امروز:
يکشنبه 1 مرداد 1396
بازدید :
704
درباره برزخ، چگونگي حيات برزخي، و فشار قبر توضيح دهيد؟ آيا عذاب قبر روحي است يا جسمي؟عذاب قبر كساني كه در دريا غرق مي شوند يا توسط درندگان از بين مي روند چگونه است؟ آيا شهيدان عذاب قبر دارند؟

برزخ
واژه «برزخ» در اصل به معني چيزي است كه در ميان دو چيز حايل مي شود، روي همين جهت به عالمي كه ميان عالم دنيا و عالم آخرت قرار گرفته برزخ گفته مي شود.[1]
مطابق آنچه از آيات قرآن كريم و رواياتي كه از رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه وآله ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ رسيده است، استفاده مي شود كه هيچكس بلافاصله پس از مرگ وارد صحنه قيامت كبري نمي شود، زيرا قيامت كبري مقارن است با انقلاب ها و دگرگوني هايي که در همه موجودات زميني و آسماني، صورت مي گيرد هنگامي كه قيامت كبري برپا شود هيچ چيزي در وضع خود باقي نمي ماند.[2]

دليل نقلي
از ميان آيات قرآن آيه اي که به صراحت برزخ را مطرح مي کند آيه ي 99 و 100 سوره مومنون مي باشد در اين آيه مي خوانيم. «حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحاً فيما تركت كلاًّ انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الي يؤم يبعثون[3]». تا زماني كه مرگ يكي از آنان (كافران) فرا رسد، مي گويد: پروردگار من، مرا باز گردانيد شايد در آنچه بجا گذاشتم و كوتاهي نمودم عمل صالح انجام دهم. ولي به او مي گويند: چنين نيست. اين سخني است كه او به زبان مي گويد; و اگر باز گردد كارش همچون گذشته است و پشت سر آنان برزخي است تا روزي كه برانگيخته شود. در اين آيه مباركه «برزخ» به صراحت و روشني ذكر شده است. امام صادق ـ عليه السلام ـ در بيان آيه مباركه فرموده: «البرزخ: القبر، و هو الثواب والعقاب بين الدنيا والاخرة»[4] برزخ همان قبر است كه در ميان دنيا و آخرت قرار دارد، كه مؤمنين و نيكوكاران در آنجا در لذت هستند، كافران و بدكاران در عذابند.
و اما روايات پيرامون برزخ در حد تواتر است که به یک نمونه اشاره می شود. اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ كه هنگام مراجعت و بازگشت از جنگ صفين در كنار قبرستاني كه پشت دروازه شهر كوفه بود ايستاد و با ارواح مردگان چنين فرمود:«يا اهل الديار الموحشة،...انتم لنا فرط و نحن لكم تبع لاحق، اما الدور فقد سكنت، و اما الزواج فقد تكحت، و اما الاموال فقد قسمت، هذا الخبر ما عندنا، فما خبر ما عندكم؟[5]» شما بر ما پيش قدم شديد و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد، خانه هايتان را ديگران ساكن شدند، همسرانتان به ازدواج ديگران در آمدند، اموالتان تقسيم شد! اينها خبرهائي در نزد ماست، نزد شما چه خبر است؟ آنگاه رو به ياران كرد و فرمود: آگاه باشيد اگر به اينها اجازه ي سخن گفتن داده شود به شما خبر مي دهند كه بهترين زاد و توشه در سفر آخرت پرهيزگاري است.[6]

حيات برزخي چگونه است؟
اصل وجود عالم برزخ به استناد آيات و روايات معصومين ـ عليه السلام ـ مسلم است، اكنون مهم اين است كه بدانيم حيات برزخ چگونه است؟ و روح انسان بعد از جدا شدنش از بدن، وقتي كه به عالم برزخ منتقل مي شود، در آنجا چگونه زيست مي كند.
آنچه از روايات استفاده مي شود اين است كه روح انسان بعد از پايان زندگي اين جهان در اجسام لطيفي قرار مي گيرد، كه نه بكلي مجرد است، و نه مادي محض، و چون همانند عالم جسماني است به آن «قالب مثالي» يا «بدن مثالي» مي گويند، كه از بسياري از عوارض مادي دنيا بركنار است.[7]
كليني (ره) در روايت معتبر از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل مي كند كه يكي از يارانش مي پرسد عده اي معتقدند كه ارواح مؤمنين در چينه دان پرندگان سبز رنگي قرار مي گيرند؟ در جواب فرمود«المومن اكرم علي اللّه من ان يجعل روحه في حوصلة طير، ولكن في ابدان كابدانهم»[8] مؤمن گرامي تر است نزد خداوند از اين كه روحش در چينه دان پرنده ي قرار دهد، بلكه ارواح آنها به بدنهاي شبيه به بدنهاي دنيوي قرار مي گيرد.
روح انسان وقتي كه به عالم برزخ منتقل مي شود[9]، وارد مرحله اي ديگر از حيات مي گردد، واقعيت هايي را در دنيا درك نكرده بود، در آنجا به آن آگاه مي گردد، و همه چيز را درک مي كند، از چيزهايي لذت مي برد و از چيزهايي ديگر رنج و عذاب مي كشد، لذت و رنج در عالم برزخ مربوط است به نوعي رفتار و اخلاقي،... كه در اين دنيا داشته است، كافران و بدكاران آنجا در عذابند. لذا آرزوي بازگشت به دنيا را دارند تا كارهاي شايسته و... انجام دهد و از عذاب هولناك برزخ نجات يابند، اما هرگز بازگشت ممكن نيست، اين نكته از آيات قرآن مجيد استفاده مي شود[10].»
ارواح مومنين و نيكوكاران در عالم برزخ از لذتهاي بهشت (نه بهشت جاويدان) بهره مند مي گردند و با فرشتگان در گفت و شنود هستند، خداوند مي فرمايد: «الذين يتوفاهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا بما كنتم تعلمون»[11] همانها كه فرشتگان مرگ روحشان را مي گيرند در حالي كه پاك و پاكيزه اند، به آنها مي گويند: سلام بر شما وارد بهشت شويد به خاطر اعمالي كه انجام مي داديد.

فشار قبر
در آغاز لازم است كه درباره واژه «قبر» توضيحي داده شود، آيا مقصود از قبر همان قبر خاكي و متعارف است؟ يا منظور چيز ديگري است؟ امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «البرزخ: القبر،...[12]». عالم برزخ، قبر است; ايشان در روايت ديگر فرمودند: «القبر منذحين موته الي يوم القيامة» مقصود از قبر برزخ انسان است كه از لحظه ي مرگ تا روز رستاخيز است.[13]
از اين روايت و از رواياتي كه درباره ي عذاب قبر وارد شده است[14]، استفاده مي گردد كه منظور از قبر عالم برزخ است، نه اين «قبر خاكي».
پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه وآله ـ فرمود: «القبر روضة من رياض الجنّة اوْ حفرة من حفر النيران و كان ـ صلي الله عليه وآله ـ يقول في آخر صلواته: «اعوذ بك من عذاب القبر.» قبر باغي است از باغ هاي بهشت، يا گودالي است از گودال هاي جهنم، حضرت در آخر نمازش به خداوند عرض كرد: خدايا پناه مي برم به تو از عذاب قبر[15].
در حديثي ديگر از پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه وآله ـ نقل شده است كه حضرت فرمود: «أنه ليس من المؤمن الاّ و له ضمّة»[16] هيچ مومني نيست كه فشار قبر نداشته باشد، و آن را كفاره و جبران گناه اسراف نعمت هاي الهي مي داند كه انجام داده است.[17] پس عذاب قبر از جمله مسلمات دين اسلام است و با توجه به مضامين رواياتي که در اين باب آمده است فشار قبر و عذابي که در قبر بر هر مرده اي وارد مي شود مربوط به قبر خاکي و بدن مادي او نيست بلکه مراد عذابي است که در برزخ بر روح و جان او وارد مي شود.
آيا عذاب قبر روحي است يا جسمي؟ و كساني كه در دريا غرق مي شوند عذاب قبرشان چگونه است؟
همانگونه که بيان شد اخبار و رواياتي كه به ما رسيده است دلالت مي كند كه عذاب، مربوط به روح است، از جمله آن روايات اين است كه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: ارواح مومنان در خانه هايي از بهشتند، از غذاهاي آنجا مي خورند و از نوشيدني هاي آنجا مي نوشند. پيوسته مي گويند: پروردگارا قيامت را برپا كن و وعده هاي خود را درباره ما محقق ساز، و از ارواح مشركان پرسيدند، فرمود: ارواح مشركان در آتش معذّبند، مي گويند: پروردگارا قيامت را برپا مكن و وعده هاي خود را درباره ما محقق نساز[18] از متون ديني استفاده مي شود كه عذاب قبر مربوط به روح است. حتي اين عذاب هاي دنيوي نيز مربوط به روح است، و اگر روح در بدن نباشد، شكنجه و آزار قابل درك نيست و بنا بر اين، مُدرِك و چشنده عذاب روح است[19]. آنچه تا كنون اثبات شد اين است كه عالم برزخ واقعيت دارد و در حقيقت قبر همان عالم برزخ است، و چشنده و درك كننده عذاب روح است، بنابراين روح انسان يا با مرگ در باغ هايي از باغ بهشت قرار مي گيرد و يا در گودالي از گودال هاي جهنم. در برزخ يا جانش با اين بدن برزخي متنعم است و يا جانش با آن بدن برزخي معذب مي شود لذا اگر كافر بد انديشي طعمه طوفان دريا شود و در همان دل دريا هم جسدش سرد شود، جانش در آتش است، آتش برزخ، آتشي است كه در درون طوفان دريا زبانه مي كشد، خداوند درباره قوم نوح فرموده: «مما خطياتهم اغرقوا فادخلوا نارا»[20] قوم نوح در اثر فساد و تبهكاري ديرين غرق شدند و پس از غرق شدن با آتش سوختند[21] بنابراين در صدق عذاب و فشار قبر نياز نيست كه مرده درون قبر خاكي قرار گيرد. بلكه در هر كجا جان از بدنش جدا گردد اگر اهل عذاب باشد، مورد عذاب قرار مي گيرد، حتي رواياتي داريم كه همان دريا، هوا و... قبر او شده و فشار بر او وارد مي گردد.[22]
آيا شهداء عذاب قبر دارند؟
شهداء از جمله کساني هستند که نزد خداوند از منزلت و مقام والايي برخوردار هستند خداوند درباره شهيد فرموده: «ولا تقولوا يقتل في سبيل اللّه اموات، بل احياء و لكن لا تشعرون»[23] آنها كه در راه خدا كشته مي شوند نگوئيد كه مرده اند، بلكه آنان زنده اند ولي شما نمي دانيد، و در جاي ديگر مي فرمايد: «و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل اللّه امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»[24] هرگز گمان مبر كساني را كه در راه خدا كشته شدند مردگانند! بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند. پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه وآله ـ فرمودند: «من لقي العدد فصبر حتي يقتل او يغلب لم يفتن في قبره»[25] كسي كه با دشمن روبرو شود و پايداري كند تا كشته شود يا پيروز گردد در قبر خود گرفتار نشود. در حديثي ديگر مي فرمايد: درخشش برق شمشيرها بر فراز سر او براي گرفتاري وي كافي است، از عذاب قبر.[26] شهيد خواه بدنش با گلوله هاي دشمن سوراخ، سوراخ گردد، و روحش به سرايي جاويدان پرواز كند، يا طعمه امواج دريا گردد و غرق شود و يا توسط كفار و دشمن در آتش دنيايي شربت شهادت بنوشد، روحش در بوستان بهشتي سير مي برد و از لذت هاي آن بهره مند مي گردد، و در قبر آسايش و آرامش دارند.[27]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ آية اللّه عبداللّه جوادي آملي، تفسير موضوعي، ج2، تهران: نشر رجاء، چ 2، 1366.
2ـ علي محمد اسدي، حيات پس از مرگ، قم: دفتر تبليغات اسلامي; 1362.
3ـ سيد عبدالحسين دستغيب، برزخ، شيراز: كانون تربيت، 1365.
4ـ احمد زمرديان، حقيقت روح، تهران: دفتر نشر فرهنگ الامي، چ 1، 1368.
5ـ محمد حسين حسيني تهراني، معادشناسي، ج 2 - 1، تهران: حكمت، 1360.
6ـ آية اللّه جعفر سبحاني، خداوند و معاد، قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1362.
7ـ آية اللّه جعفر سبحاني،منشور جاويد، ج 9، قم: مؤسسه سيدالشهداء، چ 1.
8ـ آية اللّه ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 5، قم: مدرسه اميرالمؤمنين.
9ـ علامه محمد حسين طباطبائي، معاد در الميزان، مترجم، محمد تقي مصباح يزدي، قم: نور فاطمه، 1360.
10ـ مرتضي مطهري، مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي; زندگي جاويد يا حيات اخروي، قم: انتشارات صدرا.

پي نوشت ها:
[1]ـ راغب اصفهاني، المفردات: ص 43، (دفتر نشر الكتاب).
[2]ـ مطهري، مرتضي، مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي زندگي جاويد يا حيات اخروي، قم، انتشارات صدرا، ص 496.
[3]ـ مؤمنون/ 100 - 99.
[4]ـ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ 12، ج 6، ص 218، باب احاول البرزخ، ح 3.
[5]ـ نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 130.
[6]ـ حضرت رو به ياران كرد: ثم التفت الي اصحابه فقال: اما لواذن لهم في الكلام لاخبرو كم ان خير الزاد التقوي. همان مدرك.
[7]ـ مكارم شيرازي، پيام قرآن، انتشارات مدرسه اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ ، ج 4، ص 465 و 463،
[8]ـ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج6، ص268 و 269، باب احوال البرزخ، ح 119 و 124، و كليني، محمد بن يعقوب، فروع كافي، بيروت، دارالاضواء، 1405 هـ . ق، ج 3، ص 244، باب آخر في ارواح المومنين.
[9]ـ جوادي آملي مي فرمايد: خداي متعال در برزخ بدن كه مناسب با روح باشد به او مرحمت مي كند كه همين شخص دوباره در قيامت كبري به همين بدن اوليش به اذن خداوند تعلق بگيرد و ارتباطي برقرار كند. تفسير موضوعي، انتشارات مركز فرهنگي رجاء، ج 2،ص 507، درس پانزدهم.
[10]ـ مومنون/ 100 - 99.
[11]ـ نحل/ 32.
[12]ـ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، دارالاحياء التراث العربي، ج 6، ص 205، باب احوال البرزخ.
[13]ـ بحارالانوار، بيروت، دارالاحياء التراث العربي، ج 6، احوال البرزخ، حديث 116.
[14]ـ همان مدرك، مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 6، ص 272، باب احوال البرزخ، «الحكام في عذاب القبر السمع دون العقل».
[15]ـ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، دارالاحياء التراث العربي، ج 6، ص 205، باب احوال البرزخ.
[16]ـ همان، ص 221، ح 19 - 16.
[17]ـ همان، 261.
[18]ـ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، دارالاحياء التراث العربي، ج 6، ص 234، باب احوال البرزخ، حديث 49.
[19]ـ قرائتي، محسن، اصول عقائد، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، ص 469.
[20]ـ نوح/ 25.
[21]ـ جوادي آملي، عبداللّه، تهران، مركز نشر فرهنگي رجاء، چ1، 1364، ج 2، ص 505 – 504.
[22]ـ ر.ك: كليني، فروع كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 241، بحارالانوار، ج 6، باب احوال البرزخ، بيروت، دارالاحياء التراث العربي، ص 266 و 112.
[23]ـ بقره/ 154.
[24]ـ آل عمران/ 169.
[25]ـ محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، حميد رضا مشايخي، قم، دارالحديث، چ1، ج 6، باب شهادت و عذاب قبر.
[26]ـ همان مدرك، «لماسئل عن عدم افتتان الشهيد في القبر؟ قال: كفي ببارقة السيوف علي راسه فتنة».
[27]ـ جوادي آملي، عبداللّه، تفسير موضوعي، مركز نشر فرهنگي رجاء، چ 2، 1364، ص 506 - 503، درس 33، ح 2.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :