امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
589
طبق عقيده شيعه امام زمان ـ عليه السلام ـ زنده است و برروي كره زمين زندگي مي كند پس قاعدتاً مانند انسان هاي ديگر نيازهايي از قبيل خواب و غيره دارد. حال چگونه مي شود ايشان در سرزميني كه در آن شب فرا رسيده، خواب باشند، اما در طرف ديگر كره زمين شيعه اي يا حتي بخشي از امور عالم به ايشان محتاج باشد؟

امام ـ عليه السلام ـ با بدن مادي و عنصري خود در يك جا ظهور دارد، و حضور امام در همه جا با بدن نيست بلكه با روح يا به تعبير عرفاني نفس علي مي باشد، يعني در آن واحد امام ـ عليه السلام ـ در يكجا با بدن مادي ظهور دارد اما در جاهاي متعدد حضور آن بزرگوار در آن واحد با روح و جسم مثالي و نوري مي باشد.واين مقامي است كه انسان كامل به آن مي رسد، گر چه درك آن براي عامه مردم مشكل است. اما چون امام اسمي از اسماء حسناي الهي است و داراي نيروي الهي و نفس علي است احاطه كامل بر جهان ما سوي دارد. افزون بر اين كه روايات فراواني وجود دارد كه امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ امان اهل زمين هستند و آنها واسطه فيض بين خدا و خلق هستند و به ناچار بايد بر همه اهل زمين احاطه داشته باشند.
از اين مطلب در عرفان به نظريه ابدال يا بدلاء تعبير مي شود. انسان كه اشرف موجودات است قدرتي دارد كه مي تواند امثال متعددي از نفس خود را انشاء كند و در مكان هاي مختلف در يك زمان حضور پيدا كند، اين مطلب درباره فرشتگان مسلّم است كه به هر شكلي و صورتي كه اراده كنند در مي آيند و به هر عالمي كه بخواهند داخل مي شوند، البته با اذن و اراده خدا. و انسان كامل كه اشرف و افضل از آنها است نيز داراي چنين قدرت و اقتداري است. جناب محیي الدين عربي در فتوحات مكيه درباره اين مقام مي گويد: به انسان ابدال مي گويد زيرا به ايشان نيروي داده شده كه بدن خود را به واسطه امري كه قايم به ذات ايشان است هر كجا كه خواهند ترك نمايند در حالي كه به آن علم دارند»[1] به عبارت ديگر دليل اين كه آنها را ابدال مي گويند اين موضوع است كه آنها به اراده خود بدن خويش را هر كجا كه لازم بدانند ترك مي كنند و به جاي ديگر مي روند.
«بدن در اصطلاح چند اطلاق دارد: 1. بدن عنصري و دنيوي كه عين بدن مادي است. 2. بدن برزخي مثالي كه متناسب با جهان و عالم برزخ است. 3. بدن اخروي، اين بدنها در طول هم هستند و تفاوت آنها به كمال و نقص است. منظور ابن عربي از اين كه آنها بدن خويش را هر جا كه لازم بدانند ترك مي كنند،‌اين است كه آن ها از بدن مادي و دنيوي خويش جدا مي شوند در عين حال كه بر آن تدبير دارند و با بدن مثالي و برزخي به رسيدگي و تدبير امور (در اقصي نقاط عالم) مي پردازند، بدلاء و (ابدال) اين گونه هستند كه در يك زمان در مكان هاي مختلف حضور دارند و نيازهاي بندگان را برآورده مي كنند»[2] و محدود به مكان و زماني نمي گردد.
اينها انسان هاي كاملي هستند كه امكان مي يابند كه بدن عنصري خويش را ترك كنند و در حالي كه در دنيا و مشغول تدبير زندگي هستند، چنان قوتي دارند كه مي توانند از ابدان خود انسلاخ يابند و يا صورت هاي مثالي از خود به وجود بياورند و در مكان هاي مختلف در يك زمان حضور يابند.[3]
اين مطلب پس از مرگ آنها نيز صادق است بلكه آنها پس از مرگ داراي قوت و قدرت وسعه وجودي بيشتري مي شوند، زيرا مانع بدني كه در دنيا بوده به كلي مرتفع مي شود. اما حضرت ختمي مرتبت ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و خاندان پاكش سلام الله عليهم اجمعين و امام زمان ـ عليه السلام ـ كه خاتم اوصياء است، به دليل اين كه مقام و مرتبه آنها محيط بر روح انسان ها و احاطه و سيطره تكويني بر عالم دارند و مرتبه آنها از لحاظ ثبوت و ولايت برتر از همه انبياء و اولياء و فرشتگان است، داراي نفس و روح علي هستند كه توان و قدرت كارهاي بسياري را دارند. پس حضور امام زمان ـ عليه السلام ـ به معناي كه توضيح داده شد در مكان هاي متعدد در زمان واحد محال نيست و مقام نورانیت آن بزرگوار محدوديت زماني و مكاني ندارد.
بنابراين انسان كامل و خليفة الله را كه مصداق حقيقي آن امام زمان ـ عليه السلام ـ مي باشد، نمي توان به ساير مردم و يا سران و سردمداران كشوري و حكومتي در عالم مقايسه نمود كه با دور شدن از محلي و يا كشوري ديگر ـ دست رسي و سيطره علمي و عملي بر آن ندارد، و يا با خوابيدن گرفتار غفلت و نا آگاهي فعلي از همه امور حتي امور شخصي خود مي گردد. بلكه امام ـ عليه السلام ـ در هر نقطه از جهان كه باشد، چه در استراحت و خواب باشد چه بيدار، با توجه به ويژگي هايي كه دارد و از مقام نورانيت برخوردار است، هرگز دچار غفلت نمي گردد. و شايد بر اين اساس باشد فرموده رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ كه از آن بزرگوار نقل شده كه فرمود: «تنام عيناي و لا ينام قلبي» چشم هاي من مي خوابند اما قلبم بيدار است. يعني هرگز دچار غفلت و بي خبري نمي شوم ولو چشمانم درخواب باشد. آري رهبر الهي كه حكومت جهاني در دو بعد تكوين و تشريع بر عالم به اذن خداوند دارد، هرگز دچار غفلت و بي خبري از احوال مملكت اش كه گستره گیتي است نمي شود اگر چه چشمان او به خواب راحت بروند، و وجود مقدّس و مقام نورانيت او محدود به مكان نمي شود اگر چه و جود و جسم مادي او در مكاني خاصي باشد. و شايد اين همان مقام شهودي باشد كه خداوند در قرآن فرمود: «بدين گونه ما شما را امت وسط و ميانه قرار داديم تا شاهد بر مردم باشيد و رسول خدا نيز شاهد بر شما باشد».[4]
در روايات تصريح شده است كه منظور از امت وسط ائمه اطهار هستند.[5]
در پايان لازم است به يك نكته ديگر افزون بر آن چه توضيح داده شد، جهت تكميل پاسخ اشاره نمائيم و آن اين كه: بر اساس روايات متعدد در كتب معتبر روائي، اعمال و نيازهاي مردم هرصبح و شام بر پيامبر اكرم و امامان ـ عليهم السلام ـ عرضه مي گردد. و نيز اين كه امام ـ عليه السلام داراي اولياء و خدمت گذاراني است كه در نقاط مختلف عالم به امر آن حضرت ممكن است مشغول رسيدگي و رفع گرفتاري هاي مردم و حاجت مندان باشد و اصولا ضرورتي به حضور ـ شخصي آن بزرگوار براي رسيدگي به هر حاجت و درخواست و استغاثه ای نمي باشد.
چند روايت در اين زمينه:
1. از امام رضا ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود: تمام اعمال هر روز صبح به پيامبر (و امامان) عرضه مي شود، اعمال نيك و اعمال بد، بنابر اين مراقب باشيد، و اين همان مفهوم گفتار خداوند است كه فرمود: خدا و پيامبرش و مومنان (امامان) عمل شما را مي بيند.[6]
2. نیزاز امام رضا ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود: به خدا قسم اعمال شما در هر روز و شب بر من عرضه مي شود... آيا كتاب خداوند عزوجل را نمي خواني كه مي گويد: خدا و پيامبرش و مومنان عمل شما را مي بينند، بخدا سوگند منظور از مومنان در آيه ائمه هستند.[7]
3. و نيز براساس روايات همواره سي تن در خدمت حضرت ولي عصر ـ عليه السلام ـ به سر مي برند كه هر كدام از آنها از دنيا برود فرد صالح ديگري جانشين او مي شود.[8] كه از آنان به اوتاد تعبير مي شود.
بنابراين راه هاي رسيدگي به خواسته ها و استغاثه مومنين و تحصيل آگاهي نسبت به آنها، براي امام ـ‌عليه السلام ـ گذشته از ويژگي منحصر به فرد كه امام ـ عليه السلام ـ دارد و در اغاز اين نوشتار به آن اشاره شده متعدد است، به گونه اي كه با در نظر گرفتن مجموعه اين اوصاف و ويژگي ها، سيطره كامل علمي امام ـ عليه السلام ـ بر عالم و خواسته ها و حوائج مردم و موجودات به دست مي آيد.
 
پي نوشت ها:
[1]. فتوحات مكيه، ج1،ص197.
[2]. شرح قيصري بر فصوص الحكم، ص791.
[3]. حسن زاده آملي، عيون مسائل نفس و شرح آن، ج1 ـ 2، عين: 64 ـ 61 ـ 59 ـ 50 و...
[4]. بقره / 143.
[5]. طاهري، حبيب الله، سيماي آفتاب، ص256.
[6]. اصول كافي، كتاب الحجّة، باب عرض اعمال علي النبي و الائمة
[7]. همان.
[8]. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج52، ص153.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :