امروز:
يکشنبه 8 اسفند 1395
بازدید :
556
در طول تاريخ، در زمان پيامبران گذشته عذاب‎هاي الهي بر مشركان و كافران نازل مي‎شد. چرا اين عذاب الهي در زمان پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر مشركان نازل نشد؟

درباره علت نازل نشدن عذاب بر مشركين زمان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، ابتدا بايد بدانيم كه عذاب بر چه کساني نازل مي شود؟
اولين نكته ي كه در اين باره مي‎توان مورد اشاره قرار داد آن است كه تا وقتي خداوند براي يك قوم رسول نفرستد و اتمام حجّت نکند، آن قوم را عذاب نخواهد کرد، «و ما كنّا معذبين حتي نبعث رسولاً؛[1] يعني ما هرگز قومي را مجازات نخواهيم كرد مگر آن كه پيامبري مبعوث كرده باشيم». و چنان كه علامه طباطبايي اشاره كرده‎اند در آيه به جاي كلمه نبي از رسول استفاده شده است؛ زيرا رسالت منصبي است خاص كه اتمام حجت مي آورد و در پي انجام آن و مخالفت افراد با رسولان يا عذاب دنيوي (استيصال) خواهد آمد و يا اجازه بهره‎گيري از حيات دنيوي تا زماني معين؛[2] چنان كه مي‎فرمايد: «يؤخّركم الي اجلٍ مسمّي؛[3]
نكته ي‌ ديگري كه در اين بحث ذكر آن لازم است، نااميدي پيامبران از هدايت آن قوم مي‎باشد، چنان كه مي‎فرمايد: «حَتَّي إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمينَ،[4] تا تا آن جا كه رسولان [از ايمان كافران‏] نوميد شدند و [مردم‏] گمان بردند كه به آنها دروغ گفته شده، در اين هنگام ياري ما به آنها رسيد. پس هر كه را خواسته بوديم نجات يافت، و عذاب ما از قوم گنهكار برگشت ندارد.
اين آيه نشان مي‎دهد كه پيامبران الهي دعوت خود را اعلام نموده و قوم خود را از عذاب الهي بيم داده اند؛ ولي آن‎ها نپذيرفتند تا جايي كه پيامبران از هدايت آن‎ها نااميد شدند و مردم هم گمان كردند كه پيامبران درباره عذاب‎هاي الهي دروغ گفته‎اند. بدين جهت پيامبران را تكذيب كردند و در نتيجه خداوند عذاب خود را نازل فرمود.
در آيات 36 سورة هود و 27 سورة‌ نوح به نااميدي پيامبران از هدايت کافران اشاره شده و آية 27 سوره نوح بيان مي‎كند كه حتي فرزندان آينده آن‎ها هم فاجر و كافر خواهند بود. به فرموده علّامه طباطبايي اين نكته (نااميدي پيامبران) در قصه‎هاي هود، صالح، شعيب، موسي و عيسي ـ عليهم السّلام ـ نيز آمده است.[5] روايتي نيز از امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ نقل شده كه حضرت نوح با واسطة وحي الهي مي‎دانست كه ديگر هيچ يك از افراد آن قوم ايمان نخواهند آورد؛ سپس حضرت به آيه 36 سوره هود اشاره مي‎كند كه خداوند به حضرت نوح مي‎فرمايد: «به جز كساني كه ايمان آورده‎اند كسي ديگري ايمان نخواهد آورد.»[6]
با نگرشي به تاريخ صدر اسلام مي‎بينيم كه پيامبر از ايمان آوردن مردم مكّه نااميد نشد و از هر فرصتي براي تبليغ اسلام استفاده كرد، در نتيجه و پس از فتح مكه اكثر مردم مسلمان شدند و حتي سران قريش، کساني همانند ابوسفيان نيز به ظاهر اسلام آوردند. همين مقدار براي دفع عذاب دنيوي كافي است. به علاوه، اين امكان هميشه وجود داشت كه نسل هاي آينده ي همين كفار و مشركان، جزو مؤمنين باشند؛ از اين رو خداوند مشركان را عذاب نكرده است.
آيه 33 سوره انفال نيز به علت عذاب نکردن مشركان قريش اشاره كرده و مي‎فرمايد: «و ماكان الله ليعذبهم و انت فيهم و ما كان الله معذّبهم و هم يستغفرون؛ ولي (اي پيامبر!) تا تو در ميان آن‎ها هستي، خداوند آن‎ها را مجازات نخواهد كرد؛ و (نيز) تا استغفار مي‎كنند، خداوند عذاب‎شان نمي‎كند». علامه طباطبايي پس از نقل نظريات مختلف دربارة عذاب ياد شده در آيه، نتيجه مي‎گيرد. که اين آيه مربوط به عذاب دنيوي است و تا وقتي پيامبر در قيد حياتند و نيز پس از ايشان تا وقتي استغفار در ميان امت جاري باشد، عذاب را نفي مي‎كند؛ ولي با ضميمة اين آيه به آياتي كه عذاب را به اين امت وعده مي‎دهند؛ مثل آية 47 يونس، نتيجه مي‎گيرد كه در آينده، اين امت به جايي مي‎رسند كه استغفار را نيز ترك خواهند كرد و عذاب الهي نازل خواهد شد.[7] و اين قانون ثابت خداوند است كه هرگاه رسولي بفرستد، پس از ابلاغ پيام و پذيرش عده‎اي و انكار عده‎اي ديگر، عذاب الهي بين مؤمنين و تكذيب كنندگان فاصله خواهد انداخت و مؤمنين نجات مي‎يابند؛ زيرا بر اساس آية 49 سورة يونس، هر امتي، اجل و مهلتي دارد كه هر گاه به پايان برسد عذاب الهي در همان لحظه نازل خواهد شد. قابل توجه است كه در آيه بعدي، عذاب را به مجرمين نيز سرايت مي‎دهد و به تکذيب کنندگان اكتفا نمي‎كند و اين گمان را باطل مي‎كند كه اين امت به خاطر پيامبر هيچ گاه عذاب نخواهد شد؛ چنان كه در آية 123 سورة نساء نيز اين آرزو را باطل کرده است.[8]
در آية 8 سورة هود نيز تصريح مي‎کند كه خداوند عذاب را به تأخير انداخته است و در پاسخ به استهزاء كفار كه سؤال مي‎كنند، چه عاملي باعث عدم نزول عذاب شده است، مي‎فرمايد: «الا يوم يأتيهم ليس مصروفاً عنهم؛ آگاه باشيد آن روز كه عذاب به سراغ‎شان آيد از آن‎ها بازگردانده نخواهد شد». و سخن آنان به گونه‎اي است كه اين وعده الهي را تكذيب مي‎كردند.[9]
و در پاسخ پرسش از زمان عذاب نيز خداوند بر حتمي بودن وقوع آن تأكيد مي‎كند و به پيامبر دستور مي‎دهد كه به كفار بگو: من به جز آن چه خدا بخواهد از پيش خود صاحب نفع و ضرري نيستم.[10] و بالاخره در روايتي از امام باقر ـ عليه السّلام ـ نقل شده كه اين عذاب در آخر الزمان بر كساني از اهل قبله نازل خواهد شد كه نزول عذاب الهي را تكذيب مي‎كنند.[11]
نتيجه آن كه نزول عذاب بر گنه‎كاران اين امت نيز حتمي است؛ ولي، به احترام وجود مبارك پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ و نيز و احتمال ايمان آوردن نسل‎هاي آينده به تأخير افتاده است.
تذكر اين نكته لازم است كه آن چه مورد بحث بود عذاب استيصال بود كه عذابي است همه‎گير و بنيان كن و اين منافاتي با عذاب هاي جزيي؛ مانند: قتل و اسارت مشرکان به دست پيامبر (ص) و يارانش ندارد كه خداوند در آية 52 سورة توبه، آن را عذاب خوانده است و با عذاب برخي از افراد مشرك ؛ مثل ابولهب و ابوجهل نيز منافاتي ندارد.[12]
 
پي نوشت ها:
[1] . اسراء: 15.
 [2]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، قم، موسسه اسماعيليان، چاپ پنجم، 1371، ج 13، ص 58.
[3] . ابراهيم/10.
[4] . يوسف: 110.
[5] . طباطبايي، الميزان، ج 11، ص 279.
[6] . مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، دار الاحياء التراث العربي، 1403 ق، ج 3، ص 283.
[7] . طباطبايي، سيد محمد حسين، همان، ج 9، ص 71.
[8] . رك: همان، ج 10، صص 70 – 74.
[9] . همان، ص 155.
[10] . همان، ص 72.
[11] . همان، ص 78.
[12] . همان، ج 9، ص 68.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :