امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
604
اولين وظيفه در عصر غيبت «كسب شناخت نسبت به امام عصر (عج) است» لطفاً درجات و مراتب شناخت و آثار مترتب بر هر يك را بيان فرموده و نحوه كسب شناخت صحيح را بيان فرماييد؟

1. همانطور كه در سئوال هم اشاره‌اي به ضرورت و تكليف ما نسبت به شناخت امام زمان ـ عليه السّلام ـ شده است، اين مسأله از ضروريات و مسلمات اعتقاد شيعه و مسلمانان است. و ضرورت شناخت امام را عقل و نقل تأييد مي‌كند امّا آنچه كه عقل مي‌فهمد اين است كه فطرت و حس حقيقت جويي و كمال طلبي انسان او را وادار مي‌كند كه راه صحيح رسيدن به كمال نهايي را پيدا كند. و اين را هم مي‌فهمد كه با عقل به تنهايي نمي‌توان به كمال رسيد. لذا نيازمند است كه بواسطه رسولان و امامان معصوم كسب طريق كند و قطعاً تا شناخت نسبت به واسطه‌ها و راهنماها نداشته باشد اين امر ممكن نخواهد شد.
علاوه بر اين در آيات قرآن تأكيد بروجود امام در هر قومي شده است «هيچ قومي نيست مگر اينكه در آن انذار دهنده‌اي هست»[1] و اين خلاف حكمت است كه منذر و امام باشد و توجه به او و شناختن او لازم نباشد و در روايات متعدد از معصومين ـ عليهم السّلام ـ هم ضرورت شناخت امام به عنوان يك وظيفه بسيار مهم مسلمانان گوشزد شده است تا آنجا كه در روايتي كه از پيامبر(ص) هم در كتب شيعه و هم اهل سنت بطور متواتر ذكر شده است. آمده كه (من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهليه) هر كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ زمان جاهليت مرده است. كه تمام اين روايات دال بر ضرورت وجود امام و شناخت او در هر زمان است.
2. اهل حكمت و معرفت كسب معرفت و شناخت را از دو راه كلي براي انسان ميسر مي‌دانند: 1. راه اول علم حصولي است كه همان كسب معرفت از طريق كسب علم و شنيدن و آموختن از اهل معرفت است. 2. راه دوّم معرفت حضوري و شهودي است كه برخلاف راه اوّل با عنايت و توجه خاص و با شرايط مخصوصي به انسان داراي قابليت كسب اين شناخت اعطاء مي‌شود و آموختني نيست.
در مورد امام ـ عليه السّلام ـ هم اين دو نوع شناخت همانطور كه در مورد خداوند و شناخت او فرض دارد قطعاً ثابت است هر چند شناخت شهودي براي كساني كه به آن دست نيافته‌اند كمي نامحسوس باشد امّا چه دليلي بهتر و شاهدي قوي‌تر از اينكه افراد متعددي از اولياء و خواص ائمه ـ عليهم السّلام ـ را شاهد بوديم كه در طول تاريخ بدون كسب علم و فقط با عنايت خاص ائمه ـ عليهم السّلام ـ به مقامات بالايي از معرفت به امام ـ عليه السّلام ـ رسيده‌اند.
اما آنچه كه راجع به مراتب و درجات شناخت ائمه ـ عليهم السّلام ـ و خصوصاً امام زمان ـ عليه السّلام ـ  مطرح است از جهات مختلف قابل درجه بندي است. هم شناخت حضوري و شهودي داراي مراتب متعددي است تا مثل سلماني كه ائمه ـ عليهم السّلام ـ  مي‎فرمايند (السلمان منا اهل البيت)[2] همچنين علم حصولي و آموختني هم نسبت به ائمه ـ عليهم السّلام ـ داراي مراتبي است كه حسب تقسيم بعضي بزرگان به بعضي از آنها اشاره مي‎كنيم:
1. يكي از مراتبي كه در شناخت ائمه ـ عليهم السّلام ـ  و خصوصاً امام زمان (عج) مطرح شده است شناخت به اسم و نسب و علائم ظاهري وجود مبارك ايشان است كه در روايات متعددي از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و امير المؤمنين و ساير ائمه ـ عليهم السّلام ـ  به اين نكته اشاره شده است از جمله حديث معروف لوح كه در كتب معتبر شيعه[3] ذكر شده و روايت (المهدي منا اهل البيت)[4] (يا القائم منا) و رواياتي كه پيامبر وعده ظهور حضرت حجت را داده اند، متأسفانه بعد از رسول الله افراد متعددي به نام مصلح و مهدي و حجت و آن كسي كه پيامبر به او وعده داده مدعي شدند كه ما مهدي موعود هستيم و مي‎خواهيم جهان را پر از عدل كنيم و زودباوري و جهل مردم نسبت به صفات حضرت حجت باعث انحرافات زيادي در دين اسلام شد كه تا زمان حاضر هم اثرات عدم شناخت امام زمان ـ عليه السّلام ـ  در صفات و نسب حتي ظاهري مشهود است از جمله فرقه‎هاي كيسانيه و زيديه و بابيه و بهائيت كه تا الآن هم موجود هستند به ما نشان مي‎دهد كه اگر معرفت در اين مرحله نباشد منجر به ترديد و عدم معرفت به امام واقعي و موعود مي‎گردد. و روايات ما تمام نشانه‎ها و اسامي حضرت را بطور كامل بيان نموده است و در كتب روايي موجود است از جمله اصول كافي، ج 1 کتاب الحجه و بحارالانوار كتاب الغيبة، ج 51. 2.
2. مرتبه ديگري كه از روايات در مورد شناخت ائمه ـ عليهم السّلام ـ  است شناخت به صفات و كمالات و مقامات ايشان است كه اين مرحله خود نيز داراي مراتبي است هر چند كه شناخت اين مراتب به طور کامل جز براي خداوند و امام معصوم ـ عليه السّلام ـ  ممكن نيست.
مرحله اول، شناخت مقاماتي است كه خداوند به آنان عنايت كرده كه آنها از بين نمي‎روند و تعطيل نمي‎شوند[5]، و اين مقامات بلند جز به عنايت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ قابل فهم نيست. و معني اين معرفت اين است كه بداند كه خداوند متعال جز از طريق امام معصوم ـ عليه السّلام ـ  قابل شناخت نيست و آنها (محال معرفة الله)[6]  هستند و (هر كس كه آنها را بشناسد خدا را خواهد شناخت)[7] و در روايت امام علي ـ عليه السّلام ـ  (ما نشانه‎ها و اعرافي هستيم كه شناخته نمي‎شود خدا مگر از طريق شناخت و معرفت به ما اهل بيت)[8]
مرحله دوم، معرفت به اينكه آنها معاني صفات و مظاهر اسماء الهي هستند و بداند كه معصومين ـ عليهم السّلام ـ مخزن علم و قدرت و حكمت الهی و گنجينه‎هاي خدا و مظهر تمام صفات كمال الهي هستند و كسي كه بداند ائمه در تمام حالات در عبادت و دعا در اذكار و افكارشان به صفات الهي موجود و متصفند براي انسان حالت بهجت و خوشحالي دست مي‎دهد كه هرگاه بخواهد متوجه خداوند متعال بشود و حاجتي را از او طلب كند آنها را مخاطب قرار مي‎دهد و از طريق آنها خدا را مي‎خواند كه (من قصده توجّه بكم)[9] كسي كه مي‎خواهد خدا را بخواند از طريق مظاهر خدا او را مي‎طلبد.
مرحله سوم، توجه به اين نكته است كه امام معصوم ـ عليه السّلام ـ  باب الله است و طريق و راه قبول عبادات و اعمال صالحه است و آنها در واقع ابواب ايمان هستند و هر چه را كه خداوند به بندگان عنايت مي‎كند از رزق و حيات و ممات و در تمام حالات و افعال بندگان بواسطه فيض و از باب امام معصوم ـ عليه السّلام ـ  است. و آنها ابواب خدايند و چيزي از عنايات و خزاين خدا خارج نمي‎شود و چيزي بالا نمي‎رود و قبول نمي‎شود مگر بواسطه آنها و از طريق ايشان.
مرحله چهارم شناخت و معرفت به ظاهر امامت و ولايت ايشان است. كه انسان بداند كه آنها واجب الطاعة ودارای ولاية الهی هستند و بايد به آنها اقتداء كرد. در اختلافات به آنها رجوع كرد و تسليم آنها در اوامر و نواهي شان بود. و اعتراف به اينكه هيچ كس در مقام و مرتبه، چه در حسب و نسب و چه در شجاعت و علم و بخشش و تقوا و زهد و مكارم اخلاق و عبادت و اخلاص و قرب به خداوند مثل آنها نيست. هر كسي كه داراي فضيلتي از مكارم و محاسن و صفات پسنديده است ذره و قطره‎اي از درياي مواج فضائلي است كه خداوند متعال به ائمه(ع) عنايت فرموده است. كه امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ  در تفسير آيه و (ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ)[10] فرمود: ما كلمات الله هستيم كه فضايل ما درك نمي‎شود و قابل جمع‎آوري نيست.[11] و به عبارت ديگر آنها خلفاء و اولياء خدا بر همه خلق بعد از رسول الله هستند و قائم مقام او در تمام شئون جز نبوت مي‎باشند.
امّا نكته آخر اينكه بهترين راه براي شناخت و معرفت به ائمه ـ عليهم السّلام ـ  شناساندن و تعريف از طرف خود معصومين ـ عليهم السّلام ـ  است و هر چه كه ما بگوييم و بزرگان و اكابر بگويند قطره و ذره‎اي است كه از طريق خود اهل بيت كسب كرده‎اند و ما نصوص و روايات متعددي هم در شناخت ظاهري امام ـ عليه السّلام ـ  و هم شناخت صفات باطني و كمالات حضرات معصومين داريم. كه در مجامع روايي بسيار فراوان است. از جمله ای اين منابع زيارات و متوني است كه در باره ائمه ـ عليهم السّلام ـ  وارد شده است كه خود ائمه فضايل خودشان را توصيف مي‎كنند كه جامع‎ترين اين زيارات زيارت جامعه كبيره است كه محكم‎ترين زيارت از لحاظ سند و محتوي است و معارف عميقي از اهل بيت عصمت و طهارت را بيان مي‎كند. و اين فضايل و صفات عاليه را بطور مطلق و براي تمام معصومين ذكر مي‎كند و آنها را نور واحد مي‎داند.
از خداوند متعال مي‎خواهيم كه قطره‎اي از درياي عميق و مواج فضايل اهل بيت را به ما عنايت فرمايد. ان شاء الله.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. امام شناسي، آية الله طهراني، انتشارات علامه.
2. انوار الساطعه (شرح زيارت جامعه)، شيخ جواد كربلايي، انتشارات دارالحديث.
3. امامت و مهدويت، آية الله صافي گلپايگاني،‌انتشارات حضرت معصومه.

پي نوشت ها:
[1] . فاطر/24.
[2] . بحارالانوار، ج22، ص326.
[3] . اصول كافي، ج 1، كتاب الحجة.
[4] . بحارالانوار، ج 36، ص 368.
[5] . مفاتيح الجنان، ص 134 (زيارت خاصه مقدسه).
[6] . زيارت جامعه كبيره (مفاتيح الجنان).
[7] . زيارت جامعه كبيره (مفاتيح الجنان).
[8] . بحارالانوار، ج 8، ص 338.
[9] . زيارت جامعه كبيره.
[10] . لقمان/27.
[11] . بحار الانوار، ج 10، ص 388.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :