امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
586
آيا مي توان پذيرفت كه تير را هنگام نماز از پاي حضرت علي ـ عليه السلام ـ درآورد! پس خون آمدن را چكار مي كنند و اينكه مي گويند خون امام نجس نيست آيا صحت دارد؟

در حالات ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ قضاياي بسياري نقل شده است كه ايشان در هنگام نماز و ارتباط با خدا به طور كلي از عالم دنيا و اطراف خودشان غافل مي شدند و فقط متوجه پروردگار عالم مي شدند.
از جمله مرحوم شيخ عباس قمّي ـ رحمة الله عليه ـ در منتهي الآمال دربارة عبادت حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي نويسد: نقل شده است در ليلة الهرير در جنگ صفين، حضرت نماز مي خواند و تير از راست و چپ او مي گذشت و بر زمين مي آمد و ابداً در ساحت وجود آنحضرت تزلزلي نبود و به نماز خود مشغول بود و وقتي تيري به پاي مباركش رفته بود، خواستند آنرا بيرون آورند به طوري كه درد آن بر آن جناب اثر نكند صبر كردند تا مشغول نماز شد آنگاه بيرون آوردند چرا كه آنوقت، توجه كلي آن جناب به جانب حقتعالي بود و ابداً به غير او التفاتي نداشت.[1]
اگر چه مقام و منزلت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در پيشگاه خداوند متعال بسيار والا و متعالي مي باشد، اما در اينكه ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ هم انسان بودند و زندگي مادي و دنيوي داشتند شكي نيست و با بقية مردم فرقي ندارند. خداوند متعال مي فرمايد: قل انّما انا بشرٌ مثلكم يوحي اليَّ اَنّما الهكم اله واحد[2]، يعني اي پيامبر! به مردم بگو همانا من بشري مثل شما هستم فقط بر من وحي مي شود و فرق من با شما در همين جهت است. و الگو بودن ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ براي جامعه بشري به خاطر همين جهت است كه ايشان هم، زندگي عادي و دنيوي و انساني داشتند و مانند بقية مردم غذا مي خوردند، مي خوابيدند، كار مي كردند و ... و فرقي كه با مردم و انسانهاي ديگر داشتند اين بود كه ايشان منصب امامت و رهبري مردم را هم دارا بودند و همچنين داراي مقام عصمت بودند و در عبادت و اطاعت پروردگار جهان از همة مردم جلوتر بودند.
پس خون امام ـ عليه السلام ـ نيز همانند خون ساير انسانهاست، اما اينكه تير را درآوردند و بعد چه شد و خون آمدن آنرا چه كردند ديگر در تاريخ نقل نشده است چون هدف از نقل اين قضيه توجه دادن به حالات آن حضرت در نماز و توجه شديد ايشان به خداوند باريتعالي بوده است و لذا ذكري از مسائل جانبي اين مسأله نشده است.
 چند احتمال در اين مسأله مي شود بيان كرد:
اول: اينكه كساني كه تير را از پاي مبارك حضرت بيرون آوردند همان لحظه از آمدن خون جلوگيري كرده باشند و روي آنرا بسته باشند.
دوم آنكه موضع جراحت را سريعاً شستشو كرده باشند.
سوم آنكه خون جراحتي باشد كه در نماز معفو است و به نماز ضرري نمي زند.
چهارم آن که از همة احتمالات قوي تر به نظر مي رسد اين است كه امام ـ عليه السلام ـ با آن توجهي كه به خداوند متعال داشتند اصلاً متوجه درآوردن تير از پاي مبارك نشدند و لذا متوجه آمدن خون و نجس شدن آن نيز نشده اند كه در اينصورت امام ـ عليه السلام ـ تكليفي نسبت به آن ندارد و چنانچه نماز را ادامه دهند و پس از نماز متوجه شوند نماز صحيح است و نياز به اعاده ندارد ولي آنچه در اين خبر بوده توجه وافر حضرت به خداوند تبارك و تعالي بوده است.
حتي در افراد عادي نيز هنگامي كه نسبت به يك امري متمركز و دقيق مي شود از توجه به اتفاقات پيراموني در آن حال غافل مي گردد و حركات و صداها را در اطراف خود حس نمي نمايد و نمي شنود. در حالات معصومين ـ عليه السّلام ـ اين توجه و تمركز فوق العاده شديد است، طبيعي است كه چنين حالتي كه تمام توجه روح بسوي خداوند متعال است روح نسبت به عوارض بدني غافل خواهد بود. بنابراين چنين مسأله هيچگاه استبعاد و محذور عقلي ندارد.
مهم اين است كه ميزان توجه روحي و غفلت از بدن و تعلقات مادي در آن حال تا چه حد باشد. اگر استبعادي به نظر مي رسد بخاطر مقايسه با وضع افراد معمولي است در حاليكه معصومين ـ عليه السّلام ـ با ديگران قابل مقايسه نمي باشند.

معرفي منبع جهت مطالعه بيشتر:
1. علي آينة عرفان، سيد اصغر ناظم زادة قمي.
 
پي نوشت ها:
[1] . قمي، عباس،‌ منتهي الآمال، جلد 1، ص 288.
[2] . كهف/ 110.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :