امروز:
شنبه 5 فروردين 1396
بازدید :
527
آيا امام زمان ـ عليه السّلام ـ براي اصلاح جامعه جهاني مي آيند يا انتقام و قتل و كشتار به عبارت ديگر ايشان سياست حسني خواهند داشت يا سياست حسيني ـ عليهما السّلام ـ ؟ روايات در اين خصوص (اصلاح يا انتقام) چه مي گويد؟

دو نكته جهت رفع اشكال محتوايي پرسش فوق، لازم به تذكر است:
اولاً؛ بين اصلاح جامعه جهاني و در عين حال انتقام و قتل و كشتار منافاتي وجود ندارد. يعني تنبيه و مجازات مغرضين و معاندين توسط حضرت خود نوعي اصلاح جامعه بشري است.
ثانياً؛ تلقي سياست حسني و سياست حسيني بايد صحيح باشد. يعني اين طور نيست كه امام حسن موافق صلح و امام حسين موافق جنگ بوده است. به عبارت ديگر اين طور نيست كه امام حسن براي اصلاح امامت كرد و امام حسين براي انتقام و قتل و كشتار! بلكه هر دو موافق صلح و دوستي عزيزانه و مخالف جنگ و خونريزي مي باشند. زيرا، اساساً امام معصوم و به طور كلي انبياء و اولياء‌الهي نه براي خونريزي و قتل كه براي تبليغ و ارشاد و هدايت آمده اند. از اين روي امام حسين براي جنگ به كربلا نرفت حتي ايشان شروع كننده آن نيز نبوده است. جنگ را بر او تحميل نموده و او نيز از خود دفاع نموده است. اين در حالي است كه خطبه هاي او گوياي صلح طلبي عزيزانه بوده است. بنابراين سياست حسني با سياست حسيني تفاوتي ندارد چه اين كه هر دو طالب صلح و اساساً مأمور به آن هستند مگر آن كه محور عزّت به ذلّت بيانجامد. در اين هنگام صلح و جنگ عزيزانه برتر از بيعت ذليلانه است وتفاوت بین هیچ کدام از ائمه نمی باشد و هرکدام بر اساس وظیفه الهی خود عمل خواهند نمود.
و اما رويكرد صلح و جنگ در نهضت مهدوي:
اساساً و بر طبق نظريه حسن و قبح عقلي، صلح زيبا و حَسَن و جنگ نازيبا و قبيح است. يعني فطرت انسان صلح طلب بوده و نه جنگ طلب. به عبارت ديگر در شرايط عادي و غير ضروري، طبع بشر به صلح و آرامش و امنيت گرايش داشته و از جنگ گريزان است از اين روي اصل با صلح است و جنگ امري است طفيلي و رضايت به جنگ در شرايط ضرور براي بركناري باطل در منطق عقل و شرع به عنوان امر دوم فطري پسنديده مي باشد. بنابراين اولاً و بالذات انسان صلح طلب و ثانياً و بالعرض با جنگ ضروري موافق است. با اين مقدمه، حكومت پرنور امام مهدي ـ عليه السّلام ـ به عنوان جهان گشاي عادل، با هدف عدل و قسط جهاني تحت ولايت و رهبري خود و استقبال عمومي حق طلبان با وجود ياران و افراد مؤمن، با توانايي جسمي و روحي بالا و والا، همراه با رشد عقلانيت حاكم بر جهان و نيز تكامل صنعت بشري، شروع و با زبان تبليغ و جهاد علمي، قبل از زبانه تيغ و جهاد نظامي، با رويكرد كاملاً صلح طلبانه، بسان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ جهت ترويج دين ناب اسلام و دعوت به آن، ادامه مي يابد. در اين بين وجود افراد و گروه هاي حق ستيز و جنگ طلب و آشوب گر، با طينت هاي ظالمانه به جهت مطامع فردي و دنيوي خود تظاهر به عناد و فسق و فساد كرده و دست به ستيز مسلحانه و ايجاد ناامني مي زنند. در اين هنگام مهدي موعود در مقابل اين عناد و دشمني، با سلاح روز و به روش كاملاً طبيعي به معيّت ياران و سربازان و افسران ارشد خود، با آن ها برخورد نظامي كرده و بر آنان غالب مي شود. از اين روي اولين گزينه در حكومت مهدي موعود قيام به صلاح و صلح و تبليغ و تشويق بوده و آخرين گزينه او قيام مسلحانه خواهد بود. زيرا همواره مهر امام معصوم بر قهر او غلبه دارد وانگهي اين جنگ نيز كاملاً ناخواسته و تحميلي است زيرا، ستيز و شورش و عناد آشوب گران و ظالمان كه دعوت حقّ امام را نپذيرفته و دست بر قبضه شمشير جنگ و ناامني مي زنند، امام را وادار به دفاع و مقابله به مثل  وسرکوب خواهد نمود.
در بياني نوراني از امير المؤمنين امام علي ـ عليه السّلام ـ آمده است: «خدايا تو مي داني كه جنگ و درگيري ما براي به دست آوردن قدرت و حكومت و دنيا و ثروت نبود، بلكه مي خواستيم نشانه هاي حق و دين تو را در جايگاه خويش باز گردانيم و در سرزمين تو اصلاح را ظاهر كنيم تا بندگان ستمديده ات در امن و امان زندگي كنند و قوانين و مقررات فراموش شده تو بار ديگر اجراء گردد.»[1]
اساساً اصل در امامت امام هدايت با زبان تبليغ است. قرآن مي فرمايد: «ارسل رسوله بالهدي و دين الحق»[2] و در جاي ديگر مي فرمايد: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنه».[3]
امام علي ـ عليه السّلام ـ مهدي موعود را صلح طلب معرفي كرده و مي فرمايد: «قد لبس للحكمة جنّتها و اخذها بجميع ادبها»[4] زِره دانش بر تن داشته و حكمت گمشده اوست كه همواره در جستجوي آن مي باشد.
آري آن مير مهر اگر بيايد فقيران را دستگيري، بي خانمان ها را سامان، بي كسان را همدم ، غافلان را تذكر، گم گشتگان را راه، دردمندان را درمان و در يك كلام خاك نشينان را تاك نشين خواهد كرد و قهر او نيز جلوه اي از محبت و صلح طلبي اوست، چه اين كه قهر او بر جماعتي اندك و ناچيز از معاندان و نژاد پرستاني خواهد بود كه علي رغم، رشد فكري انسان ها در آن عصر، و هدايت ها و كرامات آن حضرت بازهم به او كفر مي ورزند و حكومت عدلش را گردن نمي گذارند، و در زمين فساد مي كنند.

پي نوشت ها:
[1] . نهج البلاغه، ترجمه از محمد دشتي، خ 131.
[2] . صف/9.
[3] . نحل/125.
[4] . نهج البلاغه، ترجمه از محمد دشتي، خ182.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :