امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
581
دليل شيعه بر اين كه امامت عهدی است الهی و بر هر كسی كه می خواهد قرار می دهد، چيست؟

مقام ولايت وامامت اصل دين و ركن ركين اسلام است كه درقرآن خداوندآنراعهد خويش خوانده است واين مقام از نظر شيعيان بعد ازرسول خدامخصوص امام و خليفه ی پيامبر می باشد وآن كسی است كه وظايف پيامبر (ص) (به استثنای مسأله آوردن شريعت) را بر عهده دارد. ومهم ترين اين وظايف عبارتنداز:
1ـ تبيين مفاهيم قرآن كريم و حل معضلات آن «لتبين للناس ما نزل اليهم».[1]
2ـ بيان بقيه احكام شرعی و مسايل جديد.
3ـ حفظ مسلمين از تفرقه و اختلاف.
4ـ تربيت افراد جامعه.
5ـ برقراری عدل و امنيت.
6ـ حفظ مرز و مال و جان مسلمين. چنين شخصی به اعتقاد شيعه بايد مورد عنايت خاص الهی، جامع علوم نبوی و مصون از خطاء و گناه باشدو بديهی است تعيين چنين فردی(معصوم) از سطح علم و دانش امت فراتر است،[2] زيرا عصمت امری پنهانی است و جز خداوند كه عالم به اسرار درونی است كسی از آن آگاه نيست پس تعيين امام بايد به دست خداوند باشد.
دلايل فراوان عقلی و نقلی در مورد لزوم نصب امام توسط خداوند موجود است; به عنوان نمونه:

دليل عقلی:
به يقين پيامبر گرامی اسلام ـ صلی الله عليه و آله و سلم ـ نسبت به رهبری امت بعد از رحلتش توصيه هایی داشته است و جامعه بشری را بدون رهبر و راهنما رها نکرده است و عقل نيز حکم مي کندكه جامعه بشری بعد از رحلت پيامبر ـ صلی الله عليه و آله و سلم             همانندعصرخودآن حضرت. برای رسيدن به کمال نيازمند رهبری عالم و     عامل است و اگر امام و راهنمای الهی دارای صفای باطنی و عصمت    نباشد انگيزه اي براي متابعت از او باقی نمی ماند.
شكي نيست كه انسان های عادی مرتكب خطاء و اشتباه و گاهی مرتكب  معصيت می شوند اگر برای تفسير قرآن و بيان احكام و مسائل جديد فرد معصومی نباشد لازم مي آيد انسان ها به حق و سعادت نرسند و از آن جا كه غير از خدا كسی نمی تواند پي به عصمت افراد ببرد. خداوند برای تأمين غرض (رسيدن به كمال و سعادت) بعد از پيامبر (ص) دوازده امام معصوم را فرستاده كه در سايه علم و عصمت بشر را از لغزش و گمراهی نجات دهند و هر امامی در زمان خود به تفسير و تبيين قرآن و احكام و مسايل جديد پرداخته تا نوبت به امام دوازدهم (ع) رسيد كه به خاطر عناد و كثرت دشمنان و مصالحی كه خدا می داند به اذن الهی غايب شده است.
 و در عصر غيبت هم وظيفه ی اصلی امامت را انجام می دهد چنان كه در كتاب ينابيع المودة از پيامبر (ص) نقل شده: قسم به كسی كه مرا به نبوت مبعوث كرده مردم از نور «امام عصر (عج)» استفاده می كنند گرچه او غايب است همان طوري كه از نور خورشيد استفاده می كنند گرچه در پس ابرها غايب باشد.[3]

دليل نقلي:
1ـ قرآن مجيدبدون قيدوشرطی دستور داده است كه«يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامرمنكم...»[4] از خداوند و پيامبرو اولوالامر اطاعت كنيد. شكی نيست كه پيامبر (ص) معصوم بوده اند.این آیه می فهماند كه اطاعت و پيروی از«اولی الامر» همان اطاعت و پيروی از خداورسول اوا ست زيرا بدون هيچ قيد و شرطی به اطاعت ازآنان  پس ازاطاعت ازخداورسول امرشده است. لابدآنان هم معصوم هستند; كه اطاعت شان در رديف و بلكه عين اطاعت خدا و پيامبر قرار گرفته است بايد معصوم باشند و گرنه قرآن حكم به اطاعت مطلق نمی نمود.چنان كه در مورد والدين با اينكه سفارش زياد كرده لكن قيد و مرز آورده كه «...و ان جاهداك لتشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما...[5]پدر و مادر اگربه تو دستور به شرك (ناروا) دادندازآنان اطاعت مكن.
وچون شناخت معصوم به عهده معصوم است، بايد امام از جانب خدا و پيامبر معرفی شود و هر كسی را كه خدا خواسته باشد و لياقت و شايستگی آن را داشته باشد امامت را به او مي دهد نه اين كه مردم او را تعيين كنند.زيرامردم ازشناخت معصوم عاجزند[6].
2ـ قرآن مجيد مي فرمايد «و اذا ابتلی ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انی جاعلك للناس اماماً قال و من ذريتی قال لاينال عهدی الظالمين»[7] درين آيه صحبت از مقام جديد برای ابراهيم (ع) شده يعنی امامت و اين غير از نبوت است چون ابراهيم-ع- نبوت را قبل از امامت كه در اين آيه به آن تصريح شده است دارا بوده است زيرا اين آيه مربوط به اواخر عمر حضرت ابراهيم (ع) است به دليل اين كه سخن از ذريه (فرزندان) خود به ميان آورده و خبر ولادت و فرزند دار شدن را ملائكه در اواخر عمر حضرت ابراهيم آوردندكه قرآن  تعجب همسر ابراهيم-ع-را اززبان او بيان نموده است : «يا ويلتا أألد و انا عجوز و هذا بعلی شيخاً ان هذا الشیء عجيب»[8]گفت ای وای برمن آيامن فرزند مياورم درحالی كه پيرزنم.واين شوهرم پيرمرد است؟! !
 علاوه بر دليل سابق آيه ی مورد بحث می گويد وقتی ابراهيم از عهده ی تمام امتحانات موفق برآمد مقام امامت را به او داديم و شكی نيست كه ابراهيم (ع) در جريان امتحانات نظير شكستن بت ها، هجرت به مكه و ذبح حضرت اسماعيل مقام نبوت را داشته.[9] از اين دو آيه (اولوالامر و عهد) به وضوح دو مطلب به دست مي آيد:
الف) نصب امام یعنی همان اولوالامرکه سرپرست جامعه اسلامی و مرجع علمی و سياسی و اجتماعی مردم بعد ازپیامبر می باشد؛از جانب خدااست.
ب) چنين شخصی بايد معصوم باشد چون گنه كار حداقل بر نفس خودش ظالم است وعهد خدایعنی همان مقام امامت به ظالم نمی رسد.[10]
قرطبی از مفسرين اهل سنت مي گويد: جماعتی از علماء به اين آيه (عهد) استدلال كرده اند كه امام بايد اهل عدل و احسان و فضل وقادر بر اقامه عدل باشد و بر همين اساس پسر زبير و حسين بن علی رضی الله عنه بر خليفه قيام كردند و اهل عراق و علمای آن ها بر حجّاج و اهل مدينه بر بني اميه قيام كردند.[11]
و فخر رازی هم مي گويد: اين آيه دلالت دارد كه منصب امام و رياست در دين به ظالمين نمی رسد.[12]
 
پي نوشت ها:
[1]. نحل/44.
[2]. سبحاني، جعفر، منشور عقايد اماميه، مؤسسه امام صادق (ع)، 1376، ص 167 ـ 165.
[3]. قندوزي حنفي، سليمان بن ابراهيم ، ينابيع المودة، دار الاسوة، چاپ اول، 1416 هـ ق، ج3، ص238.
[4] نسا/59
[5]. عنكبوت/8.
[6] علامه طبا طبايي ,محمدحسين ,الميزان(ترجمه موسوي )جامعه مدرسين.بي تا.ج 4ص 620
[7]. بقره/124.
[8]. هود/73.
[9]. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، بيروت، مؤسسة اعلمي، چاپ سوم، ج1، ص267.
[10]. شريف مرتضي، الثافي، تهران، مؤسسة الصادق، چاپ دوم، ج1، ص36.
[11]. ابي عبدالله محمد بن احمد قرطبي، الجامع لاحكام القرآن، بيروت، دار احياء تراث العربي، ج2، ص108.
[12]. فخر رازي، تفسير كبير، طبع سوم، ج3، ص37، سطر 4.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :