امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
588
چرا حضرت علي(ع) لقب «امير المؤمنين» را از بالاي نامه اي حذف كرده است؟

مجموع نامه هاي آن حضرت كه در نهج البلاغه آمده 79 نامه است، تنها در تعداد محدودي از آنها امام كلمه «امير المؤمنين» را به كار برده است: كه عبارتند از نامه هاي 1، 3، 5، 38، 50، 51، 60، 63، و 75 و در ما بقي امام ـ عليه السلام ـ به صورت عادي نامه نوشته است.
آنچه مورد اعتراض و سئوال بوده «عهد نامه» است كه ميان آن حضرت و معاويه منعقد گرديده است( نه نامه).
 يكي از اعتراضات «خوارج» به امير المؤمنين همين موضوع بود كه: چرا امام حاضر شده تن به چنين كاري دهد؟ مگر او خود را «وصي» پيامبر نمي دانست، پس چرا راضي شد به حذف كلمه امير المؤمنين[1]؟!
عبدالله بن عباس كه از طرف امام مأمور شده بود با خوارج مذاكره نمايد. در پاسخ خوارج گفت: مگر پيامبر در صلح «حديبيه» رضايت نداد تا كلمه «رسول الله» از عهد نامه حذف شود؟ كاري كه علي ـ عليه السلام ـ انجام داده، مانند كاري است كه پيامبر انجام داده بود.
توضيح اين كه: پيامبر اكرم در ذيقعده سال ششم هجرت به قصد «عمره» بي آنكه قصد جنگي كرده باشد عازم مكه گرديد و قريش از ورود او جلوگيري به عمل آوردند. سرانجام كار به انعقاد عهدنامه صلح ميان پيامبر و سهيل بن عمرو انجاميد. پيامبر علي ـ عليه السلام ـ را فرا خواند و گفت: بنويس: بسم الله الرحمن الرحيم اما «سهيل بن عمرو» (نماينده قريش) گفت اين را نمي شناسيم، بنويس: بسمك اللهم. رسول خدا گفت: بنويس: بسمك اللهم و علي ـ عليه السلام ـ آن را نوشت، آنگاه رسول خدا فرمود: بنويس: هذا من صلح «محمد» رسول الله ، «سهيل بن عمرو» گفت: اگر گواهي مي داديم كه رسول خدائي با تو جنگ نمي كرديم، نام خود و پدرت را بنويس[2].
علي ـ عليه السلام ـ در صلح با معاويه شاهد تكرار تلخ تاريخ بود. در روزگار پيامبر شاهد بود كه چگونه پيامبر در برابر حزب ابوسفيان كوتاه آمده و مجبور گرديد تا نام خود را از بالاي عهد نامه حذف نمايد. و حال در روزگار خود نيز شاهد چنين جريان شومي است، با اين تفاوت كه در روزگار خود با پسر ابوسفيان (معاويه) روبرو است. كسي كه با تمسك دروغين به اسلام و با زدن چهره نفاق به صورت خود تمام تلاش خود را صرف نابودي اسلام كرده اما اين بار نه با حذف بسم الله الرحمن الرحيم و يا كلمه رسول الله بلكه با تمسك به آنها به جنگ فرزند راستين اسلام كه «قرآن ناطق» بود رفت. اگر پدران معاويه و «حزب اموي» با شعار هبل» و بسمك اللهم به جنگ رسول خدا رفتند; معاويه و وارثان «حزب اموي» با تكيه بر مذهب به جنگ مذهب رفتند. كاري كه معاويه و باند «اموي» انجام دادند جاي شگفتي زياد ندارد، زيرا از آنها جز اين انتظار ديگري نمي رفت. بايد از كساني درشگفت باشيم كه با تكيه بر «قرآن» و «سنت» او را «اميرالمؤمنين» و «خال المؤمنين» ناميده اند. براستي اين دين شناسان و عاشقان سنت نبوي چرا «محمد بن[3] ابي بكر» را «خال المؤمنين» نام ننهاده اند؟! چه تفاوتي است ميان «معاويه» و «محمد بن ابي بكر» رحمة الله عليه؟! جرم «محمد بن ابي بكر» آن است كه يار و صحابه وفادار علي ـ عليه السلام ـ است و بس، و اگر نبود محبت او نسبت به علي و آل علي ـ عليه السلام ـ او را نيز «خال المؤمنين» مي خواندند، چنانكه خواهرش عايشه را «ام المؤمنين» خوانده اند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ سياسي، رسول جعفريان، ص 518.
2. تاريخ اسلام، دكتر آيتي، ص 468.
 
پي نوشت ها:
[1]- جعفريان، تاريخ سياسي، ص518.
[2]- آيتي، تاريخ اسلام، ص467.
[3]- محمد بن ابي بكر فرزند ابو بكر و برادر عايشه بود.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :