امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
719
چرا بايد از ديدار و مصاحبت مولايمان امام عصر ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ محروم باشيم مگر فرق ما با امت‌هاي قبلي چيست؟

بي ترديد غيبت حضرت علل و عواملي دارد كه به بعضي از آنها اشاره مي شود:
 الف: وجود حاكمان ستمگر و خوف از قتل .
 پيغمبر اكرم و ائمة اطهار ـ عليهم السّلام ـ كراراً به مردم گوشزد كرده بودند كه دستگاه ظلم و ستم، سرانجام به دست مهدي موعود، برچيده مي‌شود و كاخ هاي بيدادگري را واژگون خواهد نمود، از اين رو اربابان قدرت و ثروت نامشروع چون وجود امام را سدّ راه منافع و مقاصد شوم خود تشخيص مي‌دادند و رياست و فرمان‌روايي خويش را در خطر مي‌ديدند، كمربستند كه وجود مقدس آن جناب را از ميان بردارند و خودشان را از اين خطر بزرگ برهانند، در اين تصميم اساسي كه حيات شان بدان بسته بود، با هم متحد شده، تا ريشة عدالت و دادخواهي را قطع نمي‌كردند هرگز از پاي نمي‌نشستند.[1] لذا در برخي روايات، علت غيبت امام زمان ـ عليه السّلام ـ را، خوف از كشته شدن دانسته‌اند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: به ناچار براي اين كودك، غيبتي خواهدبود. گفته شد براي چه يا رسول الله؟ فرمود: خوف از كشته شدن دارد.[2]
ب: ناسپاسي امت اسلام در قبال نعمت ولايت .
 در صورتي كه انسانها در قبال نعمت‌هاي الهي، شاكر باشند و وظايف خود را انجام دهند ان نعمت پايدار مي‌ماند ولي در صورتي كه نسبت به آن ناسپاسي شود، آن نعمت‌ها پايدار نمي‌ماند و مي‌گريزند.
خداوند متعال مي‌فرمايد: «ذلك بأنّ الله لم يك مغيّراً نعمةً أنعمها علي قوم حتي يغيّروا ما بأنفسهِم و أنّ الله سميع عليم.»[3] « اين (كيفر) بدان سبب است كه خداوند نعمتي را كه به قومي ارزاني داشته باشد تغيير نمي‌دهد، مگر آنكه آنان، آنچه را در دل دارند تغيير دهند و خدا، شنواي داناست». امام رضا ـ عليه السّلام ـ فرمودند: با نعمت‌ها خوش‌همسايگي كنيد، زيرا كه نعمت‌ها رمنده‌اند و اگر از مردمي برمند، ديگر به سوي آنان بازنمي‌گردند.[4] از آيات قرآن و احاديث اسلامي اين چنين بدست مي‌آيد كه اين انسانها هستند كه باعث رميدن نعمت ها از خود مي‌شوند و به فرمودة اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ ، قدر نعمت ها در قياس با ضدّ آنها شناخته مي‌شود.[5] و وقتي انسان ها نعمتي را از دست دادند، تازه ارزش آن، براي شان معلوم مي‌شود. خداوند متعال، نعمت ولايت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ را به مسلمانان مخصوصاً شيعيان، عطا فرمود. اما عدة كثيري، در برابر اين نعمت بزرگ، ناسپاسي كردند و قدر آن را ندانستند و اهل بيت را ياري ننمودند و اين ناسپاسي بعد از رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ خود را نشان مي‌دهد. «حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: خداوند براي شما در حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ فرج قرار داده بود و چون او را ياري نكردند به تأخير افتاد. حضرت مجتبي ـ عليه السّلام ـ فرمود: اگر من ناصر مي‌داشتم، با معاويه صلح نمي‌كردم، و همچنين ائمه ديگر هر كدام از نبودن ناصر، شكايت داشتند و كساني كه از تاريخ با اطلاع‌اند، مي‌دانند كه در زمان امام حسن عسكري، پراكندگي شيعه و ضعف و انكسارشان بيش از حد بوده و مخصوصاً امام هادي و امام عسكري در سامرا، در شدت تقيه و زير نظر بودند. پس با نبودن ناصر و حامي و خوف جان، هيچ راهي بهتراز غيبت نيست.»[6] پس آنچه باعث محروميت انسانها از امام حاضر شده سوءرفتار خود آن‌ها بوده است. و غيبت آن حضرت هم تنبيهي است بر اين تفصير و هم توجهي است براي ايجاد اشتياق و قدرداني از نعمت ولايت.
آنچه گذشت برخي از عواملي بود كه باعث محروميت انسان ها از فيض حضور ظاهري امام مهدي ـ عليه السّلام ـ شده است چنانچه ملاحظه شد عمدة دلايل محروميت از سوءرفتار ما انسانها نشأت مي‌گيرد و بي ترديد ظاهر نشدن امام مهدي ـ عليه السّلام ـ علتي جز باقي ماندن اين عوامل ندارد. مطمئن باشيد كه اگر انسان هاي معاصر در مسير ايجاد زمينة مناسب براي ظهور تلاش كنند و در خود و ديگران اين آمادگي را ايجاد كنند امام مهدي ـ عليه السّلام ـ لحظه‌اي در ظهور تأخير نخواهند كرد. چنانكه خواجه نصير الدين طوسي مي فرمايد: «علت غيبت امام مهدي(عج) نه از جانب خداوند سبحان است و نه از جانب خود امام زمان(عج) بلكه علت غيبت متوجه مردم است و آن غالب بودن خوف بر امام و اينكه مردم از امام اطاعت نكنند مي باشد، پس هنگامي كه علت غيبت بر طرف شود امام ظهور مي كند»[7]
خلاصة مطلب آنكه:
1. وقتي مردم در مقابل نعمت‌ها، ناسپاسي و كفران بورزند، نعمت‌ها از ايشان گرفته مي‌شود، مخصوصاً نعمت حضور امام ـ عليه السّلام ـ .
2. از آنجا كه امام عصر ـ عليه السّلام ـ ، وارث پيامبران و امامان ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشد، بايد اين ذخيرة الهي حفظ شود تا وعده الهي حاكميت صالحان و مستضعفان در زمين را محقق سازد.
3. در مورد علل غيبت امام ـ عليه السّلام ـ ، وجوه مختلفي در روايات بيان شده و غيبت عكس العمل سوءرفتار مردم بيان شده است. در پايان تذکر اين نکته لازم است که ممکن است غيبت اسرارنهفته ی ديگری نيزداشته باشد که ما از درک ان عاجزيم چنانچه در برخی روايات به اشاره شده است .

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ عصارة خلقت، آيت الله جوادي آملي، اسراء، چاپ 2، 1379.
2ـ امام مهدي از ولادت تا ظهور، سيد محمد كاظم قزويني، ترجمه: حسين فريدوني، نشر آفاق، چ1، 1376.
3ـ راه مهدي، سيد رضا صدر، دفتر تبليغات اسلامي، 1378.

پي نوشت ها:
[1] . اميني، ابراهيم، دادگستر جهان، شفق، چاپ 16، 1376، 148 ـ 149.
[2] . مجلسي، بحارالانوار، بيروت،موسسة الوفاء، چاپ دوم ، 1403 هـ ، ج52، ص90 و 52 و 97.
محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ترجمه: حميدرضا شيخي، دارالحديث، چاپاول ، 1377، ج1، ص346.
[3] . انفال/53.
[4] . ميزان الحكمه، ج13، ص6359.
[5] . همان منبع، 13، 6359.
[6] . خراساني، جواد، مهدي منتظر، بنياد پژوهشهاي علمي و فرهنگي نور الاصفياء، چاپ1، 1379، ص79 ـ 80، با تلخيص.
[7]. خرازي، محسن، بدايه المعارف الالهيه، نشر اسلامي، چاپ5، 1418ه‍ ، ج2، ص148.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :