امروز:
چهار شنبه 7 تير 1396
بازدید :
610
چگونه مي توان با ادله اي ، ثابت كرد كه حضرت محمّد ـ صلّي الله عليه و آله ـ پيامبر خداست؟

پاسخ: به طور كلي در مباحث نبوت براي شناخت و تشخيص انبياي راستين الهي از پيامبران دروغين سه راه اصلي مطرح شده است: 1ـ اعجاز 2ـ گواهي و تصريح پيامبران پيشين 3ـ گواهي قطعي مجموعه اي از قراين و شواهد.
متكلمان اسلامي بر اين باورند كه مي توان نبوت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ را از هر سه راه ياد شده ( كه هم جنبة عقلي و برهاني دارد و هم نقلي و تاريخي ) ثابت كرد.

راه اول: معجزات پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ
يكي از امتيازات و فضايل پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ تعدد و تنوع معجزاتي است كه به اذن خداوند براي تأييد او اظهار شده است. اين معجزات را مي توان در دو دسته جاي داد: الف) معجزة جاويدان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه همان قرآن است. ب) معجزات غير جاويدان كه در مقطع خاصي از حيات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ پس از بعثت ارائه شده است.
قبل از تبيين و بررسي اين دو دسته از معجزات لازم است به اين مطلب بپردازيم كه چگونه معجزه مي تواند دليل و گواه بر صدق مدعي نبوت باشد؟ در تقرير برهان معجزه گفته شده: اين كه معجزه دليل بر صدق مدعي نبوت است مبتني بر پذيرش دو نكته است : 1ـ بين معجزه و بين ادعاي نبوت مي بايست يك رابطة منطقي وجود داشته باشد. به اين معنا كه مدعي نبوت به وسيله معجزه اين ادعا را دارد كه كاري وي خارق العاده بوده و به عنايت خاصة الهي صورت گرفته است، نه از طريق عادي و راههاي حسي و تجربي، و اين امر از طاقت و توان بشر عادي خارج است. از اين رو همة انبيا به اين امر اعتراف و اذعان دارند كه ما هم مثل ديگر انسان ها بشر عادي هستيم و تفاوتي بين ما و شما نيست مگر آن كه آنچه به عنوان معجزه آورده ايم از ناحية خداوند است و از قدرت ما خارج است. خداوند متعال در مورد انبيا مي فرمايد: «پيامبران شان به آنها گفتند: درست است كه ما بشري همانند شما هستيم؛ ولي خداوند بر هر كس از بندگانش که بخواهد (و شايسته بداند) نعمت مي بخشد ( و مقام رسالت عطا مي كند ) و ما هرگز نمي توانيم معجزه اي جز به فرمان خدا بياوريم ...»[1]
در اينجا عقل به صورت فطري حكم مي كند كه، آن كسي كه به عنايت خاصة الهي قدرت برآوردن امر خارق العاده را دارد ، حتماً اين صدق ادعايش كه او نبي است و از طرف خدا به او وحي مي شود و متصل به عالم غيب هست ، هم ثابت مي شود. چون معجزه و نزول وحي هر دو امري خارق العاده است غير از انبيا و برگزيدگان الهي قادر به انجام آن نيستند، با اين تفاوت كه معجزه امر محسوس است و وحي غير محسوس است. پس وقتي قادر بر انجام معجزه باشد، توانايي بر دريافت وحي الهي هم خواهد داشت و اين ادعايش كه فرستاده اي از طرف خداست ثابت مي شود.[2]
2ـ از سويي ديگر اگر قرار باشد كه چنين عمل خارق العاده اي به دست پيامبر نمايان بيفتد و مدعيان دروغين نبوت بتوانند معجزه بياورند، هرگز چنين مسأله اي با حكمت حق و لطف او سازگاري نخواهد داشت. چگونه ممكن است كه خداي حكيم به چنين دروغگوياني منحرف اجازه دهد كه با اعجاز، مردم را منحرف سازند چرا كه اين خود خلاف حكمت ضرورت ارسال رسل و نزول وحي مي باشد.[3] شايان توجه است، بحث مهم ديگري در اينجا قابل طرح است و آن مسأله تشخيص و تمييز معجزه از غير آن اعم از كرامات اولياي الهي، سحر، كارهاي مرتاضان و ... است كه به علت طولاني شدن مباحث از ذكر آنها خودداري و مطالعه كتب كلامي زير را توصيه مي كنيم.[4]

ـ قرآن كريم ، معجزه جاويدان محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ
قرآن كريم معجزه خالدة پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ بزرگترين و آخرين كتاب آسماني است كه محتواي آن در طول 23 سال بر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به صورت وحي نازل شد. اين معجزة جاويد، خارق العاده بودنش به گونه اي است كه اولاً در همة ابعاد و جنبه ها مي باشد و به اصطلاح وُجوه اعجازش متعدد است كه مهمترين آنها عبارتند از: 1ـ اعجاز ادبي، كه شامل فصاحت و بلاغت بي نظير و سبك و اسلوب و نظم جديد مي شود؛ 2ـ اعجاز علمي؛ 3ـ اخبار غيبي از حوادث گذشته، حال و آينده؛ 4ـ معاني و معارف عقلي بلند آن؛ 5ـ عدم اختلاف و تناقض در آيات و سوره هاي آن؛ 6ـ اعجاز تشريعي؛ 7ـ اُمي بودن آورندة آن.[5]
ثانياً: اين معجزه چون از نوع مكتوب و آثار علمي است؛ فرا مكاني و فرا زماني است و براي هميشه در معرض سنجش و ارزيابي تمام جهانيان قرار دارد و خود قرآن بارها مخالفان را به تحدّي و معارضه فرا خوانده و از آنها خواسته است كه از تمام امكانات و همة افرادِ جن و انس كمك بگيرند و كتابي مانند آن بياورند[6] و اگر نمي توانند ده سوره[7] مانند آن و اگر هم نمي توانند يك سوره بياورند؛[8] اما با وجود اين از آن زمان تا كنون كه بيش از چهارده قرن گذشته، هيج کسي نتوانسته است به اين تحدي قرآن ، پاسخ بدهد. از اين رو بسياري از سخنوران، فصيحان و شاعران بسيار معروف عرب آن زمان، با اين كه قرآن با بسياري از آيين و رسوم آنها مخالف بود و از طرفي بر تمام آبرو، افتخارات، غيرت و غرور متعصبانه آنان خدشه وارد شده بود؛ با وجود اين در برابر عظمت، شيريني و زيبايي و نظم با شكوه قرآن، سر تعظيم فرود آوردند و براي هميشه لب فرو بستند و ميدان را به فصاحت و بلاغت قرآن سپردند و حتي برخي منصفان لب به اعتراف و اذعان باز كردند و گفتند: اين كلام ، كلامي عادي و بشري نيست و هيچ كس را ياراي مقابله با آن نيست.[9] پس در مورد اثبات اعجاز قرآن و اينكه چگونه مي تواند دليل بر اثبات نبوت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ باشد بايد بررسي شود كه آيا واقعاً قرآن ، تمام ويژگي ها و مؤلفه هاي اصلي معجزه را دارد يا نه ؟ در تعريف معجزه گفته شده كه « المعجزه هو الامر الخارق العادة ، المطابق للدعوي ، المقرون بالتحدي ، المتعذر علي الخلق اتيان مثله»[10]
معجزه امر خارق العاده اي است كه با ادعاي نبي مطابقت دارد و به همراه تحدي است به گونه اي كه بشر از آوردنِ مثل آن عاجز و ناتوان است. حال با توجه به اين تعريف ببينيم آيا قرآن اين شرايط را دارد يا نه؟
الف) خارق العاده بودن: چنانكه اشاره شده تمام موافقين و مخالفين پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و قرآن، به اين حقيقت اعتراف كرده اند و در جاي خويش متكلمين و مفسرين، اعم از شيعي و سني به تفصيل در بخش وجوه و ابعاد و اعجاز قرآن ، آن را بررسي و ثابت كرده اند.
ب) ادعاي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ : هيچ شك و شبهه اي نيست كه محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ مدعي نبوت از جانب خداوند بود و اين خود حقيقتي است كه هيچ منكري ندارد و حتي غير مسلمانان نيز در آن ترديدي ندارند كه او ادعاي نبوت كرده است. و از طرفي چنانكه اشاره شد رابطه منطقي بين ادعاي نبوت و معجزه اش هست.
ج) تحدي: قرآن، خود در آيات متعددي تحدي كرده و مخالفان را به مبارزه طلبيده است. از باب نمونه قرآن مي فرمايد: « اگر در آنچه بر بندة خود نازل كرديم شك داريد، پس اگر راست مي گوييد، يک سوره مانند آن، بياوريد و گواهان خود را ـ غير خدا ـ فرا خوانيد.[11]
د) ناتواني مخالفان از معارضه: بيش از چهارده قرن از نزول قرآن گذشته است؛ اما هنوز تعدي و مبارزه طلبي قرآن بي پاسخ مانده است.[12] و از آن سو علاوه بر اعتراف برخي سخنوران مخالف، تاريخ شاهد رسوايي نام آوراني است كه دست به معادله سازي با قرآن زده اند، افرادي مانند مسيلمه كذاب، طليعه بن خويلد اسدي، اسود بن عنسي و[13]  ... .
حاصل آن كه : 1ـ پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ادعا نبوت كرد و براي اثبات اين مدعا معجزه آورد. 2ـ هر كس كه با آوردن معجزه اي ادعاي نبوت كند حتماً در ادعايش صادق و راستگو است. 3ـ بنابر اين پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در ادعاي نبوت صادق و پيامبر خداست.[14]

ب) ديگر معجزات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ
بي ترديد قرآن مجيد تنها معجزة او نيست؛ بلكه در دوران رسالت خويش ، معجزات فراواني را بر مردم عرضه داشت. قرآن به برخي از اين معجزات اشاره كرده است، از جمله انشقاق ( دو نيم شدن ) ماه[15] و داستان معراج پيامبر[16] ـ صلّي الله عليه و آله ـ . علاوه بر آن در تاريخ و احاديث به معجزات ديگري اشاره شده است، مانند پيروي جمادات و حيوانات از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و گفت و گوي حضرت با آنان ؛ مانند: سلام کردن سنگها و درختان به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، سخن گفتن با كوه ، سجود درخت ، شهادت دادن سنگريزه ها به رسالت او، سخن گفتن حيوانات همچون شتر، گرگ و[17] ... .

راه دوم : بشارت پيامبران پيشين به نبوت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ
از آنجا كه پيامبران الهي ، معصوم هستند و هرگز در گفتار خويش، مرتكب دروغ و كذب نمي گردند، اگر آمدن پيامبر آسماني ديگري را همزمان با خويش و يا پس از خود بشارت دهند. دليلي روشن و سندي يقين آور بر صدق رسالت نبي بعدي محسوب خواهد شد و اين مهم خود مستلزم اين است كه خصوصيات و مشخصات پيامبر بعدي آنچنان براي مردم توضيح داده شود كه پس از آمدن او ، براي هيچ يك از طالبان حقيقت و اهل انصاف ، شك و ترديدي وجود نداشته باشد. به اعتقاد ما ، پيامبراني همچون موسي ـ عليه السلام ـ و عيسي ـ عليه السلام ـ در عصر خويش، مردم را به ظهور پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ بشارت داده اند. براي اثبات اين مدعا ، دستِ كم دو شيوه وجود دارد:
1ـ شيوه اول آن است كه با مراجعه به متون مقدس يهوديان و مسيحيان ، بشارتهايي را بر نبوت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ بيابيم، هر چند به اعتقاد مسلمانان مضمون وحياني تورات و انجيل ، دچار تحريف شده است؛ اما بخشهايي از آن متون اصالت خود را حفظ كرده اند. يكي از صريح ترين بشارتها، بشارت به ظهور « فارقليط » است كه به معناي «شخص ستوده شده» ( محمود يا احمد ) مي باشد. با توجه به قراين موجود در عبارتهايي كه اين لفظ در آنها بكار رفته است مي توان آن را تعبيري از نام پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ دانست.[18]
در باب چهاردهم انجيل يوحنا ، جمله 15 و 16 آمده است: «اگر مرا دوست داريد احكام مرا نگاه داريد. و من از پدر سؤال مي كنم و تسلي دهندة ديگر به شما  عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند.»[19]
همان گونه كه ملاحظه مي شود ، از لفظ «تسلي دهنده ...» استفاده مي شود که منظور پيامبر اسلام (ص) است. گرچه برخي مسيحيان مقصود از آن را «روح القدس» دانسته اند؛ ولي تأمل در ريشة لغوي اين واژه در زبان عبري و نيز توجه به قراين موجود در اين جمله معناي نخست را تأييد مي كند.[20]
2- شيوه دوم، توجه به اين واقعيت تاريخي است كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي اثبات رسالت خويش، در مقابل يهوديان و مسيحيان احتجاج مي کرد كه در متون مقدس اهل كتاب، به نبوت او بشارت داده شده است و علماي يهود و نصارا، در مقابل اين ادعا، سكوت مي كردند، اگر احتجاج پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بي اساس بود، قطعاً علماي آنها ساكت نمي نشستند و او را تكذيب مي كردند. قرآن در اين زمينه مي فرمايد: «كساني كه كتاب آسماني به ايشان داده ايم، او (= محمد) را همانند پسران خود مي شناسند؛ ولي گروهي از ايشان حقيقت را آگاهانه کتمان مي کنند.»[21]
در آية ديگر به صراحت مي گويد «همانها كه از اين فرستاده ، پيامبر درس نخوانده ـ كه نام او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مي يابند ـ پيروي مي كنند (همان پيامبري كه) آنان را به كار پسنديده فرمان مي دهد و از كار ناپسند باز مي دارد»[22] همچنين در آيه ديگري تصريح مي كند كه در تورات بشارت داده شده است كه پيامبري بعد از من مي آيد نام او احمد است.[23]
به هر تقدير ، ادعاي قرآن و پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مبني بر وجود بشارت هايي دربارة ظهور پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در تورات و انجيل و عدم مخالفت علماي آنها در آن عصر، گواه تاريخي بر صدق اين مدعاست.[24]

3- راه سوم : گواهي قراين و شواهد
وجود مجموعه اي از قراين در كنار هم، گواهي قطعي به حقانيت يك پيامبر الهي است. در اينجا قرائن تاريخي فراوان از زندگاني و ابعاد شخصيتي پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ قابل طرح و بررسي است كه از گنجايش بحث ما خارج است. آنچه در اينجا مي توان به طور فشرده و خلاصه مطرح كرد عبارتند از:
1ـ شخصيت اخلاقي و سجاياي والاي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ چه پيش از رسالت و چه پس از آن به گونه اي كه مشهور به محمد امين بوده است.
2 ـ محيطي كه از آنجا برخاسته بود، جامعه اي متعصب و جاهل و گمراه و غير متمدن بود. در چنين جامعه اي شخصي اُمي و درس نخوانده وقتي عالي ترين معارف اعتقادي ، اخلاقي و حقوقي و ... را عرضه كند معلوم است كه اين برنامه ها از خودش نيست و فرستادة الهي است.
3ـ وضع پيروان محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ: وضع روحي و فكري و اخلاقي افرادي كه دور مدعي نبوت را مي گيرند روشنگر وضع پيشواي ايشان است، به گواهي تاريخ، شخصيتهاي برجسته اي به او ايمان آوردند، مانند: علي بن ابي طالب ، سلمان فارسي ، ابوذر غفاري ، و... كه اينها، با مدارج والاي علمي و عملي که داشتند از نوادر روزگار بودند و از هيچ گونه تلاش و خدمتي دريغ نورزيدند ، اما هيچ گونه چشم داشتِ مادي به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نداشتند.
4ـ وسائل و روش هايي كه از آن براي پيشرفت آئين خود استفاده كرد بر خلاف روش معمول در ميان سياستمداران دنيا طلب ، هيچ گاه از مسير حق بيرون نشد و همواره بر عدالت، انصاف، عقل و منطق استوار بود و هرگز با خدعه و نيرنگ همراه نبود.
5ـ محتويات آيين و تعاليم او از نظر معارف و احكام در همة جنبه ها و شؤن زندگي فردي و اجتماعي انسان، همگي از الهي بودن رسالت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ خبر مي دهند.[25]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. جعفر سبحاني، محاظرت في الالهيات، تلخيص از علي رباني گلپايگاني، مؤسسه نشر اسلامي وابسته به جامعه مدرسين قم.
2. جوادي آملي ، عبدالله، وحي و نبوت در قرآن، مؤسسه نشر اسراء.
3. مصباح يزدي، محمد تقي ، راه واهنما شناسي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ( ره )
 
پي نوشت ها:
[1]. ابراهيم/ 11.
[2]. ر.ک: طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج1، ص 86-87؛ و ر.ك: رباني گلپايگاني، علي، ايضاح المراد في شرح كشف المراد، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه، 1382، ص391 و 392.
[3]. ر.ك: جوادي آملي، عبدالله، قرآن در قرآن، مؤسسه نشر إسراء، 1381، ص99 و 100؛ و ر.ک: سبحاني، جعفر، الهيات و معارف اسلامي ، مؤسسه امام صادق، چاپ سوم، 1372، ص206 و 207.
[4]. ر.ك: سبحاني، جعفر، خدا و پيامبران، ايضاح المراد، رباني گلپايگاني و محاضرات في الالهيات، حعفر سبحاني.
[5]. ر.ك: معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، انتشارات التمهيد؛ و جوادي آملي، عبدالله، وحي و نبوت در قرآن، نشر اسراء.
[6]. اسراء/ 88 .
[7]. هود/ 13.
[8]. يونس/ 38، بقره/ 23و24.
[9]. براي آشنايي با اعتراف مخالفان رجوع شود: سيرة ابن هشام، ج1، ص288ـ321؛ و رجوع كنيد: سبحاني، جعفر، الهيات و معارف اسلامي، ص271-282.
[10]. شيخ مفيد، محمد بن نعمان، النكت الاعتقاديه، مجمع علمي اهل البيت ـ عليه السلام ـ ، 1413 ق، ص48.
[11]. بقره/ 23.
[12]. سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي، انتشارات طه، 1381، ج1، ص89 و 90.
[13]. معرفت، محمد هادي، التمهيد، قم، مؤسسه نشر اسلامي، چاپ سوم، 1416 ق، ج4، ص 227 ـ 256.
[14]. رباني گلپايگاني، علي، ايضاح المراد في شرح كشف المراد، ص 437.
[15]. قمر/ 1و2.
[16]. اسراء/ 1.
[17]. ر.ک: مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، موسسة الوفاءِ، بيهقي، ج17، ص 225-421 و ج 18، ص 1- 148؛ و دلائل النبوه، دارالكتب العلميه، 1405، ج6؛ و حر عاملي، اثبات الهداه، ج1و2.
[18]. سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي ، ص 116و117.
[19]. كتاب مقدس، ترجمه لندن، 1914، همچنين رجوع كنيد انجيل يوحنا، باب 14، جمله 26، باب 16، جمله 7 و 8.
[20]. رجوع كنيد سبحاني، جعفر، الالهيات، مؤسسه امام صادق ، چاپ چهارم ، 1417 قمري، ج3، ص 448-451.
[21]. بقره/ 146.
[22]. اعراف/ 157.
[23]. صف/ 6.
[24]. سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي، ص 117و118.
[25]. ر.ک: سبحاني، جعفر، الهيات و معارف اسلامي، ص 216 و 217؛ و سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي ، ص 119-121.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :