امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
556
اگر حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ پیغمبر خدا است به چه دلایلی باید پشت سر حضرت مهدی ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ نماز بخواند؟ چه برتری حضرت صاحب دارد؟

در پاسخ به سوال مورد نظر، توضیح و تبیین دو نکته لازم است: الف: تردیدی نیست که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ از پیامبران بزرگ الهی می باشد. از جمله پیامبران ( اولوالعزم ) است که دارای کتاب و صاحب شریعت بوده و در قرآن کریم به آن تصریح گردیده است: «هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمه (وجود با عظمت) از طرف خودش بشارت می دهد که نامش مسیح، عیسی پسر مریم است، در حالی که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیت و از مقربان (الهی) خواهد بود. و با مردم در گهواره و در حال کهولت (بر اساس بعضی از روایات، در آخر الزمان از آسمان خواهد آمد و در حال کهولت سن با مردم) سخن خواهد گفت و از صالحان (شایستگان) است. و به او کتاب و دانش (حکمت) و تورات و انجیل، می آموزد و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوی بنی اسرائیل (قرار داده که به آن ها بگوید:) من نشانه از طرف پروردگار شما، برای تان آورده ام، .... خداوند پروردگار من و پروردگار شما است، او را بپرستید، اینست راه راست.»[1]
بر اساس روایات صحیح و معتبری که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند، بعد از ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ حضرت مسیح خواهد آمد و پشت سر امام زمان ـ علیه السلام ـ نماز خواهد خواند و به عنوان وزیر اعظم و یا یکی از وزیران در دولت مهدوی، ایفاء نقش خواهد نمود: از رسول خدا نقل شده که فرمود: «همیشه طایفه اي از امت من در حالی که از پاکان اند در راه حق مبارزه می کنند، تا روز قیامت، پس عیسی بن مریم ـ علیه السلام ـ (از آسمان فرود) می آید، سپس امیرشان (حضرت مهدی ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ به حضرت عیسی) می گوید: بیا و برای ما نماز کن (یعنی امام جماعت باش) پس (حضرت عیسی ) می گوید: نه، بعضی از شما بر بعضی دیگر امیر (و فرمانروا) هستید، زیرا خداوند این امت (امت خاتم) را گرامی داشته است»[2] و از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده که فرمود: «...عیسی بن مریم قبل از قیامت (از آسمان) فرود می آید و پشت سر مهدی نماز می خواند...».[3]
ب: تردیدی نیست که بر اساس کتاب، سنت و اجماع، پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ افضل و برتر از همه انبیاء و پیامبران الهی می باشد، پس امیر المؤمنین و ائمه اطهار بعد از آن حضرت که در آفرینش با رسول خدا از یک نور که نور عظمت خداوند است آفریده شده اند نیز بر همه انبیاء به جز حضرت خاتم برتری و فضیلت دارند، و در قرآن کریم علی ـ علیه السلام ـ و ذریه پاک آن بزرگوار بر اساس آیه شریفه مباهله نفس پیامبر خوانده شده است: « فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن‏بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ»[4] پس هر کس با تو درباره بندگی و رسالت عیسی ـ علیه السلام ـ مجادله کرد، بعد از آگاهی و علمی که درباره او یافتی، به ایشان بگو بیائید ما فرزندان خود و شما فرزندان خود را، ما زنان خود و شما زنان خود را، ما نفوس خود (کسانی که بمنزله جان ما هستند) دعوت می کنم و شما نفوس خود را دعوت کنید. سپس مباهله می کنیم. «غالب مفسران و محدثان شیعه و سنی تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل شده است و منظور از (انفسنا) تنها علی ـ علیه السلام ـ بوده است و احادیث فراوانی در این زمینه نقل شده است»[5] بنابر این وقتی امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ و ائمه اطهار نفس رسول خدا باشد، همان گونه که پیامبر خاتم افضل و برتر از همه انبیاء می باشد ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ نیز برتر از همه انبیاء به جز پیامبر خاتم خواهد بود. «و این مطلبی است که علماء امامیه و مذهب حقّه اثنا عشری به آن معتقدند»[6] و وقتی خداوند متعال پیامبر و علی ـ علیهما السلام ـ را از یک نور آفریده و چنان چه پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «من و علی از یک نور (نور عظمت الهی که سائر ائمه نیز از آن خلق شده اند) آفریده شده ایم»[7] و وقتی پیامبر همان گونه که خود آن حضرت فرمود: «أنا سیّد ولد آدم»[8] سید و سرور اولاد آدم است، علی و ائمه اطهار بعد از آن حضرت نیز که در آفرینش از نور واحداند، سید و سرور و برترین اولاد آدم هستند. و نیز احادیث دیگری که مفاد آن ها این است که ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ و به ویژه امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ وارث علوم همه انبیاء و دارای ویژگی های آن ها به جز نبوت می باشند و حدیث شریفی که از رسول خدا روایت شده که عیسی بن مریم پشت سر حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ نماز می خواند، خود این حدیث نیز دلیل بر افضلیت ائمه ـ علیهم السلام ـ بر انبیاء به جز حضرت خاتم می باشد و این شبهه که سعد الدین تفتازانی از علماء اهل سنّت آن را طرح کرده که: «... عیسی پیامبر است و چگونه ممکن است که به (مهدی ـ علیه السلام ـ ) که نبی و پیامبر نیست اقتداء بکند پس آن چه گفته می شود که عیسی به مهدی ـ علیهما السلام ـ اقتداء می کند قابل استناد نخواهد بود؟!»[9] مطلبی است که نه تنها از ناحیه علماي شیعه مردود است، بلکه علماي اهل سنت نیز آن را قبول ندارند: سیوطی در کتاب (الحاوی للفتاوی) می گوید: (این شبهه تفتازانی از اعجب عجائب است، زیرا نماز عیسی پشت سر مهدی ثابت است به احادیثی صحیح (و معتبری) که از رسول خدا نقل شده و او مخبر صادقی است که خبرش قابل تخلّف نیست)[10] و ابن حجر که از علماء متعصب اهل سنت است در کتاب (صواعق المحرقه) خودش می گوید: «احادیثي که می گوید حضرت عیسی پشت سر حضرت مهدی نماز می خواند، در حد تواتر است»[11] و هیچ گونه مناقشه در آن جای ندارد. بنابراین در برتری ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ بر انبیاء به جز خاتم پیامبران ـ صلوات الله علیهم ـ جای تردید نیست و همان گونه که اشاره شد گذشته از آیه مباهله و احادیثی که در نکته دوم توضیح دادیم، خود همین حدیثی که مفاد آن اقتداء نمودن حضرت عیسی به حضرت مهدی ـ علیهما السلام ـ می باشد پاسخ روشنی به سوال مورد نظر است چون بر اساس این حدیث که در نکته اول عین الفاظ آن را ذکر کردیم. وقتی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به حضرت عیسی می گوید: بیا و برای ما نماز بخوان، یعنی امامت جماعت را بپذیر، حضرت عیسی در جواب آن حضرت می گوید: خیر، شما بعضی تان بر بعضی دیگر امارت دارید و خداوند این امت را گرامی داشته است. مشاهده می کنیم که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ بر برتری و افضلیت امام ـ علیه السلام ـ بر خودش و امت اسلامی بر ساير امم اعتراف می کند.
و در پایان لازم است به یک نکته مختصر و مفید دیگری اشاره نمائیم و آن این که: بر اساس معتقدات شیعه، دو امام در یک عصر اجتماع نمی کنند و در هر عصری باید فقط یک امام وجود داشته باشد و لو افرادی وجود داشته باشند که صلاحیت امامت را داشته باشند، بنابر این در عصر، ظهور امام زمان ـ علیه السلام ـ امامت تامّه و مطلقه دارد و حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ با وجود این که از پیامبران بزرگ الهی است ولی دارای سمت امامت در عصر ظهور نیست. بنابراین اولاً، امام بر غیر امام افضل است؛ و ثانیاً، نزول حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در عصر ظهور به عنوان یک پیامبر صاحب شریعت و قانون مستقل قابل اجراء، دلیلی ندارد و آن چه از روایات استفاده می شود این است که آن حضرت به عنوان وزیر و مشاور و فرمانده در دولت مهدوی فعالیت می کند.
 
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ تفسیر نمونه ج2، ذیل آیه مباهله.
2ـ تفضیل الائمه علی الانبیاء ـ علیهم السلام ـ تألیف سید علی میلانی.
3ـ و اصول کافی، ج2، ترجمه و شرح آیت الله محمد باقر کمره اي.
 
پي نوشت ها:
[1] . آل عمران / 45، 46، 48، 49، 51.
[2] . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 600.
[3] . همان منبع.
[4] . آل عمران / 61.
[5] . تفسیر نمونه، ج2، ص 583.
[6] . میلانی، سید علی، تفضیل الائمه علی الانبیاء ـ علیهم السلام ـ، ص 9،
[7] . میلانی، سید علی، تفضیل الائمه علی الانبیاء ـ علیهم السلام ـ، ص13.
[8] . همان منبع.
[9] . میلانی، سید علی، تفضیل الائمه علی الانبیاء ـ علیهم السلام ـ، ص 29.
[10] . همان منبع.
[11] . همان منبع، الصواعق المحرقه، ص 99.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :