امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
578
چگونه آیه شریفه: «انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون» بر امامت و ولایت امام علی(ع) دلالت دارد؟

از دیدگاه شيعه آيه فوق- با توجه به وجود قرائن و ادله متقن عقلي و نقلي- درمورد شأن و منزلت حضرت علي (ع) و اثبات ولايت و امامت آن حضرت، نازل شده است.
این دیدگاه ممکن از سوی دیگران با اشكالاتی مواجه گردد:
1ـ عدم صحت استشهاد به اين آيات در اثبات منزلت و امامت علي (ع) به خاطر عدم مطابقت از حيث مفرد و جمع، علي يك نفر است و آيه فرموده: «الذين».
2ـ در حقيقت آيه اشاره به جمعي از مؤمنين دارد كه چنين خصلتي (يقيمون الصلوة و...) را داشته اند.
3ـ اگر اطلاق لفظ جمع بر واحد، براي ترغيب ديگران باشد، ادعاي اختصاص علي (ع) به صفت ذكر شده، صحيح نيست.
4ـ اگر اطلاق لفظ جمع واحد براي علي (ع) به خاطر منزلت والاي او باشد، لازمه اش والاتر بودن شأن علي (ع) از مقام پيامبر اكرم (ص) است، چرا كه در قرآن همواره براي پيامبر، مطابقت صيغه لحاظ شده است؟
قبل از پرداختن به پاسخ ذکر دو نکته لازم به توجه است:
1ـ براي فهم آيه ي از قرآن علاوه بر قرائن داخلي خود آيه و قرآن به شأن نزول و قرائن عقلي نيز بايد توجه شود.
2ـ در حدود بيست مورد در قرآن داريم كه لفظ جمع آمده و مراد از آن يك نفر است بعنوان نمونه: 1ـ «قالوا انّ الله فقيرٌ[1]». 2ـ «منهم الذين يؤذون النبي و يقولون هو اذن[2]» كه مراد الذين يؤذون، (اذيت مي كنند) و يقولون (مي گويند) عتاب بن قشير است. 3ـ «الذين يأكلون اموال اليتامي ظلماً انما يأكلون في بطونهم ناراً[3]» كه مراد از الذين (كسانيكه) و يأكلون (مي خورند) در دو مورد موثد بن زيد غطفاني است. 4ـ «ان الذين يتلون كتاب الله و اقاموا الصلوة و انفقوا[4]» مراد از الذين (كسانيكه) و يتلون (تلاوت مي كنند) و اقاموا (به پا مي داردند) حصين بن مطلب است و... كه مقداري از آن بعداً نقل مي شود[5].
با توجه به آن چه اشاره شد اشكالات فوق الذكر را مي توان به دو نحو پاسخ داد يکي پاسخ نقضي دوم حلي:
جواب نقضي است كه حتي عامه هم بايد از اين اشكالات جواب دهند، چون مي شود گفت كه نزول آيه در مورد امير المؤمنين تقريباً اتفاقي است بين شيعه و عامه چنانكه مرحوم علامه طباطبايي[6] و علامه مجلسي و صاحب  تفسير نمونه[7] اين ادعا را مطرح نموده اند و مرحوم علامه اميني 66 طريق از اهل سنت نامبرده كه اين حديث را نقل كرده اند[8] از طريق شيعه كه نيازي به نقل نيست روايات زيادي در بحار الانوار[9]، مجمع البيان[10] و الميزان[11] نقل شده است كه اين آيه د رمورد علي (ع) است اما از طريق عامه بعنوان نمونه به بعضي از آنها اشاره مي شود.
1ـ حاكم نيشابوري با سلسله سند خود نقل مي كند كه اين آيه بر پيامبر (ص) نازل شده است «انما وليكم الله...» پيامبر (ص) داخل مسجد شد در حاليكه مردم در حال نماز و ركوع بودند، حضرت نماز خواند، يكمرتبه متوجه سائلي شد فرمود كسي به شما كمك كرد گفت نه جز علي كه در حال ركوع انگشتري به من داد[12].
2ـ انس مي گويد: فقيري به مسجد آمد و درخواست كمك كرد علي (ع) در حال ركوع با دست خود پشت فقير را گرفت كه باز گردد و انگشتر را از دست من بيرون بياور و بردارد... هنوز از مسجد خارج نشده بوديم كه جبرئيل آيه ي «انما وليكم الله...» را نازل كرد و حسان بن ثابت اشعاري درباره آن سروده[13].
3ـ زمخشري در كشاف مي گويد: «انها نزلت في علي كرم الله وجهه حين سائله سائلٌ و هو راكعٌ في صلاته فطرح له خاتمه» آيه ي انما وليكم در باره علي (ع) نازل شده است هنگامي كه در حال ركوع به سائلي انگشتر خود را داد[14].
پس بايد علماي عامه هم از اشكال هاي فوق الذكر جواب دهند. ـ اما جواب حلي اشكالات: از اشكال اول چند جواب داده مي شود.
الف) در خود قرآن موارد عديده اي داريم كه مفرد به لفظ جمع تعبير شده است كه در مقدمه به بعضي از آنها اشاره شده و براي نمونه به سه مورد ديگر اشاره مي كنيم.
1ـ «الذين قال لهم الناس...[15]» مراد از ناس (مردم) كه اسم جمع است نعيم بن مسعود است.
2ـ «يستفونك قل الله...[16]» كلمه يستفوتنك «سئوال مي كنند از تو» جمع است ولي مراد جابر بن عبدالله انصاري است.
3ـ «يسألونك ماذا ينفقون[17]» يسألون و ينفقون (سئوال مي كنند چه چيز انفاق كنند» جمع است ولي مراد از آل عمرو بن جمح است[18] و همچنين در آيه ي مباهله مراد از نسائنا و انفسنا فاطمة الزهرا و علي (ع) مي باشند با اينكه لفظ جمع است[19]و هيچ كس در موارد فوق ايراد نگرفته است (غير از آيه ي مباهله).
ب) ممكن است بر اساس آنچيزي باشد كه در روايات شيعه آمده است كه آيه اختصاص به علي (ع) ندارد بلكه همه ائمه  (ع) را شامل مي شود و براي تك تك آنها چنين قصه اتفاق افتاده است[20].
ج) بايد فرق گذاشت بين استعمال جمع در مفرد و استعمال لفظ در معناي كلي ولي مصداق آن در خارج يكي باشد آنچه مجاز است و خلاف قاعده است اولي است ولي دومي خلاف قانون ادب نيست[21].
د) بر فرض استعمال جمع در مفرد باشد در جاي درست نيست كه قرينه در كار نباشد، رواياتي كه قبلا اشاره شد قرينه است بر اينكه مراد از جمع مفرد است.
هـ) اگر استعمال جمع در مفرد اشكال داشت راويان حديث كه از صحابه پيامبر (ص) بودند و عرب و اهل فصاحت بودند بايد اعتراض مي كردند و حال آنكه چنين اعتراضي[22] نكرده اند.
و) شايد بخاطر اهميت موقعيت آن فرد (علي ـ عليه السلام ـ) جمع بكار رفته است.
ز) ممكن است جمع بودن براي اين باشد كه ملاك انحصار در فرد مورد نزول آيه ندارد بلكه تحقق و امكان فرد ديگر هم هست[23].
خ) ممكن است به كار بردن لفظ جمع به اين جهت بوده است كه اگر قرآن صريح اسم علي را مي برد باعث تحريك كينه توزان و متعصبين مي شد، لذا به صورت جمع آمده است[24].
اما جواب اشكال دوم: از پاسخ گذشته روشن شد كه هيچ تنافي ندارد كه مورد شأن نزول فقط علي (ع) باشد و ملاك عام باشد.
و جواب سوم اينجا نيز ترغيب ديگران تنافي ندارد كه مورد نزول فرد خاص باشد، البته بايد توجه داشت كه آن ديگران هر كس نمي تواند باشد، بايد در سطوح خود علي (ع) باشد كه در نتيجه باز هم جز ائمه دوازده گانه كساني ديگر داخل نمي شود و روايات زيادي از فريقين وارد شده است كه عدد خلفاء بعد از پيامبر (ص) دوازده مي باشد[25].
اما جواب اشكال چهارم:
اولا: با توجه به آيات ديگر، كه بيان گر مقام عظماي پيامبر (ص) است و اخلاق او را عظيم مي داند[26] اين بيان منزلت علي  (ع) نسبي مي شود، يعني نسبت به ديگران غير از پيامبر چنين برتري دارد.
ثانياً: در جاي خود بيان شده كه شرف خطاب مستقيم خداوند، نسبت به لفظ غائب و لو به صورت جمع باشد بيشتر است، لذا خداوند در آيات نوعاً; مستقيم با مردم سخن نمي گويد، بلكه به صورت «قل للمؤمنين» تو به مردم و مؤمنين بگو، خطاب مي فرمايد:
ثالثاً: اگر صرف جمع بودن باعث شود كه منزلت علي (ع) از پيامبر (ص) والاتر شود بايد در آن بيست موردي كه بعضي از آن ها نقل شد بپذيريم كه عبدالله بن ابي منافق، ابو عبيد جراح، عمر بن جموح، جابربن عبدالله و... هم مقامشان از پيامبر (ص) والاتر مي باشند خلاصه اين که استعمال جمع در مورد علي (ع) هفت جواب دارد كه با هر يك از آنها اشكال اول قابل حل است چنانكه اشكال دوم و سوم جواب داده مي شود و اشكال چهارم هم جوابش اين است كه در موارد مشابه هم اين اشكال وارد است، گذشته از اين چون اهل سنت شأن نزول را كه علي (ع) است قبول دارند بايد به اين اشكالات جواب دهند.
 
پي نوشت ها:
[1]- آل عمران/181.
[2]- توبه/61.
[3]- نساء/10.
[4]- فاطر/29.
[5]- اميني، الغدير، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ دوم، 1366، ص163 تا 167.
[6]- طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، دار الكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1362، ج6، ص5.
[7]- مكارم شيرازي، ناصر و... تفسير نمونه، دار الكتب الاسلاميه، 1370، ص434، ج4.
[8]- الغدير، پيشين، ج3، ص156 تا ص162؛ و بحار ج35، ص189.
[9]- مجلسي، بحار الانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، مؤسسة الوفاء، 1403 هـ، 1983 م، ج35، ص183 تا ص206 كه در ص189 مي گويد، اجماع امت است كه آيه درباره علي (ع) نازل شده است.
[10]- طبرسي، مجمع البيان، دار المعرفه، چاپ دوم، 1408 هـ ، ج3، ص324 به بعد.
[11]- الميزان، پيشين، ج6، ص14 تا 24.
[12]- حاكم نيشابوري، معرفه الحديث، بيروت، دار الكتب العلميه، ص102.
[13]- الغدير، پيشين، ج3، ص162.
[14]- زمخشري، الكشاف، عن حقائق غوامض، دار الكتب العربي، 1407 هـ، 1987م، ج1، ص649، س3.
[15]- آل عمران/173.
[16]- نساء/176.
[17]- بقره/215، نقل از الغدير.
[18]- بقره/215، الغدير، ج3، ص166.
[19]- تفسير نمونه، پيشين، ج1، ص427 و كشاف ،پيشين، ج1، ص368.
[20]- اصول كافي، مكتبة الاسلاميه، ج1، ص228.
[21]- الميزان، پيشين، ج6، ص6.
[22]- همان مدرك، ص7، ص6.
[23]- يزدي، مظاهري، مؤلفون گيلاني، الامامه و الولايه في القرآن، قم، دار القرآن الكريم، 1412، ص61.
[24]- همان، ص61.
[25]- سلطان الواعظين، شبهاي پيشاور، دار الكتب الاسلاميه، چاپ سي و هفتم، 1376، ص996 به بعد.
[26]- قلم/4.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :