امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
576
ما براي اين که انبياء و ائمه ـ عليهم السلام ـ را بشناسيم و واقعاً به وجود آن ها اعتقاد پيدا کنيم بايد چه کار کنيم؟

به طور کلي انسان از سه راه مي تواند شناخت پيدا نمايد و نسبت به افراد و يا هر امري تحصيل معرفت کند:
الف) شناختن افراد از طريق ارتباط ظاهري و در اثر معاشرت، زندگي کردن و رفت و آمد با آن ها، چنان چه معمول است و در گذشته و در ايام حيات پيامبران و ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ و در عصر حضور آن بزرگواران براي خيلي از افراد چنين امري ممکن و ميسور بوده است و يا لااقل براي افرادي علاقه مند، در جامعه امکان شناخت از اين راه وجود داشته است. و بديهي است که در زمان ما که عصر غيبت کبري مي باشد و در شرايط عادي چنين امري ميسر نبوده و شناخت براي عموم و عامه مردم از اين راه امکان پذير نمي باشد.
ب) شناختن افراد و اقشار مختلف و خصوصاً شخصيت هاي بزرگ و رهبران جوامع انساني از راه مطالعه و تحقيق در سرگذشت، احوالات و آثار آن ها.
اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در بخشي از نامه خود به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ می فرمايد: « اي پسرک من، و اگر چه من عمر (دراز) نکردم (مانند) عمر کساني که پيش از من بودند (ولي) درکارهاي ايشان نگريسته در اخبارشان انديشه نموده و در آثارشان سير کردم چنان که (مانند) يکي از آنان گرديدم، بلکه به سبب آن چه از کارهاي آن ها به من رسيد چنان شد که من با اول تا آخرشان زندگي کرده ام...»[1] بنابراين مطالعه و تحقيق و انديشه و تفکر در احوالات و اوصاف و آثار گذشتگان خصوصاً بزرگان و علماء و دانشمندان يکي از راه هاي شناخت مي باشد و لذا علماء و دانشمندان به آثار و کتب تاريخي ارزش فوق العاده قائل اند.
در خصوص آشنايي با انبياء و ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ و به ويژه امام زمان(عج) يکي از راه هاي تحصيل معرفت و شناخت مطالعه کتب معتبره تاريخي و روايي که نگرش تام و کامل به زواياي مختلف دوران حيات آن بزرگواران را دارند مي باشد. و همين طور در خصوص امام زمان(عج) مراجعه به روايات و احاديثي معتبره که از پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ نقل شده اند و مطالعه تاريخ دوران کودکي آن حضرت و نيز توجه به مسلمات تاريخي در دوران غيبت صغري و احوالات نمايندگان خاص آن حضرت و همچنين مطالعه حوادث و رويدادهايي که بعد از غيبت صغري در زمان غيبت کبري براي بعضي از بزرگان و اولياي الهي رخ داده و در اثر آن به محضر مقدس امام زمان مشرف گرديده اند و در ميان آثار و کتب به چند منبع اصلي و محوري مي توان به طور خلاصه اشاره نمود: قرآن، نهج البلاغه، و کتب روايي معتبره مثل اصول کافي و غير آن.
قرآن که اثر جاويد رسول مکرم اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي باشد و عظمت آن دلالت واضح بر عظمت شخصيت پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ دارد و معجزه ابدي آن حضرت محسوب مي گردد و تأمل در آن به خوبي عظمت پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ را نشان مي دهد و در موارد متعددي به مناسبت، اشاره به اوصاف و ويژگي هاي پيامبر اکرم و ساير انبياء ـ عليهم السلام ـ و تنها در خصايص پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ چهار صد آيه نازل شده است و همين طور در خصوص انبياء اولوالعزم هر کدام آيات فراواني وجود دارد که تفصيل آن در اين جا و در اين مقال نمي گنجد و بايد به کتب تفسيري مراجعه شود. و در خصوص ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ نيز آيات زيادي بر اساس ادله و روايات معتبره تفسير و تأويل شده است.
نهج البلاغه که بزرگان از آن تعبير به اخ القرآن مي کنند در بيش از سيزده خطبه و حکمت و نامه به خصوصيات انبياء و خصوصاً پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ اشاره نموده است و از باب نمونه به دو مورد آن اشاره مي کنيم:
در مورد پيامبران و انبياء مي فرمايد: «خداوند پيامبران را در برترين امانتگاه (صلب پدران) به امانت نهاد و در بهترين جايگاه (رحم مادران) قرار داد و آنان را از صلب هاي نيکو به رحم هاي پاک و پاکيزه انتقال داد. (پدر و مادر پيغمبران از حضرت آدم ـ عليه السلام ـ تا خاتم النبيين ـ صلي الله عليه و آله ـ خدا پرست بوده، به شرک و کفر آلوده نگشته در زناشويي بر خلاف شرع و دستور الهي رفتار ننمودند» هرگاه يکي از ايشان از دنيا مي رفت ديگري بعد از او براي نشر دين خدا به جاي او قيام مي نمود تا اين که منصب نبوت و پيغمبري از جانب خداوند سبحان به حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ رسيد، پس آن حضرت را از نيکوترين معدن ها (صلب هاي پيامبران پيش) رويانيد، و در عزيزترين اصل ها (رحمها) غرس نمود (و آن بزرگوار را) از شجره (نسل ابراهيم ـ عليه السلام ـ ) که پيغمبران اش را از آن آشکار نمود و امين هاي (بر وحي) خود را از آن برگزيد (به وجود آورد) خاندان او بهترين خاندان و خويشان او بهترين خويشان و شجره او بهترين شجره ها است. (آن حضرت از جمیع پيغمبران افضل است) که در حرم روئيده و در (بوستان) مجد و شرف قد کشيده (در مکه به دنيا آمده و تربيت شده) آن شجره را شاخه هاي دراز (ائمه اثني عشر) و ميوه است که دست هر کس به آن نرسد، پس آن حضرت پيشواي پرهيزکاران و روشني ديده بينايان و چراغي است درخشان و ستاره است که نور از آن ساطع است و آتش زنه ای که شعله آن برق مي زند، روش او استقامت و طريقه اش هدايت و راهنمايي است، و سخن او جدا کننده (حق از باطل) و حکم او، و فرمانش به عدل و درستکاري است...».[2]
درباره پيامبران و ائمه طاهرين مي فرمايد: «خداوند حضرت مصطفي را برانگيخت با نور (نبوت) روشن کننده (دلهاي جهانيان) و با حجت و دليل (کافي) آشکار (معجزات) و راه هويدا (دين اسلام) و کتاب راهنما (قرآن) اهل بيت او بهترين اهل بيت و شجره او بهترين شجره است و شاخه هاي آن شجره مستقيم و راست است. (اهل بيت آن بزرگوار از افراط و تفريط يعني تجاوز و تقصير در حق منّزه و مبّري هستند) و ميوه هاي آن فرو ريخته (علوم و معارف شان در دسترس همگان است)...».[3]
و در خصوص امامان ـ عليهم السلام ـ مي فرمايد: «آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ (ائمه اطهار ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ ) زنده کننده علم و دانايي و از بين برنده جهل و ناداني هستند شما را آگاه مي سازند، بردباري شان از دانايي شان و ظاهرشان از باطن شان (کردار و گفتار نيک شان بر کمال اخلاص شان) و خاموشي شان از راستي و درستي گفتارشان، حق را مخالفت نمي کنند و در آن اختلاف ندارند، ايشان ستون هاي اسلام و پناهگاه ها (ي آن) هستند (که به دانايي خود آن را حفظ نموده و احکامش را به مردم آموخته. آنان را از گمراهي و ناداني مي رهانند) به وسيله اينان حق به اصل و موضع خود باز مي گردد و باطل و نادرستي از جاي آن دور و نابود مي شود و زبان (شان) آن جا که حق آشکار شد بريده مي گردد (بر اثر علم و دانايي ايشان حق و حقيقت هويدا و باطل و نادرست از بين مي رود) دين (و احکام آن را) شناختند، شناختني که از روي دانايي و رعايت نمودن است (عمل کردن) نه شناختن که از روي شنيدن و نقل نمودن باشد (که اگر چنين بودند بر ديگران مزيتي نداشتند) و روايت کنندگان علم بي شمارند و رعايت کنندگان آن کم اند».[4]
کتب معتبره روايي خصوصاً کتاب شريف اصول کافي، (کتاب الحجة) که مطالعه آن در شناخت طبقات انبياء و رسولان الهي و خصوصاً رسول خاتم و اوصياء معصوم آن بزرگوار ـ عليهم السلام ـ لازم و ضروري است. در خصوص امام زمان(عج) کتاب ارزشمند اکمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق(ره) جلد دوم نيز کتاب سودمندي است به يک روايت در عظمت مقام امام و معرفي آن بسنده مي کنيم:
امام علي بن موسي الرضا ـ عليه السلام ـ بعد از توصيف و بيان مقام امامت در وصف امام چنين مي فرمايد: «امام حلال خدا را حلال و حرام او را حرام مي کند و حدود الهي را اقامه و از دين خدا دفاع مي نمايد و با حکمت و موعظه حسنه و حجة بالغة مردم را به راه پروردگار فرا مي خواند، امام مانند خورشيد فروزان براي عالم است و او در افقي است که دست ها و ديده ها به او نرسد. امام بدر منير و سراج نور افشان و نور ساطع و ستاره هادي در شب هاي تاريک و بيابان هاي بي آب و علف و درياهاي پرگرداب است. امام آب گوارا به کام تشنگان و راهنماي هدايت گر و رهاننده از گمراهي است. امام آتشي بر بلندي و گرما بخش سرمازدگان و دليل در مهالک است که هر کس از آن مفارقت کند هلاک مي شود. امام ابر بارنده و باران سيل آسا و خورشيد درخشنده و آسمان سايه افکننده و زمين گسترده و چشمه جوشنده و برکه و روضه است. امام يار امين و پدر مهربان و برادر دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار است. امام امين خداي تعالي در ميان خلايق و حجت او بر بندگان و خليفه او در بلاد و داعي به خداي تعالي و مدافع از حريم خداي تعالي است. امام مطهر از گناهان و مبّري از عيوب و مخصوص به علم و موسوم به بردباري است و نظام دين و عزت مسلمين و موجب خشم منافقين و هلاک کفار است. امام يگانه دوران است، هيچ کس به پايه او نرسد و عالمي با او برابر نگردد و همتا و مثل و نظير ندارد (يعني در يک زمان دو امام جمع نگردد) و بي اکتساب و طلب به فضل و کمال مخصوص گشته و از جانب مفضّل وهّاب به ان اختصاص يافته است. کيست که بتواند به کُنه معرفت امام دست يابد؟... هيهات هيهات! عقل و دانش در او گم و خِرَدها حيران و چشم ها بي فروغ و بزرگان کوچک و حکيمان متحيّر و خطيبان الکن و خردمندان قاصر و دانايان جاهل و شاعران درمانده و اديبان ناتوان و بليغان عاجزند که شأني از شئون و فضيلتي از فضايل امام را توصيف کنند و به ناتواني و تقصير خود معترفند، چه رسد به آن که کُنه او توصيف شود و يا آن که چيزي از اسرار او فهميده شود يا کسي قائم مقام او شود؟ نه، از کجا و چگونه چنين چيزي ممکن است، او مانند ستاره اي است که از دسترسي و توصيف خلايق برتر است...».[5]
ج: تحصيل معرفت و شناخت در اثر ارتباط معنوي که ممکن است به خاطر طهارت باطن و دعا و توسل و نورانيت قلب به وجود آيد چنان چه براي عده اي از اهل سير و سلوک معنوي و عرفاني ممکن است محقق گردد که در عالم مکاشفه و شهود و يا در عالم رؤيا ممکن است معارف ارزش مندی درباره انبياء و ائمه ـ عليهم السلام ـ نصيب شان مي گردد.
امام صادق ـ عليه السلام ـ به زراره فرمود: «اگر زمان غيبت امام زمان(عج) را درک کردي اين دعا را بخوان خدايا خودت را به من معرفي کن (يعني خدايا نور و شناخت و معرفت و حکمت به من عطا فرما) اگر خودت را به من معرفي نکني (نور معرفت بر من عطا نکني) پيامبرت را نمي توانم بشناسم، خدايا رسول خود را به من معرفي فرما اگر پيامبر تو را نشناسم حجت تو را (امام عصر(عج)) نمي توانم بشناسم. خدايا حجت خود (امام و وصي پيامبر) را به من معرفي فرما (باطن پاک عطا فرما تا توان برقراري ارتباط با امام زمان(عج) را داشته باشم) اگر حجت خود را به من نشناساني (نورانيت و لياقت ارتباط معنوي ندهي) گمراه مي شوم».[6]
 
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. اصول کافي، ج1، کتاب الحجة.
2. نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه هاي 93، 160، 239.
3. کمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، ترجمه منصور پهلوان، ج1 و 2.
4. مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي، زيارت جامعه کبيره.
 
پي نوشت ها:
[1] . فيض الاسلام، نهج البلاغه، نامه 31، ص914.
[2] . فيض الاسلام، نهج البلاغه، ص280، خطبه 93.
[3] . همان، ص514، خطبه 160.
[4] . همان، ص826، خ239.
[5] . شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمه، ترجمه منصور پهلوان، نشر دارالحديث، ج2.
[6] . صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، نشر السيدة المعصومة، ص636.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :