امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
601
لطفاً نام و شماره خطبه هايي كه حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه به حق خود بر خلافت تصريح كرده باشند مرقوم فرماييد. ودر اين رابطه از منابع اهل سنت نيز دليل بياوريد؟

الف: خطبه ششم[1]:
اين خطبه را حضرت وقتي ايراد فرمودند كه طلحه و زبير نقض بيعت كردند. از آن جناب تقاضا شد كه آن دو را تعقيب نكند و با آنها وارد جنگ نشود. حضرت ضمن ردّ تقاضاي آنها فرمودند: به خدا سوگند از زمان وفات رسول اكرم تا امروز پيوسته از حق خود محروم و ممنوع شدم و بر كار خويش تنها ايستاده بودم.
(... فو الله ما زلت مدفوعاً عن حق مستأثراً عليَّ منذ قبض الله نبيه ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ حتّي يوم الناس هذا.)

ب: خطبه دوم، فراز 13[2]:
حضرت پس از برگشتن از جنگ صفين خطبه خواندند كه در قسمتي از آن فرمودند: آل محمد ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ اساس و پايهء دين و ستون ايمان و يقين هستند، دور افتادگان از راه حق، به آنان رجوع كرده و واماندگان، به ايشان ملحق مي‎شوند و خصائص امامت در آنان جمع و حق ايشان است و بس، وصيت پيامبر وارث بودن از او درباره آنان ثابت است، در اين هنگام حق به سوي اهلش برگشته و به جايي كه از آن خارج شده بود منتقل گرديد.
(...و لهم خصايصُ حقّ الولاية، وفيهم الوصيّة والوراثة الآن اذ رجع الحقّ الي اهله ونقل الي منتقله.)

ج: خطبه سوم، معروف به شقشقيّه[3]:
حضرت علي ـ عليه السلام ـ اين خطبه را در جواب ابن عباس فرموده‎اند: آگاه باش! سوگند به خدا كه پسر ابي قحافه (ابوبكر) خلافت را مانند پيراهني پوشيد و حال آنكه مي‎دانست من براي خلافت مانند قطب آسياب هستم (اين نوعي تشبيه است يعني همانطور كه قطب آسياب محور سنگ آسياب است من هم مركز ثقل خلافت هستم)... ديدم صبر كردن خردمندانه است، صبر كردم در حالي كه چشمم را خاشاك و گلويم را استخوان گرفته بود...
(أما و الله لقد تقمّصها ابن ابي فحافة، و انّه ليعم انّ محلّي منها محلّ القطب من الرّحي...)
د: نامة 62[4]:

منابع اهل سنت
بزرگترين دليل؛ مخالفت عملي حضرت با ثقيفة بني ساعده است. به اعتراف علماي اهل سنت حضرت شش ماه از بيعت خودداري كردند تا اينكه اجباراً و بدون رضايت از حضرت بيعت گرفتند. مهم ترين كتاب مدرك و سند نزد علماي اهل سنت صحيح بخاري و صحيح مسلم است كه تقريباً اين دو كتاب را مثل قرآن مي‎دانند در صحيح بخاري، ج5، ص 388، چاپ بيروت، ادارة طباعة منيريّه، تحت مديريت محمد منير دمشقي، در باب غزوة خيبر، حديث 256 آمده است:
بعد از اينكه ابوبكر فدك را غصب كرد فاطمه عليها السلام و علي عليه السلام در اين مدت با ابوبكر بيعت نكرده بود.
(... فلم تكلّمهُ حتي تُوفّيت ... و عاشت بعدالنبي ستة اشهر... ولم يكن يبايع تلك الاشهر)
ابن ابي الحديد كه از علماي اهل سنت و معتزلي است در ذيل خطبة شقشقيّه كه ذكر كرديم مي‎گويد: كلماتي مانند جملات بالا از علي عليه السلام مبني بر شكايت از ديگران و اينكه حق مسلم او به زور گرفته شده به حد تواتر نقل شده و مؤيد نظريه اماميه است كه ميگويند علي عليه السلام با نصّ مسلم تعيين شده و هيچكس حق نداشت به هيچ عنوان بر مسند خلافت قرار گيرد.[5]

پي نوشت ها:
[1] . ترجمه و شرح نهج البلاغه به قلم سيدعلي نقي فيض الاسلام به خط طاهر خوشنويس، ص 58. نهج البلاغه به قلم دكتور صبحي صالح، طبع بيروت، ص 53.
[2] . نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص 45، صبحي صالح، ص 47.
[3] . فيض الاسلام، ص 46، صبحي صالح، ص 48.
[4] . فيض الاسلام، ص 1048، صبحي صالح، ص 451.
[5] . ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، تهران، انتشارات اسماعيليان، ج 9، ص 306 و 307.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :