امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
716
چرا امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشّريف ـ فقط به يك عدة خاصّي از مردم عنايت دارند و فقط به آنها سر مي‌زنند؟

وجود امام معصوم، براي همة انسان‌ها فايده و بهره در بردارد. چه امام حاضر باشد و چه غائب، چنانچه در دعاهاي عديده وارد شده «بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبت الأرض و السماء»[1]به برکت وجود امام مهدي ـ عليه السّلام ـ است كه مردم از رزق داده مي‌شوند و به وجود اوست كه زمين و آسمان ثبات يافته است.
 پس عنايت امام زمان ـ عليه السّلام ـ شامل حال همة موجودات مخصوصاً انسان‌ها مي‌شود و كسي از اين عنايت بي‌بهره نيست. در عين حال عنايت امام (عج) به شيعيان، عنايتي خاص مي‌باشد، چنانچه خود آن حضرت در توقيعي (نامه‌اي) كه براي شيخ مفيد ـ رحمة الله عليه ـ صادر فرمود، اشاره كردند: «... ما در مراعات شما سستي نمي‌كنيم، شما را فراموش نمي‌كنيم و اگر جز اين بود، بلاها و سختي‌ها بر شما نازل مي‌شد و دشمنان شما را در هم مي‌شكستند و نابود مي‌كردند، پس تقواي الهي پيشه كنيد، و ما را ياري و كمك كنيد بر دستگيري خودتان.»[2]
شايان توجه است كه دو نوع برداشت وتصور در ميان عرف و عوام مطرح است؛ بدون اينكه اصلي داشته باشد و صحيح باشد.
1. اينكه مي‌گويند هر كس شيعة پاك خالص باشد و مرد خدا و اهل ورع و تقوي باشد، به خدمت آن حضرت مي‌رسد و اگر نرسيد، پس در او چيزي است، يا در ايمان و خلوص او شبهه‌اي است و در اين امر به قدري غلو دارند كه حتّي مي‌گويند: «تو برو خود را صاف كن، امام خودش به نزد تو مي‌آيد» و حتّي اينكه مي‌گويند: «مرد خدا و بندة صالح وجود ندارد و الاّ بايد خدمت امام ـ عليه السّلام ـ برسد.»
2. معتقدند بزرگترين فضل و رتبه همين است كه انسان به خدمت امام ـ عليه السّلام ـ برسد و هر كس به خدمت رسيد، از همه كس برتر و بالاتر است. اگر چه جاهل باشد. پس اگر جاهل باشد كه به خدمت امام ـ عليه السّلام ـ رسيده باشد، از هر عالمي بالاتر و محترم‌تر است.[3]
اينها عقايدي عوامانة و بي‌اصل و مدرك مي باشند، و ريشة ديني ندارند. درعصرغيبت بناي اصلي بر غيبت است نه بر رؤيت. امّا ديدن ممكن است ولي به شرط اقتضاي مصلحت و آن امرش به دست امام ـ عليه السّلام ـ است. نه به خواستة خود انسان.
 خلوص نيّت، صفاي باطن، جديّت در عمل، اهل تقوي و ورع بودن، مطابق شرع بودن اعمال لازم است. اما ملازمه ندارد. يعني اين طور نيست كه هر كس اين طور بود حتماً و لابد به ديدار امام ـ عليه السّلام ـ نائل مي‌شود. چه بسيار از علماء كه اهل تقوي و ورع و صفاي باطن و ... بوده‌اند و هستند، امّا به اين فيض نائل نشده‌اند.[4]
علاوه بر داشتن لياقت و شايستگي لازم است اين ديدار به مصلحت شخص هم باشد، ممكن است اين ديدار به نفع انسان نباشد، و دانستن مصلحت و عدم آن به دست امام زمان ـ عليه السّلام ـ است. و آنچه مهم است اين است كه انسان به وظيفة خود در جهت كسب تقوي و فضائل انساني و كمالات روحي، قدم بردارد، و طالب رؤيت چهرة زيباي آن حضرت باشد، چنانچه در دعاي عهد اشاره شده: «اللّهم أرني الطلعة الرشيدة و الغرة الحميدة»[5] بار خدايا! جمال با رشادت و آن روشن جبين ستوده را به من نشان بده» امّا مصلحت اين امر را به آن حضرت بسپارد. چنانچة شيوة علماء و صالحان و مردان خدا، چنين است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. سيماي آفتاب، حبيب الله طاهري.
2. مير محمد، مسعود پور سيد آقايي.

پي نوشت ها:
[1] . حرّ عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج19، ص310.
[2] . خراساني، محمد جواد، مهدي منتظر، بنياد پژوهش‌هاي علمي و فرهنگي نور الاصفياء، چاپ1، 1379، ص 91 و 92.
[3] . همان منبع، ص 94 و95 ، (با تصرف).
[4] . همان منبع، ص 97 و 99، (با تلخيص).
[5] . مفاتيح الجنان، دعاي عهد.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :