امروز:
دوشنبه 30 مرداد 1396
بازدید :
663
مي‌گويند: زمين نبايد از حجت خدا خالي باشد آيا زمين هميشه داراي حجت بوده است. مثلاً قبل از اينكه پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ به پيامبري برگزيده شود آيا پيامبر ديگري وجود داشته است؟ و اگر بوده آيا قابل اثبات است؟

نخست به اين نکته بايد توجه كنيم که زمين هيچگاه از حجت خدا خالي نبوده و نخواهد بود؛ زيرا «اگر حجت نباشد زمين اهلش را به خود فرو مي‌برد»[1] البته ضرورت ندارد حجت خدا حتماً مشهود و ظاهر باشد، گاهي آشكار و روشن و گاهي مخفي و پنهان مي باشد. خداوند بوسيلة آنان بر بندگان اتمام حجت مي نمايد.[2]
با توجه به اين نكته مي‌گوئيم كه: «حجت خدا پيش از خلق بوده و با خلق مي‌باشد و بعد از خلق هم خواهد بود.»[3] چنان که حضرت صادق  ـ عليه السّلام ـ  فرموده: «اگر مردم زمين تنها دو كس باشند يكي از آن دو امام است و فرمود: آخرين كسي كه بميرد امام است تا كسي بر خداي عزوجل احتجاج نكند كه او را بدون حجت واگذاشته است.[4]
بعد از پيامبر اكرم  ـ صلي الله عليه و آله ـ  امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ يكي بعد از ديگري حجت‌هاي خدا بوده‌اند و اكنون در عصر غيبت، امام زمان(عج) حجت خداوند است كه به عللي غايب گشته و در آخرالزمان به حكم خداوند ظهور کرده و عدالت را در جهان فراگير خواهد كرد.
قبل از پيامبر اسلام  ـ صلي الله عليه و آله ـ  نيز پيامبران الهي وجود داشته است كه به دليل عقلي و نقلي قابل اثبات است.
دليل عقلي:[5] اگر باب چنين فيضي بر روي بشر بسته شود، آفرينش انسان لغو و بي‌ثمر خواهد بود و به ديگر سخن، آفرينش در صورتي حكميانه و شايستة مقام ربوبي خواهد بود كه هدفي داشته باشد و آن هدف كمال علمي، عملي و اجتماعي انسان‌ها است كه در سايه اعزام پيامبران تأمين مي‌گردد، پس بايد خداوند متعال براي تأمين اين هدف، پيامبران را مبعوث كند.
هرگاه تكيه‌گاه ما در لزوم بعثت انبياء اين برهان عقلي باشد، طبيعي است كه اين برهان براي خود حد و مرزي از نظر زمان و مكان نمي‌شناسد و در هر كجا كه زمينة نزول اين فيض الهي فراهم بوده است قطعاً نازل گرديده است.
دليل نقلي: از نظر آيات قرآني نيز مي‌توان گفت كه فيض نبوت يك فيض عمومي و جهاني بوده و در هركجا كه «امت» و جمعيتي در كار بوده است آموزگاران الهي به سوي آنان مبعوث گرديده‌اند و اين را مي‌توان از دو گروه آيات استفاده كرد:
الف. آياتي كه به روشني مي‌گويد: براي هر قوم و گروهي، هادي و راهنما بوده[6] و يا براي هر امتي بيم دهندة وجود داشته است.[7] روشن‌تر از همه آية سوم است «در ميان هر امتي پيامبري برانگيختم تا خدا را بپرستند و از پرستش طاغوت اجتناب ورزند.»[8]
اين آيات، به روشني وجود امت‌ها و اقوام را با هادي، نذير و رسول مرتبط و همراه دانسته و مي‌رساند كه در هركجا انسان‌هايي كه به صورت «قوم» و يا به عنوان «امت» زندگي مي‌كردند از فيض نبوت بي‌بهره نبودند.
ب: آياتي كه متضمن نداهاي آغاز آفرينش انسان است به گونه‌اي كه حاكي از گستردگي اين فيض است و اين آيات در سورة اعراف آيات 36ـ25 آمده است. يعني آن‌گاه كه آدم و حوا از جنت بيرون آمدند خداوند فرزندان آدم را با خطابات تكان دهنده مخاطب قرار داد كه آنها را خطاب‌هاي آغاز خلقت ناميده اند و از ظاهر آيات بدست مي‌آيد كه فرزندان آدم بدون فترت تحت پوشش اين خطاب‌ها كه حاكي از وجود رسول و نذير مي‌باشد، قرار گرفته كه اينك پاره‌اي از اين آيات ذكر مي‌شود:
اول: «اي فرزندان آدم! شيطان شماها را فريب ندهد. همانطور كه پدر و مادر شما را از جنت بيرون كرد لباس‌هاي آنان را از بدن آنان كند تا مواضع ناخوشايند را آشكار سازد او و ياران او شماها را مي‌بينند در حالي كه شما آنها را نمي‌بينيد، ما شيطان‌ها را دوستان كساني كه ايمان نمي‌آورند قرار داده‌ايم.
دوم: اي انبوه انس و جن: آيا پيامبراني از خودتان به سوي شما نيامدند تا آيات مرا بر شما فرو خوانند و شما را از (عذاب) امروز (قيامت) بيم دهند؟ در پاسخ مي‌گويند ما به زبان خود گواهي مي‌دهيم، زندگي دنيا آنان را فريب داد و عليه خود گواهي دادند كه كافر بودند.[9]
اين آيات، همگي حاكي از اخطارها و انذارهاي الهي نسبت به فرزندان آدم هست كه آنان را به پيروي از انبياء دعوت مي‌نمايند و اگر بگوييم پس از صدور اين خطابات، قرن‌ها بر انسان‌ها گذشته و از جانب خدا براي آنها رسول و نذيري نيامده است، بلكه مدتي طولاني باب بعثت پيامبران به روي بشر بسته بوده، سخني مخالف با ظاهر اين آيات گفته‌ايم.
بنابراين با توجه به مجموع اين آيات و برخي از روايات، روشن مي‌شود كه فيض نبوت با فيض آفرينش از ابتداء با انسان همراه بوده است. چنانكه امام علي مي‌فرمايد: او را پس از توبه به روي زمين فرود آورد تا با فرزندان (نسل) خود روي زمين را آباد كند و حجت را به وسيلة او بر بندگانش تمام سازد. آن‌گاه او را قبض روح كرد؛ مردم را از آنچه حجت پروردگاري خدا را تأكيد نمايند و آنان را به معرفت آفريدگار متصل سازند، خالي نگذارد، تنها چنين نكرد بلكه آنان را با حجت‌هاي روشن كه از زبان بهترين مخلوقات و حاملان رسالت او، بيان مي‌گرديد زمان به زمان مورد عنايت قرار داد...»[10]
اين بيان اميرالمؤمنين  ـ عليه السّلام ـ  و آيات مذكور، به صورت هماهنگ بر يك نكته تأكيد دارند كه خداوند پس از پديد آوردن حضرت آدم  ـ عليه السّلام ـ  بر روي زمين، فرزندان او را بدون حجت رها نكرد، بلكه پيوسته حجت را به وسيله پيامبران تمام كرد.
اكنون كه روشن شد پيامبران الهي از زمان حضرت آدم  ـ عليه السّلام ـ  تا پيامبر خاتم  ـ صلي الله عليه و آله ـ  پيوسته وجود داشته است، ذكر اين نكته نيز حائز اهميت است که هر پيامبري براي خودش وصي نيز داشته تا بعد از او (تا پيامبر بعدي) مبلغ آيين وي و حجت براي مردم باشد. بر اساس احاديث و روايات، از زمان غيبت و عروج حضرت عيسي  ـ عليه السّلام ـ  تا پيامبر خاتم بيش از پانصد سال فاصله بوده[11] و در اين مدت نيز زمين خالي از حجت نبوده است.
بعد از عروج و غيبت حضرت عيسي  ـ عليه السّلام ـ[12] حواريون كه دوازده نفر از شاگردان خاص حضرت بودند[13] آيين وي را در جهان نشر دادند و همه حجت خدا بودند.[14]
پيامبر اسلام  ـ صلي الله عليه و آله ـ  نيز مي‌فرمايد: «هنگامي كه خداوند مي‌خواست عيسي را بالا ببرد به او وحي كرد كه حكمت و نور خدا را به شمعون تعليم دهد و او را جانشين خويش قرار دهد...»[15]
البته انبياء ديگري نيز بعد از حواريون و قبل از پيامبر اسلام  ـ صلي الله عليه و آله ـ به عنوان حجت و مبلغ شريعت آسماني وجود داشته‌اند كه برخي آنها ذكر مي‌شود:
1. اصحاب الاخدود؛[16] 2. جرجيس؛[17] 3. خالدبن سنان العبس كه پيامبر اسلام  ـ صلي الله عليه و آله ـ  در مورد وي فرموده: فقال ذلك النبي اضاعه قومه[18] اين نبي و فرستاده خداوند است كه قومش او را ضايع كرد. و همچنين ديگراني که نامشان به دست ما نرسيده است.
بنابراين زمين هميشه داراي حجت است یا ظاهر و یا پنهان ، یا نبی و یا وصی و قبل از پيامبر اسلام نيز نزديك به 124 هزار پيامبر وجود داشته كه به ادله عقليه و نقليه ثابت شد. علاوه بر اینها از حیث فلسفی و عرفانی نیز ما محتاج واسطه فیض و هدایت هستیم.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. منشور جاويد، جعفر سبحاني، نشر مؤسسه امام صادق  ـ عليه السّلام ـ ، پائيز 1370،‌ چاپ نمونه قم، ج10ـ12.
2. پيام قرآن، ناصر مكارم شيرازي، نشر مطبوعات هدف، چاپ اول 1371،‌ چاپخانه مؤسسة الامام اميرالمؤمنين قم، ج7، ص360.

پي نوشت ها:
[1] . هيئة العلميه في مؤسسة المعارف الاسلاميه، معجم احاديث الامام المهدي(عج)، قم، ناشر مؤسسة المعارف الاسلاميه، چاپ اول، 1411 هـ ق،‌ ج3، ص42، ح877، ص344، ‌خ89.
[2] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، ج36، ص346، طبرسي، احتجاج، مشهد، نشر مرتضي، 1403 هـ ق،‌ ج1، ص69.
[3] . كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ترجمه و شرح سيد جواد مصطفوي، دفتر نشر فرهنگ اهل‌بيت، ج1، كتاب حجت، ص250.
[4] . همان، ص254 ـ 253.
[5] . سبحاني، جعفر، منشور جاويد، قم، نشر مؤسسه امام صادق  ـ عليه السّلام ـ ، 1370، ج10، ص108ـ97.
[6] . «و لكل قوم هاد» رعد/ 7.
[7] . فاطر/ 24.
[8] . نحل/ 38.
[9] . انعام/ 130.
[10] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، پيشين، ج54، ص112، ‌ابن ابي الحديد، شرح نهج‌البلاغه، بيروت، ج7، ص3.
[11] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، پيشين، ج14، كتاب النبوة، ص346.
[12] . آل‌عمران/ 57 ـ 54.
[13] . اسامي آنان عبارتند از: شمعون بطرس، اندرياس (برادر شمعون)، يعقوب، يوحنّا (برادر يعقوب) فيلپوس، برتونما، موقا، متي، شمعون غيور، ليوس (يهودا) يعقوب صغير و يهودا اسخر يوطي، (سبحاني، جعفر، منشور جاويد، پيشين، ج12، ص393).
[14] . آل‌عمران/ 53 ـ 52.
[15] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، پيشين، ج14، ص345.
[16] . همان، ص439، ‌ح2، ص44، ‌ح5.
[17] . همان، ص445، ح1.
[18] . همان، ص448، ح1، ص450، ‌ح2 و 3.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :