امروز:
چهار شنبه 2 فروردين 1396
بازدید :
411
در رواياتي كه زمان ظهور مهدي منتظر (امام دوازدهم شيعه) را توصيف مي كند مطالبي ذکر شده است كه با عقل ما سازگار نيست از جمله: «يصير للرجل منهم (اصحاب المهدي) قوة اربعين رجلا، لو قد قام قائمنا يجمع اليه شيعتنا من جميع البلدان، يملأ الارض عدلا كما ملئت ظلماً و جوراً»

اموري كه با عقل ناسازگارند امور محالي هستند و محال يا عقلي است يا عادي و محال عقلي يا ذاتي است يا عرضي و غيري .
محال ذاتي آن است كه ذات شيء اقتضاي محال بودن مي كند و عقل به مجرد تصورش حكم به امتناع آن مي كند مثل اجتماع نقيضين.
محال عرضي و غيري آن است كه شيء ذاتاً محال نيست ولي مستلزم محال است مثل صدور معلول واحد از دو علت مستقل.[1]
محال عادي آن است كه عادةً تحقق آن محال است مانند رفتن بالاي پشت بام بدون نردبان حال بايد ديد رواياتي که در سؤال ذكر شده اند اموري محال هستند تا با عقل ناسازگار باشند يا خير؟
روايت اول كه مي فرمايد: «يصير للرجل منهم (اصحاب المهدي (عج)) قوّة اربعين رجلا» نه محال عقلي است و نه محال عادي، اما محال عقلي نيست زيرا نه ذات چنين چيزي محال است و نه مستلزم محال ديگري است، چون منظور از قوه چهل مرد داشتن هر يك از اصحاب حضرت مهدي (عج) قدرت جسماني نيست بلكه مقصود قدرت روحاني است كه از يقين قوي و ايمان كامل آنها نشأت مي گيرد، در قرآن كريم مي خوانيم: (كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله والله مع الصابرين)[2] (چه بسيار گروههاي كوچكي كه به فرمان خدا بر گروههاي عظيمي پيروز شدند و خداوند با صابران است) .
و يا در سوره انفال آيه 65 خطاب به پيامبر و يارانش مي فرمايد: (يا ايها النبي حرّض المؤمنين علي القتال ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مأتين وان يكن منكم مائةٌ يغلبوا الفاً من الذين كفروا بانّهم قوم لا يفقهون) (اي پيامبر مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق كن هرگاه بيست نفر با استقامت از شما باشند بر دويست نفر غلبه مي كنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از كساني كه كافر شدند پيروز مي گردند چرا كه آنها گروهي هستند كه نمي فهمند) در اين آيه شريف هر يك ازمومنين در مقابل ده نفر حساب گرديده است. و سرّش اين است كه مؤمنان در هر اقدامي كه مي كنند اقدام شان ناشي از ايمان به خداست و ايمان به خدا نيرويي است كه هيچ نيروي ديگري معادل آن نبوده و در برابر آن تاب مقاومت نمي آورد، تجربه قطعي هم ثابت كرده كه افرادي كه به خاطر غرض مهمي ائتلاف مي كنند هر قدر عده شان كمتر باشد در مقابل رقبا و مزاحمت شان قوي تر مي باشند.[3]
و اما محال عادي هم نيست زيرا تاريخ نشان داده است كه انسان هاي كامل و با ايمان قوي در نبردها قدرت فوق العاده و روحيه قوي يافته اند به عنوان نمونه حضرت اميرمؤمنان علي-عليه السلام- در جنگ خيبر درِ قلعه خيبر را از جاي كند و بر روي خندق اطراف قلعه پل قرار داد و لشكر اسلام از روي آن عبور كردند وارد قلعه شده و پيروز گرديدند و هنگام بازگشت حضرت با دست راست درِ قلعه را گرفته و حدود چند ذراع آنرا پرتاب كرد در حالي كه بيست نفر با هم آن در را مي بستند و هنگامي كه آنرا پرتاب نمود هفتاد نفر از مسلمين به كمك هم آن را حمل و نقل كردند و خود حضرت فرمود: «والله ما قلعت باب خيبر بقوة جسمانية ولكن قلعته بقوة ربّانيه» به خدا قسم در خيبر را با قدرت جسماني از جا نكندم بلكه با قدرت و قوه الهي و رباني آنرا از جاي كندم.[4]
اما روايت دوم كه مي فرمايد: «واللّه لو قد قام قائماً يجمع اللّه اليه شيعتنا في جميع البلدان» اين روايت از ابي الحسن الرضا(عليه السلام) است كه از وي سؤال شد مقصود از قول خداي تعالي كه فرموده: «اينما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً» چيست؟ امام در جواب جمله فوق را فرمودند. در توجيه اين روايت دو احتمال وجود دارد و هيچكدام از اين دو احتمال نه محال عقلي است و نه محال عادي.
احتمال اول: همانطور كه بعضي از مفسرين در ذيل آيه شريفه گفته اند مقصود «شيعتنا» اصحاب خاص امام زمان (عج) است[5] كه سيصد و سيزده نفر مي باشند و جمع شدن آنها نزد امام امري كاملا عادي و طبيعي مي باشد و هيچ بُعدي ندارد.
اتفاقاً در تأييد اين احتمال روايات متعددي از ائمه اطهار(عليهم السلام) وجود دارد كه به يك نمونه اشاره مي كنيم:
عن ابي خالد الكابلي عن الامام الصادق رضي الله عنه في قول اللّه عزوجلّ (فاستبقوا الخيرات اينما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً) قال: يعني اصحاب القائم الثلثمأة وبضع عشر وهم واللّه الامة المعدودة يجتمعون في ساعة واحدة كقزع الخريف.[6] (ابي خالد از امام صادق(عليه السلام) نقل مي كند كه حضرت درباره اين آيه كه مي فرمايد: «فاستبقوا الخيرات اينما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً) و فرمودند منظور اصحاب قائم آل محمد(صلي الله عليه وآله وسلم) كه 313 نفر مي باشند است كه به خدا قسم ايشانند امت معدود و خداوند آنها را در يك ساعت جمع كند.
احتمال دوم: اگر مقصود از «شيعتنا» همه شيعيان باشد منظور اين نيست كه همه شيعيان در يك محل جمع مي شوند بلكه مقصود اين است كه همه شيعيان متوجه آن حضرت خواهند شد و با او قيام خواهند كرد و او را ياري خواهند داد و ياري نمودن آن حضرت از ناحيه شيعيانش امري كاملا عقلايي و عادي است.
و اما روايت سوم كه مي فرمايد: «يملأ الأرض عدلا كما ملئت ظلماً و جوراً».
اولا اين روايت مورد اتفاق علماي شيعه و سني است و در حد تواتر مي باشد كه علاوه بر مشاهير شيعه، علماء و دانشمندان اهل سنت هم آنرا در كتابهاي شان نقل نموده اند، به عنوان نمونه از علماي اهل سنت حاكم در مستدرك، ج6، ص 465؛ سيوطي در درالمنثور، ج 6، ص 58، متقي هندي كنزالعمال، ج 14، ص 275، ح 38708، قندوزي حنفي، در ينابيع المودة، ص 431، باب 72، ابن حجر در صواعق محرقه، ص 163، باب 11، فصل اول و سويدي در سبائك الذهب، ص 78 اين روايت را نقل كرده اند.
ثانياً: آنچه در اين روايت آمد وعده الهي است و خداوند به چيز محالي وعده نمي دهد زيرا وعده به چيز محال قبيح است و قبيح از حكيم تعالي صادر نمي شود. خداوند در قرآن مجيد در آيات متعددي تشكيل يك حكومت جهاني اسلامي، بسط دين اسلام، غلبه آن بر كليه اديان، زمامداراي صلحاء در زمين را وعده فرموده است كه از آن جمله اين آيات است:
(وقاتلوهم حتي لا تكون فتنة و يكون الدينُ كلّه للّه)[7] «با كافران جهاد كنيد تا در زمين فتنه و فسادي نماند و آيين همه دين خدا گردد» ملاحظه مي شود كه فرموده تا فساد و فتنه در زمين نباشد و همه به دين خدا بگروند كه پر واضح است تاكنون چنين چيزي محقق نشده البته روزي محقق خواهد شد و آن روز زمان ظهور مصلحي هست كه همه جهانيان در انتظار او هستند.
(ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر انّ الارض يرثها عبادي الصالحون)[8] «ما بعد از تورات در زبور نوشتيم كه البته بندگان نيكوكار من ملك زمين را وارث و متصرف خواهند شد) وقتي بندگان نيكوكار و صالح مالك همه زمين شوند كاملا واضح است كه به عدل رفتار خواهند كرد و زمين پر از عدل خواهد شد.
و از جمله اين آيات است: آيه 33 توبه، آيه 28 فتح، آيه 32 توبه، آيه 8 صف و آيه 55 نور.
حاصل آنكه: هيچكدام از مطالبي كه در روايات مذكور آمده ناسازگاري با عقل سليم ندارند و خداي قادر متعال كه بر هر چيزي قدرت دارد همه امور منجي عالم بشريت و مصلح جهاني را فراهم خواهد ساخت.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. امامت و مهدويت، آيه الله لطف الله صافي گلپايگاني.
2. چشم اندازي به حكومت، امام مهدي(عج) نجم الدين طبسي.

پي نوشت ها:
[1] مشكيني، علي، اصطلاحات الاصول، نشر الهادي، چاپ 6، 1374، ص 79 ـ 81.
[2] . بقره/249.
[3]  طباطبائي، محمد حسين،  الميزان، سيد محمد باقر موسوي همداني، انتشارات اسلامي، ج 9، ص161 و 163.
[4] . تاريخ ابن عساكر: ترجمه الامام علي(عليه السلام)، ج 1، ص 156 ـ 225. مناقب خوارزمي: ص 166 .
[5] . طبرسي: مجمع البيان، ج 1، ص 231 .
[6] . صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، مؤسسة حضرت معصومه (س)، چاپ پانزدهم، 1419 هـ ق، ص 594 به نقل از ينابيع المودة .
[7] . انفال/39.
[8] . انبياء/105.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :