امروز:
پنج شنبه 26 مرداد 1396
بازدید :
620
خداوند براي چه جن را آفريد؟

انسان با دقت در نظام آفرينش به برخي از حكمت هاي بي منتهاي الهي پي مي برد و درك مي كند كه در نظام عالم اتقان و احكام عجيبي وجود دارد و هيچ جزئي از عالم بدون جهت و دليل آفريده نشده است. چون نظام، نظام احسن است و ذره ذره اين عالم بيكران هدف مند و داراي غايت است و بر اساس آيات قرآني جن و ساير موجودات نامرئي هم جزئي از اين نظام احسن هستند و قطعاً بر اساس راهنمائي عقل جايگاه ويژه اي در نظام آفرينش دارد.
 بر اساس آيات قرآني خلقت جن قبل از خلقت انسان بوده است.[1] و از موجودات پنهان و نامرئي است[2] و از آتش زهرآگين (نارسموم) آفريده شده است[3] پس جن نيز مانند انسان موجودي است مادّي و همانند انسان داراي روح است.[4] پس به طور كلي داراي حيات هدفدار و معنادار مي باشد كه داراي ويژگي هايي است كه حشر و نشر (معاد) را براي او لازم مي گرداند.[5]
حال ببينيم كه جداي از جايگاه او در نظام آفرينش قرآن چه هدفي را براي خلقت آن بيان مي كند و ويژگي هاي اين موجود عجيب از ديدگاه قرآن چيست؟

علت خلقت جن
فلسفه و راز آفرينش جن، بنابرآنچه در قرآن كريم آمده، همان است كه دربارة انسان وارد شده است، يعني عبادت و پرستش خداوند سبحان، چنانكه فرموده است:
«و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون» «جن و انسان را نيافريدم مگر براي عبادت و پرستش نمودن»[6] آية فوق بيان مي كند كه چون هدف خلقت اين دو (انسان و جن) عبادت الهي است پس هر كدام داراي تكليف در برابر خداست. پس جن نيز داراي حساب و كتاب ويژه اي مانند انسان است. قرآن مي فرمايد: «اي گروه جن و انس آيا رسولاني از خودتان (يعني از جنس ماده و طبيعت در برابر فرشتگان كه ملكوتي هستند و انس و جن ماده است.) به سوي شما نيامدند و آيات مرا براي شما نخواندند و شما را از ملاقات روز قيامت نترساندند گفتند ما بر خودتان شهادت مي دهيم كه چنين بوده است.»[7]  از اين آيه استفاده مي شود كه:
اولاً: جهان جن، جهان تكليف و مسئوليت، باز خواست، خطاب و عتاب است و آنها قدرت دريافت رسالت و انذار و بشارت را دارند.
ثانياً: معلوم مي شود كه جهان جن نيز همراه مجموعة عالم به سوي قيامت و رستاخيز عمومي پيش مي رود.
ثالثاً: نشان مي دهد كه عالم قيامت و جهان موت براي افراد جن در حكم جهان غيب و پنهان است و افراد جن در مورد سراي آخرت علم و اطلاع محسوس ندارند.
رابعاً: نشان مي دهد كه در نفس و در وجود جن، قدرتِ يافتن و وجدان است.
در ذيل آية «غرتهم الحيوة الدنيا» يعني زندگي دنيا آنها را مغرور ساخت نشان مي دهد كه افراد جن داراي حيات و زندگي مادي و ظاهري هستند و صاحبان كالاها و متاع ها و... مي باشند.

جن مسلمان و كافر
نكته اي كه از آيات و روايات استفاده مي شود اين است كه جنيان نيز همانند انسان ها مسلمان و كافر دارند.[8] و نيز شيعه و غير شيعه دارد. در سورة احقاف بحث فشرده اي پيرامون ايمان آوردن گروهي از جنيان به پيامبر اسلام و كتاب آسماني او آمده است.[9] و با آنچه بيان شد جاي ترديد نيست كه جنيان نيز مانند ما انسان ها داراي عقايد مختلف بوده و عده اي از آنها فاسق، فاجر، ظالم و كافرند و عده اي از آنها صالح، مومن و مسلمان مي باشند و در مورد شيعه بودن بعضي از جنيان نيز شواهدي وجود دارد كه صحت اين مطلب نيز محرز شده است. زيرا در روايات بسياري از لسان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ عده اي از جنيان به عنوان شيعه معرفي شده اند. از آن جمله روايتي كه ابوحمزة ثمالي نقل كرده است. كه حكايت از شرفيابي عده اي از جنيان به حضور امام باقر ـ عليه السلام ـ دارد.[10]


يكي بودن پيامبر جن و انس:
از آيات 29 تا 31 سورة احقاف استفاده مي شود كه گروهي از جنيان به پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ ايمان آوردند. از اين آيه نه تنها استفاده مي شود كه رسول گرامي اسلام(ص) پيامبر جنيان نيز هست, بلكه بر اين مطلب دلالت مي كند كه ساير پيامبران مرسل نيز بر  جن و انس مبعوث شده اند. چنانكه بعضي از آنها قبل از اسلام به دين حضرت موسي ـ عليه السلام ـ ايمان آوردند.

خلاصه و نتيجه گيري:
آيات و روايات دلالت دارند بر اينكه «جن» مانند انسان، مكلف و مختار است و به واقع از اهداف آفرينش او عبادت حق تعالي مي باشد. چنانكه در قرآن به آن تصريح شده است. از اين رو جن موجودي است انتخاب گر كه بر سر دو راهي قرار مي گيرد و بايد يكي را انتخاب نمايد. اگر حق را پذيرفت به پاداش نيك مي رسد و اگر باطل را انتخاب کرد به عذاب مبتلا مي شود. پس جن از نظر عبادات و تكاليف و حتي مواردي مانند زوجيت و... مثل انسان است. منتها در نحوة عبادت و انجام تكاليف مسلماً به تناسب ويژگي هاي خلقتش خواهد بود.
 
پي نوشت ها:
[1] . حجر/ 27.
[2] . تفسير روح البيان، اسماعيل الحقي البروسوي، لبنان، دارالاحياء العربي، ج 10، ص 188، سال نشر 1405.
[3] . تفسير الميزان، علامه طباطبايي، تهران، كانون انتشارات محمودي، ترجمه موسوي همداني، ج 12، ص 225، سال نشر 1356.
[4] . معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعة مدرسين، ص 310، سال نشر 1367.
[5] . الميزان، همان، ص 223.
[6] . ذاريات/ 56.
[7] . ‌ انعام/ 130.
[8] . جن/ 14 و 15.
[9] . احقاف/ 30.
[10] . ميزان الحكمه، محمد، محمدي ري شهري، تهران، بنياد فرهنگ ايران، ج 2، ص 118، سال نشر 1346.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :