امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
592
از ميان ائمه کدام يک و امام حسين ـ عليه السلام ـ کي و در کجا با حديث غدير استدلال کردند؟

الف) از ميان ائمه ـ عليهم السلام ـ ، حضرت علي ـ عليه السلام ـ در چند جا با اين حديث استدلال کرده اند:
1. در احتجاج حضرت بر پنج تن از اهل شوري، براي اولويت خود؛ که حضرت بعد از استدلالات فراواني که با اهل شوري داشتند به اينجا رسيدند که: «فانشدکم بالله: هل فيکم احد قال له رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه و انصر من نصره ليبلّغ الشاهد الغائب، غيري؟ قالوا: اللهم لا و...».[1]
2. احتجاج حضرت با گروه زيادي از مهاجر و انصار.[2]
3. احتجاج حضرت در جمع زيادي از مردم کوفه.[3]
4. احتجاج حضرت در جنگ جمل.[4]
5. استدلال به اين حديث در جنگ صفين.[5]
ب) همچنين حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ به اين حديث استدلال کرده اند: «انسيتم قول رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ يوم غدير خمّ: من کنت مولاه فعلي مولاه، و قوله ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ : انت مني بمنزله هارون من موسي ـ عليه السلام ـ ».[6] آيا بيان رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ را در روز غدير فراموش کرده ايد: که فرمودند هر کس من مولاي او هستم، علي مولاي اوست و فرمودند ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ : يا علي تو نسبت به من، به منزله هارون هستي نسبت به موسي ـ عليهم السلام ـ .
ج)امام حسن ـ عليه السلام ـ نيز در احتجاجي که در سال 41 هجري در جريان صلح، با معاويه داشتند، در اينکه پس از پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ چه کسي شايسته مقام امامت بود، به اين حديث استدلال نمودند.
حضرت در ضمن يک سخنراني، بعد از حمد و ثناي الهي و ذکر پيامبر و فضايل اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به اينجا رسيدند که «و سمعوه يقول لابي: انت مني بمنزلة هارون من موسي الاّ انه لا نبي بعدي: و قد رأوه و سمعوه حين أخذ بيد ابي بغدير خمّ و قال لهم: من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، ثم امرهم أن يبلّغ الشاهد الغائب».[7] و همه شنيدند که پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ به پدرم فرمود: تو براي من به منزله هارون هستي نسبت به موسي الاّ اين که بعد از من پيامبري نيست: و همه ديدند و شنيدند هنگامي که پيامبر دست پدرم را در غدير خم گرفت و به مردم گفت: هر کس من مولاي اويم، علي مولاي اوست.
خدايا دوست بدار کسي را که او را دوست مي دارد و دشمن بدار کسي که او را دشمن مي دارد و سپس فرمود: که حاضران به غايبين برسانند و...
د) استدلال امام حسين ـ عليه السلام ـ به حديث غدير در سال (58 ، 59) هجري: امام حسين ـ عليه السلام ـ يک يا دو سال قبل از مرگ معاويه به همراه عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر و عده اي از بني هاشم براي انجام حج، به مکه عزيمت نمودند، حضرت در آن سال بني هاشم و شيعيان را در مني به دور خود جمع کرد و بعد از سخنراني شديدي بر عليه معاويه که ولايت عهدي يزيد را مطرح کرده بود، و ذکر بياناتي در مورد غصب خلافت و فضيلت و برتري خود و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ، به حديث غدير اشاره کردند: «انشدکم الله اتعلمون انّ رسول الله نصبه يوم غدير خمّ، فنادي له بالولاية، و قال: وليبلّغ الشاهد الغائب؟» قالوا: اللهم نعم... الحديث؛ شما را به خداوند سوگند مي دهم آيا مي دانيد همانا رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله وسلّم ـ ، پدرم علي را در روز غدير خم به عنوان ولي نصب کرد و گفت: حاضرين به غايبين برسانند؟ همه جمع گفتند: آري ما گواهي مي دهيم».[8]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ الغدير، ج1، ص377 الي 422.
2ـ احتجاج، ج1، ص296 الي 306 و ج2، ص59، احمد بن علي طبرسي، مترجم، بهزاد جعفري، دارالکتب الاسلامي.
3. ناسخ التواريخ امام حسين ـ عليه السلام ـ ميرزا محمد تقي سپهر، 153 تا 156 ـ بازنويسي، محمد محمدي اشتهاردي.
 
پي نوشت ها:
[1]. شيخ عبدالحسين احمد اميني، الغدير، مرکز الغدير للدراسات الاسلاميه، 1416ق، 1995م، ج1، ص327.
[2]. همان، ج1، ص 334.
[3]. همان، ج1، ص339.
[4]. همان، ج1، ص378.
[5]. همان، ج1، ص394.
[6]. همان، ج1، ص396.
[7]. همان، ج1، ص397.
[8]. همان، ج1، ص398.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :