امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
713
آيا واقعاً زمان ظهور، جنگ و خونريزي وجود دارد و بسياري از مردم از دين خارج مي شوند؟

ظهور امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه ـ ظهور رحمت و رأفت و مهرباني است. همان گونه كه ساير ائمّه اطهار ـ عليهم السلام ـ مهربان و منشاء رحمت و بركات بودند. چنان كه امام رضا ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«امام، همدمي رفيق، پدري دل سوز، برادري برابر، مانند دو نيمة خرما كه به هم متّّصل باشد،(بسان) مادر مهرباني نسبت به فرزند خردسالش، پناه امت در گرفتاري هاي هولناك است.[1]
و هم چنين امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: همانا ما در شادي شما شاديم و در غم و اندوه شما اندوهناك در مريضي شما ناراحت مي شويم و براي شما دعا مي كنيم.[2]
آن حضرت براي ايجاد عدالت، آسايش و امنيت در جهان، سعادت و كمال بشر قيام مي كند به گونه اي كه حضرت امام محمدباقر(ع) مي فرمايد: «مهدي عدالت را همچنانكه سرما و گرما وارد خانه ها مي شود وارد خانه‌ي مردم مي كند و دادگري او همه جا را مي گيرد»[3] و قيام و حكومت حضرت حجت(ع) به اندازه اي براي بشريت خوشايند است كه همه به آن خرسند مي شوند، امام علي(ع) مي فرمايد: «هنگامي كه حضرت مهدي(ع) قيام مي كند، نام مباركش بر سرزبان ها خواهد بود و وجود مردم سرشار از عشق به اوست به گونه اي كه جز نام او هيچ نامي در ياد و زبان آنان نيست و با دوستي او روح خود را سيراب مي كنند».[4]
ترديدي نيست خرسندي بشر در فرضي است كه رحمت الهي شامل حال آنها شده باشد و در سايه پر بركت وجود امام به زندگي سرشار از عدالت برسند نه به قتل و كشتار و هلاكت.
تاريخ زندگي بشر گواه اين واقعيت است كه هميشه عده اي كه منافع و مطامع شان در گرو ظلم و بي عدالتي است در مقابل عدالت و حق خواهي توده مردم ايستاده اند و مانع ايجاد عدالت و آرامش در جامعه بوده اند، طبيعي است چنين افراد و گروه هايي در مقابل حكومت عدل مهدوي خواهند ايستاد، و مسلما حكومت عدل جهاني بدون بر طرف كردن خارها و سنگ هاي سر راه آن محقق نخواهد شد چنانكه امام باقر(ع) فرمود: «اگر كارها خود به خود براي كسي هموار مي شد مسلماً براي رسول خدا(ص) در زماني كه دندان پيشين آن حضرت شكست و صورتش زخمي شد درست و بر قرار مي گرديد در حالي كه هرگز چنين نشد»[5]
بنابراين، اشخاص و گروه هايي مورد قهر و غضب واقع مي شوند كه مي خواهند مانع پيشرفت اجراي احكام الهي گردند. اين جاست كه طبق روايت: «واي به حال كسي كه مانع از حركت حضرت بشود.»
گفتني است برخي، در مورد قتل و كشتار در دوران ظهور، افراط مي كنند و از امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه ـ و يارانش، چهره اي خشن ارائه مي دهند. آنان به رواياتي استدلال مي كنند كه در آنها تنها به كشته شدن و خونريزي اشاره شده است.
اين روايات بر دو قسم اند:
الف) برخی از آن ها، مربوط به حوادث و فتنه هاي قبل از ظهور است و هيچ ربطي به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پيش از ظهور می باشد.
ب) قسمتی از آن ها، مربوط به هنگامه ي ظهور و حكومت امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه ـ  است. اين نوع روايات، نيز دو گونه اند:
1. رواياتي كه از طريق عامّه (اهل سنّت) نقل شده اند. اينها از نظر سندي مشكل دارند، بلكه از افرادي مانند كعب الاحبار كه در زمان رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مسلمان نشده بود نقل شده است. عمده ي اين روايات، از اسرائيليات است كه با اغراض مختلفي وارد كتاب هاي روايي شده است. و حتّي عالمان اهل سنّت، مانند ابن كثير، وقتي به روايات نقل شده از امثال كعب الاحبار مي رسد، مي گويد: «خدا، ما را از اين همه اخبار دروغي كه وارد تفسير و كتاب هاي روايي كرده اند نجات دهد.»[6]
2. رواياتي كه از طريق اهل بيت ـ عليهم السلام ـ  نقل شده و در كتاب هاي شيعه ذكر گرديده است. در اين مورد نيز بعضي از آنها مشكل سند دارند.
و از رواياتي كه به نظر مي رسد، مشكل سندي نداشته و منتهي به ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ مي شوند، استفاده مي شود كه امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه ـ در هنگام ظهور علاوه بر اين كه مظهر رحمت و رأفت الهي است. و با ظهور او، رحمت بر مردم نازل مي شود. عدّه اي سودجو و منفعت طلب، وجود مبارك او را مانع از رسيدن به اغراض شوم خود مي دانند، در مقابل آن حضرت به مقابله بر مي خيزند. اين جاست كه حضرت آن ها را مانع از اجراي حكومت الهي مي بيند، با شمشير قهر، آنان را از مسير بر مي دارد. اما با عامه ای مردم مهربان ومظهر رحمت بی پايان الهی خواهد بود.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. فصلنامه انتظار، شماره 6، سال دوم 1381.
2. چشم انداز حكومت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ، نجم الدّين طبسي.
3. درسنامه عصر غيبت، سيد پور آقائي و ....

پي نوشت ها:
[1] . كليني، محمدبن يعقوب، اصول كافي، قم، انتشارات مصطفوي، ج1، ص200.
[2] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، ج26، ص154.
[3] . همان، ج52، ص328.
[4] . حسيني مرعشي، قاضي نورالله، احفاق الحق و ازهاق الباطل، تعليق آيه الله مرعشي، ج13، ص324.
[5] . بحار الانوار، ج5، ص351.
[6] . ابن كثير، سير اعلام النبلاء، ج3، ص339، تفسير ابن كثير، ج4، ص17.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :