امروز:
پنج شنبه 1 تير 1396
بازدید :
628
آيا همة انسانها فشار قبر دارند؟ چه كساني رهايي پيدا مي كنند؟

در روايات ديني از ميان عذاب هاي قبر, به يك نوع عذاب جداگانه اشاره شده كه از آن تعبير به فشار قبر شده است. برخي روايات اين عذاب را عام مي دانند كه شامل حال مؤمنان مي شود.
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ پس از خاكسپاري جنازة سعد بن معاذ صحابي فرمود: هيچ مؤمني نيست كه فشار قبر نداشته باشد.[1] اگر كسي از فشار قبر رهايي مي يافت سعد بن معاذ استحقاق بيشتري داشت. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ سؤال شد: آيا كسي از فشار قبر رهايي مي يابد؟ فرمود: از آن به خدا پناه مي برم؟ چه بسيار اندك اند كساني كه از عذاب قبر نجات يابند.[2]
در برخي از روايات اهل سنت نيز عذاب قبر متوجه همه معرفي شده است: مردگان در قبرشان عذاب مي شوند تا آنجا كه حيوانات صداي عذاب آن ها را مي شنوند.[3]
از اين روايات بر مي آيد كه كافر، مؤمن و مستضعف همه فشار و عذاب قبر دارند. برخي منابع عذاب و فشار قبر را تنها مربوط به كساني مي دانند كه در قبر مورد سؤال قرار مي گيرند و كساني كه مورد مؤاخذه و سؤال قرار
نگرفته اند(ديوانگان و بچه ها و مستضعفين) عذاب قبر ندارند.[4]
روايات ديگر عذاب و فشار قبر را از مؤمن به دور مي دانند، حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ در پاسخ ابوبصير فرمودند: هيهات ما علي المؤمنين فيها شيء[5] دور باد هرگز چيزي از فشار قبر بر مؤمنين نيست.
در توجيه اين روايت ممكن است گفته شود اين كه مؤمنان عذاب و فشار قبر ندارند مراد عذاب و فشار قبر شديد باشد، يا اين كه گفته شود، مؤمن عذاب و فشار قبر  تنبيهي و از باب غضب الهي ندارد بلكه اگر فشاري دارد به خاطر لطف و كفارة گناهان او مي باشد.
چنان كه حديث مي فرمايد: فشار و عذاب قبر براي مؤمن كفارة (تاوان) كارهايي است كه انجام داده است مانند ضايع كردن نعمت هاي الهي.[6]
و نيز در حديث ديگر ضمن تفسير آية قرآن آمده است: فيومئذ لا يسأل عن ذنبه[7] فرمودند: اين ها كه روز قيامت از گناهانشان سؤال نمي شود، كساني اند كه از اميرمؤمنان پيروي كرده اند و از دشمنانش بيزاري جسته اند, حلالش را حلال, حرامش را حرام داشته اند؛ منتهي گناهاني داشته اند كه موفق به توبه نشده اند خداوند آن ها را در برزخ عذاب مي كند تا در قيامت پاك شوند.
قانون كلي عذاب و فشار قبر بيان شد، اما بايد دانست كه برخي از افراد به تصريح برخي از روايات از عذاب قبر معاف شده اند و نيز برخي از كارهاي خوب و مرگ در برخي از ساعات موجب كاهش و يا آمرزش فشار قبر مي شود.
رقيّه دختر گرامي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از كساني است كه خود رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ برايش طلب بخشش از عذاب قبر فرمود و خداوند هم او را رهايي بخشيد.[8]
فاطمه بنت اسد مادر امام علي ـ عليه السّلام ـ با دعاي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و تدفين در پيراهن مبارك او شامل آمرزش عذاب قبر شد.[9]
افراد ذيل نيز از عذاب و فشار قبر معاف اند:
كساني كه تلقين سوم شده اند، يعني پس از خاكسپاري روي قبر او عقايد ديني ياد آور مي شود.
كساني كه از ظهر پنج شنبه تا ظهر جمعه از دنيا رحلت کرده اند.[10]
كساني كه در قبر همراهشان جريدتين گذاشته اند، يعني دو شاخه چوب سبز همراه او دفن كنند.
كساني كه  چهل نفر يا بيشتر به خوبي او شهادت دهند و از خداوند براي او طلب مغفرت كنند.[11]
كساني كه ركوع نمازشان كامل و تمام باشد.[12] خواندن سورة نساء در هر جمعه، مداومت بر خواندن سورة زخرف، نماز شب، دفن شدن در سرزمين نجف اشرف و ...[13]
اما عذاب و فشار قبر براي انبياء و امامان معصوم ـ عليه السّلام ـ مانند سؤال در قبر از آنها جايي تصريح نشده است و بر اساس قواعدي كه دربارة فشار قبر بيان شد، هرگونه عذاب و فشاري از وجود مبارك آن ها به دور است چون نه گناهي دارند كه از باب كفاره و لطف عذاب شوند و نه هيچ كدام عاملي براي اين گونه عذاب ها در مورد آن ها صادق است.
اما شهداء در فرهنگ قرآني و روائي جايگاه ويژه دارند. از برخي امور  دنيايي و آخرتي استثناء شده اند از جمله،
بي نيازي از كفن و غسل در صورتي كه در معركة جنگ به شهادت برسند.[14] و همين طور بي نيازي از پرسش و پاسخ در قبر، از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ سؤال شد، چرا شهيد در قبر مورد امتحان و آزمايش قرار نمي گيرد؟ فرمود: همان برق هاي شمشير كه بر سرش فرود مي آيند كفايت مي كند.[15]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. منازل الآخره، شيخ عباس قمي.
2. تفسير موضوعي، ج4، مواد در قرآن، آيت الله جواد آملي.
3. معاد، آيت الله دستغيب.

پي نوشت ها:
[1] . محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج6، ص 221، حديث 19 و ص 221، حديث 16، دارالكتاب الاسلاميه، تهران، بي تا.
[2] . كليني، محمد بن يعقوب، الفروع من الكافي، بيروت، دارالتعارف، چاپ سوم، 1401، ج3، ص236، حديث 6، بحار الانوار، ج 6، ص 261، حديث 102، فيض كاشاني، محمد محسن، علم اليقين، چاپ اول بيدار، 1377، ج 2، ص 1068.
[3] . سيوطي، جلال الدين، شرح الصدور، بيروت، دار ابن كثير، چاپ دوم، 1413، ص 225.
[4] . مجلسي، حق اليقين، ص 488.
[5] . الفروع من الكافي، ج3، ص 130.
[6] . بحار الانوار، ج 6، ص 221.
[7] . الرحمن/ 39.
[8] . الفروع من الكافي، ج3، ص 241، حديث 18.
[9] . رضواني، محسن، گفتار صدوق، انتشارات قائم، چ يازدهم، 1403، مجلسي، حق اليقين، ص 482.
[10] . مجلسي، محمد باقر، حق اليقين، ج2، ص390.
[11] . قمي، عباس، منازل الاخرة، چاپ قايم، بي تا، ص 30 ـ 26.
[12] . عبدالله شبّر، حق اليقين، ج2، ص391 و بحارالانوار، ج6، ص 244.
[13] . قمي، عباس، منازل الاخرة، چاپ قايم، بي تا، ص 30 ـ 26.
[14] . طوسي، تهذيب الاحكام في شرح المقنعه، ج6، ص 140، (321،7).
[15] . کليني، فروع الكافي، ج5، ص 56، كتاب الجهاد، فضل الشهادة، حديث5.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :