امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
573
چرا خداوند مقام امامت را مخصوص ذريه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ کرده آيا اين امر نمي تواند تبعيض نژادي باشد؟ آيا تعداد امامان از اول قرار بوده که حتماً 12 تن باشند شايد افرادي که شايسته امامت بودند از اين کم تر يا بيشتر بودند، آن وقت چه؟

وقتي حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ از مقام عبدالله بودن به مقام نبوت و رسالت برانگيخته شد، خداوند متعال پس از امتحانات فراوان و آزمايشات گوناگون وي را به مقام امامت منصوب فرمود. آن حضرت پس از اينکه به اين مقام رسيد از خداوند متعال درخواست چنين مقامي را براي ذريّه خود کرد: « وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »[1]
چون حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ را پروردگارش به اموري مهم بيازمود و او همه آن ها را به شکل کامل به انجام رسانيد، خداي سبحان به او فرمود من تو را امام و پيشوا قرار دادم. حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ درخواست کرد از دودمانم نيز پيشواياني قرار ده خداوند فرمود عهد و پيمان من به بيدادگران نمي رسد.
در بازشکافي مفهوم تبعيض نژادي کاملاً به اين معنا پي خواهيم برد که تبعيض نژادي در موردي صادق است که فرد يا افرادي صرفاً به دليل انتساب به نژادي خاص بر ديگراني که از کمالات و شايستگي هاي بيشتر برخوردارند ترجيح داده شوند. همان کاري که برخي عالمان قوم يهود در مورد قوم يهود انجام مي دادند.
ولي اگر ترجيح در يک قوم و خانواده به دليل وجود لياقت و شايستگي باشد اين اصلاً تبعيض نژادي نخواهد بود بلکه عين عدالت است.
براي بررسي موارد فوق به تبیین مسايل زيل مي پردازيم:
وقتي که حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ چنين درخواستي کرد خداوند متعال در جواب وي چنين فرمود: «قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ؛[2] خداوند فرمود عهد و پيمان من به ستمگران نمي رسد».
با اين بيان، خداوند به يک نکته بسيار مهم تصريح فرمود که ظلم و ستم و بيدادگري در همه انواع و در هر جا و از هر کسي سبب محروميّت از مقام والاي پيشوايي مردم (امامت) مي شود. از اين آيه مي توان چنين استنباط کرد که صرف عصمت براي دريافت مقام شامخ امامت کافي نيست، بلکه شرايط ديگري همچون ابتلاء و موفقيّت در آزمون هاي مهم لازم است. با توجه به اين که عصمت داراي مراتب است و عصمت عالي شرط نيل به مقام عالي نبوت و رسالت و امامت و مانند آن است»[3]
همچنين طبق آيه «لَمَّا صَبَرُوا وَکانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ»[4] چنين استفاده مي شود که مقام امامت را خداوند به خاطر صبر و يقين به آيات الهي به آن ها اعطاء کرده است.[5]
ونیز از عبارت «إِنِّي جَاعِلُک» آيه ابتلاء (124 بقره) اين مطلب مهم به دست مي آيد که امامت مقامي است رفيع و از مناصب الهي که اين مقام بايد از طرف خداوند متعال تعيين شود و منشاء امامت وراثت نيست، لياقت است. لياقت ها با شعار ثابت نمي شود بلکه با پيروزي در امتحانات الهي ثابت مي گردد.[6]
با توجه به آن چه گفته شد، قرار گرفتن امامت در ذريّه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ تبعيض نژادي نيست. چون اگر قرار بود خداوند تبعيض نژادي قائل شود مسلماً به امام و پيامبر خود حضرت ابراهيم چنين نمي گفت: «که اگر کسي هم از ذريّه تو ظالم باشد باز هم نمي تواند به اين مقام نايل شود. پس اگر کسي ظالم حتي به نفس خود هم باشد نمي تواند امام شود و اينکه اين امامان شريف به اين مقام نائل شده اند به خاطر پاکي و مطهر بودن آن هاست نه اينکه از ذريّه پاک حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ هستند».[7]
پس روشن مي شود که قرار گرفتن مقام امامت در ذريّه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ به خاطر پاکي و لياقت اين افراد است، نه اينکه تبعيض نژادي باشد چون با توجه به قسمت آخر آيه ابتلاء «لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» مسلماً افرادي هم در ذريّه ايشان بودند که ظالم به حساب آيند ولي آن ها را امام قرار نداده است. حال آن که اگر بنا بر تبعيض نژادي بود مي بايست حتي ستمگران از ذريّه ابراهيم ـ عليه السلام ـ هم به مقام امامت برسند.
اما در مورد بخش دوم سئوال بايد چنين گفت که: (با حفظ مسائل و مقدمات گفته شده در قبل) امامت در حقيقت مقام رفيع الهي و از مناصب الهي است و بايد از طرف خداوند منصوب شود. «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِکلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» (سوره بقره، آيه 124).
خداوند چون عالم مطلق است و بر همه چيز از ازل تا ابد آگاه است و به سرنوشت تمامي موجودات از ابتدا تا انتها اطلاع دارد و چون امامت به خاطر قاعده لطف الهي واجب است وجود داشته باشد. لازم است خداوند اماماني را تعيين کنند و خداوند بر اساس معيارها و قواعدي که در مباحث قبلي بيان شد تمام موجودات را بررسي کرده و به آن آگاهي دارد که از ميان تمام موجودات فقط اين تعداد از افراد هستند که مي توانند تمام شرايط لازم و از جمله سرافراز بيرون آمدن از امتحانات و ابتلائات الهي را دارند.
پس خداوند آن ها را تعيين و به مردم به شيوه هاي مختلف معرفي کرده است و اگر کسي غير از اين تعداد ممکن بود چنين مقامي را داشته باشد حتماً خداوند او را به عنوان امام معرفي مي کرد.
پس نتيجتاً امامان بر اساس روايات و از جمله روايت جابر بن عبدالله انصاري از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ 12 نفرند که اولين آن ها امام علي ـ عليه السلام ـ و دومي امام حسن ـ عليه السلام ـ و سومي امام حسين ـ عليه السلام ـ و 9 تن ديگر از فرزندان امام حسين ـ عليه السلام ـ هستند.
 
پي نوشت ها:
[1]. بقره / 124.
[2]. بقره / 124.
[3]. جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن کريم (وحي و نبوت در قرآن)، قم، نشر اسراء، 1384ش، ج3، ص220.
[4]. سجده / 24.
[5]. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه موسوي همداني، انتشارات اسلامي، 1380ش، ج1، ص422.
[6]. قرائتي، محسن، تفسير نور، انتشارات در راه حق، چاپ دوم، 1376ش، ج1، ص253.
[7]. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، 1380ش، ج4، ص923.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :