امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
869
چرا حضرت علي ـ عليه السلام ـ بعد از قتل عثمان، مي فرمايد: كه اگر نبود مسئوليتي كه خدا از علما و دانشمندان گرفته، شتر خلافت را رها مي كردم. چرا نمي گويد: من خليفه خدا هستم، امام هستم، نماينده غدير هستم. مي گويد: عالم و دانشمند هستم!

اولا: بايد ببينيم كساني كه با امام بيعت كردند، چه كساني بودند و بر اساس چه بينش و شناختي با امام بيعت كردند؟ آنها كساني بودند كه خلافت سه خليفه قبل از علي «عليه السلام» را آزموده بودند و همچنين رفتار و سلوك ديگر اصحاب رسول الله را هم در طول بيست و پنج سال تجربه نمودند، آنها متوجه شدند عالم ترين و فاضل ترين صحابه رسول خدا كه هم قرآن را خوب مي شناسد و هم سنت نبوي را علي «عليه السلام» است.
خود حضرت نيز در طول دوران 25 ساله سكوت خود بارها به اعلم و افضل بودن خود اشاره نموده بود. لذا آنها علي «عليه السلام» را دانشمندترين و فاضل ترين يار پيامبر مي دانستند. اگر آنها با علي بيعت كردند تنها به اين دليل بود، آنها (اكثريت) بدليل خلافت انتصابي از طرف خدا به عنوان امام و جريان غدير به سوي امام نيامدند بلكه مي گفتند: پيامبر به صورت كلي نسبت به علي «عليه السلام» سفارش نموده است.
بنابراين بايد ببينيم مخاطبين امام «عليه السلام» چه كساني بودند بدون ترديد اگر امام در مجمع شيعيان خود صحبت مي فرمود: مي گفت: من خليفه خدا هستم، امام شما هستم و نماينده غدير اما امام در جمعي صحبت نموده كه اعتقادي به «وصايت» او نداشتند. تنها به اين دليل به امام روي آورده بودند كه ظلم و فساد و تباهي دستگاه خلافت عثمان را ديده بودند و اگر به فرض «عثمان» همچون «ابابكر» و «عمر» عمل مي كرد معلوم نبود كه امام علي «عليه السلام» به خلافت برسد. لذا امام كه خود خطيب توانائي بود، مقتضاي حال را رعايت نموده و به قول معروف: «هر سخن جائي و هر نكته مكاني دارد» عمل نموده است.
ثانياً: سخنان امام منافاتي با مقام «امامت» و «خليفه خدا» و «نماينده غدير» بودن ايشان ندارد. زيرا علت انتخاب علي «عليه السلام» از طرف خدا به مقام امامت، به جهت شايستگي هايي از جمله مقام علمي ايشان بوده است كه آن را هم خدا به ايشان اعطا نموده بود و در مكتب پيامبر اسلام «صلي الله عليه و آله» تعليم يافته بود كه رسول اكرم فرمود: «انا مدينة العلم و علي بابها» مگر نه آن است كه انتخاب آدم «عليه السلام» و برتري او بر «فرشتگان» به جهت مقام علمي آدم بود، كه خداوند او را مزين به «تعليم اسماء» يعني: تعليم حقايق كلي جهان نموده بود و براي همين مقام علمي آدم بود كه ملائكه خضوع كردند و به فرمان حق بر آدم خاكي سجده نمودند؟ در اينجا نيز حضرت وصي امام الموحدين مي فرمايد: من عالم امت محمد «صلي الله عليه و آله» هستم و خداوند از عالمان هر امتي عهد و پيمان گرفته است كه در برابر «سيري ظالم» و «گرسنگي مظلوم» سكوت نكنند و من نيز چون عالم امت هستم سكوت بر من جايز نيست. زيرا كه امروز با من عهد و پيمان بسته اند و با من بيعت كرده اند. (لولا حضور الحاضر و...) پس هيچ عذر و بهانه اي امروز براي من قابل قبول نيست. و اگر ديروز (در مدت 25 سال) سكوت كردم، عذر شرعي و حجت عقلي داشتم، چون مردم مرا نخواسته بودند و با من بيعت نكرده بودند.
نكته ديگر در تأييد سخن فوق آن است كه امام «عليه السلام» از «راسخان» در علم است كه قرآن كريم فرموده: «وما يعلم تأويله الا الله و الراسخون في العلم[1] يعني: حقايق قرآن و عالم هستي را جز خدا و راسخان در علم، كسی ديگر نمي داند».
بنابراين امام با سخنان خود مي خواست جامعه گرفتار جهل و تعصب را متوجه مقام علمي الهي خود نمايد. ايشان بارها فرمودند: «سلوني قبل ان تفقدوني يعني: پيش از آنكه من (علي) را از دست دهيد، مجهولات خود را بپرسيد، كه من به راههاي آسماني (معارف الهي) داناترم نسبت به راههاي زميني» و در گفتگو با كميل بن زياد نخعي فرموده است:
«ها ان ههنا لعلما جمّاً (و اشار بيده إلي صدره) لو اصبت له حَمله[2] يعني: آگاه باش اينجا علم و دانش فراواني هست (وقتي حضرت اين جمله را فرمود، به سينه خود اشاره نمود) اگر براي آن ياد گيرنده اي مي يافتم».

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ سيري در نهج البلاغه، استاد مطهري، بخش امامت در نهج البلاغه.
3ـ امامت و ولايت، هادي نجفي، بخش ادله امامت.
 
پي نوشت ها:
[1]. آل عمران/3.
[2]. نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 1156.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :