امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
615
لطفاً به این شبهه که در یکی از سایت های اهل سنت هست پاسخ دهید «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» امروز دینم را برای شما کامل گردانیدم و نعمتم را بر شما تمام نمودم. کلمه الیوم که علامه طباطبایی آن را امروز معنی نموده است، امروز(روزمعین) معنی نمی دهد بلکه به معنای(امروزه)و دوره می باشد...؟

تردیدی نیست که بعضی آیات، آیات دیگر را تفسیر می کنند اما در تفسیر قرآن تنها این روش نه کافی است و نه روشنگر بلکه در تفسیر آیات الهی شواهد تاریخی و شأن نزول آیات و روایات وارده از ناحیه فریقین یکی از مهم ترین و اساسی ترین مسائلی است که باید به آن توجه نمائیم این از یک سو و از سوی دیگر روش منصفانه در نقد و تحلیل آرا و نظرات این است که همراه با ادعا، دلیل آن هم ذکر گردد و این که ادعای طرف مخالف را بیان کنیم و از هر طرف آن را مورد نقد و تهاجم قرار دهیم بی آن که دلیلش را هم در اختیار همگان و خوانندگان قرار دهیم، دلیلی واضحی بر ضعف منطق و احیاناً عوام فریبی خواهد بود.
 اینک در پاسخ به مطلبی که در سوال مورد نظر به آن اشاره گردیده، و برای روشن شدن حقیقت، به خلاصه از بیان مرحوم علامه بزرگوار طباطبائی ـ قدس سره ـ در تفسیر المیزان اشاره نموده و قضاوت را به خوانندگان محترم واگذار می کنیم:
« کلمه (یوم)که در جمله «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کفَرُواْ»[1] آمده و یک بار دیگر در جمله «الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ» آمده، یک روز را در نظر دارند، یک روزی که هم کفار از دین مسلمانان مأیوس شدند، و هم دین خدا به کمال خود رسیده است حال باید دید منظور از کلمه «یوم» در جمله «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کفَرُواْ مِن دِينِکمْ»[2] چیست؟ آن، چه روزی است که کفار از دین مسلمانان مأیوس شدند؟ و فهمیدند که دیگر نمی توانند دین اسلام را از بین ببرند، آیا زمانی است که اسلام با بعثت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و دعوت آن جناب ظاهر شد؟ و در نتیجه مراد از این جمله این است که خدای تعالی اسلام را بر شما نازل و دین را برای شما تمام و نعمت خود را بر شما به نهایت رسانید، و دیگر کفار نمی توانند به شما دست پیدا کنند؟
این را که به هیچ وجه نمی توان گفت، برای این که این عبارت را برای هر کسی بخوانی از آن چنین می فهمد که مردم مسلمان دینی داشته اند، که به خاطر ناقص بودنش کفار طمع بسته بودند که دین آنان را باطل ساخته یا در آن دخل و تصرّفی بکنند، و مسلمانان هم از همین جهت بر دین خود می ترسیدند، ولیکن خدای تعالی دین آنان را تکمیل کرد، و آن نقص را برطرف ساخت، و نعمت خود را بر آن مردم به حد کمال رسانید، و آن گاه به آن مردم فرمود: دیگر نترسید که دیگر کفار از دین شما مایوس شدند، و ما می دانیم که عرب قبل از ظهور اسلام دینی نداشتند تا با بعثت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به کمال رسیده باشد، و نعمتی نداشتند تا با آمدن اسلام آن نعمت تمام شود. علاوه بر این که اگر آیه را این طور معنا کنیم باید علی القاعده جمله «الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ»[3] را در اول آورده باشد و جمله « الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کفَرُواْ» را دنبال آن، تا معنا درست شود، (چون مأیوس شدن کفار لازمه به کمال رسیدن دین است نه این که به کمال رسیدن دین لازمه مأیوس شدن کفار باشد).
و یا این که مراد از کلمه «الیوم» روز بعد از فتح است، که خدای تعالی کید مشرکین قریش را باطل و شوکت شان را شکست و بنیان دین بت پرستی شان را منهدم و بت های شان را خرد نمود، و امید شان را از این که یک روز دیگر روی پای خود بایستند و در مقابل اسلام صف آرایی نموده از نفوذ اسلام و انتشار آن جلوگیری کنند قطع فرمود این احتمال نیز درست نیست زیرا آیه شریفه دلالت بر اکمال دین دارد، و ما می دانیم که بعد از فتح مکه دین خدا کامل و نعمت اش تمام نشده بود، چون فتح مکه در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد و بسیاری از واجبات دینی اسلام بعد از این سال نازل شد و بسیاری از حلال ها و حرام ها بین فتح مکه و بین درگذشت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تشریع گردید .
و یا مراد از کلمه «الیوم» (زمانی است که سوره برائت نازل شد) و امیر المؤمنین از طرف رسول خدا با آیات سوره برائت به مکّه گسیل داشته شد و بقایای رسوم جاهلیت را ابطال نمود، و آن زمانی است که اسلام تقریباً بر شبه جزیره عرب گسترش یافته، آثار شرک از بین رفته، سنن جاهلیت بمرد، زمانی که دیگر مسلمانان در معابد و معاهد دین و از آن جمله در مناسک حج دلواپسی که مسلمین داشتند را مبدل به امنیت کرد؟ این احتمال هم به هیچ وجه قابل قبول نیست زیرا مشرکین عرب هر چند که بعد از نزول سوره برائت و برچیده شدن بساط شرک از دین مسلمانان مأیوس شدند، و رسوم جاهلیت محو شد، الا این که دین اسلام هنوز کامل نشده بود، چون فرایض و احکامی بعد از سوره برائت نازل شد، از آن جمله فرایض و احکامی است که در سوره مائده آمد، و مفسّرین اتفاق دارند، بر این که سوره مائده در اواخر عمر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل شده و همه می دانیم که بسیاری از احکام حلال و حرام و حدود و قصاص در این سوره است. پس با نادرست بودن این سه احتمال که کلمه «الیوم» به معنای دوره و ایام (امروزه) باشد نه یک روز خاصی که آفتاب در آن طلوع و غروب کرده باشد، و خلاصه وقتی نتوانستیم بگوئیم مراد از روز دوره پیدایش دعوت اسلامی و یا دوره بعد از فتح مکه، و یا قطعه زمان بین نزول سوره برائت و رحلت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است. لا جرم و به ناچار باید بگوئیم مراد از این کلمه یک روز معینی است، روزی است که خود این آیه در آن روز نازل شده، و قهراً روز نزول این سوره است، البته این در صورتی است که جمله «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کفَرُواْ» معترضه و بر حسب معنا مرتبط با آیه باشد که آن را احاطه کرده، و یا بگوئیم نزول این آیه حتی بعد از نزول سوره و در روزی بوده که بعداز آن دیگر هیچ آیه نازل نشده، چون دنبالش فرموده: «امروز دیگر دین شما کامل شد» خوب حال می پرسیم اين روز معیّن چه روزی بوده؟ آیا روز معیّنی بوده که فتح مکه شد؟ و یا روز معینی که سوره برائت نازل شد؟ و در فساد این دو احتمال همان اشکال های سابق کافی است، دیگر حاجتی به تکرار آن ها و یا دلیل دیگر نیست.
و یا مراد از این روز معیّن روز عرفه است در حجة الوداع، که بسیاری از مفسرین این را گفته اند،  در این صورت هم می پرسیم معنای مأیوس شدن کفار از دین مسلمانان در آن روز معین چیست؟ آیا معنایش این است که مشرکین قریش از این که بار دیگر زور شان برسد که دین اسلام را از بین ببرند مأیوس شدند، که بسیار احتمال بی پایه است، برای این که مشرکین عرب دو سال قبل یعنی در فتح مکه مأیوس شدند، که سال هشتم هجرت بود، نه در روز عرفه از حجة الوداع، که سال دهم هجرت بوده و یا معنایش این است که در روز نزول برائت مأیوس شدند، که نزول سوره برائت در سال نهم بوده، و قهراً آن روز معین هم در آن سال بوده و یا منظور این است که همه کفار از دین مسلمانان مأیوس شدند هم مشرکین و هم یهود و هم نصارا و هم مجوس و هم سایرین، که قهراً بر حسب این احتمال باید بگوئیم جمله «الذین کفروا» جمله اي است مطلق، که ما می دانیم یهود و نصارا در آن روز از غلبه بر مسلمین مأیوس نشده بودند، قوت و شوکت اسلام از چهار دیواری جزیره العرب آن روز تجاوز نکرده بود. و از جهتی دیگر باید درباره این روز یعنی روز عرفه دقت و تأمل کنیم، ببینیم چه رابطه ای بین روز عرفه یعنی روز نهم ماه ذی الحجه، سال دهم هجرت با جمله: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علکیم نعمتی» که در آیه مورد بحث قرار گرفته برقرار است.
چه بسا ممکن است کسی بگوید: رابطه این بوده است که در آن روز امور حج به حد کمال رسید، چون رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به نفس شریف خود در آن مراسم شرکت کرده بود و تک تک احکام حج را هم می توان گفت و هم خودش پیاده می کرد (همان گونه که در مطالب مندرج در نوشته های مورد نظر در سوال به آن اشاره شد) اما متأسفانه این احتمال را هم نمی توان پذیرفت، برای این که دیدیم یکی از مناسکی که در آن سال به مسلمانان تعمیم داد حج تمتّع بوده که چیزی نگذشت بعد از درگذشتن اش متروک شد، آن وقت چه طور ممکن است تعلیم چنین حکمی را اکمال دین بنامیم، و تعلیم نماز، روزه و حج و زکات و جهاد و سائر معارف را که قبلاً تشریع شده بود تکمیل دین ندانیم، و اصلاً چه طور ممکن است تعلیم یکی از واجبات دین را اکمال آن دین شمرده با این که اکمال خود آن واجب هم نیست تا چه رسد به اکمال مجموع دین؟ از این هم که بگذریم این احتمال باعث می شود که رابطه فقره اول یعنی جمله «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ کفَرُواْ مِن دِينِکمْ» با فقره دوم یعنی جمله « الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ» قطع بشود، چه رابطه ای تصور می شود که میان تعلیم حج تمتّع برای مسلمانان و بیان مأیوس شدن کفار از دین مسلمین بوده باشد؟ و اما صاف شدن جو زندگی مسلمانان برای اجرای احکام اسلام، و بر طرف شدن موانع و مزاحمات از عمل مسلمین به آن احکام نیز نمی تواند اکمال دین باشد، علاوه بر این که پیدا شدن چنین جوّی چه ارتباطی با نومید شدن کفار دارد؟  پس (باید گفت کافران و مشرکین) آخرین و اساسی ترین امیدی که به زوال دین و موت دعوت حقه آن بسته (بودند) این بود که به زودی داعی به این دعوت و قائم به امر آن یعنی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از دنیا می رود و فرزند ذکوری هم که اهدافش را تعقیب کند ندارد و منشأ این امیدواری شان این بود که آن ها می پنداشتند دعوت دینی هم یک قسم سلطنت و پادشاهی است، که در لباس نبوت و دعوت و رسالت عرضه شده است، پس اگر او بمیرد یا کشته شود اثرش منقطع و یادش و نامش از دل ها می رود. (بنابر این) تمامیت یأس کفّار حتماً باید به خاطر عامل و علتی بوده باشد که عقل و اعتبار صحیح آن را تنها عامل ناامیدی کفار بداند، و آن چیزی نیست جز این که خدای سبحان برای این دین کسی را نصب کند، که قائم مقام رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ باشد و در حفظ دین و تدبیر امر آن و ارشاد امت متدّین کار خود آن جناب، را انجام دهد، به نحوی که (جایي) برای آرزوی شوم کفار باقی نماند و کفار برای همیشه از ضربه زدن به اسلام مأیوس شوند.
آری مادامی که امر دین قائم به شخص معیّنی باشد، دشمنان آن می توانند این آرزو را در سر بپرورانند، که با از بین رفتن آن شخص دین هم از بین برود، ولی وقتی قیام به حاملی شخصي، مبدّل به قیام به حاملی نوعی شد، آن دین به حد کمال می رسد و از حالت حدوث به حالت بقاء متحول گشته، نعمت این دین تمام می شود. و این وجه خود مؤید روایاتی است که می گوید آیه شریفه مورد بحث در روز غدیر خم در مورد ولایت علی ـ علیه السلام ـ نازل شد، یعنی روز هیجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت، و بنا بر این دو فقره آیه به روشن ترین ارتباط مرتبط می شوند و هیچ یک از اشکالات گذشته هم وارد و متوجه نمی شود. و این آیه نباید به آیه «أُحِلَّ لَکمُ الطَّيِّبَاتُ ...» (و سائر آیات که در سوال به آن اشاره شده است) مقایسه شود، برای این که زمینه اي که این آیه دارد غیر زمینه و سیاق آن آیه (و آیات دیگر) است.»[4] برای اطلاع بیشتر از روایات وارده درباره این آیه و نیز مطالعه بیشتر به کتاب شریف ترجمه تفسیر المیزان، ج 5، و کتاب شریف الغدیر علامه امینی مراجعه شود.
 
پي نوشت ها:
[1] . مائده / 3.
[2] . مائده / 3.
[3] . مائده / 3.
[4] . مطالب این مقاله عیناً با کمی تلخیص از ترجمه تفسیر المیزان، یادداشت شده است، ج 5، ص 270 ـ 285.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :