توانند هر زباني را بفهمند و يا به هر زباني تكلم نمايند. و آنان از عقل بهره كافي دارند و لغات را كاملا تشخيص مي دهند و اين قدرت مثل عمر طولاني آنان از معجزات و شگفتي هاي خالق بزرگ آنان است كه به آنان عطا نموده است.[5]
جنيان دين خاصي ندارند، بلكه دين آنان نيز مثل دين آدميان است.[6]
هرچند در ميان جنيان دانشمنداني وجود داشته و دارند كه نادانان و جهالِ آنان را راهنمايي مي نمايند و حجت خداي بزرگ را بر آنها تمام مي نمايند تا راه عذر بر آنها بسته شود و احكام الهي را به آنان برسانند. اما از ميان خود آنان پيامبر و يا پيشوايي كه صاحب شريعت و يا رسالت باشد، وجود ندارد.[7] اگر در بعضي از روايات ما اشاره شده كه آنان داراي پيامبري بودند به نام يوسف و او را كشتند، در واقع صاحب شريعت و پيامبر مرسل نبوده است. بلكه دانشمندي برجسته و عالمي بزرگ بوده كه دين پيامبر انسانها يا پيامبر انسي را به آنها اعلام نمايد.[8]
جنّيان در زمان هر پيامبري پيرو دين همان پيامبر بوده اند. در زمان حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ پيرو حضرت عيسي و در زمان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ پيرو دين حضرت موسي بوده اند و در زمان نبي گرامي اسلام ـ صلي الله عليه وآله ـ ، پيرو آن حضرت بوده و مسلمان مي باشند.[9]
و همچنين در متون روايي ما، داستانهاي عجيبي درباره جنيان نقل شده. مثل داستان حضور جنيان هنگام تلاوت قرآن كريم توسط پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه وآله ـ در مكاني ميان مكه و طايف.[10] يا داستان فردي از جنيان كه خدمت نبي گرامي اسلام رسيد و عرضه داشت من در زمان هابيل و قابيل بوده ام. در زمانيكه نوح ـ عليه السلام ـ در كشتي نشست با او بوده ام و زمانيكه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ در آتش افتاد نيز با او بودم و از پيروان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ و عيسي ـ عليه السلام ـ بوده ام و الان نيز نزد شما آمده و سلام تمام پيامبراني را كه ديده ام به شما ابلاغ مي نمايم و مي خواهم مسلمان شوم.[11]
اينها همه حكايت از يك امر مسلم دارند و آن پيروي جنيان از دين پيامبران آدميان است و جنّيان خود داراي دين مستقل نمي باشند. و امام واجب الاطاعة و مرجع تقليد آنان همان امام واجب الاطاعة آدميان و مرجع تقليد انسانها است و از ميان خودشان امام و يا مرجع و يا مخبر ندارند. به همين جهت شيعيان آنان در تمام تكاليف مثل شيعيان انسي و بشري هستند.[12]

پي نوشت ها:
[1] . سوره حجر/ 37-36.
[2] . ترجمه تفسير الميزان، سيدمحمدباقر موسوي همداني، ج 39، ص 190 (تفسير الميزان علامه طباطبايي).
[3] . بحارالانوار محمدباقر مجلسي، ج 60، ص 82.
تفسير قمي، علي بن ابراهيم قمي، ج 1، ص 36.
[4] . بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج 60، ص 82.
[5] . جن و شيطان در ادبيات و اديان، زين العابدين دست داده، ص 113 به نقل از منهاج الصادقين.
[6] . تفسير اطيب البيان، حاج سيدعبدالحسين طيّب، ج 13، ص 231 و 232. ناقل كتاب جن و شيطان در ادبيات و اديان، زين العابدين دست داده، ص 113.
[7] . جن و شيطان در ادبيات و اديان، ص 12.
[8] . عيون اخبار رضا، ص 242، حديث 26.
تفسير اطيب البيان، حاج سيدعبدالحسين طيب، ج 13، ص 231 و 232، ناقل كتاب جن و شيطان، زين العابدين دست داده، ص 112.
[9] . جن و شيطان، زين العابدين دست داده، ص 107 و 132.
[10] . جن / 11 و 14 و 15.
[11] . تفسير قمي، ج 2، ص 299 (علي بن ابراهيم قمي).
[12] . تفسير قمي، علي بن ابراهيم قمي، ج 1، ص 375.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :