امروز:
دوشنبه 9 اسفند 1395
بازدید :
478
لطفاً پيرامون علم غيب و اقسام آن توضيح دهيد؟ و منابعي نيز در اين زمينه معرفي فرمائيد؟

غيبت از نظر لغت، به معناي پنهان بودن و مخفي و ناپيدا آمده است.[1] در تعريف آن گفته اند: علم غيب عبارت است از علم به حوادث و آنچه كه واقع مي شود، به عبارت ديگر مشاهدة نظام هستي و رؤيت حقيقت و واقعيت جهان. بنابراين كسي كه به يك حادثه غيبي عالم مي شود، ملكوت جهان هستي و مجموع علل و اسبابي را كه بدان حادثه منتهي مي شود، مشاهده مي كند و از راه علم به اجزاي علت تامه بدان حادثه كه معلول ضرورت آن است، عالم مي شود.[2]
ـ نظر قرآن در مورد علم غيب و حدود آن نسبت به خدا و بزرگان
وقتي آيات قرآن را بررسي مي كنيم، در مورد علم غيب، به سه دسته آيات برخورد مي كنيم:
دسته اوّل: دسته اي از آيات علم غيب را منحصر به خداوند مي دانند مانند آية: «وعنده مفاتح الغيب لايعلمها الاهو...[3] خزانه هاي غيب نزد خداست و جز او كسي از آنها خبر ندارد.
دسته دوّم: آياتي است كه علم غيب(به صورت کامل) را از پيامبران و پيامبر اسلام نفي مي كند: مانند قل لا اقول لكم عندي خزائن الله و لا اعلم الغيب.[4] بگو به شما نمي گويم خزائن خدا نزد من است و غيب نمي دانم.
دسته سوّم: آياتي است كه علم غيب را به صراحت براي پيامبران و بندگان شايسته خداوند اثبات مي كند مانند:
عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه احداً الا من ارتضي من رسول.[5] خداوند به غيب آگاه است و بر غيب خود احدي را جزكساني كه مي پسندد از پيامبران اطلاع نمي دهد.
از مجموع آيات نتيجه مي گيريم كه مقصود دسته اوّل و دوّم اين است كه علم غيب ذاتاً و اصالتاً مال خداوند است و مالك حقيقي اوست و غير از او كسي ذاتاً علم غيب نمي داند. و مقصود دسته سوّم اين است كه پيامبران به واسطة تعليم خداوند (از طريق وحي و الهام و ... ) از علم غيب آگاهي پيدا مي كنند. بعضي از افراد برگزيدة بشري با تأييد و افاضه پروردگار جهان، مي توانند با علم غيب ارتباط پيدا مي كنند.
البته اين را هم بايد توجه داشت كه قسمتي از اسرار غيب، مخصوص خداوند است و هيچ كس خبر ندارد، مانند زمان قيامت و برزخ و بهشت و قسمتي ديگر را به اولياء خود مي آموزد، چنانكه حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در نهج البلاغه نيز اشاره كرده است كه بعضي از علوم غيبي، تنها مخصوص خداست و غير خدا كسي نمي داند و بعضي از علوم غيبي ديگر را به پيامبر آموخته و او به من آموزش داده است.[6]

اقسام غيب:
در اينجا بايد روشن كنيم كه به چه اموري، امور غيب اطلاق مي شود.
1. موجوداتي كه از افق حس انسان بيرون باشد، مانند ذات پروردگار جهان و اسماء و صفات او و فرشتگان و شيوة كار آنها و حقيقت موجودات و كيفيات و خصوصيات آنان.[7]
2. قسم دوم از غيب، مكتشفات علمي بشر است، خواه قوانيني را كشف كند كه بر پهنة هستي حكومت مي كند و يا از روي موجوداتي پرده بردارد كه قرنها از افق كشف او بيرون بوده اند؛ مانند كشف قانون جاذبه و گريز از مركز و اگر به گونه اي از اين قوانين خبر داده است مانند: «والله الذي رفع السموات ...»[8] خدا همان كسي است كه آسمانها را بدون ستونهايي كه آنها را ببينيد برافراشت. اين نوع گزارش خبر از غيب بوده و گزارش چنين قوانيني مستور بر انسانهايي آن روز، خود يكي از جهات اعجاز قرآن به شمار مي رود.[9]
3. حوادث غيبي كه در گذشته اتفاق افتاده و يا در آينده، رخ خواهد داد، نيز از اقسام غيب محسوب مي شوند. گزارش هاي قرآن راجع به امت هاي گذشته، توسط پيامبري كه درس نخوانده و از كسي نشنيده خبر از غيب است.
نكته اي كه در اينجا بايد توجه داشت، اين است كه پيش بيني غير از علم غيب است. يگانه شرط خبر از آينده اين است كه گزارش به يك رشته قرائن مستند نباشد و گرنه، چنين گزارشي خبر غيبي نبوده، بلكه نتيجه مستقيم فكر و مغز انسان خواهد بود.
برخي بر اساس يك رشته اطلاعات كه از وضع دولتها و ملتها دارند، اوضاع آينده جهان را از نظر درگيري و جنگ و صلح و مسالمت تخمين زده و پيش بيني مي كنند و اخباري را منتشر مي سازند، و همچنين خبرهاي منجمين كه بر اساس محاسبات نجومي مي باشد. يك چنين گزارشهايي، مستند به قرائن و اطلاعاتي است كه موجب يك رشته نتيجه گيري از اوضاع جهان مي شود.
آگاهي از غيب، بايد از تمام اين قرائن و مبادي پيراسته باشد و از طريق اسباب عادي و مجاري علمي بدست نيايد.
امّا گاهي اوقات شنيده يا ديده مي شود كه برخي از مرتاضان يا تسخير كنندگان جن و يا كساني كه به لحاظ ويژگي هايي با جنيان در ارتباطند و در اصطلاح مديوم ناميده مي شوند، ادعا دارند كه توسط جن از عالم غيب خبر مي دهند و به ظاهر هم، چنين به نظر مي رسد كه از اسرار پشت پرده باخبرند؛ ولي در حقيقت چنين نيست؛ زيرا جن و شيطان انسان را مي بينند، امّا انسان جز در موارد نادر آن هم تحت شرايطي خاص، نمي تواند آنها را مشاهده كنند. بنابراين ممكن است هنگام وقوع كاري يا بيان كردن سخني، جن حضور داشته باشد و وقتي از زمان و مكان شخصي و چگونگي آن مسأله توسط تسخير كنندگان پرسش مي شوند، جنيان پاسخ مناسب و درستي را ارائه مي نمايند و اگر خود جن حضور نداشته باشد، از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قرار دارند، پاسخ را جويا شده و به انسان بيان مي كنند؛ از اين رو آدمي مي پندارد كه مديوم يا مرتاض يا تسخير كننده، به وسيله جن، از غيب خبر مي دهند.[10]
لذا مي توان گفت: حتي جنيان هم از غيب خبر ندارند؛ چنانكه در قرآن كريم به اين مسأله اشاره شده است. «فَلَمّا خّرَّ تَبَيَّنَتِ الجنّ ان لوكانوا يعلمون الغيب ما لبثوا في العذاب المهين.»[11] پس چون (حضرت سليمان) فرو افتاد در حالي كه بر عصا تكيه زده از دنيا رفت، براي جنيان روشن گرديد، كه اگر غيب مي دانستند در آن عذاب خفت آور (باقي) نمي ماندند.[12]

نتيجه:
1.غيب به معناي پنهان و مستور بودن است و علم غيب به معناي آگاهي از اسرار مخفي جهان است.
2. علم به غيب خداوند، ذاتي است؛ امّا علم غيب پيامبران و ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ و انسانهاي پاك، عرضي و به تعليم خداوند است.
3. پيش بيني غير از علم غيب است؛ چراكه شرط علم غيب آن است كه بدون قرائن و اسباب عادي باشد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.تفسير الميزان، علامه طباطبائي، ذيل سورة انعام، آية 59، سورة نمل، آية 65.
2. تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي، ج 25، ص 142 تا ص 151.
3. كتاب علم غيب آگاهي سوم، استاد جعفر سبحاني ، چاپ اول 1397 ه ق، انتشارات دارالكتب الاسلاميه.
4. علم امام و پيامبران، مؤسسه در راه حق، احمد مطهري، 1361، چاپ اول، ص 7 تا ص 41.
5. علم امام، محمد حسين مظفر.
6. اثبات نبوت خاتم الانبياء، انتشارات صداق، تهران، ميرزا ابوالحسن شعراتي، ص 77.  
7. امامت و ولايت، گروهي از نويسندگان، نشر ميقات، 1362ش، ص 237.
8. پيام قرآن، ج 7، آيت الله مكارم شيرازي، نشر هدف، سال 1371، چاپ اول، ص 223.
 
پي نوشت ها:
[1] . فرهنگ فارسي معين، تهران، اميركبير، چاپ چهارم، 1360هـ ش، ج 2، ص 2456.
[2] . اميني، ابراهيم، بررسي مسائل كلي امامت، قم، انتشارات شفق، چاپ چهارم، 1361، هـ ش، ص 320.
[3] . انعام/ 59.
[4] . انعام/ 50.
[5] . جن/ 26.
[6] . نهج البلاغه، خطبة 128.
[7] . سبحاني، جعفر، آگاهي سوّم، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، چاپ اوّل، 1397 هـ ق، ص 22.
[8] . رعد/ 2.
[9] . كتاب آگاهي سوم يا علم غيب، ص 24.
[10] . رجالي تهراني، عليرضا، جن و شيطان، انتشارات نبوغ، چاپ چهارم، 1381، ص 80.
[11] . سبأ/ 14.
[12] . ر.ك، مصباح يزدي، محمد تقي، معارف قرآن، كيهان شناسي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، 1380، چاپ سوم، ج1، ص310 ـ 314.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :