امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
563
اگر امامت انتصابی است نه انتخابی پس چرا پیامبر گرامی اسلام در عشيرة الاقربين فرمودند هر کس الآن بخواهد می تواند وصی من باشد.

شیعیان معتقدند که امامت یک منصب الهی و تابع تشریع و نصب الهی است، به گونه ای که حتّی شخص پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ هم نقش استقلالی در تعیین جانشین خود نداشت، بلکه آن را به امر الهی انجام داده و امیر مؤمنان علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ را جانشین بلا فصل خود قرار داده و سپس یازده نفر از فرزندان او را یکی پس از دیگری برای تصدّی مقام امامت، تعیین و نصب فرموده است.
بنابر این از دیدگاه شیعه، چنین ریاستی هنگامی مشروع خواهد بود که از طرف خدای متعال بوده و امام دارای علم خدادادی باشد تا بتواند حقایق دین را با همه ابعاد و حقایقش بیان کند و دارای ملکه عصمت باشد تا تحت تأثیر انگیزه های نفسانی و شیطانی واقع نشود و مرتکب تحریف عمدی در دین نگردد، و نیز بتواند نقش تربیتی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را به عهده گرفته و افراد مستعد را به عالی ترین مدارج کمال برساند، هم چنین در صورت مساعد بودن شرایط اجتماعی، متصّدی حکومت و تدابیر امور جامعه شده و قوانین اجتماعی سالم را اجرا نموده و حق و عدالت را گسترش دهد.
حالا با توجه به این اعتقاد که امامت مقام و منصب الهی بوده که تابع تشریع و نصب الهی است، این سوال به ذهن تبادر می کند که پس چرا رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در جریان انذار بستگان نزدیک خود فرمود: نخستین کسی که دعوت مرا بپذیرد او وصی و جانشین من خواهد بود؟
اگر چنان چه رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ مأموریت داشته که هم زمان با رسالت خود خلافت و جانشینی امیر مؤمنان را نیز به امّت اعلام و معرّفی نماید، در اجرای این مأموریت مهم، لحاظ سه جهت از سوی آن حضرت لازم و ضروری می نمود، زیرا آن حضرت از یک طرف بیم داشت که مبادا مردم این کار را حمل بر نظر شخصی وی نموده و از پذیرفتن آن سر باز زنند، از سوی دیگر بر اساس آیه 125 سوره نحل مأموریت داشت که در دعوت زبانی فنون زبان را به کار ببرد یعنی در هر جا به مقتضای فهم و استعداد شنونده سخن بگوید، از سوی سوّم با علم خدادادی خویش به روشنی می دانست که در جریان دعوت خویشاوندان نزدیک جز علی کسی دیگر به او پاسخ مثبت نخواهد داد. شاید رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به خاطر رعایت این سه جهت، مسئله جانشینی خویش و امامت علی ـ علیه السلام ـ را به اين بیان و تعبیر مطرح نموده است، زیرا با این تعبیر و بیان است که آن حضرت هم جانشین تعیین شده از طرف خدا را برای امّت اعلام و معرّفی نموده است و هم رفع اتهام از خویش مبنی بر اعمال نظر شخصی نموده و هم حجّت را بر بستگان نزدیک خود تمام نموده و زبان اعتراض آن ها را مبنی بر این که چرا يکي از بزرگان قوم را به عنوان جانشین خود انتخاب نکردی؟ بسته است.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ آموزش عقاید، محمّد تقی مصباح یزدی.
2ـ محاضرات فی الإلهیات، جعفر سبحانی، تلخیص علی ربّانی گلپایگانی.
3ـ انصاف در امامت، سید محمّد باقر خوانساری.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :