امروز:
جمعه 4 فروردين 1396
بازدید :
417
در بعضي از روايات آمده است كه برخي از ياران امام زمان ـ عليه السّلام ـ در هنگام ظهور آن حضرت به ايشان شك و ترديد مي ورزند. ضمن نقل آن روايات، تعداد آن افراد را بنويسيد.

با استفاده از روايات ويژگي ياران مهدي موعود را مي توان در سه محور اساسي برشمرد:
1. قهرمانان تقوا و پاكدامني و اخلاق و عبوديّت.[1]
2. عاشقان حقيقي امام مهدي ـ عليه السّلام ـ و فرمانبرداري محض از او.[2]
3. بي قراران ايثار و شهادت «في سبيل الله».[3]
4. پهلوانان جسمي و نيرومندان عضلاني كه اكثراً جوان اند.[4]
بي شك ياران زبده و سپاهيان حقيقي ارتش مهدي موعود ـ عليه السّلام ـ كه در رأس آنان 313 نفر[5] از پيش قراولان توحيد و عبوديّت كه هستة مركزي اين حركت عظيم مهدوي را فرماندهي مي كنند، داراي ويژگيهاي فوق مي باشند. اين افراد ياران حقيقي و منتظران خودساخته و ياوران درجة اول امام مهدي(عج) بوده كه لحظه اي به امام و راه او شك و ترديد نخواهند داشت. البته خارج از اين افراد، افرادي بد دل، مقدس نماهاي كج فهم و به ظاهر مسلمانانِ منافق با حضرت مخالفت مي نمايند. اين افراد كه به ظاهر دغدغة عدالت داشته و مدّعي ياران حضرت مي باشند، در آزمايشي كه حضرت از ياران خود به عمل آورده[6]
 مردود شده و ماهيّت حقيقي خود را به نمايش مي گذارند.
امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: ... حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ به سوي كوفه رهسپار شده و در آن جا شانزده هزار نفر از فرقة بَتريّه[7] مجهز به سلاح، در برابر حضرت مي ايستند؛ آنان قاريان قرآن و دانشمندان ديني بوده كه پيشاني هاي آنان از عبادت بسيار، پينه بسته،‌چهره هاي شان در اثر شب زنده داري زرد، و نفاق سراپاي آنها را پوشانده است. آنان يك صدا فرياد مي زنند: اي فرزند فاطمه! از همان راه كه آمدي بازگرد، زيرا به تو نيازي نداريم. حضرت همه را از دم تيغ مي گذراند.[8] فضيل مي گويد، امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: هنگامي كه قائم ما قيام كند، بيش از آن چه پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ از جاهلان دوران جاهليت ناراحتي ديد. از جاهلان رنج و ناراحتي خواهد ديد پرسيدم: چگونه و چرا؟ فرمود: پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله و سلّم ـ در روزگاري مبعوث شد كه مردم سنگ و چوب و بت هاي تراشيده شده را مي پرستيدند، ولي قائم ما در روزگاري قيام مي كند كه با قرآن، عليه حضرت احتجاج مي كنند و آيات را عليه او تأويل مي برند.[9] امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: هنگامي كه حضرت قائم ـ عليه السّلام ـ قيام كند گروهي از دين و ولايت خارج مي شوند؛ در صورتي كه پنداشته مي شد كه آنان از پيروان حضرت مي باشند. همچنين افرادي ولايت حضرت را مي پذيرند؛ در حالي كه مانند آفتاب پرستان و ماه پرستان مي باشند (منافق اند)[10]
بنابر اين بيان مي توان گفت: مسئلة ياران امام مهدي ـ عليه السّلام ـ يك مسئلة تشكيكي و متفاوت بوده و دست كم به دو قسمِ، ياران واقعي و زبده هاي آزموده شده  و ياران مدّعي و مقدس مآبان كج انديش منافق صفت تقسيم مي شوند. اينان همانا خوارج مكتب مهدوي بوده كه ريشة آنان به دست مهدي موعود خشكانده خواهد شد.[11] و اما ياران حقيقي آنحضرت هيچگاه در ايشان شك و ترديدي نداشته و ندارد و ترديدكنندگان قطعاً يار ايشان نبوده و اگر ظاهراً ابراز همكاري كنند از روي نفاق است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. چشم اندازي به حكومت مهدي ـ عليه السّلام ـ ، نجم الدين طبسي، دفتر نشر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم، 1380 ش.
2. مهدي موعود، محمدباقر مجلسي، ترجمة حسن بن محمد ولي اروميه اي، نشر مسجد مقدس جمكران، قم، چاپ اول، 1376، دو جلدي.

پي نوشت ها:
[1] . مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ق، ج52، ص308 و 386.
[2] . همان، ص 308 و 310 و 341.
[3] . محدث نوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، 1408ق، ج11، ص 114.
[4] . طوسي، غيبة، مؤسسه معارف اسلامي،  1411 ق، ص284؛ نعماني، محمد بن ابراهيم، غيبة، تهران، مكتب الصدوق، 1397 ق، ص 315؛ مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ق، ج52، ص317 و 318 و 327 و 372.
[5] . صدوق، كمال الدين، قم، دارالكتب الاسلاميه، 1395 ق، ج2، ص654.
[6] . مقدسي شافعي، يوسف بن يحيي، عقد الدرد في اخبار المنتظر، قاهره، نشر عالم الفكر، ص96.
[7] . بتريّه (ابتريّه) از فرق زيديه و پيروان حسن بن صالح بن حيّ و كثير النواء شاعر معروفند كه او را ابتر لقب داده بودند. ايشان از هواخواهان استوار علي ـ عليه السّلام ـ بوده و مي گفتند كه مخالفان وي اهل دوزخند لكن بيعت با ابوبكر و عمر را درست دانسته و دربارة عثمان خاموش بودند. گروهي از آنان معتزلي گروهي شافعي و گروهي مذهب شيعه را اختيار كرده بودند. ر.ك. فرهنگ فرق اسلامي، ‌محمد جواد مشكور،  با مقدمه و توضيحات،  كاظم مدير شانه چي، نشر بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، چاپ سوم، 1375، و نيز ملل و نحل شهرستاني، ج 1، ص 161.
[8] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، ج 82، ص 328 و 598، ؛ طوسي، غيبة، مؤسسة معارف اسلامي، 1411ق، ص283.
[9] . مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، ج52، ص328و362؛ نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبه، تهران، مكتب الصدوق، 1397 ق، ص297.
[10] . طوسي، غيبة، مؤسسة معارف اسلامي، 1411 ق، ص273.
[11] . ر.ك. علي بن حسين مسعودي، مروج الذهب، بيروت، دارالاندلس، ج2، ص418.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :