امروز:
چهار شنبه 7 تير 1396
بازدید :
431
مراد از آيه « وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا (١٥٩،نساء)» حضرت مهدي يا عيسي؟

آيه فوق راجع به حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ مي باشد. زيرا در دو آيه قبل خداوند راجع به حضرت عيسي و اينكه خداوند متعال او را به سوي خود، بالا برده سخن به ميان آورده است. در اين آيه، ضمير در كلمه «به» و در كلمه «يكون» به عيسي ـ عليه السلام ـ بر مي گردد و امّا در مورد مرجع ضمير در كلمة «قبل موته» دو احتمال وجود دارد كه بنابر هر دو احتمال، آيه ترجمه مي شود:
1. هر يك از اهل كتاب (مسيحيان و يهوديان) قبل از مردنش به عيسي، ايمان مي آورد. يعني لحظه اي قبل از مردن، برايش روشن مي شود كه عيسي، رسول خدا و بنده حقيقي او بوده. چيزي كه هست، ايمان آوردن به وي (عيسي) در اين لحظه يعني در دم جان دادن، سودي به حال او ندارد و عيسي در روز قيامت، عليه همه اهل كتاب، شهادت خواهد داد. چه به وي، ايماني سودمند آورده باشند و چه ايمان بي فايده و به عبارت ديگر، چه اينكه در طول زندگي به وي ايمان داشته باشند و چه در دم مرگ ايمان آورده باشند.
2. بعضي ديگر گفته اند: منظور از ايمان آوردن اهل كتاب به عيسي قبل از مرگ عيسي و ايمان آوردن شان در هنگام نزول آن جناب از آسمان است.[1]
در تفسير قمي،در ذيل آيه شريفه «و إن من أهل الكتاب إلّا ليؤمننّ به قبل موته ...» آمده است: از شهر بن آشوب چنين نقل شده كه حجّاج به من گفت: اي شهر! يك آيه از قرآن مرا متحيّر كرده، نمي فهمم معنايش چيست؟ پرسيدم: اي امير! آن كدام آيه است؟ گفت: آيه «و ان من اهل الكتاب إلّا ليومننّ به قبل موته» است. با اينكه به خدا سوگند، دستور مي دهم گردن يك يهودي و يا مسيحي را بزنند و خودم تا آخرين رمقش مي ايستم و به دقّت نگاه مي كنم ببينم لب ها را تكان مي دهد و به حقانيّت عيسي مسيح، شهادت مي دهد يا نه، چيزي نمي بينم. بلكه لب ها هم چنان بسته است تا بدن سرد مي شود، با اين حال چطور آيه قرآن، خبر مي دهد كه هر يهودي در دم مرگش به عيسي، ايمان مي آورد؟ من به او گفتم: خدا امير را اصلاح كند. معناي آيه شريفه آنطور كه تو فهميدي، نيست. پرسيد: پس به چه معنا است؟ گفتم: عيسي قبل از برپا شدن قيامت، از آن جا كه هست (آسمان) نازل مي شود و هيچ اهل ملّتي باقي نمي ماند، نه يهودي و نه غير يهودي، مگر آنكه قبل از مرگ وي، به وي ايمان مي آورند و او دنبال مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ به نماز مي ايستد. حجّاج چون اين بشنيد، از در تعجّب گفت: واي بر تو! اين سخن را از كي آموختي و از چه كسي نقل مي كني؟ گفتم: محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب، آنرا برايم نقل كرد. پاسخ گفت: به خدا سوگند كه از سرچشمه اي زلال گرفته اي.[2]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1- تفسير نور (محسن قرائتي)، راجع به تفسير آيه 159 سوره نساء.
2- ترجمه تفسیر امیزان،ج5.

پي نوشت ها:
[1] . طباطبائي، سيد محمدحسين، ترجمه تفسير الميزان، مترجم: سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1363 ش، ج 5، ص219 (با تصرف) و تفسير نمونه، ج4، ص203 و 204 (به همين مضمون).
[2] . ترجمه تفسير الميزان، ج5، ص233.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :