امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
646
از ديدگاه اهل سنت امامان معصوم به ترتيب کدامند؟

براي امامت تعريف هاي مختلفي توسط متکلمين شيعه و سني شده است که مفاد همه آن ها تقريبا به يک معنا بر مي گردد.
عضدالدين ايجي از قول علماي اهل سنت مي گويد: امامت، رياست عامه است در دين و دنيا. و سپس خودش مي گويد بهتر اين است که گفته شود: امامت خلافت و جانشيني رسول خدا است در اقامه دين به طوري که پيروي و متابعت او بر همه امت واجب باشد.[1]
خواجه نصير الدين از علماء شيعه در تعريف امامت مي گويد: امامت عبارت از رياست عامه ديني است که مشتمل بر ترغيب عموم مردم بر حفظ مصالح ديني و دنيوي آنان و بازداشتن آن ها از هر چيزي که به آن ها ضرر مي زند، مي باشد.[2]
اختلاف اصلي و اساسي بين شيعه اماميه و اهل سنت از همين مسئله امامت آغاز گرديده است. شيعيان درباره امامت و جانشينان رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ از قرآن و احاديث و سفارشات پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ که در اين جا مجالي براي ذکر آ نها نيست، پيروي کرده و معتقداند که امام بعد از پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بايد معصوم باشند و آنان منحصر در دوازده نفر اند که توسط شخص رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ معرفي شده اند.
اما اهل سنت به آيات قرآن و احاديث و سفارشات رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ توجه نکرده و در مقابل عمل انجام شده اي که توسط خلفاء صدر اسلام به وقوع پيوست، قرار گرفته و اصولي را در مسئله امامت مطابق با اين حوادث و وقايع تدوين نموده و به آن معتقد شده اند. و روي اين جهت آنان هر چند احاديثي را مبني بر 12 امام و خليفه نقل نموده اند ولي هيچ گاه نتوانسته براي اين امامان دوازده گانه مصداقي بيابند.
اساس عقيده اهل سنت درباره امامت را، خلافت ابوبکر تشکيل مي دهد. آنان مي گويند خليفه و امام برحق بعد از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ابوبکر است زيرا که او از همه امت افضل و مقدم بوده است. اکثر اهل حديث و تمامي معتزله و اشاعره معتقداند که خلافت ابوبکر با انتخاب مردم ثابت شده است. و پس از او عمر خليفه بر حق است زيرا ابوبکر او را جانشين خود قرار داد و پس از عمر، خلافت و امامت، حق عثمان و پس از عثمان حق علي است.[3]
از ديدگاه اهل سنت خداوند و پيامبرش هيچ نقشي در معرفي و نصب امام ندارند بلکه امام به روش هاي مختلفي قابل تعيين و انتخاب مي باشد که در زير به چهار روش اشاره مي شود:
1. امام مي تواند به وسيله اهل حل و عقد انتخاب شود چنانچه ابوبکر اين گونه انتخاب شد و امامت او تأييد گرديد.
2. از ديدگاه اهل سنت امامت امام به وسيله يک فرد از اهل عدالت نيز قابل انعقاد است و پس از انعقاد امامت، بر ديگران واجب مي گردد که با او بيعت کنند و لذا ابوبکر به تنهايي خلافت را براي عمر منعقد گردانيد و بعد از آن ديگران با عمر بيعت کردند. اين روش را استخلاف هم مي نامند.[4]
3. امام توسط شوراي کساني که براي امامت کانديد و نامزد شده اند نيز قابل انتخاب است. چنانچه عثمان با اين روش انتخاب گرديد. زيرا عمر شش نفر «عثمان، علي، طلحه، زبير، سعد بن ابي وقاص و عبدالرحمن بن عوف» را براي مقام امامت نامزد نمود که با هم مشورت کنند و يکي را به عنوان امام انتخاب کنند. در اين شوراي شش نفره طلحه و زبير و سعد بن ابي وقاص کنار مي روند و حق خودشان را به عثمان و علي و عبدالرحمن بن عوف واگذار مي کنند و سپس عبدالرحمن بن عوف هم از حق امامت خود با اين شرط مي گذرد که وي بين عثمان و علي حکم قرار بگيرد. با پذيرفته شدن اين شرط، او عثمان را خليفه قرار مي دهد.[5]
4. روش ديگر از نظر اهل سنت براي انتخاب امام بيعت مردم است و امام علي ـ عليه السلام ـ با بيعت مردم به عنوان امام و خليفه چهارم انتخاب گرديد.[6]
اهل سنت از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ حديثي نقل مي کنند که خلافت نبوت و امامت سي سال مي باشد و بعد از آن به پادشاهي تبديل مي شود و خدا اين پادشاهي را به هر که بخواهد مي دهد. آنان براي اين که سي سال را تا زمان حکومت معاويه تکميل کنند براي امام حسن ـ عليه السلام ـ نيز شش ماه خلافت را قائل هستند هر چند آن حضرت را از زمره خلفاء راشدين به حساب نمي آورند.
و بعد از سي سال مي گويند اولين پادشاه مسلمين معاويه بن ابي سفيان است و او را بهترين پادشاهان مسلمين مي دانند.[7]
بنابراين اهل سنت فقط چهار نفر را به عنوان امام و خليفه قبول دارند و آنان را خلفاء راشدين و امامان هدايت گر مي نامند. و مي گويند فضيلت و برتري اين چهار نفر مانند ترتيب آنان در خلافت است يعني ابوبکر با فضيلت تر از عمر و عمر با فضيلت تر از عثمان و عثمان با فضيلت تر از علي ـ عليه السلام ـ است.[8]
شرط امام در نزد اهل سنت اين است که عاقل، بالغ، مرد، عادل و عالم به حرام و حلال و... باشد و يکي از شرائط امام اين است که از قوم قريش باشد و افضل اين است که هاشمي باشد. اما اين که معصوم يا افضل مردمان و مجتهد در اصول و فروع دين باشد، در امام شرط نيست.[9]
از ديدگاه اهل سنت طاعت امامان و پادشاهان و امراء و واليان واجب و فرضي از فرض هاي شرعي مي باشد و خروج بر آنان جائز نيست هر چند مرتکب گناه و ظلم بشوند و امام با ارتکاب ظلم و گناه کبيره از امامت عزل نمي شود.[10]
پس نتيجه اين شد که اهل سنت نه تنها به معصوم بودن امام قائل نيستند بلکه از ديدگاه آنان يک فرد فاسق و ظالم نيز مي تواند امام باشد. و نيز آنان بيشتر از چهار امام ندارند که عبارت از ابوبکر، عمر، عثمان و علي ـ عليه السلام ـ باشند که قائل به عصمت آنان هم نيستند و بعد از اين چهار امام در ديدگاه اهل سنت اصلا امام ديگري وجود ندارد، بلکه همه آناني را که بر مسلمين حکومت کرده اند پادشاهان اسلامي مي دانند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ امامت و رهبري، شهيد مرتضي مطهري.
2ـ العصمة، سيد علي ميلاني.

پي نوشت ها:
[1]. عضدالدين ايجي، عبدالرحمن بن احمد، المواقف، بيروت، دارالجيل، چاپ اول، 1997م، ج3، ص574.
[2]. سبحاني، شيخ جعفر، محاضرات في الالهيات، تلخيص رباني گلپايگاني، قم، موسسه امام صادق(ع)، بي تا، ص344.
[3]. ر.ک: ابن ابي العز حنفي، شرح العقيده الطحاويه، بيروت، مکتب الاسلامي، چاپ چهارم، 1391م، ج1، ص533 ـ 545.
[4]. ر.ک: جمال الدين احمد بن محمد غزنوي، اصول الدين، بيروت، 1419ق، ج1، ص276 ـ 279؛ ابوسعيد عبدالرحمن نيشابوري، الغيبة في اصول الدين، بيروت، موسسة الکتب الثقافيه، چاپ اول، 1406ق، ج1، ص185.
[5]. الغيبة في اصول الدين، ج1، ص185.
[6]. شرح العقيدة الطحاويه، ج1، ص545.
[7]. ر.ک: همان.
[8]. همان، ص548.
[9]. ر.ک: اصول دين، ج1، ص272 ـ 276.
[10]. همان، ص283.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :